یادداشتهای تنهایی

سومین سری از یادداشتهای یک کتابدار در مجلهء بخارا منتشر شد. این مجموعه شامل پنج یادداشت است: ژاپن میزبان چهارمین همایش آسیایی ادبیات و کتابداری، نمایشگاه «هزار سال کتاب ایرانی» در کتابخانهء کنگره امریکا، منابع خا تری (انتشارات خا تری، لذت ن به نام خواندن و جشن نامه هفتاد سالگی کامران فانی. متن کامل در این نشانی دسترس پذیر است.
تنهایی یعنی سیر ترشی ات را بخور !… بوسه ای در کار نیست !…
*****************
از درد تنهایی بمیر !… ولی زاپاس عشق ی نشو !…
غرور تنهایی خیلی بالا تر از این حرف هاس !…
*****************
سلام مرا به غرورت برسان !… و بگو:
بهای اون قامت بلندش … تنهایی است !…
کالیگولا:تنهایی!تو می دانی تنهایی چیست؟
آری تو تنهایی آدمهای شاعر و عنین را میشناسی؟
تنهایی اما کدام تنهایی؟ تو نمی دانی که آدم تنها هیچ وقت تنها نیست!
تو نمی دانی که همه جا یار آینده و گذشته همراه ماست!
آدم هایی که کشته ایم با ما هستند.
تازه تا اینجا و با این ها کار آسان است. اما آنهایی که دوستشان داشته ایم,آنها که دوست نداشته ایم اما دوستمان داشته اند,پشیمانیها,هوس ها,تلخی,شیرینی,زنهای هر جایی و دارو دسته ی خدایان.
تنها! اگر دست کم به جای این تنهایی مسموم از حضور دیگران , که تنهایی من است , میتوانستم مزه ی تنهایی حقیقی را,مزه ی سکوت و لرزش درخت رابچشم!تنهایی!نه اسکیپیون این تنهایی پر از دندان قروچه است, صدای نعره هاو همهمه های گذشته در سرتاسر آن پیچیده است
نمایشنامه ی کالیگولا
آلبر کامو
تنهایی. تنهایی بزرگ، عمیق و آرام. به سان تنهایی عیسی در جتسیمانی...
پسرک خم شد و آکاردئون رنگ و رو رفته اش را از روی زمین برداشت. هنوز جای سیلی روی صورتش می سوخت. این دفعه را اشتباه کرده بود.! ولی با چشمان خودش دیده بود که از درب پشتی تالار جعبه های شیرینی و سبدهای میوه را به داخل می بردند. از کجا میدانست برای مجلس سوگواری است و ی تحمل شنیدن صدای آهنگ شاد را ندارد! باخودش گفت: اگر میدانستم برایشان آهنگ سو ک و غمناک میزدم. چیزی که خوب بلدم !" چه اینکه همه این سالهای بعدِ مرگ پدر و آوارگی را با غم و اندوه گذرانده بود. پس به راه افتاد و به یاد "مزارشریف" شان ، آهنگ محزون"ای نای جان" را نواخت و دور شد....! از مجموعه یادداشتهای"زیر پوست شهر" اثر م. ر. ندیم پور 1386
تنهایی یعنی :
دوتا هدفون.. رو یه موزیک قفل ...
تنهایی یعنی :
هروز تکراری ... غرق تو دنیای مجازی ..دور از جمع ...
تنهای یعنی :
هر کاری که می خوای ی .. هر قولی که میدی .تهش میگی تنهای
تنهایی یعنی:
سیگار پشت سیگار ... هر روز به فکر یه قرار
تنهایی یعنی....
صبحا دپ بودن شبا گریه ....
تنهایی یعنی ..
حرف های که تو مستی میزنی ... به قول مشتی ها مستی و راستی
تنهایی یعنی ..
همه چی و همه چی بی تفاوت ..
تنهایی یعنی ... از همه چی بزنی تا اون راحت باشه ..

تـــَـــموم شــُــد ....:((((((
بیا برگرد و راحت کن مرا از درد دریای
ببر من را کنار خود از این دنیای تنهایی
امان از درد تنهایی امان از درد دلتنگی
امان از دوری و اینکه من اینجا و تو آنجایی
شباهنگام و تنهایی قدم در خواب من بگذار
به آغوشم بکش گاهی مرا در خواب رویایی
شدم مانند یک بندر پرم از شروه و ناله
تمام درد من بوده از آن موهای مایی
ببین حالا که دلتنگم بیا لطفی بر من
ببر من را کنار خود از این دنیای تنهایی

محمدصادق رزمی
با من به پچ پچه سخن مگو... تنهایی ام سهم مترسک ها شده است حالا که می توانی بگویی: -رحمان! شال گردنم را بیار! و من هم دست هایم را حلقه کنم دور تنهایی ات خی را به کاسه ی تنهایی ام بریز بگذار من هم عاشقانه ای برای سرودنت باشم   #رحمان_زمانی. تابستان ۱۳۹۴
-تنهایی، یه دوستِ خیلی حسوده که تو رو فقط واسه خودش میخواد . امروز با یه عزیزی صحبت می که بحث رفت سمت تنهایی . البته دو نوع تنهایی داریم . نوع اول همون مدل معروفِ و نیازی به معرفی نداره . نوع دوم اونه که یهو یه لبخند ژ د و شوم و ی میشینه رو صورتت و گوشه چشمت برق میزنه و میفهمی تنهایی . به این نوع از تنهایی کار نداریم چون اینجا جای کاری نیست. به نظرم تنهایی در عین حال که میتونه فوق العاده باشه ترسناک هم هست . چون چیزایی و به آدم یادآوری میکنه که ندونستن شون بهتره . تنهایی بهت یادآوری میکنه میتونی از خیلی چیزا دست بکشی و از اون بدتر اینکه میتونی بدون اونا هم ادامه بدی . به نظرم بدترین اتفاقی که میتونه واسمون بیفته اینه که به تنهایی عادت کنیم . عادت یعنی اعتیاد . اعتیادم میتونه روح و جسم و داغون کنه . شما ببین اعتیاد با جوونای این مرز و بوم چه کرده . همین دیگه :)
سلاااااااام صبح بخیراز اول هفته هی مخوام بنویسم و نمیشه. خوبین؟ 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
از یک روز به آنطرف تر
به یقین ِ تنهایی می رسی..
برآورد می کنی کمّیتِ آدم های دور و برت را.. که
هر چه بیشتر باشند،
کیفیت تنهایی ات اعلی تر می شود.. یقین تنهایی یعنی
بی ی ات را در پستوی ذهنت پنهان می کنی تا
مبادا احدی بویی ببرد که
پشت لبخندهای شیک و تمیزت،
چه زهر خنده هایی خاک می خورند.. که
خوب می دانی
هیچ هنوز آنقدر عینی نیست تا
تو را از ذهنیت ِ تنهایی ات، بیرون بکشد حمیدرضاهندی
خیلی ها فکر می کنند حتما باید دسته جمعی سفر کرد، چون تنهایی سفر آنقدرها که باید خوش نمی گذرد. وقتی تنهایی، معاشری نداری و باید خودت را با شرایط وفق بدهی، اتفاقات و مخاطرات احتمالی را باید تنهایی تجربه کنی و حتی وقتی از چیزی خوشحال می شوی باید تنهایی به وجد بیایی و این برای آنهایی که یک عمر با جمع بوده اند، دشوار است. درست است که تنهایی سفر سختی های خاص خودش را دارد، ولی اثراتی را روی روح و جسممان می گذارد که به این سادگی ها و با سفرهای جمعی به دست نمی آوریم. ادامه مطلب
خیلی ها فکر می کنند حتما باید دسته جمعی سفر کرد، چون تنهایی سفر آنقدرها که باید خوش نمی گذرد. وقتی تنهایی، معاشری نداری و باید خودت را با شرایط وفق بدهی، اتفاقات و مخاطرات احتمالی را باید تنهایی تجربه کنی و حتی وقتی از چیزی خوشحال می شوی باید تنهایی به وجد بیایی و این برای آنهایی که یک عمر با جمع بوده اند، دشوار است. درست است که تنهایی سفر سختی های خاص خودش را دارد، ولی اثراتی را روی روح و جسممان می گذارد که به این سادگی ها و با سفرهای جمعی به دست نمی آوریم. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
درست شبیه اینکه زندگی تو ریست کنی.. باید یاد بگیری تنهایی زندگی کنی.. تنهایی بیرون بری.. تنهایی از پس خودت بربیای.. به تنهایی عادت کنی.. به دوری عادت کنی.. عادت کنی ببینی خوشی باهم بودن رفقا رو باز با تنهاییت کنار بیای.. باید از نو بشناسی آدمای اطرافتو.. از نو خودتو به دیگران بشناسونی.. از نو باید زندگی کنی.. درست شبیه اینکه زندگی تو ریست کنی.. میگن دوران دانشجویی از شیرین ترین دوران هاست.. اما نه وقتی تنهایی به غربت دچار شی.. سخته تنهایی از پس این زندگی بر اومدن...

- پیرامون تنهایی :

تنهایی ، سم کشنده زندگی است. حکیم ارد بزرگ

تنهایی را برای دشمن خویش نیز آرزو نکنید. حکیم ارد بزرگ

تنهایی ، برای جوان ارزشمند و برای پیر آزار دهنده است. حکیم ارد بزرگ

روان زخمی ، در تنهایی ، عفونی و خطرناک می گردد ، باید وارد گروه های فعال اجتماعی و شاد شد. حکیم ارد بزرگ

به خواب هایت دل مبند ، زندگی از آن هوشیاران و بیدارانی است که از تنهایی برون آمده و برای پیشرفت به هم پیوسته اند. حکیم ارد بزرگ

سنگینی یاد غم ها را ، با تنهایی دو چندان می کنی ، به میان آدمیان رو و در شادمانی آنها همراه شو ، لبخندها و پایکوبی آدمیان ، شکوفه های امید را در دلت بارور می سازد. حکیم ارد بزرگ

حکیم ارد بزرگ ، ارود بزرگ ، حکیم ارد بزرگ فیلسوف ایرانی ، فیلسوف ارد بزرگ ، ارد بزرگ ،
تنهایی تو در کنار  ادمها جبران  نمیشه تو تنهایی چون عشقی نداری  وآیا تاکنون شده احساس تنهایی شدید ی حتی با داشتن دوستان زیاد شده دلت بگیره و با  تمام  وجودت احساس کنی  یک  بغض داره  گلوی  تو  را  فشار  میده اجساس  کنی  خیلی  تنهایی چون  هیچ ی هم فکر  تو  نست و باید روزها  وشب ها  را تا انتها تا نامحدوده ها  بگذرانی شاید روزی در یک  روز  باور  ن ی  یکی  را  پیدا  کنی که  یک  عمری  منتظرش بود اما  با  گذشت  زمان  می  بینی  این  هم  همانی  نیست  که  دنبالش  بودی...............................
هن یشه «خفه گی» گفت: یکی از امتیازات شخصیت «صحرا» در فیلنامه خفه گی ، تنهایی زیبا و عمیق وی بود که من آن را دوست داشتم و این تنهایی شعار نبود.

یادداشتهای زیرزمینی (با چهارده تفسیر) اثر فیودار داستایِفسکی ، ترجمهٔ حمیدرضا آتش برآب ، نشر علمی فرهنگی تموم شد. باورم نمیشه تونستم تمومش کنم. خیلی طول کشید فکر کنم. ولی یه چالش بود برام اصلا یه چیز عجیبی بودا اولش اینجوری به نظر نمیومد. خوندن تفسیر ها هم حقیقتش ابتدا که شروع خیلی ل کننده بودن اما کم کم هرچی جلوتر میومدم به نظر برام جذاب تر شد. اصلا نمیدونم باید چی بگم. فکر کنم هرچی باید در مورد این کتاب میگفتم گفتم تا الان. چیزی که میدونم این هست که این کتاب بی تاثیر نبوده روم. شاید حتی برای هضم ش یه خورده زمان لازم داشته باشم. همین. یه خسته نباشید به خودم :دی.
باورم نمیشه تموم شد. از همون حس گند بعد کتابایی رو دارم که انگار باهاش جون کندم اخت شدم حالا جدا شده ازم. حالا باید چیکار کنم. دیگه دغدغه خوندنشو تموم شو ندارم. شاید دارم چرت مینویسم حال ندارم واضح حرف بزنمو توضیح بدم. خوابم میاد حتی مطمئن نیستم دیگه بتونم بخوابم.
اختصاصی از سورنا فایل ترا مه و یادداشتهای توضیحی صورتهای مالی ppt با و پر سرعت .
ترا مه و یادداشتهای توضیحی صورتهای مالی ppt
ترا مه و یادداشتهای توضیحی صورتهای مالی ppt           نام محصول : پاو وینت ترا مه و یادداشتهای توضیحی صورتهای مالی  فرمت : ppt حجم : 1.1 مگابایت تعداد اسلاید : 97 زبان : فارسی سال گردآوری : 1395   اه آموزشی   تشریح عناصر ترا مه  تشریح مفاهیم کلی حاکم بر صورتهای مالی  تشریح شکلهای مختلف ترا مه   تشخیص اهمیت ساختار یاددادشتهای توضیحی   آشنایی با تجزیه و تحلیل ترا مه     دارایی :   عبارتست از حقوق نسبت به منافع اقتصادی آتی یا سایر راههای دستی مشروع به آن منافع که در نتیجه معاملات یا سایر رویدادهای گذشته به کنترل واحد تجاری درآمده است.   مفاهیم بیان شده در تعریف دارایی: حقوق و سایر راههای دستی مشروع آنچه دارایی را تشکیل می دهد حقوق حاصل از مالکیت یا سایر راههای دستی مشروع می باشد نه خود مال.   منافع اقتصادی آتی منظور از منافع اقتصادی آتی، توان بالقوه دارایی برا کمک مستقیم یا غیرمستقیم به جریان وجوه نقد آتی می باشد.   معاملات یا سایر رویدادهای گذشته تنها حق دستی به منافع اقتصادی آتی قبل از تاریخ ترا مه، در تعریف دارایی می گنجد.   کنترل چنانچه یک واحد تجاری، منافع اقتصادی آتی مرتبط با یک قلم را در کنترل خود داشته باشد، حتی اگر مالکیت قانونی آن متعلق به دیگری باشد، آن قلم را می توان به عنوان دارایی گزارش کرد.  
با
ترا مه و یادداشتهای توضیحی صورتهای مالی ppt

دلنوشته های عاشقانه غمگین تنهایی تنهایی یعنی دل هیچ سایز دلت نیست ! . . رفته ای اما رد پایت مانده است در من ، کنار تنهایی ام قدم میزند بی من ! فرستنده : مجید . . جلوی آیینه که میروم تنهاییم دوتاست هرچه در آن است منم ، تو را میجویم در هیچ آیینه ای هیچ تویی جز من نیست … . . بی “تو” شهر پر است از آیه های تنهایی … . . امروز آیینه حزن چهره ام را تاب نیاورد ، ش ت و من ماندم و هزار تکه تنهایی ! فرستنده : مجید . . تنهایی یعنی انقدر ی بغلمون نکرد که خودمون زدیم بقل !!! . . تنهایی همان مرگ است که رو دربایستی دارد ! . . سلام هایی که بوی خداحافظی میدهند … بودن هایی که هیچکدام خوشحال کننده نیستند … و رفتن هایی که امید بازگشتی به آنها نداری … همه اینها را که جمع میکنی به یک کلمه میرسی : تنهایی ! . . سرد است … نیمکتی تنها در پارک نشسته است ، من تنها بر نیمکت و تو تنها در من … میبینی ؟ چه در همیم و تنها ؟



میبارد بر دلم غُصّه ی برف تنهایی

غزل غزل میسرایم ترا در تنهایی

عشقت را با خود بُرده ام به اوج آسمانم

آسمانم نیز میبارد در اوج اشکهای تنهایی

میبارد بر کویر دلم غُصّه های تنهایی

پایانی ندارد قصّه هایم در کویر تنهایی

بیا ای معشوقه ی زیبای بارانی من

تاکی بمانم بی تو در شبهای تنهایی


شاهرخ 94/03/20 ساعت1:57 بامداد











گفتم: خوب! قبل تر از منها مگر تنها نبودند؟ مگر تنهایی عاشق نمی شدند؟ مگر برای آن عشق نمی مردند. با خودم گفتم اصلا مگر همه چیز با تنهایی شروع نمیشود؟ گفتم تنهایی آنقدراا هم بد نیست. میشود باهاش ساخت. میشود یک روز گرم که خورشید آسف خیابان ها را هم آب میکند،تنهایی را برداشت،روی سکوی یک مدرسه نشست و به بچه هایی نگاه کرد که هنوز نمی دانند تنهایی چیست؟ با خودم گفتم تنهایی را هم می شود آرام کرد، دست روی موهایش کشید،برایش شعر خواند، هر چند وقت یکبار هم سوار سرسره یا چرخ و فلکش کرد. شما را نمی دانم؛ اما تنهایی بد نیست، دست هایم را چنگ نمیزند، کتابهایم را نمیکند؛ فقط بعضی وقتها جای کیک شکلاتی ام را با دستکش های یکبار مصرف عوض میکند.تنهایی شما را نمیدانم اما این آنقدر وحشی نیست که شبها زوزه بکشد و صبح ها خلط بالا بیاورد. فقط باید بعضی وقتها که هوا دارد سرد میشود و مردم دودکش هایشان را پاک میکنند، باید پیشانی اش را بوسید و آرام به گوشش گفت: تو! به اندازه ی تمام عشق های زمین، مقدسی.
خدا یا باز شده است. باز من در این اتاق تنها شده ام.خیلی وقت بود که حس تنهایی مرا اینطور در خود مچاله نکرده بود. شاید ۱۱۰ می گذشت از آ ین آن.ولی صد افسوس که باز است و باز تنهایم. باز اندوه گذشته همراه من است در این تنهایی.در طول این مدت مشغول چه بودم که باز بعد از گردش ۱۱۰ ، به نقطه آغازین قصه آشنای تنهایی رسیدم؟داشتم جدال با تنهایی را تمرین می در حالیکه او کنارم بود. او را همه جا کنارم می پنداشتم. در این اتاق کوچک حتی او در تخت روبروی من می نشست. مهمانش می به عید نوروز. او بود ولی من تمرین تنهایی می . من جدالم با که بود؟ با او یا با خودم؟ براستی که او جدالی با من نداشت. من در کنار او با خودم در جدال بودم. افسوس که رفت. است و باز تنهایی آن.باز باید جدال را شروع کنم. ولی اینبار دیگر تمرین نیست. اینبار او دیگر در کنارم نیست. اینبار تنهایی را باید با تمام وجودم لمس کنم.باز باید از تنهایی ها، پناه بر خواب ببرم.باید چشمانم را بر هم بگذارم تا شاید آرام شوم. هرچند دیگر او حتی در خواب هم کنارم نیست.
مدیرعامل ذوب آهن گفت:من تا به حال تنهایی در موفقیت ذوب آهن نقش نداشتم و الان هم نمی توانم تنهایی همه چیز را به دوش بکشم.
پس از مصاحبه های پولاد کیمیایی و یادداشتهای پرستویی و کیمیایی، لشکری قوچانی در دفتر خودش واقع در خیابان آفریقا، مسائل پیش آمده معمای درگیریها در قاتل اهلی را برای اهالی رسانه رمز گشایی کرد.
برای درد تنهایی، برای گریه ی نم نم
برای این همه آلام، تو را هرگز نمی بخشم
پر از شوق تو بودم من، تو رفتی و ندانستی
که دیکر از نبود تو، دلم شد شعبه ای از غم
ببین از بس پر از دردم، در این دنیای وا نفسا
مرا دق می دهد آ ، غم و اندوه این ماتم
در این دنیای تنهایی، ی همراه قلبم نیست
که غیر از تو دیگر، نشد بر قلب من محرم
تو رفتی از کنار من، ولی این را بدان ای عشق
برای درد تنهایی، تو را هرگز نمی بخشم

محمدصادق رزمی
تکامل، انسان های باهوش و تنهایی
تکامل سبب شده است که انسان‌های باهوش، تنهایی خود را ترجیح دهند. اما دلیل این کار چیست؟
وقتی که شب به خانه برمی گردی و صدای کلید را در قفل می شنوی بدان که تنهایی.
وقتی کلید برق را می زنی صدای تیک را میشنوی بدان که تنهایی.
وقتی در تخت خواب از صدای قلب خودت نمی توانی بخو بدان که تنهایی.
وقتی که زمان کتاب ها و کاغذ ها را در خانه می جود و تو صدایش را می شنوی بدان که تنهایی.
اگر ص از گذشته تو را به روزهای قدیمی دعوت کند بدان که تنهایی.
و تو بی آن که قدر تنهایی را بدانی دوست داری خودت را خلاص کنی اگر این کار هم ی باز تک و تنهایی. عزیز نسین
شماتتم میکنن که چرا تو ایجاد ارتباطات عمیق عاجزی ؟چرا سخت گیری، چرا تنهایی؟ ! خب این سوالاشون اذیتم میکنه، دردم رو بیشتر به رخم میکشه ! چندباری بی مهابا ،همین جوری وارد دنیای آدما شدم ،تنهاتر شدم آ ش ! چرا وقتی یکی رو اینجوری میبینیم ،فکر میکنیم طرف حتما مشکل روانی داره ،فکر نمیکنیم شاید جای زخم قبلیا خیسه هنوز رو تنش، که محتاط شده، که سخت گیر شده تو انتخاب ،که عاجزه از داشتن همدم !؟ هیچ از تنهایی خوشش نماید، حتی همونایی که دم از تقدس تنهایی میزنن ،یه جاهایی دلشون میخواد که با گرمی دل ی آروم بشن ... همون جور که ت آبادی میگه: آدم به آدم است که زنده است !

+ من رو ببخشین که توناژ پستهام حول و حوش یه موضوعه ... دنیام به گره وصله! +تصمیم گرفتم به برادرم نزدیک تر بشم ... کوچیکتره، ولی میتونه مونس باشه !
قسمت های آ شهرزاد بود که از قباد دیالوگی به یادگار ماند :

"تا به حال هر چی بوده سایه ی تنهایی بوده...
الان من خودشم...خود تنهایی ......"


اینطور می شود که وقتی بعد از این همه سال،
شهرزاد با پای خودش سراغ قباد می رود،
قباد او را پس می زند !!

نقطه ی تنهایی هر آدمی اگر برسد،
هیچ چیز و هیچ ی نمیتواند اورا از پیله ای که دور خودش پیچیده رها کند .....

حتی شهرزاد هم نمیتواند گره های تو در توی تنهایی قباد
را باز کند ... شهرزادی که قباد،یک سریال ۹۰ قسمتی را برای رسیدن به او دوید ....!!
هیچ آدمی را به این نقطه نرسانید ....
نمی دانم
در کجای عشق ایستاده ام ؟
خوب است یا بد ؟

اما دلم دیگر برایت
تنگ نمی شود
نمی تپد

نم نم
به لطفِ گریه از غم
گذشته ام
من به تَرکِ عادت ها
عادت کرده ام

بر گشته ام
به اوّلِ اوّلِ آشنایی
به همان روزهای بی تویی
تنهایی
تنهایی
تنهایی

مینا آقازاده