گوگولی مگولی

آهنگ جدید جعفر به نام شوخلوقه مگه به همراه متن موسیقی فان آهنگ شوخیه مگه جعفر شوخلوقه مگه از حمید هیراد را میتوانید فرمایید با بالاترین کیفیت 320 [ عالی ] و پخش آنلاین –  آهنگ جدید جعفر به نام شوخلوقه مگه متن آهنگ شوخلوقه مگه جعفر انگشت گولاخ من کنی فرو دماغ من کنی شور میشود مزش توی دهان من کنی جوربتو در بیار میمیرم از گند بویش قرمز بوده جورابت حالا رفته رنگ و رویش شوخلوقه مگه کرکثیف بمونی اهای پسر اهای گوگولی مگولی شوخلوقه مگه بیلو بزاری تو سحرا الف بخوری لگد بزنی چو ها شوخلوقه مگه کرکثیف بمونی اهای پسر اهای گوگولی مگولی شوخلوقه مگه بیلو بزاری تو سحرا الف بخوری لگد بزنی چو ها زنجان ای دل ای دل زنجان ای دل ای دل ای دل ای دل چه کنم چیکار کنم دهن اکبر باز شد بوی گند فاضلاب از توی دهنش احساس شد تو که کفاسط نبودی چرک و شاغال نبودی کلت میده بوی ماهی تو که قرمساق نبودی شوخلوقه مگه کرکثیف بمونی اهای پسر اهای گوگولی مگولی شوخلوقه مگه بیلو بزاری تو سحرا الف بخوری لگد بزنی چو ها شوخلوقه مگه کرکثیف بمونی اهای پسر اهای گوگولی مگولی شوخلوقه مگه بیلو بزاری تو سحرا الف بخوری لگد بزنی چو ها شوخلوقه مگه کرکثیف بمونی اهای پسر اهای گوگولی مگولی شوخلوقه مگه بیلو بزاری تو سحرا الف بخوری لگد بزنی چو ها زنجان ای دل ای دل ای دل ای زنجان دل ای دل دل دل له له دل آهنگ با کیفیت 320
آهنگ جدید جعفر به نام شوخلوقه مگه به همراه متن موسیقی dl new song by jafar called shokhloghe magewith s & text فان آهنگ شوخیه مگه جعفر شوخلوقه مگه از حمید هیراد را میتوانید فرمایید با بالاترین کیفیت 320 [ عالی ] و پخش آنلاین –  آهنگ جدید جعفر به نام شوخلوقه مگه متن آهنگ شوخلوقه مگه جعفر انگشت گولاخ من کنی فرو دماغ من کنی شور میشود مزش توی دهان من کنی جوربتو در بیار میمیرم از گند بویش قرمز بوده جورابت حالا رفته رنگ و رویش شوخلوقه مگه کرکثیف بمونی اهای پسر اهای گوگولی مگولی شوخلوقه مگه بیلو بزاری تو سحرا الف بخوری لگد بزنی چو ها شوخلوقه مگه کرکثیف بمونی اهای پسر اهای گوگولی مگولی شوخلوقه مگه بیلو بزاری تو سحرا الف بخوری لگد بزنی چو ها زنجان ای دل ای دل زنجان ای دل ای دل ای دل ای دل چه کنم چیکار کنم دهن اکبر باز شد بوی گند فاضلاب از توی دهنش احساس شد تو که کفاسط نبودی چرک و شاغال نبودی کلت میده بوی ماهی تو که قرمساق نبودی شوخلوقه مگه کرکثیف بمونی اهای پسر اهای گوگولی مگولی شوخلوقه مگه بیلو بزاری تو سحرا الف بخوری لگد بزنی چو ها شوخلوقه مگه کرکثیف بمونی اهای پسر اهای گوگولی مگولی شوخلوقه مگه بیلو بزاری تو سحرا الف بخوری لگد بزنی چو ها شوخلوقه مگه کرکثیف بمونی اهای پسر اهای گوگولی مگولی شوخلوقه مگه بیلو بزاری تو سحرا الف بخوری لگد بزنی چو ها زنجان ای دل ای دل ای دل ای زنجان دل ای دل دل دل له له دل آهنگ با کیفیت 320
اوه خیلی  زیاد اصلا وجوئ وب سایت گوگل  بستگی به حیات این  سایت  داره تا یک پست می زارم کار و  زندگی خودش را  ول  می  کنه  و  با  همه  موتورهای  جستجوگر اینترنتی ریز و درشت  مثل  موریانه  می  افتند  به  جان  این  سایت به خاطر  همین  پچ رنک این سایت  در آی ا  خوبه البته در بین این همه سایت و وبلاگ زیر یک میلیون  هر  سایتی  باشه  خوبه.یاهو کجایی بیا که از  گوگل عقب نمانی  یاهو.
بسم الله مهربون :)
نیم ساعت پیش که برمیگشتم خانه ، همسایه ی روبه رویی را دیدم . یک عدد پیرزن گوگولی مگولیِ اکور پکوری که آدم دوست دارد لپ هایش را بکشد ! خانه اش طبقه ی سوم آپارتمانِ رو به رویی ست . بعد از سلام و احوال پرسی طبق معمول گله مند بود که بچه های بی معرفتی دارد . چرا نمی آیند حالش را بپرسند ؟ و بعد دوباره طبق معمول خودش گفت "خب البته خودشون هم کار و بچه و زن و زندگی دارن" ! پاسخ من هم مثل همیشه یک عدد لبخند بود ! میخواستم خداحافظی کنم که برادرم در خانه را باز کرد . با ح ی بامزه و کنجکاو پرسید " برادرت هنوز مجرده؟" . خنده م گرفت . گفتم "بله جون" ... گفت "ولی مادر(!) دیگه وقت زن گرفتنشه ها" گفتم "خب فعلا شرایط ازدواج نداره" ! نگاهی انداخت که هنوز هم معنی اش را نمیدانم ، سرش را با تاسف تکان داد و گفت "حق داره ، دختر های امروز زن زندگی نیستن ، نمیسازن" ! بعدش هم خداخافظی کرد و رفت ... من هم :||| طوری وار رفتنش را نگاه :||| من میگویم برادرم شرایط ازدواج ندارد میگوید بله ، دختر ها بساز نیستن :|| با تشکر از این مادربزرگ گوگولی مگولی -_-
+لازم است بگویم گول گوروم یا خودتان میدانید یا که چی؟! دی:
یک ی داشتیم میگفت بچه ها از دو سه سالگی که می گذرند، دیگر به چشمِ مادر و پدر و بقیه آن بچه ی گوگولی مگولیِ خوشگلِ بی آزارِ ناز نیستند، تبدیل می شوند به یک غول بی شاخ و دمِ قسی القلب که رحم و مروت ندارد. منظورش این بود که ابعاد بچه که بزرگ می شود فکر میکنند از ح ِ طفل معصوم بودگی هم خارج میشود و هر کاری می کند می گذارند به حساب بد . بعد می گفت در حالیکه اگر پدر و مادر بتوانند آن نگاهِ طفل معصومِ گوگولی مگولی گونه ی خود به بچه را تا آ ِ عمر حفظ کنند، باعث سعادتِ دنیا و آ ت خودشان و بچه می شوند. میگفت یعنی این نوع نگاه به بچه باعثِ رفتارِ کریمانه با او می شود و الخ.
وسطِ این قاراشمیشِ فکری که دچارش شده ام؛ یکباره ع ی که فکر نمی داشته باشم بعد از حدود سه سال از کیفِ پولم افتاد بیرون. ع به گمانم مربوط به پنج یا شش سالگی ات باشد با یک روسری سفید و نگاهی که زل زده به دوربین. نگاهِ معصومی که تصورِ سرنوشتِ روزهای جوانی اش به آن شکل که گذشت، محال است. دلم به ح سوخت، نه برای سرگردانیِ آن روزهات، برای لحظاتی یا شاید دقایقی و ساعاتی و شاید هم روزهایی توانستم به همان چشمِ طفلِ معصوم گونه ی گوگولی مگولی نگاهت کنم. برای لحظاتی بیشتر از قبل دعایت و از آن حالها بهم دست داد که گوشی را دست بگیرم و بخواهم مثلِ فرشته ی مهربان از چنگ دیو بیرونت آورم و اصلِ خویشت را به یادت بیاورم؛ امّا ... امّا به فرشته ی درونم گفتم استپ. تو آنچه شرط بلاغ(؟) بود با آنها گفتی.
راستی اگر ما بتوانیم به هر کدام از اطرافیانمان به چشمِ یک نوزادِ معصومِ پاک نگاه کنیم که فقط برای برطرف نیازهایش گریه میکند و گاه صدای گریه اش خوابمان را مختل می کند، دنیا چه شیرین می شود و رفتارمان با هم چقدر فرق می کند. نه؟
یا مثلا اگر بتوانیم قبل از هر ع العملی در مقابل هر رفتاری از سمتِ دیگران علی الخصوص همسرمان، به این فکر کنیم که "این رفتار واقعا بده؟ یا چون مامانم اینا بدشون میاد منم بدم میاد؟" چقدر از بحث ها را نمی کنیم و چقدر جدل ها را در نطفه خفه می کنیم. البته این ربطی به اینجا نداشت، نوشتم که یادم بماند. همین.

چه اصراری دارین ع هر آ شغالیو که میخورین بذارین تو صفه هاتون؟ اگه قلب و روحتون انقدر خشدار شده که پای مرغو گاز می زنین و چشم میخورین ، نگه دارین برای خودتون. لازم نیس اط ی دلپذیر بهشتی تونو در معرض دید ما هم بذارین. از مزه شون دفاع کنین با فلفل قرمز میام سراغتون. شاید مواد زائد بدن گراز هم خیلی خوشمزه باشه. حالا یه عده رگ غیرتشون نسبت به چش و چال و پاهای مبارک مرغ به جوش میاد.

نصفه شبی میری تو اینستا با یه صحنه وحشتناک و کابوس وار روبرو میشی بعد می بینی خانوم برا ناهار چهار تا پای مرغ گوگولی مگولی شاهانه میل فرمودن.
اه اه اه اه اه.

چه اصراری دارین ع هر آ شغالیو که میخورین بذارین تو صفه هاتون؟ اگه قلب و روحتون انقدر خشدار شده که پای مرغو گاز می زنین و چشم میخورین ، نگه دارین برای خودتون. لازم نیس اط ی دلپذیر بهشتی تونو در معرض دید ما هم بذارین. از مزه شون دفاع کنین با فلفل قرمز میام سراغتون. شاید مواد زائد بدن گراز هم خیلی خوشمزه باشه. حالا یه عده رگ غیرتشون نسبت به چش و چال و پاهای مبارک مرغ به جوش میاد.

نصفه شبی میری تو اینستا با یه صحنه وحشتناک و کابوس وار روبرو میشی بعد می بینی خانوم برا ناهار چهار تا پای مرغ گوگولی مگولی شاهانه میل فرمودن.
اه اه اه اه اه.

چه اصراری دارین ع هر آ شغالیو که میخورین بذارین تو صفه هاتون؟ اگه قلب و روحتون انقدر خشدار شده که پای مرغو گاز می زنین و چشم میخورین ، نگه دارین برای خودتون. لازم نیس اط ی دلپذیر بهشتی تونو در معرض دید ما هم بذارین. از مزه شون دفاع کنین با فلفل قرمز میام سراغتون. شاید مواد زائد بدن گراز هم خیلی خوشمزه باشه. حالا یه عده رگ غیرتشون نسبت به چش و چال و پاهای مبارک مرغ به جوش میاد.

نصفه شبی میری تو اینستا با یه صحنه وحشتناک و کابوس وار روبرو میشی بعد می بینی خانوم برا ناهار چهار تا پای مرغ گوگولی مگولی شاهانه میل فرمودن.
اه اه اه اه اه.

چه اصراری دارین ع هر آ شغالیو که میخورین بذارین تو صفه هاتون؟ اگه قلب و روحتون انقدر خشدار شده که پای مرغو گاز می زنین و چشم میخورین ، نگه دارین برای خودتون. لازم نیس اط ی دلپذیر بهشتی تونو در معرض دید ما هم بذارین. از مزه شون دفاع کنین با فلفل قرمز میام سراغتون. شاید مواد زائد بدن گراز هم خیلی خوشمزه باشه. حالا یه عده رگ غیرتشون نسبت به چش و چال و پاهای مبارک مرغ به جوش میاد.

نصفه شبی میری تو اینستا با یه صحنه وحشتناک و کابوس وار روبرو میشی بعد می بینی خانوم برا ناهار چهار تا پای مرغ گوگولی مگولی شاهانه میل فرمودن.
اه اه اه اه اه.

چه اصراری دارین ع هر آ شغالیو که میخورین بذارین تو صفه هاتون؟ اگه قلب و روحتون انقدر خشدار شده که پای مرغو گاز می زنین و چشم میخورین ، نگه دارین برای خودتون. لازم نیس اط ی دلپذیر بهشتی تونو در معرض دید ما هم بذارین. از مزه شون دفاع کنین با فلفل قرمز میام سراغتون. شاید مواد زائد بدن گراز هم خیلی خوشمزه باشه. حالا یه عده رگ غیرتشون نسبت به چش و چال و پاهای مبارک مرغ به جوش میاد.

نصفه شبی میری تو اینستا با یه صحنه وحشتناک و کابوس وار روبرو میشی بعد می بینی خانوم برا ناهار چهار تا پای مرغ گوگولی مگولی شاهانه میل فرمودن.
اه اه اه اه اه.

چه اصراری دارین ع هر آ شغالیو که میخورین بذارین تو صفه هاتون؟ اگه قلب و روحتون انقدر خشدار شده که پای مرغو گاز می زنین و چشم میخورین ، نگه دارین برای خودتون. لازم نیس اط ی دلپذیر بهشتی تونو در معرض دید ما هم بذارین. از مزه شون دفاع کنین با فلفل قرمز میام سراغتون. شاید مواد زائد بدن گراز هم خیلی خوشمزه باشه. حالا یه عده رگ غیرتشون نسبت به چش و چال و پاهای مبارک مرغ به جوش میاد.

نصفه شبی میری تو اینستا با یه صحنه وحشتناک و کابوس وار روبرو میشی بعد می بینی خانوم برا ناهار چهار تا پای مرغ گوگولی مگولی شاهانه میل فرمودن.
اه اه اه اه اه.

چه اصراری دارین ع هر آ شغالیو که میخورین بذارین تو صفه هاتون؟ اگه قلب و روحتون انقدر خشدار شده که پای مرغو گاز می زنین و چشم میخورین ، نگه دارین برای خودتون. لازم نیس اط ی دلپذیر بهشتی تونو در معرض دید ما هم بذارین. از مزه شون دفاع کنین با فلفل قرمز میام سراغتون. شاید مواد زائد بدن گراز هم خیلی خوشمزه باشه. حالا یه عده رگ غیرتشون نسبت به چش و چال و پاهای مبارک مرغ به جوش میاد.

نصفه شبی میری تو اینستا با یه صحنه وحشتناک و کابوس وار روبرو میشی بعد می بینی خانوم برا ناهار چهار تا پای مرغ گوگولی مگولی شاهانه میل فرمودن.
اه اه اه اه اه.

چه اصراری دارین ع هر آ شغالیو که میخورین بذارین تو صفه هاتون؟ اگه قلب و روحتون انقدر خشدار شده که پای مرغو گاز می زنین و چشم میخورین ، نگه دارین برای خودتون. لازم نیس اط ی دلپذیر بهشتی تونو در معرض دید ما هم بذارین. از مزه شون دفاع کنین با فلفل قرمز میام سراغتون. شاید مواد زائد بدن گراز هم خیلی خوشمزه باشه. حالا یه عده رگ غیرتشون نسبت به چش و چال و پاهای مبارک مرغ به جوش میاد.

نصفه شبی میری تو اینستا با یه صحنه وحشتناک و کابوس وار روبرو میشی بعد می بینی خانوم برا ناهار چهار تا پای مرغ گوگولی مگولی شاهانه میل فرمودن.
اه اه اه اه اه.

چه اصراری دارین ع هر آ شغالیو که میخورین بذارین تو صفه هاتون؟ اگه قلب و روحتون انقدر خشدار شده که پای مرغو گاز می زنین و چشم میخورین ، نگه دارین برای خودتون. لازم نیس اط ی دلپذیر بهشتی تونو در معرض دید ما هم بذارین. از مزه شون دفاع کنین با فلفل قرمز میام سراغتون. شاید مواد زائد بدن گراز هم خیلی خوشمزه باشه. حالا یه عده رگ غیرتشون نسبت به چش و چال و پاهای مبارک مرغ به جوش میاد.

نصفه شبی میری تو اینستا با یه صحنه وحشتناک و کابوس وار روبرو میشی بعد می بینی خانوم برا ناهار چهار تا پای مرغ گوگولی مگولی شاهانه میل فرمودن.
اه اه اه اه اه.

چه اصراری دارین ع هر آ شغالیو که میخورین بذارین تو صفه هاتون؟ اگه قلب و روحتون انقدر خشدار شده که پای مرغو گاز می زنین و چشم میخورین ، نگه دارین برای خودتون. لازم نیس اط ی دلپذیر بهشتی تونو در معرض دید ما هم بذارین. از مزه شون دفاع کنین با فلفل قرمز میام سراغتون. شاید مواد زائد بدن گراز هم خیلی خوشمزه باشه. حالا یه عده رگ غیرتشون نسبت به چش و چال و پاهای مبارک مرغ به جوش میاد.

نصفه شبی میری تو اینستا با یه صحنه وحشتناک و کابوس وار روبرو میشی بعد می بینی خانوم برا ناهار چهار تا پای مرغ گوگولی مگولی شاهانه میل فرمودن.
اه اه اه اه اه.
حامدسوسول ترین بچه مدرسه بود،امادلش میخواست شود،انگاراگر شودبه اوهوری بهشتی میدهند،یاسرترقه میانداخت جلویش خودش راخیس میکرد،وبه او متلک میگفت که تومردنیستی،گوشی تلفن اسباب بازی راهم توپایگاه بهت نمیدن،شش ماه اعتبارهستی میفهمی که این کارت موقت های بسیج رابه کلاس اول ابت هامیدهندکه دلشان خوش باشد،حالاهرچقدر بخوانی،قرآن بخوانی،کاروان راهیان نوربری،اون دنیاتوگورت هم درعذ وهم توبهشت کنارهوری های گوگولی مگولی،حامدحرصش گرفته بودوترمزبریده بودازبحث بابچه های پایگاه بجایی نمیرسید،تصمیم گرفت برودم ع حرم شوددرهرعملیات کمترازبیست ی دریک ساعت اگرنمیکشت احساس می ردنیست
آممم...اِممم...خب!+نظرت راجع به اینکه چرا ما جغد نشدیم چیه؟-منفیه!+بنظرت ثروت بهتر است یا علم؟-یا علم.+میدونی الان به چی فکر میکنم؟-به من ربطی نداره!+ میخوای بدونی کدوم غذارو از همه بیشتر دوست دارم؟-قرمه سبزی!+یه آهنگ بخونم؟-بخون+اجولی مجولی شوکولی موکولی گوگولی مگولی...قه قه،گریه،اخم و خنده...ناراحتی بده اخ اخ، آخه اشتهارو میبنده...انشالله بلا به دوره، نگیرین آبغوره...هرچه داره بردو باخته،آخه میدونی بازیه دیگه...-:|+خاک تو سر و بی احساست!سللووتنپلققسظزو- :)
رنگِ آبیِ روی دیوار را دیدم و فکر چرا هیچوقت ن که دیوارهای اتاقم را رنگ کنم. آبی. سفید. زرد. و نمی دانم چه. بعد فکر چرا بیست و چهار سال س تعلقِ خاطرِ درخوری ایجاد نکرده است. هر شب به رویای رفتن خو ده ام. و خواب دیده ام زندگی آسان تر نه، اما خوب تر است. خوابِ محبت دیده ام. خواب کوفت. ومرض. و چیزهایی که یادم نیست. پاهایم زبر شده اند. هربار تصمیم به دخترِ گوگولی ای شدن می گیرم. اپیلاسیون و آن برنامه ها. هر بار تیغ را دستم می گیرم و از گوگولی شدن دورتر می شوم. آنقدر دور که دیگر راهی نمی ماند. پل های پشت سرم یکی یکی فرو می ریزند. می گویم من به آن پل ها نیازی ندارم. خواب می بینم پل ها درست شده اند و خوشحال می شوم. بیدار می شوم و میبینم پلی در کار نیست و سگ می شوم. نه از آن سگ های گوگولی، بلکه نوعی سگِ پاچه گیرِ عصبیِ زشت. وقیح و غیره. +ایرلند درخوابم بود. آه جیمز! ایز ایت پاسیبل؟
نمیدونم چندلر رو میشناسین یا نه؟البته خودمم نمیدونم ربطی داره به اون چیزی که میخوام بگم یا نه.سیستمش اینجوری بود که وقتی اضطراب میگرفت یا تو یه محیطی راحت نبود زیاد، بطور غیر عادی دُز شوخیش میزد بالا!حالا نمیدونم اینکه یه حرفیو که نمیتونی بزنیش،به شوخی بگی،جزو همین سیستم دفاعی حساب میشه یا نه.نظر خودمم اینه که آدمی که شجاع باشه اینطوری نیست.یعنی رک و جدی حرفشو میزنه دیگه.نیازی نداره به پیچوندن اون حرف تو یه کاغذ کادوی گوگولی مگولی به اسم شوخی.بعد فرض کنین یه نفر این اخلاقو داره و حرفاشو اینطوری به سمع و نظر شما میرسونه.این به کنار.بعد حالا رسیدیم به جایی که شما مستقیم یا غیر مستقیم نتونستین خواسته تونو،پیشنهاد یا انتقاد یا هرچی که مد نظرتون بود رو بهش بفهمونید.بعد مثل خودش با شوخی میگین و حس میکنین ناراحت شده.حکم چیه الان؟حس بدی دارم!:(
نمیدونم چندلر رو میشناسین یا نه؟البته خودمم نمیدونم ربطی داره به اون چیزی که میخوام بگم یا نه.سیستمش اینجوری بود که وقتی اضطراب میگرفت یا تو یه محیطی راحت نبود زیاد، بطور غیر عادی دُز شوخیش میزد بالا!حالا نمیدونم اینکه یه حرفیو که نمیتونی بزنیش،به شوخی بگی،جزو همین سیستم دفاعی حساب میشه یا نه.نظر خودمم اینه که آدمی که شجاع باشه اینطوری نیست.یعنی رک و جدی حرفشو میزنه دیگه.نیازی نداره به پیچوندن اون حرف تو یه کاغذ کادوی گوگولی مگولی به اسم شوخی.بعد فرض کنین یه نفر این اخلاقو داره و حرفاشو اینطوری به سمع و نظر شما میرسونه.این به کنار.بعد حالا رسیدیم به جایی که شما مستقیم یا غیر مستقیم نتونستین خواسته تونو،پیشنهاد یا انتقاد یا هرچی که مد نظرتون بود رو بهش بفهمونید.بعد مثل خودش با شوخی میگین و حس میکنین ناراحت شده.حکم چیه الان؟حس بدی دارم!:(
سلــــــــــــــــــــام چینگوهــــــــــــــــا اینم از آ ین آپ روز تعطیل من بقیه اخبار میره برا وقتی که خونه باشـــــــــــــــــــــــــــم خب یه کلیپ اومده بسیار بامزه زیبا از آیدر با دو تا ع گوگولی از کلیپ گوگولی
بچه ها گناهی ندارن اگه ما حوصله نداریم، وقت نداریم، خسته ایم، دست تنهاییم، سردرد داریم، تحلیل رفتیم، دل مون می خواد معا های سابق رو داشته باشیم. بچه ها هیچ گناهی ندارن. باید صبور باشیم. هر وقت خیلی صبور بودید تصمیم بگیرید یه بچه به زندگی تون هدیه کنید. وقتی لبخند می زنه و نگاه تون می کنه همونقدر به - تماشای - شما احتیاج داره که وقتی حس عصبانیه و جیغ و گریه راه می اندازه. همونقدرم دلش می خواد ساعت ها توی بغل تون بشینه و شما رو وادار به راه رفتن ه. چون دوست داره صدای قلب شما رو بشنوه. دوست داره پوستش شما رو لمس کنه. دوست داره توی بغل تون عرق کنه و داغ بشه اما هیچ جوره کوتاه نیاد که بذاریدش زمین. یه نی نی ِ گوگولی مگولی تک تک کلمه های شما رو می فهمه. حتی حس ِ شما رو دریافت می کنه. مسئولید که نترسونیدش، غمگینش نکنید، ناراحتش نکنید، دلهره نندازید به جونش. نی نی ها بی صداست این حس هاشون. یه نی نی که نمی تونه حرف بزنه-که اعتراض کنه- یا راه بره - که شما رو ترک کنه- یه نی نی ِ کاملن معصوم و بی گناه توی زندگی شماست. آناهیتا در 2 ماه و8 روزگی

خوب عیدتون مبارک اما اصلا نمی خوام راجع به عید بنویسم. چون اصلا از عید خوشم نمیاد. کلا دلم می خواد از بهمن بپریم بریم تو اردیبهشت!
روز آ سال اعظم زنگ زد و همچین درگوشی و یواشکی حرف می زد که دلم هری ریخت پایین! اصلا نمی دونستم چی می خواد بگه و نمی تونستمم حدس بزنم. همش یواشکی می گفت یه چیزی می خوام بگم بین خودمون باشه! انگار خواست خدا بود بازم کار ما بیفته به شما! فکرم تا جاهای حس بد بد رفت! گارد گرفتم اساسی و منتظر بودم تا ع العمل مناسبی نشون بدم. خلاصه بعد از کلی مقدمه چینی گفت که برای یه کنسرت با چند تا از بچه ها قراره برن چند تا کشور اروپایی و اتفاقی بچه هاشون اومده بودن دفتر ما برای تهیه بلیط. راستم می گفت چون اونا اول اومده بودن و این بنده خدا اصلا در جریان نبود که اونا کجا اومدن. از شانسشون رفته بودن پیش گیج ترین کارمندمون. فقط از این می ترسیدم که اشتباه کنه و همه ی برنامه شون بریزه به هم. اما دیگه کاریش نمیشد کرد. خلاصه کارای روز آ به کنار دم به دقیقه اعظم زنگ میزد و از اون طرفم وحشتناک عزیز! قرار بود برای گرفتن بلیطهاش بیاد. چند سال بود ندیده بودمش. درست از همون وقتی که رفت تهران. فکر می کنم حدود چهار سالی میشد.
بعد از اولین تماس اعظم سریع جهیدم پیش لیلی جون(همون همکار گیجمون). گفتم لیست همراهای اعظم رو نشونم بده. اونم در کمال تعجب که من چمه! لیستو نشونم داد. فقط دنبال دو تا اسم می گشتم و شک نداشتم که اگه می دیدمشون بی تردید هیچ مساعدتی که نمی هِیچ! کارشکنی هم می نمودم! بوخودا راس می گم!
اما خداروشکر اونا نبودن و چند تای دیگه بودن. خوب تا دیروز که سوم عید بود همچنان این بندگان خدا گیر بودن تا کاراشون انجام شه و خداروشکر شد.
اعظم واقعا آدم خوبیه و از اوناییه که خوبیشو تو عمل ثابت می کنه. چند هفته پیش وقتی بهش زنگ زدم و گفتم مدرکمو گرفتم خیلی خوشحال شد و بهم گفت به محض اینکه هنرجو گرفتم هر روز خواستم می تونم برم آموزشگاه و کلاسمو تشکیل بدم. هعییییییییی روزگار! خیلی جالبه نه! کلا همه چی جالبه!

هان راستی تا یادم نرفته بگم که هادی خان طبق معمول هر سال منو فراموش ن و با اس ام اس تبریک روحمان را جریحه دار نمودند.

امروز شق القمر و رفتم برای خودم کلی لباس خونه یدم. اعم از شلوار و تی که همش مزین به عروسکهای گوگولی مگولی بود! خودم کلی ذوق نمودم! ایشالا به شادی بپوشم.
حاسن عزیزم، میخوام با اجازه تو دیگه خاطرات دو برادر دوست داشتنی رو باهم تو این وبلاگ ثبت کنم. اولا تولد شش سالگیت مبارک گل پسر مادر! دوما میخوام یه خبر خوش بهت بدم انشاءالله تا دو هفته دیگه خدا جون داداشت رو زمینی میکنه و صاحب یه برادر کوچولو میشی.قلب من به خاطر یه تاخیر طولانی واقعا معذرت میخوام گلم راستش یه اتفاقایی تو این مدت افتاد که نشد بیام و برات بنویسم. تو این دوسال درگیر درمان سقطایی بودم که دچارش شدم سه سقط پشت سرهم.....کلی غصه خوردم به خاطر تنهایی تو و بالا ه خدای مهربون دعامو مستجاب کرد و تو رو از تنهایی درآورد و برادرت ا جون (که انشاءالله اسمش رو میخوایم ا بزاریم) رو به ما هدیه داد خدایا هزاربار شکرت.ماچ ازین ببعد قول میدم لحظه لحظه زندگی شما گلهای زندگیم رو تو این دفترچه اینترنتی ثبت کنم انشاءالله. یه خبر خوب اینکه تو هم مدرسه میری و یه کلاس اولی باحال و گوگولی مگولی شدی فدات شم.چشمک
موضوع این قسمت طنز دیرین دیرین منفی شدن رشد جمعیت است.
پس از حمله اخیر گ ار به فراستی ساعد سهیلی با اعلام خبر صدور پروانه نمایش گرفتن ، با کنایه گفت:…

پس از حمله اخیر گ ار به فراستی ساعد سهیلی با اعلام خبر صدور پروانه نمایش گرفتن ، با کنایه گفت:…
پس از حمله اخیر محمدرضا گ ار به مسعود فراستی ساعد سهیلی بازیگر «گشت ۲» با اعلام خبر صدور پروانه نمایش گرفتن ، با کنایه گفت، «فراستی به دردنخورترین آدم سینما نیست».
باید چشم ها رو گرامی داشت به خاطر گزارش لحظه ها. باید سجده کرد به انسان، به خاطر اندوهِ بودن، و اضطراب رفتن. باید گلوی بچه ها رو با تیغ بوسید. باید اشک ها رو پاک کرد و بدن های مُثله شده رو کنار هم جمع کرد. باید آتیش بزرگی به پا کرد. باید اشک ها رو پاک کرد.
مرد خدا قلب رقیقی داشت. وقت هایی که مستغرق افکار خودش بود، هر چند دقیقه یکبار شونه هاش به لرزه می افتاد. از پشت سر که می دی ، نمی تونستی تشخیص بدی که لرزش شونه هاش به خاطر قهقه ست یا هق هق. ح ِ گرفته ی صورتش، مچاله بودن چشم ها و ابروها به هق هق دل می کرد اما از اونجا که ردّ هیچ اشکی روی صورتش دیده نمی شد، دل به هق هق ی این چنین شدید رو به کلی بی اعتبار می کرد. با این حال وقتی منشأ این لرزش ها رو ازش جویا می شدی، مطمئن می شدی که ارتعاش شونه ها ناشی از قلب حساس مرد خدا بوده که به کوچکترین بهانه ای، فورانِ احساساتِ لبریزِ وی را منجر می شده. مرد خدا اکثر ساعات روز خواب بود و روزی چندمرتبه به عالم رویا سرک می کشید. توی خواب هاش بارها و بارها با بچه ها روبه رو می شد. بچه هایی که با نگاه خیره به تیغ، از دست مرد خدا می گریختند و در حال تقلا برای فرار، گلوی نازک و لطیف شون با تیغ پ ر می شد. مرد خدا با دست و رَدای خونی بر فراز گورهای دسته جمعی پرسه می زد و به خاطر قلب رقیق و احساسات لبریزی که داشت، مدام شونه هاش در حال لرزیدن بود. و این بار به خاطر غلظت وافر رویدادها در عالم رویا، بی وقفه اشک می ریخت. رویاهاش همیشه با ب سر یه بچه ی وحشت زده شروع می شد و با فریادهای پر از خشمی که در حال بالارفتن از یه ساختمون م وبه -مثل رایشستاگ- می کشید، به پایان می رسید. من؛ همیشه واسم سوال بوده که این حجم توحش و خشونت توی رویاهای یه آدم گوگولی مگولی و جوجو مثه من چیکار می کنه. آیا این نشانه ی ظهور هیتلری دیگر نیست؟ پیتر؛ آخه مالِ این گه خوریا نیستی شما. اگه همه ی انرژی های گندیده و سرکوب شده ت رو هم آزاد کنی، چیزی بیشتر از یه بچه بازِ دله ِ کریه المنظر نمی شی. من؛ کریه المنظر دیگه چرا؟ پیتر؛ چون توی ا بچه بازها و دله ها رو کریه المنظر می سازند .


**فکر کنم متن اشکال نگارشی داره و من بلد نیستم چجوری رفعش کنم**
اسکار خنده دارترین پروفایل لینکدین که خوندم تعلق میگیره به: یکی از هم ورودی های کامپیوتری مون که دوست عزیز یه ترم ta برنامه نویسی c شد که درسی هست که ترم 1 صفری های گوگولی :) دارن و حالا با افتخار هرجا دستش رسیده این عنوان را ذکر کرده. حالا منظور از ta هم یه چیزی در حد تصحیح تکلیف و چندباری سر کارگاه رفتن و پیچوندن سوال های این صفری های گوگولی بوده:)) در هیمن راستا یاد یکی از بحث هامون با خواهرک افتادم که چقدر غم انگیزه که ادم میفهمه یه سری ادم هستن که خیلی کارهای غولی میکنن تو زندگی شون و کلی تجربه غول تر دارن و کلا زندگی هیجان انگیزی دارن و هیچ خبری و شرح تجربه ای ازشون هیچ جا نیست.( یادمه سال 91 اینا بود که سر با هم این بحثو کردیم. که چقدر تو هرچی که میاد به مرداب سطحی بودن میرسه از اینستاگرام نگم که 1000برابر سطحی تر از ه:/) حالا شده حکایت این پروفایل های لینکدین که همه از دم زمینه علاقه شون ریسرچه و رزومه هاشون پر از ta فلان درس و کار تو فلان lab عه. خنده ام میگیره:))) پس این بی سوادهایی که تو دانشکده میبینیم همشون منم :))) اینایی که تکلیف کپ میزنن همشون منم:))) همشون:)) بعد من دو هفته است میخوام رزومه بنویسم دستو دلم نمیره بنویسم دیپلم از فرزانگان. چون خب فرزانگان که مینویسم اون سمپاد کوفتی بعدشم باید بنویسم و بعد اگه اومد یارو سوال کرد شما دقیقا چه استعداد درخشانی در عنفوان کودکی داشتی که بردنت اونجا درس بخونی من باید بگم ح ون جمع می بعد میذاشتمشون تو افتاب که بیان بیرون بعد ذره بین میگرفتم روشون که دوباره برگردن تو خونشون و بعدم با سنگ لهشون می . ( همینقدر بچه سادیسمی بودم من :|)