پرنیان خیال

ع پروفایل به اسم پرنیان قیمت ع پروفایل اسم پرنیان 5 هزار تومان هست بعد از پرداخت آنلاین قابل می باشد فرمت : jpeg | سایز : 1280 در 1280 پی ل | حجم : 478 کیلوبایت ع پروفایل اسم پرنیان
بچه قمی ها،پارک های شیخ آباد عبارتند از : پارک پرنیان از پارک پرنیان ی خاطره خوب دارم.............. پارک گلهااااااااااااااااااا وای از این ک خیلی خاطره دارم وقتی یاد پارک گلها میفتم گرررررررررررررررریم میگیره خ ش بقیه در ادامه مطلب
سیمای مرکز قزوین مجله ی فرهنگی ـ هنری «پرنیان» را همراه مخاطبان ورق می زند.
dm-c-dm
خیال کن روزگارم روبه راهه
dm-c-dm
خیال کن رفتیو دلم نمرده
bb-c-dm
خیال کن مهربون بودیو قلبم
dm-am
کنار تو ازت زخمی نخورده
dm-c-dm
خیال کن هیچی بین ما نبوده
dm-c-dm
خیال کن خیلی ساده داری میری
bb-c-dm
خیال کن بی خیال بی خیالم
dm-am
شاید اینجوری ارامش بگیری
dm-c-dm
گذشتی از منو ت نشستم
dm-c-dm
گذشتی از منو دیدی که خسته م
bb-c-dm
تو یادت رفته که توی چه حالی
dm-am
کنارت بودمو زخماتو بستم
dm-c-dm
خیال کن که سرم گرمه عزیزم
dm-c-dm
خیال کن بی تو هیچ دردی ندارم
bb-c-dm
خیال کن زمستونه ولی من
dm-am
توی شب هام شب سردی ندارم
bb-c
خیال کن قلب من ش تنی نیست
dm-gm
خیال کن حقمه تنها بمونم
bb-c
خیال کن عاشقم بودی ولی من
dm-am
شاید قدر تو رو هرگز ندونم
dm-c-dm
گذشتی از منو ت نشستم
dm-c-dm
گذشتی از منو دیدی که خسته م
bb-c-dm
تو یادت رفته که توی چه حالی
dm-am
کنارت بودمو زخماتو بستم
بانک ملت با همکاری شرکت بیمه ما و با هدف پاسخگویی به نیاز بخش مهمی از جامعه یعنی بانوان شاغل و خانه دار، به ارائه بسته جدیدی از محصولات و خدمات بانکی و بیمه ای در قالب طرح پرنیان اقدام کرد. به گزارش خبر فوری به نقل از روابط عمومی بانک ملت، بانوان شاغل و خانه دار با داشتن یا افتتاح س کوتاه مدت ویژه یا بلندمدت با حداقل موجودی ۱۰۰ میلیون ریال نزد هریک از شعب این بانک می توانند از مزایای طرح پرنیان بهره مند شوند.

ادامه خبر
بانک ملت با همکاری شرکت بیمه ما و با هدف پاسخگویی به نیاز بخش مهمی از جامعه یعنی بانوان شاغل و خانه دار، به ارائه بسته جدیدی از محصولات و خدمات بانکی و بیمه ای در قالب طرح پرنیان اقدام کرد. به گزارش خبر فوری به نقل از روابط عمومی بانک ملت، بانوان شاغل و خانه دار با داشتن یا افتتاح س کوتاه مدت ویژه یا بلندمدت با حداقل موجودی ۱۰۰ میلیون ریال نزد هریک از شعب این بانک می توانند از مزایای طرح پرنیان بهره مند شوند.

ادامه خبر
وقتی در شبکه شما wsus وجود داشته باشد سرور sharepoint به شما در مورد update ها پیشنهاد می دهد و شما ممکن است وسوسه شوید که updateها را اعمال کنید. یا حتی ممکن است خودتان داوطلبانه یک cumulative update را از سایت مایکروسافت دریافت و نصب کنید. اما اگر از فارسی ساز پرنیان گستره نگار استفاده می کنید از این کار جدا پشیمان خواهید شد. این مطلب درباره کارهایی است که بعد از پشیمانی می توانید انجام دهید. ادامه مطلب
شه قصرشیرین : به بهانه سومین سالگرد کوچ زود هنگام خبرنگار و دوست عزیزمان زنده یاد آزاد پرنیان که سه سال گذشت اما همچنان یادش در دلهایمان است . امروز که قدم در جاده ای بی بازگشت نهادی دوباره ات را به سوگ می نشینیم ،هر چند میدانم مناظره جاده بسیار زیباست ومقصد ت آرزوی هر انسانی است . میدانم آنگاه ما بدر قه ات میکردیم فرشتگان به استقب آمدند ولی این اشک ها برای دلتنگی خودمان است دلگیر نشو ایمان دارم به زندگی جاودانه ات در آغوش خداوند تولد ومرگ دو مظهر از مظاهر شجاعتند ومرگ راز زندگی است . روحش شاد و یادش گرامی
تابلوهای led روان و ثابت
امروزه تابلوهای ال ای دی led (led) روان را در سر در اکثر مغازه ها و فروشگاهها مشاهده میکنید. تابلو های پیام متحرک  led  از جدیدترین و خیره کننده ترین روش های تبلیغات الکترونیکی می باشد که اخیراً در کشور ما نیز به طور قابل توجهی از آنها استقبال شده است . این تابلو ها در سر درب فروشگاهها ، مغازه ها ، پمپ بنزین ها و همچنین در فضای داخلی نمایشگاهها ، سالن های انتظار بیمارستان ها و درمانگاهها ، سالن های ورزشی و فرودگاهها قابل استفاده می باشد . این تابلو ها به صورت تک رنگ ، سه رنگ و هفت رنگ با هر ابعادی قابل ساخت بوده و جذ ت بسیاری دارند . تابلوهای ال ای دی ( led ) ثابت در دو دسته کتیبه ای (تابلو بر روی صفحه ساخته شده و در اغلب اوقات قاب میشود وسردرب فروشکاه نصب میشود) و یا برشی (دور حروف برش خورده و بیشتر پشت شیشه ها نصب میگردد) هستند. تابلوهای ال ای دی ثابت جایگزین مناسبی برای تابلوهای نئون میباشد که بعلت استحکام ، طول عمر بالا ، مصرف کم انرژی و سادگی ساخت آن خیلی سریع جای نئون را در کشور گرفته است. تابلوساز پرنیان سازنده انواع تابلوهای led روان و ثابت در قزوین و سراسر کشور می باشد. تابلو led ثابت نمونه کار led ثابت تابلوسازی پرنیان
رمان پرستش از پرنیان خجسته حال نام رمان : رمان پرستش
به قلم : پرنیان خجسته حال ادامه مطلب
معنی وفا را که می جویند تمام رنگ ها همان رنگ های ذهن است، نیازردن، بد خیال ن ، در عالم خیال و نظر یک نشان داشتن و حتا بیشترش یادها را چون واقع عزیز داشتن. حالا از دوری است یا خاطره ناخوش یا نمی دانم هر چیز دیگر که از پس بعضی حرف ها آدم حس می کند که خار در چشم و استخوان در گلویش مانده است. زیستن در محیط حرفه ای نیازمند اخلاق حرفه ای است. هر وقت تمام محیط و نگاه چون دیگران شد آن وقت باید که چون دیگران زیست. وگرنه حاصلش می شود حرف، می شود شرنگ، می شود تلخی. باورم نیست که ی بی منظور تمام مکان ها و روش های معرفه را رها کند و به نکره ها روی آورد و بعد از پسش چیزی نروید. تو در دل و ذهنت هیچ هم که نباشد آن دیگران هزار خیال به سر و هزار حرف برای محفل دیگران دارند. و ورای آن سوی تمام این حرف ها این است که من برای بدخیال ن دو چندان از پس فاصله، کل نقش دیگران را از عالم می شویم، کجای حادثه آرامش دل ویران من از یاد می رود که ی نمی خواند از حرف های من که گاه نیاز واقعی به نشاندن مرزها از سوی دیگران دارم؟
معنی وفا را که می جویند تمام رنگ ها همان رنگ های ذهن است، نیازردن، بد خیال ن ، در عالم خیال و نظر یک نشان داشتن و حتا بیشترش یادها را چون واقع عزیز داشتن. حالا از دوری است یا خاطره ناخوش یا نمی دانم هر چیز دیگر که از پس بعضی حرف ها آدم حس می کند که خار در چشم و استخوان در گلویش مانده است. زیستن در محیط حرفه ای نیازمند اخلاق حرفه ای است. هر وقت تمام محیط و نگاه چون دیگران شد آن وقت باید که چون دیگران زیست. وگرنه حاصلش می شود حرف، می شود شرنگ، می شود تلخی. باورم نیست که ی بی منظور تمام مکان ها و روش های معرفه را رها کند و به نکره ها روی آورد و بعد از پسش چیزی نروید. تو در دل و ذهنت هیچ هم که نباشد آن دیگران هزار خیال به سر و هزار حرف برای محفل دیگران دارند. و ورای آن سوی تمام این حرف ها این است که من برای بدخیال ن دو چندان از پس فاصله، کل نقش دیگران را از عالم می شویم، کجای حادثه آرامش دل ویران من از یاد می رود که ی نمی خواند از حرف های من که گاه نیاز واقعی به نشاندن مرزها از سوی دیگران دارم؟
هو

نکته ۱۳

...کیوان قزوینی در کتاب عرفان نامه گوید:

هر وقت خیال یک انسان ، آرام و مطیع اراده ی عقلانی او شد او راحت می شود و معنی بهشت را می یابد.

اقسام مختلف ریاضت ها نیز برای رام خیال است چنانکه نقص و ناتمامی انسان نیز در تشت و پراکنده بودن خیال جای دارد.
اتانازی اتانازی در معنانی زیادی ترجمه شده از قبیل خودکشی قانونی، مرگ ترحم آمیز، قتل شیرین و بنابر برخی اقوال دارای چندین هزار سال تاریخ بوده و ریشه این اصطلاح از یونان باستان آمده است. در روزهای اخیر با انتشار خبر خودکشی قانونی بتسی دیویس در ای کالیفرنیا، بار دیگر مباحثات حقوقی، اخلاقی و دینی پیرامون این گونه مرگ خاص جدی شده است. درباره پروانه خودکشی قانونی در ای کالیفرنیای قانونی تصویب شده که براساس آن به افرادی که به بیماری لاعلاجی مبتلا هستند، مجوز خودکشی قانونی داده شده است. براساس این قانون همه افراد مبتلا به بیماری های مهلک می توانند تا قبل از مشاهده علایم بیماری خود، با مصرف داروهایی با دوز بالا به زندگی خود پایان دهند. تا قبل از تصویب این مصوبه مخالفان زیادی وجود داشتند که می خواستند با انجام ل گری و بحث و تبادل نظر فریاد اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند اما موفق نشدند. از نگاه معترضان، ارایه مجوز خودکشی به بیماران و همراهان شان، یک نوع مرگ اجباری برای فرد بیمار است. «ماریلن گولدن»، رئیس انجمن دفاع از بیماران لاعلاج می گوید: «تصویب این قانون خطر بزرگی است که زندگی همه مردم ای کالیفرنیا را تهدید می کند، این قانون هر چه که هست باید تغییر کند». در ایران نیز این موضوع مستحدثه دست مایه ساخت ی شد که نتوانست در بازار ایران و جهان شهرت چندانی ب کند. اتانازی با موضوع اجتماعی از رحمان رضایی است. این تولید سال ۱۳۸۰ و نامه آن نوشته محمدهادی کریمی است. ماکان برنا در جریان معالجه یکی از بیماران خود به نام پرنیان شهسوار دلداده او می شود. پرنیان که از خانواده ای ثروتمند و متمکن است به دلیل بیماری قلبی خود دچار افسردگی شده و امید خود را از دست می دهد. از سوی دیگر، فراز ورزشکار سرشناس و بنام که به دلیل ابتلا به بیماری سرطان از مرگ حتمی خود اطلاع یافته بود، به برنا مراجعه کرده و قبل از آن که چهره و فیزیک بدنی اش به دلیل بیماری صعب العلاج از بین برود، از تقاضا می کند تا به نوعی به زندگی اش خاتمه بخشد. برنا با مراجعه به ایمان، نامزد پرنیان از او درخواست می کند به خاطر نجات پرنیان خود را از زندگی او بیرون بکشد و ایمان نیز خواسته را قبول می کند. برنا در پی علاقه خود به پرنیان تصمیم می گیرد با مرگ مغزی فراز، قلب او را به پرنیان پیوند زند، ولی به دلیل اشتباه خود باعث مرگ فراز می شود. برنا عصبی و ناراحت از مرگ فراز، در جریان سانحه رانندگی کشته و پرنیان با پذیرش نوزاد دوست فوت شده خود به فرزندی، زندگی جدیدی با ایمان شروع می کند. مانند اغلب های اجتماعی ایران جنبه احساسی اثر هنری مزبور بر جنبه حقوقی غالب است و مانند مشهور «هیس دخترها فریاد نمی زنند» می توان ایرادات حقوقی زیادی نسبت به این وارد کرد. اما ما در این یادداشت بر آنیم ماهیت و آثار حقوقی اتانازی در ایران را بررسی کنیم. همان گونه که مشخص است این عبارت به معنای خاتمه دادن به زندگی شخص بیمار به درخواست وی است.
قرآن کریم در سوره نسا فرموده است «نفس های خود را مکشید زیرا خداوند به شما رحیم است». بنابر اجماع فقها، قتل نفس خود حرام و از گناهان کبیره است، لذا امکان صدور پروانه رسمی خودکشی در نظام حقوقی تقریبا محال به نظر می رسد. اما در عین حال قول مشهور فقها بر آن است که چنانچه مقتول خود به قاتل اذن قتل داده باشد یا مجروح پیش از مرگ مباشر را عفو کرده باشد، قصاص و دیه منتفی است، هر چند عقوبت ا وی قاتل و مقتول به قوت خود باقی است. منبع: http://dadnegar.com/?p=9328

سلام علیک آهای پدر بزرگم
خیال نکن هنوز  توله گرگم

مثل شما بزرگ شدم ماشالّا
یه پارچه پیر گرگ شدم ماشالّا


خیال نکن که مثل بچّگی هام
هرجا می رم سربار زندگی هام

کامله گرگی شده ام درنده
قاتل هر چرنده و پرنده

گاهی تو جنگل گاهی توی کوهم
یه گرگ با وقار و با شکوهم

سلطون جنگل که جناب شیره
دماغشو تا بگیرم می میره

یه گلّه و و دارم
جاتون خالی سه دارم
***
سلام علیک پدر بزرگ پیرم
خیال نکن که طفل سر به زیرم

اینو دیگه نمی یارم به روتم
واسه خودم یه گرگ لات و لوتم

راسّی بگو تو جنگل قدیمی
هنوز  برقراره   خونه  تیمی؟

حال مادربزرگمون چطوره؟
احوال ماچه گرگمون چطوره؟

تشنه شمارو می بره تا چشمه؟
بازم می یاد برایتون کرشمه؟

یائسه شد یا میل داره؟
ویار آلوچه و قیسی داره؟

ویار ترشی اگه داره شاید
میخواد برام چارتا عمو بزاید...
دو ساعتی که به اندازه‌ی دو سال گذشت
تمام عمرِ من انگار در خیال گذشت
 
 -ببند پنجره‌ها را که کوچه ناامن است...
نسیم آمد و نشنید و بی‌خیال گذشت
 
درست روی همین صندلی تو را دیدم
نگاه خیره‌ی تو... لحظه‌ای که لال گذشت
 
- چه ساعتی‌ست ببخشید؟... ساده بود اما
چه‌ها که از دل تو با همین سؤال گذشت
 
...
 
گذشت و رفت و به تو فکر می‌کنم ـ تنها ـ
دو ساعتی که به اندازه‌ی دو سال گذشت
نام رمان : خیال های ترک خورده
نویسنده : مامیچکا کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۴٫۱ (پی دی اف) – ۰٫۳ (پرنیان) – ۰٫۹ (کتابچه) – ۰٫۸ (epub) – اندروید ۰٫۳ (apk)
ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub ، apk
تعداد صفحات : ۳۴۲
خلاصه داستان :
یک اشتباه ، یک نا آگاهی ، از جانب من ، از جانب تو ، از جانب همه …
داستان دو دختر ، نه دوستند نه دشمن ، از دو دیار جداگانه ، با یک سرنوشت ، با یک اشتباه … ولی از جانب کی؟؟
درد دارم،چند شبی ست خیال تو در یادم
از واپسین دیدار یاد تو را میابم

گریه به درک یاد مرا غافل شود
وحی ز قلب آمد که در یاد او من بیتابم 

شب من صبح شد و هی نه اثر از دوری
در کدامین غزلم وصف تو را دریابم؟!

چی کنم بهر نبودت که فراموش کند؟
قصه وصل تو را این دلک ناشادم

خلق میخندند به من از پی رنگ زارم 
من که دیوانه تو عاشق مادر زادم

عشق با تو قصه با تو زندگی با تو عزیزم
من از آن روز که در بند تو ام آزادم
#آذر
نه پندارکه ز تو ،
بگسستم
خیال تودرسرنیست و ،
بگسستم
چه گویمت ،
که جزاین عشق
مراجزتوشرری ،
دیگری نیست
چوشبها که نظر ،
به کوی تو
مرا جزتوهیچ ،
درنظرم نیست
بگوش باد سپردم ،
ازحسرتم گوئید
شاید زحالم ،
ازتوخبری آید
بنشستم بساحل دشت ،
هرشب بست
تا روح بی قرارم ،
کویت آید
به لبان سرد نسیم ،
می نهم گوش
شاید ترانه های ،
توبگوشم آید
هرشب درآسمان ،
تو را میجویم
شاید سوسوی گلبه ام ،
بچشمت آید
بیا وحصاربشکن  ،
رهایم کن
که پیگرلاله ها ،
به سحرا بینم
شادم که همچون ،
غزل خوان توام
درشعله های عشق تو ،
میسوزم
در دل چگونه ،
ذکرت نکنم
یاد تونباشد ،
خزان است غلام
 
 
غ..ر..آ
بی توام شب گور است در خیال ور بی تو بامداد کنم روز م است گیسوت عنبرینهٔ گردن تمام بود معشوق خوبروی چه محتاج زیور است سعدی خیال بیهده بستی امید وصل هجرت بکشت و وصل هنوزت مصور است زنهار از این امید درازت که در دل است هیهات از این خیال مح که در سر است
خیال می مثل همچو وقتی که قلبم جایش تنگ میشود و نقاش گونه تیر میکشد. در بین این همه آدم رنگ و وارنگ و بلند و کوتاه، تنها یک نفر سهم من است تا به نام بخوانمش و جانم با جانم گفتنش آرام گیرد. که نبود. که ندارمش. که خیال می بود. که خیال می دارمش. لعنت به این دنیا.
به گزارش مسئول حلقه رس قرارگاه فرهنگی ولایت جهرم عصر پنج شنبه آقای عبدالرحیم پرنیان از مسئولین بهداشت و درمان شهرستان دارالمومنین جهرم با حضور در مقر قرارگاه اقدام به بحث و تبادل نظر پیرامون برنامه های قرارگاه و بسترهای همکاری فراهم شده با فعالان فرهنگی نمود. در این دیدار حجه ال و المسلمین طیبی از اعضای شورای قرارگاه اقدام به شرح برخی برنامه ها کرد و پیرامون این مسئله توضیحاتی را ارائه نمود. در این دیدار پرنیان ضمن اشاره به ضرورت وجود مجموعه ای منسجم در راستای هم جهت تمام برنامه های فرهنگی و مذهبی شهرستان تشکیل قرارگاه را امری مهم دانست و برای پیشبرد اه قرارگاه برنامه ها و پیشنهاداتی را ارائه کرد.
اگر صد میلیارد دلار داشتم، شب اول وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب دهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب یازدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب دوازدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سیزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهاردهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پانزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شانزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هجدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نوزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیستم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم.شب بیست و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و هستم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی ام وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهلم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتادم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتادم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نودم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. صدمین شب وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب صد و یکم باز هم وسط میدان شهر می بودم، تک و تنها. بوی باران می آمد و هوا قدری سرد بود. روی ج های نمناک کنار خیابان می نشستم و در عبور بی اعتنای رهگذران غرق می شدم. سیگاری آتش می زدم و در دود غم انگیز آن بر سالهای از دست رفته می گریستم... شب صد و دوم سیگاری هم نبود. شب صد و سوم همان میدان، همان ج ، همان پاییز. شب صد و چهارم پنجم ششم هفتم...
می بینی جانِ جان حال و روز ما را؟
اگر صد میلیارد دلار داشتم، شب اول وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب دهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب یازدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب دوازدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سیزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهاردهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پانزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شانزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هجدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نوزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیستم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم.شب بیست و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و هستم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی ام وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهلم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتادم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتادم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نودم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. صدمین شب وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب صد و یکم باز هم وسط میدان شهر می بودم، تک و تنها. بوی باران می آمد و هوا قدری سرد بود. روی ج های نمناک کنار خیابان می نشستم و در عبور بی اعتنای رهگذران غرق می شدم. سیگاری آتش می زدم و در دود غم انگیز آن بر سالهای از دست رفته می گریستم... شب صد و دوم سیگاری هم نبود. شب صد و سوم همان میدان، همان ج ، همان پاییز. شب صد و چهارم پنجم ششم هفتم هشتم نهم...
می بینی جانِ جان حال و روز ما را؟
پرنیان
با سلام، به اطلاع میرسانم که کریمی از هم اکنون با آموزشگاه موسیقی پرنیان واقع در شهر فولادشهر آغاز به همکاری نموده اند. به گفته کلاسهای ایشان در آموزشگاه ذکر شده روزهای یکشنبه برگزار میشود. امیدوارم که هنرجویان فولادشهری همانند ما بتوانند نهایت استفاده را از کلاس های ببرند. با تشکر، "نگار کلهر"
جهت ب اطلاعات بیشتر با نشانی زیر مکاتبه فرمایید: آدرس: اصفهان - فولادشهر - محله a2 - جنب کلینیک شبانه روزی آریا - پلاک 138 تلفن: 52625211
توجه: این وبلاگ توسط هنرجویان ایشان جهت آشنایی بیشتر و تبادل نظر ایجاد شده و اداره میشود، خود کریمی بر این وبلاگ نظارتی ندارند و این وبلاگ متعلق به شخص ایشان نیست.
با سلام اجازه دهید در آغاز سخن تجربه یکی از کارورزان ریکی را از سخن ایشان برایتان بازگو کنم . بنده پرنیان هستم حرفه وتخصص بنده کشاورزی وگل و گیاه می باشد . یک روز تصمیم گرفتم تاثیر گذاری ریکی را بر گیاهان تجربه کنم . سطح دو ریکی را گذرانده بودم در دو ظرف مقدار مساوی بذرگندم ریختم وهر روز بطور مساوی به هر دو آنها میرسیدم . اما به یکی از آنها هر روز انرژی ریکی میدادم و به دیگری بدون انرژی دادن میرسیدم . وچندین نفر را شاهد این تجربه قرار دادم . بعد از مدت اندکی که هر دو بذر رشد می د بذری را که ریکی داده بودم با بذری که بدون ریکی رشد کرده بود . اصلا قابل قیاس نبود . بذری که با ریکی رشد کرده بود پر بارتر شاداب تر ومحصول بیشتری را میداد که حتی برای متخصصان قابل باور نبود که این بذر اینقدر محصول داده است . ان شالله نمونه ای از ع محصول را برایتان درهمین بخش می گذارم . باسپاس فراوان مجید پرنیان.
 خیال خلد تو زاهد طویله آرایی ست ی رها کن و اگر بایدت شدن آدم حضرت بیدل طرح تابلو احمد محمود امپراطور



خیال خلد تو زاهد طویله آرایی ست

ی رها کن و اگر بایدت شدن آدم

حضرت بیدل
یک زن معمولی است، مثل همه زن های دیگر که درس می خوانند، کار می کنند، تلاش می کنند، خسته می شوند و… نه نابغه است و نه آدم فضایی، فقط یک تفاوت کوچک با بسیاری از آدم ها دارد، اراده قوی و ایمان محکم.درادامه گفتگو اختصاصی پرنیان گیل را با بانوی نخبه گیلانی مرضیه غنی پورمی خوانید. موفقیت مثل رسیدن به هر خواسته دیگری در این دنیا برای خود مراحلی دارد و فقط انی که از این موضوع باخبرند می توانند به موفق بودن خود امیدوار باشند. مرضیه غنی پور بانوی نخبه گیلانی دارای رتبه ۴۳ کنکور سراسری ی و ، اوعلاوه براینکه درعرصه علمی باعث ف خانواده وگیلان است تاکنون توانسته درمسابقات مختلف قرآنی نیزحائزرتبه های برترشود.پایگاه خبری تحلیلی پرنیان گیل گفتگوی اختصاصی بااین بانوداشته که ماحصل این گفتگو را در زیر می خوانید. لینک مصاحبه با پایگاه خبری پرنیان گیل از اینجا (+)
مرضیه غنی پور تفرشی
+سلام ×سلام عزیزم بفرما. خب چی شده ؟ +گلودرد گوش درد سردرد اب ریزش بینی تب و لرز و کوفتگی. فکر نکنم دیگه علامت دیگه بوده باشه بهش گرفتار بشم. ×واقعا !


#کی میرسد خیال طبیبان به درد من؟ دردم بدان رسید که نتوان خیال کرد (هلالی جغتایی)
آیت الله جوادی آملی در دیدار عوامل سریال موسی کلیم الله گفت: به برکت انقلاب ی، سینما معقول شده و محدوده آن از دور بین حس و خیال، به انتقال از عقل به خیال و از خیال به حس گسترش یافته است.