یعنی

برای نمایش بزرگترین اندازه کلیک کنید زن یعنی نـاز

مرد یعنی نیــاز.

مرد یعنی باید
...
زن یعنی شاید.

مرد یعنی ساختن

زن یعنی سوختن…..

مرد یعنی دلدار

زن یعنی دلداده.

مرد یعنی آری

زن یعنی گاهی.

مرد یعنی دم

زن یعنی باز دم.

مرد یعنی سخاوت

زن یعنی صداقت.

مرد یعنی بیارام

زن یعنی بیاسای.

مرد یعنی یک جرعه هوس

زن یعنی جام لبریز نفس

و مرد یعنی تنها یک واژه و آنهم “مرد”

و زن یعنی تنها یک واژه و آنهم “عشـق”
آمنه ت آبادی : مسرورم از لبخند تو ، مسرور یعنی این من ی عشق تو ام ،مشهور یعنی این هربار می گویم به خود در غایت مستی ای مست های کشورم انگور یعنی این هر تار مویش خالق صد ساز و آواز است مشکاتیان مشکاتیان سنتور یعنی این! ای حاصل شعر و و شور در چشمت فرهنگ ناب شهر" نیشابور "یعنی این از چشم هایت بیشتر از این نمی گویم الماس بی همتای کوه نور یعنی این صد بار خود را کشته ام با دار بازویت اما کماکان زنده ام منصور یعنی این! _________________________________ درد است وقتی ماه را در دست داری درزیر پا گم کرده باشی نردبان را """"
کارت پستال روز مرد 93 ,کارت پستال جدید روز پدر مرد یعنی عاشقی ، دلدادگی
مرد یعنی بوستانی پر نصیب
مرد یعنی باغهای آرزو
مرد یعنی نعمتی در پیش رو
مرد یعنی بنده ی خوب خدا
مرد یعنی نیمی از زنها جدا
مرد یعنی همسری خوب و شفیق
مرد یعنی بهترین یار و رفیق
مرد یعنی انفجار نورها
مرد یعنی نغمه ی روح و روان
مرد یعنی ساز موسیقی جان
مرد یعنی مرهم هر خستگی
مرد یعنی بهترین وابستگى عشقم روزت مبارک

یکی بهم گفت ترکی یادم بده گفتم باشه
دوز یعنی نمک
دوز یعنی درست
دوز یعنی بچین
دوز یعنی خوک
دوز یعنی صبرکن
لبخندی زد وگفت اینو نمی توانم یکی دیگه بگو... گفتم باشه:
................................................
اوزوم یعنی خودم
اوزوم یعنی صورتم
اوزوم یعنی شناکنم
اوزوم یعنی جداکنم
اوزوم یعنی انگور
...............................................
کفت : اینم نمی توانم بنویس بده از رویش بخوانم.گفتم باشه نوشتم
:کتی گتی کتی گتی گتی چست؟
گفت یعنی چی ؟؟؟
گفتم یعنی: دهاتیه رفت کت رو برداشت و برگشت
...............................................
اندر عجایب زبان ترکی...
فعل " چیخدیم"
کنکوردان چیخدیم(قبول شدم)
پله دن چیخدیم(بالا رفتم)
حس ندان چیخدیم( ر )
اداره دن چیخدیم(خارج شدم)
سالدیم چیخدم(نشستم فکر )
بکارچیلیغا چیخدیم (تعطیل شدیم)
...............................................
و او همانجا جان به جان آفرین تسلیم کرد!!!!!!!!!!!!!




ای که می پرسی نشان عشق چیست عشق چیزی جز ظهور مهر نیست عشق یعنی مهر بی اما، اگر عشق یعنی رفتن با پای سر عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست عشق یعنی جان من قربان اوست عشق یعنی مستی از چشمان او بی لب و بی جرعه، بی می، بی سبو
دوست یعنی...
ی که وقتی هست آروم باشی وقتی نیس چیزی توی زندگیت کم باشه
دوست یعنی...
اون جمله های ساده وبی منظور ی که میگی و خی راحته که ازش هیچ سوءتعبیری نمیشه
دوست یعنی...
وقت اضافه;یعنی همیشه عزیزی حتی تو وقت اضافه
دوست یعنی...
تنهایی هام رو می سپرم دست تو چون شک ندارم می فهمیش
دوست یعنی...
یه راه دو طرفه یه قدم من یه قدم تو;امابدونه شمارش و حساب و کتاب
دوست یعنی...
من از بودنت مفت وسر بلندم نه سر به زیرو شرمنده
دوست یعنی "ت:-*و
خوش خُلقی و خشم همزمان یعنی چه؟
بیـزاری و عشق تـــــوأمــــــان یعنی چه؟

بــــا رفتن من اگـــــــر مـــوافق هســـتی!
پس این بنشین ، نرو ، بمان یعنی چه؟
خلیل جوادی
خوش خُلقی و خشم همزمان یعنی چه؟
بیـزاری و عشق تـــــوأمــــــان یعنی چه؟

بــــا رفتن من اگـــــــر مـــوافق هســـتی!
پس این بنشین ، نرو ، بمان یعنی چه؟
خلیل جوادی
تنهایی یعنی :
دوتا هدفون.. رو یه موزیک قفل ...
تنهایی یعنی :
هروز تکراری ... غرق تو دنیای مجازی ..دور از جمع ...
تنهای یعنی :
هر کاری که می خوای ی .. هر قولی که میدی .تهش میگی تنهای
تنهایی یعنی:
سیگار پشت سیگار ... هر روز به فکر یه قرار
تنهایی یعنی....
صبحا دپ بودن شبا گریه ....
تنهایی یعنی ..
حرف های که تو مستی میزنی ... به قول مشتی ها مستی و راستی
تنهایی یعنی ..
همه چی و همه چی بی تفاوت ..
تنهایی یعنی ... از همه چی بزنی تا اون راحت باشه ..

تـــَـــموم شــُــد ....:((((((
قدر یعنی یک علی و یک خدا قدر یعنی قدرت روحِ خدا قدر یعنی فرق حیدر شد دو تا قدر یعنی سجده و شکر خدا قدر یعنی مرتضای مرتضی قدر یعنی جلوه ی ذاتِ خدا قدر یعنی آسمان سوی زمین قدر یعنی آیه های ناب دین قدر یعنی شیوه ی انسانیت قدر یعنی جلوه ی ت قدر یعنی آیه های بیشمار قدر یعنی مصطفایی در کنار قدر یعنی بهترین مخلوق رفت قدر یعنی عاشقِ معشوق رفت قدر یعنی ضرب محراب علی قدر یعنی شهر بی تاب علی قدر یعنی آشنایی با کتاب قدر یعنی واژه ی نغز رباب قدر یعنی عشق در خون می تپد قدر یعنی قلبِ مجنون می تپد قدر یعنی سوره ی قدر خدا قدر یعنی روحِ انزلنا به ما قدر یعنی درکِ ماادراک نیست قدر یعنی جز ولایت پاک نیست قدر یعنی خیر تر از ( الفِ شهر) قدر یعنی جلوه ی روحِ بشر قدر یعنی نیمه ی شعبان ما قدر یعنی آیه و قران ما قدر یعنی هر شب ماه رجب قدر یعنی بعثت ماه رجب قدر یعنی قدر مولا را بدان قدر یعنی بی علی تنها بمان قدر یعنی بحر دل را قایقی قدر یعنی عاشقی کن عاشقی قدر یعنی آسمانی تر شدن قدر یعنی آنچنانی تر شدن قدر یعنی که ملائک نازلند قدر یعنی مومنانش همدلند قدر یعنی شام عاشورائیان قدر یعنی شحنه ی ان قدر یعنی شام زینب تا سحر قد ر یعنی ماجرای تشت و سر قدر یعنی با خدا شگی قدر یعنی خون به حق پاشیدگی قدر یعنی قدرِ مهدی را بدان قدر یعنی منتظر بر او بمان
امروز قراره ۱۲ مرداد ی روز خاص بشه!!! ی روز خیلی خاصصص ۱۲ مرداد ! یعنی دو روز بعد از چله تابستون.... یعنی تو ما پزون.... یعنی تو روزایی ک آتیش از آسمون میباره..... یعنی تو اژگل گرما..... اونم تو گرمترین شهر ایران..... دو تا آدم گرمایییی..... فقط خداکنه خاک نشه!!!!!
زندگی در «قلعه» یعنی زندگی لابه لای موش و مار و عقرب؛ یعنی آب کشیدن از چاهی که مدتی پیش لاشه توله سگی را از آن بیرون کشیدند؛ یعنی زندگی زیر سقف سوراخ؛ یعنی زندگی سخت زیر سایه برج های پایتخت.

عشق یعنی بند کوله روی دوش ***** هم مسیر با صد نفر اما خموش عشق یعنی پا درون جوی آب ***** عشق یعنی صبح ترک خواب عشق یعنی پای تاول کفش تنگ ***** عشق یعنی تکیه بر یک روی سنگ عشق یعنی همنوردی با کویر ***** عشق یعنی نغمه خوانی در مسیر عشق یعنی غار ، درّه ، کوه ، رود ***** هم صدا با همنوردان هم سرود

مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو صبوری مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو دلواپسی مادر یعنی به تعداد ارامش همه خوابهای ک نه تو بیداری مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن... روز مادر را به همه مادر کتابدارها ،خانوم کتابدارا ، وهمه مادران فرهیخته کتابدوست تبریگ میگوئیم
متن آهنگ عشق یعنی حسین قربانپور عشق یعنی نرسیدن به ی که دوست داری
عشق یعنی یه شبه خوش سر رویه بالش نذاری عشق یعنی کل سالو بی آشوب زنده موندن عشق یعنی که تو هر روز شعرای غمگینو خوندن
عشق یعنی بیقراری تو همه روزای هفته عشق یعنی پاش بمونی با اینکه میدونی رفته
عشق یعنی که نتونی دوریشو طاقت بیاری عشق یعنی تویه گوشیت تمومه ع اشو داری عشق یعنی نرسیدن به ی که دوست داری
عشق یعنی یه شبه خوش سر رویه بالش نذاری 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
پسر بودن یعنی فقط تا ا دبستان بابا مامان پشت سرتن بعدش جامعه بزرگت میکنه
پسر بودن یعنی فقط یه سال وقت داری که کنکور قبول نشی
پسر بودن یعنی بابا نباشه نون باید بدی حالا 5 ساله باشی یا 50 ساله
پسر بودن یعنی حفظ خواهر و مادر و همسرت از هر چی ه
پسر بودن یعنی که از ( آ ) اولش تا ( ی ) آ ش همش مسئولیته و حصار
پسر بودن یعنی جنگ که شد گوشت تنت سپر ته
پسر بودن یعنی یه سگ دو زدن واسه یه لقمه نون که جلو زن و بچه کم نیاری
پسر بودن یعنی واسه عید لباس ن ی که دخترت واسه یده لباس هر چی دوست داره ب ه
پسر بودن یعنی بی پول عاشق نشی
پسر بودن یعنی حرفایی که میمونه تو دل
پسر بودن یعنی " مرد که گریه نمیکنه "
پسر بودن یعنی همیشه بد ار بودن به همه .
بنام او که مرا آفرید و بمن سخن گفتن آموخت....بنام خداوندمهربان خیلی ها بمن میگن دعا کن برامون؟؟؟؟؟؟؟؟ بنظرمن دعا یعنی (( دوست داشتن )) بنظرمن دعا یعنی(( محبت )) بنظرمن دعا یعنی ((بخشیدن)) بنظرمن دعا یعنی(( افکار پاک)) بنظرمن دعا یعنی (( سخاوت وکرم )) بنظرمن دعا یعنی (( گره گشایی در حد توان)) بنظرمن دعا یعنی((عشق ورزیدن به نوع بشریت و تمام مخلوقات)) بنظرمن دعا درخواست نیست؟؟؟؟؟ من از خداوند بخام مشکلی که خودت برا خودت درست کردی رو حل کنه؟؟؟ اینکه میشه درخواست؟؟؟؟؟؟؟ درخواست ازخداوندخواستن دعا نیست عزیزم؟؟؟؟ من طلب خیر میکنم برات وازخداوند خواهش میکنم ؟؟؟؟؟ من خج میکشم ازخداوند دانا که درخواست کنم ازش؟؟خودش داناست راستی الان یادم اومد....من قرار بود نظر ندم همش نوشتم بنظر من بازم خجلم از نوشته های ا و م از خداوند عذرخواهی میکنم
اتش عشق اگر در دل ما خانه نداشت عمر بی حاصل ما اینهمه افسانه نداشت دوس دارم یه اتیش اینجوری درست کنم کنار ساحل تو تاریکی بعد یه چایی اتیشی درست کنی صدای موج ابم بیاد و یه باد خنک واااااااااای فوق العادست این یعنی زندگی ....... این یعنی مرضیه........
اتش عشق اگر در دل ما خانه نداشت عمر بی حاصل ما اینهمه افسانه نداشت دوس دارم یه اتیش اینجوری درست کنم کنار ساحل تو تاریکی بعد یه چایی اتیشی درست کنی صدای موج ابم بیاد و یه باد خنک واااااااااای فوق العادست این یعنی زندگی ....... این یعنی مرضیه........
یک قطره اشک از چشم های او جاری شود سونامی یعنی این یک تار از مویش رها باشد تعریف نا آرامی یعنی این گل پونه های وحشی چشمش شب تا سحر آواز میخواند بغض پر از سوزی که میبینی در چه چه بسطامی یعنی این وقتی که گیسو را بپیچاند بر گردنت آنگاه میفهمی "مجموعه ای از اعترافات یک آدم ی" یعنی این وقت اذان وقتی که می آید ، میبوسدت تا اینکه برخیزی در بین ما عشّاق می گویند، "بیداری ی" یعنی این وقتی تو را با او ی دیده ، حرف شما در شهر پیچیده نامت کنار نام او باشد ، زیبا ترین بد نامی یعنی این
حسه بد یعنی وختی تو اوج انجام یه کاری هستی تمرکزت از بین بره یهو احساس کنی یه تیکه از قلبت نیس.یه حسی داری که نمیتونی توصیفش کنی. حسه بد یعنی اینکه وختی میخوای تو حاله خودت باشی یه عامل مزاحم وجود داره. حسه بد یعنی اینکه به فکر خیلیا باشی ولی هیچ بود ونبودت براش مهم نباشه. یعنی تنهایی از سرو روت میباره ولی در عین حال ترجیح میدی ی نزدیکت نیاد. یعنی یه بغض با اهن غم انگیز و چن تا قطره اشک که روگونه هات سرازیر میشن ولی ارومت نمیکنن. یعنی اینکه جلو بقیه شاد و پرانرژی و پیشه خودت ... تا تهشو بخونید خودتون دیگه. و... وخیلی چیزای تلخ دیگه.
عاشق اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی ام ... مخصوصا مقدمه اش که میگه توکل میکنم برآن همیشه زنده ن ا .....یعنی توکلت علی الذی حی لایزال و لایموت یعنی آن ازلی ابدی ...یعنی همون کاری که حضرت مریم کرد یعنی همون کاری که اماحسین کرد یعنی همون کاری که حضرت ابراهیم کرد یعنی همون کاری که حضرت عیسی کرد.... حال آدم خوب میشه
نازنینا!… لایک یعنی انتخاب
یعنی: از بنده سلام از تو جواب

لایک یعنی دل به ما بستی رفیق؟!
لایک یعنی یاد ما هستی رفیق؟!

لایک یعنی: مطلبت را دیده ام
یعنی: احوال تو را پرسیده ام

لایک یعنی:در رفاقت، کاملی...
لایک یعنی: نیستی و... در دلی!

لایک یعنی:دوستی را لایقم؟…
تو: حقیقت... من،"مجازن عاشق"م!

لایک یعنی:کار و بارم خوب نیست...
تو نباشی، روزگارم خوب نیست

لایک یعنی:بغض لبخندم ش ت...
دوری و جای تو گلدانی نشست

لایک یعنی:مثل جان و در تنی...
لایک یعنی:خوب شد تو با منی!

لایک یعنی:حسرت و لبخند و آه...
می شوم دلتنگ رویت گاه گاه

لایک یعنی:جای پایت بر دل است...
دوری از تو جان شیرین!… مشکل است

لایک یعنی: نکته های پیچ پیچ...
لایک یعنی:جز محبت، هیچ... هیچ!

لایک یعنی:از سکوت من بخوان!…
لایک یعنی:در کنار من بمان!

لایک یعنی: خنده های ریزریز...
لایک یعنی: دوستت دارم عزیز!
یعنی ممکنه منم واسه فرار از تنهایی و کمبود عاطفی دست به همچین تغییراتی بزنم؟یعنی ممکنه؟
***************************************** ***************************** امر به معروف و نهی از منکر یعنی آینه ی آنکه دوست داری، باش.
• امر به معروف یعنی خوبی و خوبان را دوست بداریم.
• نهی از منکر، یعنی کاری کنیم که ی بد نباشد و بدی نکند.
• نهی از منکر یعنی با بدی بد باشیم.
• امر به معروف یعنی خوبی را پاس بداریم.
• امر به معروف، یعنی واداشتنِ دیگران به محبت، به راستگویی.
• امر به معروف، یعنی واداشتنِ دیگران به برادری، به یکرنگی.
• امر به معروف، یعنی واداشتنِ دیگران به گذشت، به دستگیری.
• امر به معروف، یعنی واداشتنِ دیگران به دانایی، به شیدن.
• امر به معروف، یعنی واداشتنِ دیگران به درستکاری، به مثبت شی. **************************************************** ************************************
دامن از تر دامنی ها تر کنیم معجزات اشک را باور کنیم اشک بر پرواز دل پر میدهد ریشه در آب است اگر بر میدهداشک جامی از خانگی ست گرد او پروانه ی پروانه گیستاین گهر را دوست سنگین می د آب شور از چشم شیرین می داشک نانی از تنور هاست شیشه ی دل،وز بلور هاستاشک،راه قرب پیدا است ناله را با آه سودا استاشک،عین و انعکاس عاطفه ست شبنم گلبرگ یاس عاطفه ستاشک،یعنی فطرت پاک و زلال مایه ی دل،نقد بازار وصالاشک یعنی اوج،عزت،اعتبار با حضور و بار در در درباره یاراشک،یعنی شاهراه ارتباط خوان غم را آه آهی در بساطاشک،یعنی عاشقی را ترجمان سیر عرشی،آسمان را نردباناشک یعنی آتش دل،آب رو در عروج و در دل وضواشک یعنی مردمی از مردمان راز دل گفتن به جانان بی زباناشک یعنی لاله ای از شدت داغ در رواق و صحن ،چهلچراغاشک یعنی ارمغان عاشقان حرف آ از زبان عاشقاناشک یعنی منزل جبریل عشق از هوا خالی،حباب نیل عشقاشک یعنی عشق بازی با خدا انفجار بغض اما بی صدااشک یعنی قفل رحمت را کلید طفلی از آل دل و ایل امیداز جگر این طفل اگر بودش نژاد دست ها گیرد گر از چشم او فتادحرمت این طفل افزون داشتند هرکه را دادند کم نگزاشتندکار،با این طفل راهی واگذار یونس دل را به ماهی واگذار
در سوگ پدر:/ صفا از خانه و روح از بدن رفت/ پدر مهربانم از میان رفت/ غم هجران او را با که گویم/ که چون پروانه ای از شعله ها رفت/ در سوگ پدر:/ مردان خدا چه با صفا می میرند/ دلباخته در راه خدا می میرند/ گویی که رسیده حکم شان/ خندان لب و با میل و رضا می میرند/ در سوگ پدر:/ ناگهان رفت از برم، هرگز نباشد باورم/ تا بمیرم از فراقت، دل بسوزد، پدرم/ همچو شمعی سوختی، با نگفتی درد دل/پیش رویم جان سپردی، کی رود از خاطرم؟/ در سوک پدر:/ ام در دل شب، مثل پروانه بسوخت/ خبر مرگ پدر، خانه و کاشانه بسوخت/ حسرت مهر پدر، در دل ما کاشت، فلک/ آشنا را چه بگویم، دل بیگانه بسوخت/ در سوک پدر:/ روشنی بخش دل هر با هنر باشد پد/بهترین سرمایه از بهر پسر باشد پدر/ نمی داند مقامش را بجز یزدان پاک/ آسمان زندگانی را قمر باشد، پدر/ در سوک پدر:/ پدر یعنی طپش در قلب خانه/ پدر یعنی تسلط بر زمانه/ پدر احساس خوب تکیه بر کوه/ پدر یعنی تسلی، وقت اندوه/ پدر یعنی ز من نام و نشانه/ پدر یعنی فدا گردیده ی افراد خانه/ پدر یعنی غرور مستی من/ پدر یعنی تمام هستی/
بخش شیعه شناسی کتابخانه پریخان راه اندازی گشت در این بخش شیعه معرفی شده با این جملات شیعه یعنی پنج نوبت پر وش یا محمد یا علی آید به گوش شیعه یعنی غربت مولا علی شیعه یعنی مادرم با قامتی خم می رسد برمشامم بوی ماتم میرسد شیعه یعنی ای حرامی خاطرت باشد زدی عاقبت ادم به ادم می رسد شیعه یعنی کشته زهر جفا شیعه یعنی تشنه جام بلا شیعه یعنی قیام کربلا شیعه یعنی سجده بر مولای عشق شیعه یعنی دانا به علم شیعه یعنی صداقت در عمل شیعه یعنی خشم بر ظالم رحم بر مظلوم شیعه یعنی ضامن آهو شدن شیعه یعنی بخششی بی انتها شیعه یعنی هادی راه خدا شیعه در قفس شیعه یعنی انتظار انتظار وانتظار (جملات ناقص ولی هر جمله رو با ع ی اوردیم تا یکی از صفات شیعگی رو داشته باشه و گویای دوازده شیعه و مادر شیعه باشه
اول صبح لبت هست عسل یعنی چه؟
تن من پیش تو فهمید بغل یعنی چه!

از دل گنبد تو بانگ اذان می آید
تو بگو حی علی خیر عمل یعنی چه؟

می گدازی و تنت بر بدنم می بارد
علت ز له هایی و گسل یعنی چه؟

می دهی بوسه پس از بوسه پس از بوسه چه خوب
به من آموخته ای رد و بدل یعنی چیه؟

وقتی از گرمی آغوش تو برمی خیزم
تازه می فهمم که روز ازل یعنی چه

دست و ترنجیم که تعبیر کنیم
معنی هر غزل از شیخ اجل یعنی چه

شعرها رو به افولند و درون مایه ی تو
پاک و بی حاشیه فهماند غزل یعنی چه!

آرش دارایی
حس بد دارم.دارن توی بدنم نفوذ میکنن.حس بد دارم.دارن میرن تو تک تک سلولام.متنفرم.از کی؟یا از چی؟از اینکه تو خیابون دارم راه میرم احساس کنم مردی که داره از روبرو میاد نگاش خاصه.حرکاتش بده.لبخندش کثیفه.باید خودمو اونقدر ازش دور کنم تا مبادا بدنم مور مور بشه از لمسش.حس بد دارم.حس خفه شدن.حس بد یعنی ناخن بلند روی تخته کلاس.یعنی تاول پا.یعنی کفشت تنگ باشه.یعنی خارش گلو.یعنی دستت بسوزه.یعنی حس کنی بمیری بهتره.حس بد دارم.خس بد از بدنم خارج شو.حس بد نمیخوام داشته باشمت.بخاطر خدا باور کنید حالم بد است و حس بد دارم.بخاطر خدا دعا کنید.حسه بده لعنتی از تو بیزارم.به همین صراحت!