798 در قلب هر رهگذر غنچه ی پژمرده ای شکفت

چرا شاعر دل گرفته را به غنچه و خنده را به گل نسبت داده است ؟
غنچه با دل گرفته گفت:
زندگی
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر میکنی
کدام یک درست گفته اند
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد اوگل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه کرده است! قیصر امین پور منبع: http://roodavar. /post-174.aspx
دیروز صبح بیدار شدم و دیدم شعله حالش بده. شعله کیه؟ گلدون من. بعد از اینکه تصمیم گرفتم یا ماهی ب م یا گل و این تصمیمو گفتم که میخوام دور میدون مادر پیاده شم یه گلدون گل ب م، مامانم خیلی خودجوش با دوتا گلدون گل کوچیک اومد خونه. یکی واسه من یکی خواهرم. منم هرچند وسواس زیادی در انتخاب شدن چیزا توسط خودم دارم، با این یه مورد کنار اومدم و گل زردمو بین اون دوتا انتخاب و اولین اسمی که به ذهنم رسید شعله بود.

شعله پژمرده شد و من آبش دادم یه کم، گذاشتمش بیرون جلو آفتاب ولی بدتر شد. آوردمش تو و نشستم پیشش و اشکم درومد. مامانم مثل همه مامانا دلش گرفت گوشیو برداشت زنگ زد گلفروشه. ماجرا از این قرار بود که این مسئله خیلی عادی بود. گلفروش گفت خب گلاش که تا ابد نمیمونن. اونا میوفتن باز درمیاره. مامانم اومد سه تا گل پژمرده ای رو کم من با چشمای اشکی زل زده بودم بهشون کنار زد و سه تا غنچه نشونم داد.

شگفت زده شدم. با خودم گفته بودم گل منو دوست نداره که پژمرده شده. آخه مال خواهرم سالم بود. ولی شعله داشت باهام حرف میزد. می گفت فافا خانوم گلات ریخت؟ اشکال نداره دختر، غنچه میکنی باز.



+ باز همشهری داستان تموم شد. دروغ چرا، ش ت دلم..
+ غصه خوردی و ۹۳ تموم شد، غصه خوردی و ۹۴ تموم شد،
غصه خوردی و ۹۵ تموم شد.
غصه هات دوزار نمی ارزه دختر. با غصه هیچی عوض نمیشه. اصلا دلیل غصه هات عوض نمیشه. تو عوض شو از این منفعلی دربیا دیگه ام غصه نخور. محکم باش از این به بعد. ببند درو رو غصه ها. غصه نشوندت یه گوشه. پاشو از این به بعد. نذار اگه عمرت به اسفند۹۶ رسید به خودت بگی باز غصه و س .
امسال قول نمیدم.
امسال عمل میکنم.
دل به دامِ تو اسیر است، زمینگیرش کن
زلف بگشا و به یک حلقه به زنجیرش کن بی تو غم آمد و از تاب و توانم انداخت
آهوی غمزده را ناز کن و شیرش کن خواب دیدم که در آغوشِ منی، غنچه شکفت
بوی یاس از همه جا سر زده، تعبیرش کن خواب دیدم که غمِ عشق جوانی ست رشید
بردار از این آینه و پیرش کن در دلم شعله ن جامِ غزل می جوشد
آفت ست در این میکده، تکثیرش کن گفتم از عشق بگویم، دهنم باز نشد
ما نگفتیم، نگفتیم، تو تصویرش کن
اللهم عجل الولیک الفرج زمین دلتنگ و مهدى بیقرار است‏
فلک شیدا، پریشان روزگار است‏
دلا، آدینه شد، دلبر نیامد
غروب انتظارم سرنیامد
همه دلها پر از آه و غم و درد
همه آلاله‏ها پژمرده و زرد
نفس‏ها خسته و در دل خموشند
فغانها بى‏صدا و پر وشند
نه رنگى از عد ، نى از صداقت‏
در و دیوار دارد نقش ظلمت‏
شده پ ر گل مهر و محبّت‏
همه دلها شده سرشا نفرت
شده شام یتیمان، ناله و اشک‏
برد هر به کاخ دیگرى رشک‏
شده پژمرده غنچه در چمنزار
بگشت آواره گل در کوى گ ار نشسته دیو بر دلهاى ه‏
همه جا بذر نومیدى شکفته‏
زده زنگارها آئین و مذهب‏
دمى، رویى ز سرور نیست یا رب‏
به اشک چشم و مهر و ماه، سوگند
به آه و ناله دلهاى دربند
اگر نرگس ز هجرت زار زار است‏
شقایق تا قیامت دغدار است‏
دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده است چه کرده ای که ز بود و نبودت آزرده است به ع های خودم خیره ام ، کدام منم ؟ زمانه خاطره های مرا کجا برده است چه غم که بگذرد از دشت لاله ها توفان که مرگ ، دلخوشی غنچه های پژمرده است
اگر سقوط بهای بلند پروازیست پرنده ی دل من بی سبب زمین خورده است
از این به بعد به رویم در قفس مگشای چرا که طوطی این قصه پیش از این مرده است شاعر : فاضل نظری
نرگس آتش پرستی داشت شبنم می فروخت
با همان چشمی که می زد زخم، مرهم می فروخت
زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر
داشت یوسف را به مشتی خاک عالم می فروخت
زندگی این تاجر طماع ناخن خشک پیر
مرگ را همچون ناب، کم کم می فروخت
در تمام سالهای رفته برما روزگار
مهربانی می ید از ما و ماتم می فروخت
من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه ها
گل فروش ای کاش با آنها مرا هم می فروخت فاضل نظری
نرگس آتش پرستی داشت شبنم می فروخت
با همان چشمی که می زد زخم، مرهم می فروخت
زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر
داشت یوسف را به مشتی خاک عالم می فروخت
زندگی این تاجر طماع ناخن خشک پیر
مرگ را همچون ناب، کم کم می فروخت
در تمام سالهای رفته برما روزگار
مهربانی می ید از ما و ماتم می فروخت
من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه ها
گل فروش ای کاش با آنها مرا هم می فروخت فاضل نظری



به همت معاونت امور جوانان هلال احمر قم و با مشارکت نونهالان مهدهای تحت پوشش غنچه های هلال احمر وک ن 4 تا 6 ساله طرح ابتکاری مسابقه "غنچه دوباره بسازیم" در هفته هلال احمر در قم برگزار شد. ادامه مطلب
اسحاق جهانگیری با انتشار پستی در صفحه توییتر خود نوشت: برخوردهای امنیتی ایرانیان را پژمرده می کند.
ثانیه به ثانیه

دقیقه به دقیقه

ساعت به ساعت

و .... روز به روزی که

از 12 داد دور میشیم

این گل که بم دادی پژمرده و پژمرده تر میشه

میشه زودتر برگردی ؟
با تو امشب تا خدا در دلم یاد تو امشب عشق داری می کند اشک چشمان با دلم شب زنده داری می کند
غنچه ی دلتنگی ات در صحنه ی قلبم شکفت کاش می دیدی دو چشمم تا سحر یک دم ن
یاد تو امشب میان واژه های شعر من این قلم با قلب من بس رازداری می کند
ای دریغا چشمه ی چشمان من خشکید و تو گریه ات بذر غمم را آبیاری می کند
هیچ امشب به شعرم جامه ی غم را ندید این دلم! در گاهی بیقراری می کند
با تو امشب تا خدا پر می کشم از بی ی عشق در قلبم به یادت جان سپاری می کند
(غزل با تو امشب تا خدا ، از مجموعه شعر با تو امشب تا خدا) لطفا کپی با ذکر نام شاعر باشد
با تو امشب تا خدا در دلم یاد تو امشب عشق داری می کند اشک چشمان با دلم شب زنده داری می کند
غنچه ی دلتنگی ات در صحنه ی قلبم شکفت کاش می دیدی دو چشمم تا سحر یک دم ن
یاد تو امشب میان واژه های شعر من این قلم با قلب من بس رازداری می کند
ای دریغا چشمه ی چشمان من خشکید و تو گریه ات بذر غمم را آبیاری می کند
هیچ امشب به شعرم جامه ی غم را ندید این دلم! در گاهی بیقراری می کند
با تو امشب تا خدا پر می کشم از بی ی عشق در قلبم به یادت جان سپاری می کند
(غزل با تو امشب تا خدا ، از مجموعه شعر با تو امشب تا خدا) لطفا کپی با ذکر نام شاعر باشد
بغض ِ فروخورده ام ، چگونه نگریم ؟ غنچه ی پژمرده ام ، چگونه نگریم ؟

رودم و با گریه دور می شوم از خویش
از همه آزرده ام ، چگونه نگریم ؟

تنگ پر از اشک و چشم های تماشا
ماهی دلمرده ام ، چگونه نگریم !

پرسشم از راز ِ بی وفایی او بود
حال که پی برده ام ، چگونه نگریم ؟

آقای فاضل نظری
اختصاصی از رزفایل فوتیج زیبا به صورت timelapse از باز شدن غنچه گل های مختلف با و پر سرعت .
فوتیج زیبا به صورت timelapse از باز شدن غنچه گل های مختلف
فوتیج زیبا به صورت timelapse از باز شدن غنچه گل های مختلف فوتیج زیبا به صورت timelapse از باز شدن غنچه گل های مختلفمدت زمان ویدئو: 200 ثانیه fullhd
با
فوتیج زیبا به صورت timelapse از باز شدن غنچه گل های مختلف
بیا بانو بیا شوری به پا کن/بیا و عقده ی فرشاد وا کن بیا دیگر توقف نیست جایز/سمند قلب در جاده رها کن *** تمام شهر مشتاق حضورت/خیابان در تمنای عبورت 5ش تی شیشه تنهایی ام را/توهم لطفأ بیا بشکن غرورت *** صدایت از زبان غنچه آید/نوای بلبلان لیلاست شاید ندارم حرف اما و اگر ها/همین الآن بیایی خانه باید *** تمام کوچه را باران گرفته/گل پژمرده باری جان گرفته خدایا لیلی ام بالینم آید/هوای خانه را جانان گرفته *** تبم گرم است و شوقم بی نهایت/لبم آذین به خنده طبق عادت خدا این بند عشق از من نکن تو/که شیرین باشد این بند و اسارت
اسحاق جهانگیری در جدیدترین توییت خود نوشته که برخوردهای امنیتی ایرانیان را پژمرده می کند.
هی گنه کردیم و گفتیم خدا می بخشد
عذر آوردیم و گفتیم خدا می بخشد
آ این بخشش و این عفو و کرامت تا کی؟
او رحیم است ولی ننگ و خیانت تا کی؟
بخششی هست ولی قهر و عذ هم هست
آی مردم به خدا روز حس هم هست
زندگی در گذر است ،
آدمی رهگذر است .
زندگی یک سفر است ،
آدمی همسفر است .
آنچه می ماند از او راه و رسم سفر است،
رهگذر میگذرد..
با هدف آشنایی غنچه ها با حوادث جاده مانور حوادث جاده ای در کانون غنچه های مهد گلهای زندگی در قوچان برگزار شد.
پسر در حال دویدن…
زااااارت (صدای زمین خوردن)
رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ “صدای پس گردنی”)
یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!!
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!
.
.
.
.
.
دختر در حال راه رفتن…
دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت ی جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم ح ون خوبه؟ دستتونو بدین به من!
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!
زیر سقفی آبی / روی فرشی خاکی
هر زمان خورشیدم / هر زمان مهتاب
چشمه ای جاری تر / از دل پاکم نیست
زیر سقفی آبی / روی فرشی خاکی
غنچه ای زیباتر / از دل پاکم نیست
قلب من چون غنچه / روی تو چون خورشید
بشکفد این غنچه / در بهار عشق تو
بوی دست ودامانت / همچو بوی نرگس ها
روی من چون مهتاب / روی تو چون خورشید / نور من هم از توست /
زیر سقفی آبی / روی فرشی خاکی
قلب من می لرزد / لحظه ی وصل تو
سرخی گل از من / سرخی گل از تو
ع.ر.پریش...................2/8/1393
نرگس مردم فریبی داشت شبنم می فروخت با همان چشمی که می زد زخم مرهم می فروخت
زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر داشت یوسف را به مشتی خاک عالم می فروخت
زندگی این تاجر طماع ناخن خشک پیر مرگ را همچون ناب کم کم می فروخت
در تمام سال های رفته بر ما ، روزگار شادمانی می ید از ما و ماتم می فروخت
من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه ها گل فروش ای کاش با آنها مرا هم می فروخت شاعر : فاضل نظری
سریال غنچه های زخمی یکی از سریال های ترکی است که قرار است از شبکه های فارسی زبان پخش شود. امتیاز این در imdb حدود 5.9 است و آنچنان سریال محبوبی نیست. غنچه های زخمی خلاصه داستان و ع بازیگران سریال ترکی kirgin cicekler ع سوگول در سریال غنچه های زخمی غنچه های زخمی خلاصه داستان و ع بازیگران سریال ترکی kirgin cicekler ع های دفنه و ایلول در سریال غنچه های زخمی در شبکه جم تی وی غنچه های زخمی خلاصه داستان و ع بازیگران سریال ترکی kirgin cicekler تصاویر جمره و میرال در سریال غنچه های زخمی غنچه های زخمی خلاصه داستان و ع بازیگران سریال ترکی kirgin cicekler ع سرکان در سریال ترکی جدید غنچه های زخمی غنچه های زخمی خلاصه داستان و ع بازیگران سریال ترکی kirgin cicekler غنچه های زخمی خلاصه داستان و ع بازیگران سریال ترکی kirgin cicekler
بیشتر : سریال غنچه های زخمی خلاصه داستان و ع بازیگران سریال kirgin cicekler
 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
پسر در حال دویدن...زاااارت (صدای زمین خوردن) رفیق پسر:اوه اوه...چت شد؟خاک بر سرت آبرومونو بردی پاشو تن لش! (شبلخخخخخخخ"صدای پس گردنی)یک رهگذر:چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب! یک خانم جوان رهگذر:ایشششش پسر دست و پا چلفتی خنگ! دختر در حال راه رفتن...دوفففففک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش) رفیق دختر:آخ جیگرم خوبی؟فدات شم!الهی بمیرم!چی شدی تو یهو؟وااااااااااااااای... یک رهگذر:دخترم خوبی؟فشارت افتاده؟میخوای برسونمت ی جایی؟ یک پسر جوان رهگذر:ای وای خانم ح ون خوبه؟من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین...
تبریز – یک مربی مهدکودک تبریزی با بهره گیری از آموزه های قرآنی و معصومین، مهدکودکی راه اندازی کرده و تربیت دینی و قرآنی ک ن و نوجوانان را مورد توجه قرار داده است. ادامه: پرورش غنچه های زندگی به سبک قرآنی/وقتی دغدغه دین عامل حرکت می شود

می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جویی
این گفت سحرگه گل بلبل تو چه می‌گویی
مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را
لب گیری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی
شمشاد امان کن و آهنگ گلستان کن
تا سرو بیاموزد از قد تو دلجویی
تا غنچه خندانت ت به که خواهد داد
ای شاخ گل رعنا از بهر که می‌رویی
امروز که بازارت پرجوش یدار است
دریاب و بنه گنجی از مایه نیکویی
چون شمع نکورویی در رهگذر باد است
طرف هنری بربند از شمع نکورویی
آن طره که هر جعدش صد نافه چین ارزد
خوش بودی اگر بودی بوییش ز خوش خویی
هر مرغ به دستانی در گلشن شاه آمد
بلبل به نواسازی حافظ به غزل گویی
 
دیگر به دعا هم نبرم راه به جایی دیگر نتوان گفت که ای کاش بیایی ب به دلم آینه ی چشم تو می گفت ای عاشق بیچاره به این درد سزایی فریاد من خسته در این همهمه گم شد دیگر نرسد حیف ص به ص هر چند دلت با من دیوانه جفا کرد پیداست که با عشق به دنبال وفایی شب تا سحر غرق تماشای تو بودم شب امده ای اختر تابنده کجایی من غنچه ی پژ مرده ی افتاده به خاکم ای گل تو چنین خسته و افسرده چرایی با بال و پری خسته و با قلب ش ته پر میکشم از کوی تو با شوق رهایی در دایره ی قسمت ما وضع چنین شد شادی به ارزوم دادند و به ما درد ج بر رهگذر خسته و اواره مخور غم ارزوم منزل شب دارد و یک سقف خ
دبیر دوم شورای ی شهر کرج پیشنهاد کرد که شهرداری این کلانشهر به نوزادان یک اصله نهال هدیه کند تا غنچه های شهر از بدو ورود به دنیا با طبیعت اُنس بگیرند و فرهنگ دوستی با محیط زیست را بیاموزند
دبیر دوم شورای ی شهر کرج پیشنهاد کرد که شهرداری این کلانشهر به نوزادان یک اصله نهال هدیه کند تا غنچه های شهر از بدو ورود به دنیا با طبیعت اُنس بگیرند و فرهنگ دوستی با محیط زیست را بیاموزند

می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جویی
این گفت سحرگه گل بلبل تو چه می‌گویی
مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را
لب گیری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی
شمشاد امان کن و آهنگ گلستان کن
تا سرو بیاموزد از قد تو دلجویی
تا غنچه خندانت ت به که خواهد داد
ای شاخ گل رعنا از بهر که می‌رویی
امروز که بازارت پرجوش یدار است
دریاب و بنه گنجی از مایه نیکویی
چون شمع نکورویی در رهگذر باد است
طرف هنری بربند از شمع نکورویی
آن طره که هر جعدش صد نافه چین ارزد
خوش بودی اگر بودی بوییش ز خوش خویی
هر مرغ به دستانی در گلشن شاه آمد
بلبل به نواسازی حافظ به غزل گویی