چه بازیگرایی بودیم ما

کوچک بودیم چه دل های بزرگی داشتیماکنون که بزرگیم چه دلتنگیم

کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را

از نگاهش می توان خواند

اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم ی نمی فهمد

و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم

سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست

دنیا را ببین... بچه بودیم از آسمان باران می آمد

بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!!

بچه بودیم دل درد ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند

بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به ی می گوییم ...هیچ نمی فهمد
مــــا همـــــان گم شدگانیـــــــم که پیدا بودیم قطــــــره ی اشــک ولــی در دل دریا بودیم از گلستـــــانِ ادبــــگاهی سخن گــــل چیدیم عاشــق و شیفتــــــه ی نـــرگس شهلا بودیم پیش معشوقه ی خود نقش هنــــر می بستیم جوهـــری نا شـــــکنی عالـــــــــم بالا بودیم غنچه سان در ورق ی خود سوخته ایم نالـــــه ی بیخـــودی و معنــــــی نجوا بودیم نه فلک فرش قـــدم بود به ســر منزل عشق صـاحبِ بدبـــــــه ی هستـــــــی زیبا بودیم چشــــم از گردش مخمـوری خـود می نازید مست از جـــــام می و ســــاقی و مینا بودیم از ســـرا ی خورشیدی عمل جوشیدیم راز هــــا در دل ناگفتـــــــــه ی شبها بودیم غلفت آمـــد به ســــر راهی سعادت محمود ورنـــــه با خالق خـود روش و هویدا بودیم -------------------------------------- بامداد 19 جوزا 1396 آفت که برابر میشود به 09 جون 2017 ترسایی سرودم احمد محمود امپراطور


مــــا همـــــان گم شدگانیـــــــم که پیدا بودیم

قطــــــره ی اشــک ولــی در دل دریا بودیم

از گلستـــــانِ ادبــــگاهی سخن گــــل چیدیم

عاشــق و شیفتــــــه ی نـــرگس شهلا بودیم

پیش معشوقه ی خود نقش هنــــر می بستیم

جوهـــری نا شـــــکنی عالـــــــــم بالا بودیم

غنچه سان در ورق ی خود سوخته ایم

نالـــــه ی بیخـــودی و معنــــــی نجوا بودیم

نه فلک فرش قـــدم بود به ســر منزل عشق

صـاحبِ بدبـــــــه ی هستـــــــی زیبا بودیم

چشــــم از گردش مخمـوری خـود می نازید

مست از جـــــام می و ســــاقی و مینا بودیم

از ســـرا ی خورشیدی عمل جوشیدیم

راز هــــا در دل ناگفتـــــــــه ی شبها بودیم

غلفت آمـــد به ســــر راهی سعادت محمود

ورنـــــه با خالق خـود روش و هویدا بودیم
--------------------------------------
بامداد 19 جوزا 1396 آفت

که برابر میشود به 09 جون 2017 ترسایی

سرودم

احمد محمود امپراطور
طلائیه بودیم. دم دمای صبح، بچه هایی که رفته بودند جلو، مجبور شده بودند عقب نشینی کنند. زمین و زمان می لرزید. اصلاً حس می کردی توی این دنیا نیستی، این قدر که شدت آتش زیاد بود. بی سیم به دست، بالای خاک ریز ایستاده بود. داشت با فرمان دهِ گردان صحبت می کرد. می خواست برگشتِ بچه ها با کم ترین تلفات باشد. ما اون طرف خاک ریز پناه گرفته بودیم. با هر صدا دلم هری می ریخت پایین. می گفتم الآن موج حاجی را می گیرد. خودم را انداختم روی حاجی و با هم غلت خوردیم تا پایین خاک ریز. نفسش بند آمده بود، ولی چیزی نگفت. آرام بلند شد و دوباره رفت سر کارش.
طى الارض
آقاى سید ابوالقاسم هندى نقل کرد که در خدمت حاج حسنعلى به کوه (( معجونى )) از کوهپایه هاى مشهد رفته بودیم در آن هنگام مردى یاغى به نام (( محمد قوش آبادى )) که موجب نا امنى آن نواحى گردیده بود از کنار کوه پدیدار شد و اخطار کرد که اگر حرکت کنید، کشته خواهید شد. مرحوم حاج شیخ به من فرمودند: وضو دارى ؟ عرض : آرى ، دست مرا گرفتند و گفتند: چشم خود را ببند. پس از چند ثانیه که بیش از دو سه قدم راه نرفته بودیم ، فرمودند: باز کن ، چون چشم گشودم ، دیدم نزدیک دروازه شهریم .
در جهت هدف ما در میدانهاى نبرد که همراه رسول خدا(ص ) بودیم ، بسا اتفاق مى افتاد که پدران ، پسران ، برادران و عموهاى خود را مى کشتیم . و این خویشاوندکشى ، نه تنها بر ذایقه ما تلخ نمى آمد، بلکه بر ایمانمان هم افزود، چه اینکه در راه حق و راستى ، پابرجا بودیم و در سختیها، شکیبا و در جهاد با دشمن کوشا. جان نثار گاه مردى از ما با مردى از خصم ، گلاویز مى شدند. و چون دو نر، بر هم مى جستند و هر یک مى خواست جام مرگ را به حریف خود بجشاند و از شربت آن سیرابش سازد. گاه فتح و غلبه از آن ما بود و گاهى هم دشمن به پیروزى مى رسید.....درادامه مطلب
می گوییم الحمدلله رب العالمین یعنی خدای پروردگار شکر پرورش دهنده جهانیان و این یعنی خالقا !کارگردانا! لطیفا! از این نامه که نوشتی راضی ام و همینطور از بازیگرایی که انتخاب کردی و دکور صحنه و عوامل پشت صحنه( ملائکه و شیاطین) و از نقش خودم راضی و خوشنودم چه باحال ! از نقشی که من رو براش آفریدی راضی ام *و خدایا من بخصوص برای "همبازی" که من رو باهاش آفریدی تا ابد شکرت دارم *
الهی نصیرمان باش تا بصیر شویم شهید شوشتری : دیروز از هر چه بود گذشتیم ، امروز از هر چه بودیم ،گذشتیم! آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز! دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود! جبهه بوی ایمان می داد و اینجا ایمانمان بو می دهد! آنجا درب اتاقمان می نوشتیم یا حسین ! فرماندهی از آن توست! الان می نویسیم بدون هماهنگی وارد نشوید. الهی نصیرمان باش تا بصیر شویم. هفته دفاع مقدس گرامی باد.
سرمربی تیم فوتبال ذوب آهن اصفهان گفت: باید بگویم امشب تیم ما عملا مهمان بود و ما از حضور تماشاگران پرشور خود تقریبا محروم بودیم.
امشب ما هفت نفر همگروهی بودیم به اضافه ی همسر مهسا که رفتیم سینما و "خوب بد جلف" رو نگاه کردیم و نگم براتون که بجز ما هشت نفر هیچ جنبنده ای تو سالن نبود!!!هفت نفر شیرین عقل بودیم(میگم هفت چون همسر مهسا شیرین عقل نیست!)که تک و تنها نشسته بودیم تو یه سالن درندشت و غش غش میخندیدیم...راجع به نظر کارشناسانه ای ندارم چون کارشناس نیستم ولی اینُ میدونم که حس مارو خندوند و یکی از بهترین شبهامونُ ساخت...البته به قول مجتبی امشب کلا افتاده بودیم رو دور خنده و اگه کازابلانکا هم پخش میشد خودمون میخندیدیم!__________پ.ن:دیگه گفتن نداره که مهمون مجتبی بودیم!
اوایل چهار نفر بودیم. دو سه ماه بعدش یکی مون رفت و گوشی ش رو هم دیگه جواب نداد. این سه نفری که بودیم تقریبا ثابت شدیم تا پنج ماه بعدش که یکی دیگه مون رفت. یه مدت تو خماری بودیم تا دوباره تونستیم دونفری بریم ادامه این راه رو . همه چی خوب بود تا... فردا فقط من میرم .
ملیپوش بسکتبال ثامن مشهد گفت: در دیدار مقابل مهرام سه کوارتر از این تیم پیش بودیم اما در اوا بازی به تجربه
آنها باختیم.
صالح فروتن در گفتوگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس٬ در مورد ش ت تیمش مقابل مهرام اظهار داشت:
به نظر من بازیکنان ما بازی خوبی را انجام دادند همین که توانستیم سه کوارتر از قهرمان چندین دوره ایران و
آسیا پیشی بگیریم خیلی خوب است.
وی ادامه داد: مهرام بازیکنانی دارد که ملیپوش بوده و چندین سال است کنار هم بازی میکنند آنها توانسته
بودند پتروشیمی را در خانهاش ش ت دهند. این ش ت چیزی از ارزشهای تیم ما کم نمیکند چون یک
کوارتر تیم برتر میدان بودیم.
ملیپوش بسکتبال ثامن در پاسخ به این سؤال که مشکل تیم شما چه چیزی است٬ گفت: به دلیل اینکه تیم
ما دیر تشکیل شد تمرینات آمادهسازی پیش از ثبت را از دست دادیم به همین دلیل هماهنگی خوبی در بین
بازیکنان وجود نداشت.
فروتن با اشاره به اینکه هدف ما ب رتبه خوب در ج است٬ گفت: با بضاعتی که داریم باید تیمهای هم
سطح خود را ش ت دهیم رقیبان اصلی ما آنها هستند نه پتروشیمی و مهرام و آزاد. همین که
بتوانیم در میانه اول ج قرار بگیریم برای ما خوب است.
به گزارش فارس دیدار تیمهای ثامن مشهد و مهرام تهران در هفته نخست جام ملی بسکتبال با نتیجه 80 بر 64
به سود مهرام به پایان رسید.
مرتضی فنونی زاده پس از پیروزی یک بر صفر تیم ملی ایران برابر چین در ورزشگاه گفت: بازی جذ را از تیم ملی ایران شاهد بودیم، اگرچه در نیمه اول کمی از هماهنگی به دور بودیم، اما در نیمه دوم کاملاً بر…

ما
دو پیرهن بودیم
بر یک بند
یکی را
باد
برد

دیگری را
باران
هر روز خیس می کند.


هافبک تیم فوتبال استقلال گفت: قبل از بازی هم قسم شده بودیم که به پیروزی برسیم و خدا را شکر همین اتفاق هم افتاد.

نگو ما سهم همدیگه نمیشیمنگو دنیا به ما بی اعتمادهدل من راهشو میسازه با عشقبه این تقدیرها بی اعتقادهشب و روزهای شادی پیش رو هستمثل روزایی که نش ته بودیمبه لطف اون خ که منو توبه امیدش به هم دل بسته بودیماگه دنیای ما، زندونه امروزاگه این میله ها راه هارو بستنبذار ثابت کنیم ما فرق داریمبا اونایی که تو رویا نشستن
جلال ملکی گفت: با کوره پرحرارت مواجه بودیم و از یک جایی به بعد باید حقیقت را می پذیرفتیم که دیگر نمی توان منتظر ی بود. کفش هایمان روی آوار داغ می شد اما فقط نگران بودیم نتوانیم پیکر دوستان را خارج کنیم.
سرمربی تیم فوتبال منچسترسیتی انگلیس در پی ش ت تیمش از موناکو فرانسه گفت: ما در نیمه دوم عالی بودیم اما بخش اول از این بازی بزرگ را فراموش کرده بودیم.
برادر یاد آر برادر یاد آران روز هارا
که باهم همدل و هم خانه بودیم
کنار آتش گرم می نشستیم
پذیرا گوش جان افسانه بودیم
پدر داشتیم به سر آن کوه الفت
به دور مادرم پروانه بودیم
نبود هیچ در میان قهر وج
رفیق و هم دم جانانه بودیم
زسختی هابه دل ترسی نداشتیم
مقاوم چون ستون خانه بودیم
نبود تاریکی شب وهم انگیز
چراغ روشن کاشانه بودیم
بسی خندان و شاد از دیدن هم
زهجران و فراق بیگانه بودیم
زعید نوروز وهم دیدو بازدید
چه شاد در نوروز سالانه بودیم
گسست ازهم زمان بند وفا را
برای چشم بد نشانه بودیم
پراکنده شدیم در کوی غربت
زمانی ما صفای خانه بودیم
شعراز زلیخا صبا

ما
دو پیرهن بودیم
بر یک بند
یکی را
باد
برد

دیگری را
باران
هر روز خیس می کند.


پیشنهاد شنیدنی : کلیک

سرمربی تیم ملی کشتی فرنگی ایران گفت: علت ش ت مقابل روسیه را باید از داوران بپرسید و با وجود اینکه ما میزبان بودیم به راحتی حق ما را خوردند؛ انگار ما میهمان روس ها بودیم.
قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
گفتگوی منو حیرانی من گوش کنید
شرح این قصه جانسوز نهفتن تا کی
سوختم ، سوختم این راز نگفتن تا کی
روزگاری من و دل ن کویی بودیم
ن کوی بت عربده جویـی بودیم
دین و دل باخته دیوانه رویی بودیم
بسته سلسله ، سلسله مویی بودیم
در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند نبود
نرگس غمه زنش این همه بیمار نداشت
سنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشت
این همه مشتری و گرمی بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ یدار نداشت
اول آن که یدار شدش من بودم
باعث گرمی بازار شدش من بودم
گرچه از خاطر وحشی هوس روی تو رفت
با دلش آرزوی قامت دلجوی تو رفت
شد دل آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت
با دل پر گله از نا خوشی روی تو رفت
حاش آلله که وفای تو فراموش کند
سخن مصلحت آمیز ان گوش کند
مهاجم تیم استقلال گفت:بازی سنگینی بود و مقابل تیمی بسیار حرفه ای قرار گرفته بودیم. به دنبال سه امتیاز بودیم اما با بد شانسی این اتفاق رخ نداد.

نفوذی‌ها را می‌توان شناخت!(یادداشت روز)


!




کاریکاتور - دلارهای نفتی، شاه عربستان




1- پنج دهه قبل، ژان پل سارتر، فیلسوف منتقد فرانسوی درباره چگونگی نفوذ غرب در کشورهای جهان سومی نوشته بود؛
 «ما رؤسای قبایل، خان‌زاده‌ها، پولدارها و گردن‌کلفت‌های آفریقا و آسیا را می‌آوردیم چند روزی در آمستردام، لندن، نروژ، بلژیک و پاریس می‌چرخ م، لباس‌هایشان عوض می‌شد... روابط اجتماعی تازه‌ای یاد می‌گرفتند و... آرزوی اروپایی شدن را در دل‌هایشان به وجود می‌آوردیم. بعد اینها را به کشورهای خود پس می‌فرستادیم. کدام کشورها؟ کشورهایی که درِ آنها برای همیشه به روی ما بسته بود، ما در آنها راه نداشتیم، ما نجس بودیم، ما دشمن بودیم. روشنفکرهایی که درست کرده بودیم، فرستادیم به کشورهایشان، بعد از آمستردام، از بلژیک و از پاریس فریاد می‌زدیم برادری، انسانیت، بعد می‌دیدیم پژواک صوت ما از نقاط دور دست از دهان همین روشنفکرها- عین سوراخ آب انبار- پس می‌آید. هر وقت ت می‌شدیم آن سوراخ‌ها هم ت بودند، هر وقت حرف می‌زدیم، انعکاس وفادارانه و درست صوت خودمان را از حلقوم‌هایی که ساخته بودیم، می‌شنیدیم. مطمئن شده بودیم که این روشنفکران هرگز کوچکترین حرفی برای زدن بجز آنچه در دهانشان می‌گذاشتیم ندارند بلکه حتی حق حرف زدن را از مردم خودشان هم گرفته‌اند.»  ادامه مطلب...
دروازه بان سیاه جامگان گفت:ما برای ب ۳ امتیاز به میدان آمده بودیم، اما نتیجه تساوى هم خوب است.
هافبک تیم فوتبال نفت تهران گفت: در حالی مغلوب صبا شدیم که در این بازی کاملاً مستحق برد بودیم.
بازیکن تیم فوتبال استقلال گفت: پیش از بازی برای برد پرسپولیس در دربی هم قسم شده بودیم .
سلام عزیز گلی امروز 15 تیر من عصر اومدم خونه و مامانی رفت جلسه یه چند ساعتی با هم تنها بودیم حس بازی کردیم تو این بازی ها اولین تلاش خودت رو برای ایستادن به مبل انجام دادی و تونستی بدون کمک ی خودت با تلاش به کاناپه بایستی بعد اومدی برای خودت دست بزنی که محکم با پشت خوردی زمین و بعد حس ذوق کردی و خندیدی .... شب هم رفتیم عینک مامان رو که براش سفارش داده بودیم بگیریم و تصمیم گرفتیم بریم رستوران که شما خوابت برد قرار شد بریم غذا بگیریم بریم خونه رفتیم خانه کنتاکی سفارش که دادیم شما بیدار شدی ورفتیم داخل خلاصه هرچی لیوان و سس و دستمال کاغذی بود روی میز همه رو ریختی رو زمین ما هم نصفه کاری غذا رو خوردیم و برگشتیم خونه و این هم اولین فست فودی با شما
کاپیتان تیم فوتبال ذوب آهن گفت: ما تیم برتر میدان بودیم و باید در این بازی 3 امتیاز را ب می کردیم.
مردی در حالی که به قصرها و خانه های زیبا مینگریست به دوستش گفت: وقتی این همه اموال رو تقسیم می ما کجا بودیم. دوست او دستش رو گرفت و به بیمارستان برد و گفت: وقتی این بیماریها رو تقسیم می ما کجا بودیم!!!! خدایا واسه داده ها و نداده هات شکر... الهی! یک ذهن آرام..... یک تن سالم...... یک خواب شیرین.... یک خیال راحت... یک روز قشنگ..... یک خبر خوش...... یک خوشی از ته دل.... نصیب همه دوستان کن.... آمین
ی شوهرم دارم ک میره با کلی پلیس بازی از آب میوه فروشی بغلی برای خانومش کیک می ه ک با شیر کاکائوش بخوره(((:اون آب میوه فروشی ک خودمون توش بودیم،کیک نداشت و چون سفارشمونو داده بودیم،مجبور بودیم همونجا بمونیم(:البته نغ زدن های زیر پوستی اینجانب هم بی تاثیر نبود(((:بانونوشت:چقدر هوا سرد شده، ب تو همین دو قدمی ک رفتیم و برگشتیم ب اندازه ی سال ب آخاهی غر زدم ک یخ و مردم از سرما((:بانونوشت2:آخاهیم برام ی جاسوئیچی یده جهت منت کشی،خیلی دوسش میداریم(((:بانونوشت3:تیتر:آذر