نظر المومنین علیه السلام در مورد عثمان


نظر المومنین علیه السلام در مورد عثمان
شیخ الفقها الصلاح حلبی رضوان الله علیه روایت کرده است:
ذکر فیه ، عن أبی سعید یمی قال : سمعت علیا یقول : أنا یعسوب المؤمنین ، وعثمان یعسوب الکافرین. وعن أبی الطفیل : وعثمان یعسوب المنافقین.
سعید تمیمی گفت: از المومنین علیه السلام شنیدم که می فرمودند: من رئیس مومنان هستم و عثمان رئیس کافران. همچنین الطفیل هم از المومنین علیه السلام روایت کرده است که فرمود: عثمان رئیس منافقان است.
تقریب المعارف، تالیف الصلاح حلبی، صفحه ۲۹۳

بحار الانوار، تالیف علامه مجلسی، جلد ۳۱، صفحه ۳۰۷


نظر المومنین علیه السلام در مورد عثمان
شیخ الفقها الصلاح حلبی رضوان الله علیه روایت کرده است:
ذکر فیه ، عن أبی سعید یمی قال : سمعت علیا یقول : أنا یعسوب المؤمنین ، وعثمان یعسوب الکافرین. وعن أبی الطفیل : وعثمان یعسوب المنافقین.
سعید تمیمی گفت: از المومنین علیه السلام شنیدم که می فرمودند: من رئیس مومنان هستم و عثمان رئیس کافران. همچنین الطفیل هم از المومنین علیه السلام روایت کرده است که فرمود: عثمان رئیس منافقان است.
تقریب المعارف، تالیف الصلاح حلبی، صفحه ۲۹۳

بحار الانوار، تالیف علامه مجلسی، جلد ۳۱، صفحه ۳۰۷


المومنین علیه السلام در قسمتی از خطبه شقشقیه راجع به عثمان می فرمایند: "... تا اینکه سومی یعنی عثمان بن عفان به خلافت برخاست، در حالی که شکم و دو پهلویش باد کرده بود و جز خالی و خوردن کاری نداشت. افراد قبیله و پسران پدرش با او همدست شدند، به جان بیت المال مسلمین افتادند مانند شتری که گیاهان تر و تازه بهاری را می خورد. آری مال خدا را با حرص و ولع و با تمام دهان می خوردند تا زمانی که رشته کار از دست خلیفه به در رفت و داستان به کشته شدنش انجامید و شکمبارگی و غرور او وی را بر زمین زد... " همچنین المومنین علیه السلام در بخش پایانی خطبه ی دوّم نهج البلاغه راجع به ابوبکر، عمر و عثمان می فرماید: زرعوا الفجور، وسقوه بالغرور، وحصدوا الثبور؛ تخم گناه کاشتند، و با آب تکبّر و غرور آبیاری اش د، و عذاب و هلاکت درو د. و نیز بلاذری این سخن مولا علی علیه السلام درباره عثمان را آورده است: " ای عثمان حق، سنگین و شفا بخش است، و ناحق سبک (و تحمل پذیر) ولی مایه رنج و بلا است. تو چنانی که اگر بتو راست بگویند بخشم میائی وهر گاه دروغ بگویند خشنود میشوی ". ***** (الانساب بلاذری ۵/۴۴)

زبیر ملعون مرتد به درک واصل شد!
سلیم بن قیس هلالی رضوان الله علیه نقل کرده است:
فقال عثمان: فو الله لقد سمعت من رسول الله (صلی الله علیه و آله) یقول: "إن ا بیر یقتل مرتداً عن الإسلام". قال سلمان: فقال علی علیه السلام لی -فیما بینی و بینة-: صدق عثمان: و ذلک أنه یبا یعنی بعد قتل عثمان و ینکث بیعتی وفیقتل مرتداً.
عثمان (لعنت الله علیه) گفت: به خدا قسم من از رسول الله (صلی الله علیه و آله) شنیدم که می فرمود: زبیر در حالی که از برگشته و مرتد شده است می میرد. سلمان (علیه السلام) گفت: علی علیه السلام طی یک گفتگوی خصوصی به من گفت: عثمان راست گفت زیرا زبیر بعد از کشته شدن عثمان با من بیعت می کند ولی زود بیعت خود را می شکند و مرتد کشته می شود.
کتاب سلیم بن قیس هلالی معروف به اسرار آل محمد، جلد ۲، حدیث ۱۵، صفحه ۵۹۸، چاپ منشورات دلیل ما

به گزارش اهل سنت عمری عایشه همواره قاتلین عثمان را لعن می کرد و مى گفت: عثمان مظلومانه کشته شد، خدا لعنت کند قاتلانش را؛ اما وقتی خبر شهادت مولا علی علیه السلام به او رسید سجده ی شکر کرد !!! قضاوت با شما !!!

دروغی به نام دفاع المومنین علیه السلام از عثمان
علامه امینی رضوان الله علیه در کتاب شریف الغدیر در پاسخ به این شبهه دروغین می نویسند: ومما ثبت من أحوال هؤلاء الذین زعموا أنهم بعثوا أبنائهم للدفاع عن عثمان، وأنهم لم یفتأوا مناوئین له إلى أن قتل وبعد مقتله إلى أن قبر فی أشنع الحالات، أما علی أمیر المؤمنین فمن المتسالم علیه أنه لم یحضر مقتل الرجل فی المدینة فضلا عن ه علیه قبیل ذلک واستیذانه منه للذب عنه وبعد مقتله وبکاءه علیه وصفعه ودفعه وسبه ولعنه وحواره حول الواقعة، قال الهیثمی فی مجمع ا وائد ۷: ۲۳۰ ردا علی حدیث: الظاهر أن هذا ضعیف لأن علیا لم یکن بالمدینة حین حصر عثمان ولا شهد قتله .
در روایات دروغین و ساختگی آمده است که المومنین حسنین را امر کرد بروند به خانه عثمان و از او محافظت کنند. بعد از اینکه دید عثمان کشته شده حسنین را توبیخ کرد و دستش را بالا برد و مجتبی را زد و به سید هم لطمه دیگری وارد کرد و فرزند طلحه را داد و دیگری را لعن کرد و گفت عثمان بر حق بود و در بهشت است و قاتلانش در جنهم علامه امینی در ادامه می گوید: هیثمی در مجمع زوائد جلد ۷، صفحه ۲۳۰ می گوید: این خبر ضعیف است، زیرا اصلا علی (علیه السلام) در زمان حصر عثمان در مدینه نبود.
الغدیر، تالیف علامه امینی، جلد ۹، صفحه ۲۷۹

جالب است بدانید جماعت بتریه و وحدتی به این روایت موهن و توهین آمیز که جایی در کتب شیعه ندارد و تنها در کتب اهل سنت عمری آمده و آنان نیز به دروغین بودنش اعتراف دارند برای اثبات وحدت المومنین علیه السلام با غاصبین خلافت استناد می کنند آن هم به قیمت توهین به مقام المومنین و حسنین علیهم السلام !!!
برای بررسی بیشتر این روایت دروغین و اثبات جعلی بودنش بر این لینک کلیک کنید.

نظر المومنین علیه السلام در مورد قتل عثمان
حدیثی از حضرت المومنین علیه السلام است که هم شیعه و هم اهل سنت عمری آن را فراوان نقل کرده اند:
وروی فیه من طرق ، عن علی أنه قال : من کان سائلا عن دم عثمان فانّ الله قتله وأنا معه.
در طرق مختلف از المومنین علیه السلام روایت شده است که فرمودند: هر از خون عثمان می پرسد پس بداند که عثمان را خدا کشت و من نیز با خداوند هستم.
تعدادی از مصادر شیعی:
تقریب المعارف، تالیف شیخ الفقها ابو الصلاح حلبی، صفحه ۲۹۴

الشافی فی ال ة، تالیف سید مرتضی علم الهدی، جلد ۴، صفحه ۳۰۸

تعدادی از مصادر اهل سنت عمری:
تاریخ المدینة المنورة، تألیف عمر بن شبه النمیری البصری، جلد ۴، صفحه ۱۲۵۹

المصنف، تألیف ابن شیبة الکوفی، جلد ۷، صفحه ۵۱۸

کنز العمال، تالیف متقی الهندی، جلد ۱۳، صفحه ۹۷

و مصادر دیگر که جدا زیادند و برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب به همین ها بسنده می کنیم.
کلام مولا یعنی: عثمان به امر خدای تعالی کشته شده و خداوند راضی به قتل او بوده پس حکم من هم موافق با خدای تعالی است؛ چون حق تعالی به قتل او راضی بوده پس منم به قتل او راضی هستم و چون خدای تعالی او را واجب القتل می دانست، من نیز او را واجب القتل می دانم.





علت جنگ المومنین علیه السلام با اصحاب صفین
شیخ الفقها ابو الصلاح حلبی رضوان الله علیه می نویسد:
وعنه فی تاریخه قال : قال رجل لعمّار یوم صفّین : [ على ] ما تقاتلهم یا أبا الیقظان قال : على أنّهم زعموا أنّ عثمان مؤمن ، ونحن نزعم أنه کافر.
ثقفی در تاریخش ذکر کرده که در جنگ صفین مردی به عمار بن یاسر (رضوان الله علیهما) گفت: بر چه امری با آن ها (معاویه لعنت الله علیه و اصحابش) می جنگید ای ابا الیقظان؟ عمار بن یاسر فرمود: برای اینکه آن ها ادعا می کنند عثمان مومن است و ما ادعا می کنیم که او کافر است.
تقریب المعارف، تالیف ابو الصلاح حلبی، صفحه ۲۷۳

بحار الانوار، تالیف علامه مجلسی، جلد ۳۱، صفحه ۲۸۰

همچنین در روایات فراوانی نیز داریم که بزرگ ترین دشمنان زمان عجل الله فرجه که با ایشان می جنگند همین پیروان عثمان هستند و به همین دلیل اهل بیت علیهم السلام بر داشتن بغض و نفرت از عثمان تاکید داشتند !!!

علت جنگ المومنین علیه السلام با اصحاب صفین
شیخ الفقها ابو الصلاح حلبی رضوان الله علیه می نویسد:
وعنه فی تاریخه قال : قال رجل لعمّار یوم صفّین : [ على ] ما تقاتلهم یا أبا الیقظان قال : على أنّهم زعموا أنّ عثمان مؤمن ، ونحن نزعم أنه کافر.
ثقفی در تاریخش ذکر کرده که در جنگ صفین مردی به عمار بن یاسر (رضوان الله علیهما) گفت: بر چه امری با آن ها (معاویه لعنت الله علیه و اصحابش) می جنگید ای ابا الیقظان؟ عمار بن یاسر فرمود: برای اینکه آن ها ادعا می کنند عثمان مومن است و ما ادعا می کنیم که او کافر است.
تقریب المعارف، تالیف ابو الصلاح حلبی، صفحه ۲۷۳

بحار الانوار، تالیف علامه مجلسی، جلد ۳۱، صفحه ۲۸۰

همچنین در روایات فراوانی نیز داریم که بزرگ ترین دشمنان زمان عجل الله فرجه که با ایشان می جنگند همین پیروان عثمان هستند و به همین دلیل اهل بیت علیهم السلام بر داشتن بغض و نفرت از عثمان تاکید داشتند !!!
1. افراد فراوانی در آن زمان به نام عمر و عثمان بوده اند(بیش از 20 نفر ان دو نام را داشته اند) و کنیه ابوبکر داشته اند این اسمها منحصر در سه خلیفه اول نبوده.
2. ابوبکر نام نیست بلکه کنیه است و کنیه به طرق مختلف روی فرزند گذاشته می شود که بسیاری از موارد در اختیار والدین نیست. 3. عمر بن علی علیه السلام در برخی اسناد عمرو بن علی آمده مضاف به اینکه خلیفه دوم با اتکا به قدرت و حاکمیت خود نام برخی را عوض می کرد یا نامهایی بر افراد می گذاشت که از آن جمله نام فرزند علی علیه السلام را بر فرزند خود گذاشش. بلاذرى در انساب الأشراف مى نویسد: «وکان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن علیّ بإسمه» عمر بن خطاب، فرزند علی را از نام خویش، «عمر» نام گذارى کرد.أنساب الأشراف،ج1، ص297.ذهبى در سیر اعلام النبلاء مى نویسد: «ومولده فی أیام عمر. فعمر سماه باسمه» در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براى وى انتخاب کرد. سیر أعلام النبلاء، ج 4، ص 134. با توجه به انتخاب این نام توسط عمر، ممکن است علاقه عمر از آن فهمیده شود اما بر علاقه علی به او دل نخواهد کرد.
4. نامگذاری عثمان به تصریح خود حضرت علی علیه السلام بخاطر علاقه به عثمان بن مظعون بوده(تهذیب الانساب ص ۲۷) ابوالفرج اصفهانی می گوید: «إنّما سمّیته بإسم أخی عثمان بن مظعون» فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون نامیدم. مقاتل الطالبیین، ج 1، ص 23. 5. بسیاری از یاران و اصحاب خاص معصومین علیهم السلام در طول تاریخ نامهای دشمنان ائمه را داشته اند مانند: (شمر بن یزید، أبوبکر حضرمی، ابوبکر بن ابوسمّاک، ابوبکر عیاش و ابوبکر بن محمد از اصحاب باقر و صادق علیهما السلام. عمر بن عبد اللّه ثقفى، عمر بن قیس، عمر بن معمر از اصحاب باقر علیه السلام. و عمر بن أبان، عمر بن أبان کلبی، عمر بن ابوحفص، عمر بن ابوشعبة! عمر بن اذینة، عمر بن براء، عمر بن حفص، عمر بن حنظلة، عمر بن سلمة و... از اصحاب صادق علیه السلام.عثمان اعمى بصرى، عثمان جبلة و عثمان بن زیاد از اصحاب باقر علیه السلام، و عثمان اصبهانى، عثمان بن یزید، عثمان نوا، از اصحاب صادق علیه السلام.) 6. برای اثبات چگونه ارتباط بین خلفا و حضرت علی علیه السلام روایت صحیح مسلم کفایت می کند که عمر نظر حضرت علی علیه السلام را به هنگام به خلافت رسیدنش بیان می دارد «رَأَیْتُمَانِى کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.» تو و عمویت عباس مرا خائن، دروغگو حیله گر و گنا ار می داانستید. صحیح مسلم، ج 3، ص 1378، ح 1757
سلام داشتم با خود فکر می که ف رازی گفته است که بنی امیه آثار علی علیه السلام را محو می د .تفسیر الرازی.1/ 181 ( چرایش را خودتان میدانید ) حال آنها چرا برای عده ای کیلویی فضائل ساخته اند ؟ مثلا در یک نمونه از حماد بن زید روایت شده که می گوید: از اعمش شنیدم وقتی مرگش نزدیک شده بود می گفت: أستغفر الله وأتوب إلیه من أحادیث وضعناها فی عثمان. از خداوند در مورد احادیثی که در مورد عثمان وضع کرده ام طلب بخشش و توبه دارم. (أحوال الرجال، جوزجانی، ج 1، ص 192 ، مؤسسة الرسالة بیروت)
مرحوم کلینى و شیخ طوسى و طبرسى از "زهرى" نقل کرده اند که گفت: مدّت هاى مدید در طلب حضرت مهدى علیه السّلام بودم و در این راه اموال فراوانى (در راه خدا) ج اما به هدف نرسیدم. تا اینکه به خدمت محمّد بن عثمان(1) رسیدم و مدتى در خدمت او بودم تا روزى از او به ماس خواستم که مرا به خدمت زمان علیه السّلام ببرد. محمّد بن عثمان پاسخ منفى داد، ولى در مقابل تضرع بسیار من، سرانجام لطف کرد و فرمود: « فردا اول وقت بیا »
فرداى آن روز، اول وقت به خدمت محمّد بن عثمان رفتم، دیدم جوانى خوش سیما و خوشبو همراه اوست و به من اشاره کرد که این است آن که در طلبش هستى. به خدمت زمان علیه السّلام رفتم و آنچه سؤ ال داشتم، مطرح . ایشان جواب مرا فرمود تا به خانه اى رسیدیم و داخل خانه شد و دیگر حضرتش را ندیدم. در این ملاقات ، ایشان دوبار به من فرمود:«از رحمت خدا بدور است ى که صبح را چندان به تاءخیر بیندازد تا ستاره ها دیده نشوند و مغرب را بقدرى به تاءخیر بیندازد تا ستاره ها نمایان شوند.»(2) پی نوشت ها: 1ـ دومین نایب خاص زمان عجل الله تعالى فرجه در غیبت صغرى . او به سال 305 هجرى قمرى از دنیا رفت. 2ـ داستان هاى صاحبدلان ، ج 1، ص 131
مرحوم کلینى و شیخ طوسى و طبرسى از "زهرى" نقل کرده اند که گفت: مدّت هاى مدید در طلب حضرت مهدى علیه السّلام بودم و در این راه اموال فراوانى (در راه خدا) ج اما به هدف نرسیدم. تا اینکه به خدمت محمّد بن عثمان رسیدم و مدتى در خدمت او بودم تا روزى از او به ماس خواستم که مرا به خدمت زمان علیه السّلام ببرد. محمّد بن عثمان پاسخ منفى داد، ولى در مقابل تضرع بسیار من، سرانجام لطف کرد و فرمود: « فردا اول وقت بیا »
فرداى آن روز، اول وقت به خدمت محمّد بن عثمان رفتم، دیدم جوانى خوش سیما و خوشبو همراه اوست و به من اشاره کرد که این است آن که در طلبش هستى. به خدمت زمان علیه السّلام رفتم و آنچه سؤ ال داشتم، مطرح . ایشان جواب مرا فرمود تا به خانه اى رسیدیم و داخل خانه شد و دیگر حضرتش را ندیدم. در این ملاقات ، ایشان دوبار به من فرمود:«از رحمت خدا بدور است ى که صبح را چندان به تاءخیر بیندازد تا ستاره ها دیده نشوند و مغرب را بقدرى به تاءخیر بیندازد تا ستاره ها نمایان شوند.
و نیز سید بن طاووس رحمه الله در کتاب «جمال الاسبوع» روایت کرده از شخصی که او مشاهده نمود حضرت صاحب ا مان علیه السلام را که زیارت می کرد المومنین علیه السلام را به این زیارت و این مشاهده در بیداری بود نه در خواب، در روز یک شنبه که آن روز، روز المومنین علیه السلام است.
«السلام علی الشجرة النبویة و الدوحة الهاشمیة المضیئة المثمرة بالنبوة المونعة (المونقة : خ) بال ة السلام علیک و علی ضجیعیک آدم و نوح السلام علیک و علی أهل بیتک الطیبین الطاهرین السلام علیک و علی الملائکة المحدقین بک و الحافین بقبرک یا مولای یا المومنین! هذا یوم الأحد و هو یومک و باسمک و أنا ضیفک فیه و جارک فأضفنی یا مولای و أجرنی فانک کریم تحب الضیافة و مأمور بالاجابة فافعل ما رغبت الیک فیه و رجوته منک بمنزلتک و آل بیتک عند الله و منزلته عندکم و بحق ابن عمک رسول الله صلی الله علیه و علیکم أجمعین».

فضل بن روزبهان در دفاع از عایشه و طلحه و زبیر در وج بر علی(علیه السلام) می گوید: «آنان به این شبهه، که قاتلان عثمان در میان لشکر حضرت علی (علیه السلام) پناه گرفته اند، بر حضرت وج د؛ نه این که انتقام خون عثمان را از حضرت بگیرند...». این شبهه که برای برخی ایجاد شده است، با چند پاسخ کوتاه رد می شود. ادامه مطلب
سرایت لغزش خواص به فرزندان و جامعه(پاورقی) سرویس کیهان » اخبار
حجت ال جواد سلیمانی
گستاخی نسبت به مومنان(علیه السلام)
اما لغزش های سعد به رأی به عثمان خلاصه نمی‎شود، وی پس از رأى غیر مستقیم به عثمان و بیعت با ایشان، مشمول مراحم خاص عثمان قرار گرفت به طوری که خلیفه علاوه بر عطایی که سعد از دیوان می گرفت شهر هرمزان را به سعد بن وقّاص واگذار کرد. و عایدات فراوانی از آنجا نصیب سعد گردید از این رو آرام آرام به سوی عثمان گرایش یافت و فاصله اش را با مومنان علی(علیه السلام) بیشتر کرد به طوری که دوستی های سابقش با علی(علیه السلام) به مخالفت و دشمنی مبدل شد و مواضع بسیار تند و خشنى را نسبت به اعمال مى کرد، که به برخی از آن‎ها اشاره مى کنیم:
تمس با یک سؤال انحرافی
اصبغ بن نباته مى گوید: «روزى المؤمنین (در مسجد) سخنرانى مى کرد و مى فرمود:

معنای وحدت و تفرقه در کلام المومنین علیه السلام
وحدت با اهل بدعت همان تفرقه است!!!
سلیم بن قیس هلالی رضوان الله علیه نقل کرده است:
سأل ابنالکوا علیا علیه السلام عن السنة والبدعة وعن الجماعة والفرقة. فقال علیه السلام: یا ابن الکوا، حفظت المسألةفافهم الجواب: السنة - والله - سنة محمد صلى الله علیه وآله والبدعة ما فارقها، والجماعة - والله - مجامعة أهل الحق وإن قلوا والفرقة مجامعة أهل الباطل وإن کثروا.
المومنین علیه السلام در پاسخ به پرسش از معناى سنت، بدعت، وحدت و تفرقه فرمودند: به خدا سوگند، سنت، همان سنت محمد صلى‏ الله ‏علیه‏ و ‏آله است و بدعت آنچه خلاف آن باشد و به خدا قسم، وحدت، همدست شدن با اهل حق است هر چند اندک باشند و تفرقه، همدستى با اهل باطل است هر چند بسیار باشند.
کتاب سلیم بن قیس هلالی معروف به اسرار آل محمد، جلد ۲، صفحه ۹۶۴، چاپ منشورات دلیل ما

وحدت تنها بین شیعیان مولا علی علیه السلام قابل انجام است.
علی اکبر علیه السلام، شیرجوان کربلا
حضرت علی اکبر علیه السلام ، فرزند حسین علیه السلام ، شجاع ترین جوانان بنی هاشم بوده است. مادرش لیلا دختر مُرَّة بن مسعود ثقفی است. ایشان در حدود سال 34هـ .ق، در اوا خلافت عثمان بن عفان، در مدینه متولد شد. آن حضرت از جدش المۆمنین علی علیه السلام نقل حدیث کرده است. بنابر گزارش تاریخ نویسان، پسران حسین علیه السلام شش نفر بوده اند، به نام های عبدالله، جعفر، محمد، علی اکبر، علی اوسط و علی اصغر.(1)
  فضل بن روزبهان در دفاع از عایشه و طلحه و زبیر در وج بر علی(علیه السلام) می‌گوید: «آنان به این شبهه، که قاتلان عثمان در میان لشکر حضرت علی (علیه السلام) پناه گرفته‌اند، بر حضرت وج د؛ نه این‌که انتقام خون عثمان را از حضرت بگیرند...». این شبهه که برای برخی ایجاد شده است، با چند پاسخ کوتاه رد می‌شود. ادامه مطلب
کنیه «علی اکبر» را «ابوالحسن» دانسته اند؛(1) ابوالحسن علی اکبر، در یازدهم ماه شعبان سال سی و سه هجری ولادت یافت. در حادثه کربلا حدود بیست و هفت سال داشت.(2) این نقل با سخن «ابن ادریس» و نقل دانشمندان تاریخ نگار و نسب شناس همخوانی دارد. آنان گفته اند: «علی بن الحسین علیه السلام در اوائل خلافت عثمان بن عفان به دنیا آمده و از جد بزرگوارش حضرت علی بن طالب(علیه السلام) نقل حدیث فرموده است.»(3)
کنیه «علی اکبر» را «ابوالحسن» دانسته اند؛(1) ابوالحسن علی اکبر، در یازدهم ماه شعبان سال سی و سه هجری ولادت یافت. در حادثه کربلا حدود بیست و هفت سال داشت.(2) این نقل با سخن «ابن ادریس» و نقل دانشمندان تاریخ نگار و نسب شناس همخوانی دارد. آنان گفته اند: «علی بن الحسین علیه السلام در اوائل خلافت عثمان بن عفان به دنیا آمده و از جد بزرگوارش حضرت علی بن طالب(علیه السلام) نقل حدیث فرموده است.»(3)

فضل بن روزبهان در دفاع از عایشه و طلحه و زبیر در وج بر علی(علیه السلام) می گوید: «آنان به این شبهه، که قاتلان عثمان در میان لشکر حضرت علی (علیه السلام) پناه گرفته اند، بر حضرت وج د؛ نه این که انتقام خون عثمان را از حضرت بگیرند...». این شبهه که برای برخی ایجاد شده است، با چند پاسخ کوتاه رد می شود.ادامه مطلب
http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=417&pictureid=2726 پس از تولد حضرت مهدی و پیش از وفات حسن عسکری علیهماالسلام برخی از اصحاب و شیعیان خاص، هنگام تشرف به خدمت حسن عسکری علیه السلام به ملاقات موعود شرف یلب شده اند. در این میان، ملاقات سعدبن عبدالله اشعری با عصر و سؤالات وی از آن حضرت، در حضور حسن عسکری علیه السلام معروف است.[۱]
دومین ملاقات، مربوط به دیدار چهل نفر از اصحاب حسن عسکری علیه السلام با مهدی علیه السلام است که تفصیل آن را حسن بن ایوب بن نوح چنین بیان می دارد: ما برای پرسش درباره بعدی، به حضور حسن عسکری علیه السلام رسیدیم. در مجلس آن حضرت، چهل نفر حضور داشتند. عثمان بن سعید عمری ـ که بعدها از نایبان خاص زمان علیه السلام شد ـ به پا خاست و عرض کرد: «می خواهم از موضوعی سؤال کنم که درباره آن، از من داناتری». علیه السلام فرمود: «بنشین». عثمان با ناراحتی خواست ازمجلس خارج شود. فرمود: «هیچ از مجلس بیرون نرود». ی بیرون نرفت و مدتی گذشت. در این هنگام، عثمان را صدا کرد. او به پاخاست. حضرت فرمود: «می خواهید به شما بگویم که برای چه به این جا آمده اید؟» همه گفتند: «بفرمایید». فرمود: «برای این به این جا آمده اید که از حجت و پس از من بپرسید». گفتند: «بلی». در این هنگام، پسری نورانی، مانند ماه که شبیه ترین مردم به حسن عسکری علیه السلام بود، وارد مجلس شد. حضرت، با اشاره، به او فرمود: «این، شما بعد از من و جانشین من در میان شماست. فرمان او را اطاعت کنید و پس از من اختلاف نکنید که در این صورت، هلاک می شوید و دینتان تباه می گردد ...».[۲]

عاقبت منکر غدیر و نفرین المومنین علیه السلام بر او
عبد الحمید بن هبة الله بن الحدید سنی معتزلی در شرح نهج البلاغه می نویسد:
و ذکر جماعة من شیوخنا البغدادیین أن عدة من الصحابة و ابعین و المحدثین کانوا منحرفین عن علی ع قائلین فیه السوء و منهم من کتم مناقبه و أعان أعداءه میلا مع الدنیا و إیثارا للعاجلة فمنهم أنس بن مالک. ناشد علی ع الناس فی رحبة القصر أو قال رحبة الجامع بالکوفة أیکم سمع رسول الله ص یقول من کنت مولاه فعلی مولاه فقام اثنا عشر رجلا فشهدوا بها و أنس بن مالک فی القوم لم یقم فقال له یا أنس ما یمنعک أن تقوم فتشهد و لقد حضرتها فقال یا أمیر المؤمنین کبرت و نسیت فقال اللهم إن کان کاذبا فارمه بها بیضاء لا تواریها العمامة قال طلحة بن عمیر فو الله لقد رأیت الوضح به بعد ذلک أبیض بین عینیه. و روى عثمان بن مطرف أن رجلا سأل أنس بن مالک فی آ عمره عن علی بن أبی طالب فقال إنی آلیت ألا أکتم حدیثا سئلت عنه فی علی بعد ذاک رأس المتقین یوم القیامة سمعته و الله من نبیکم.
برخی از مشایخ بغدادی ما ذکر کرده اند که عده ای از صحابه و تابعین و محدثان راهشان از المومنین علی (علیه السلام) جدا بود و به ایشان نظر بد داشتند و بعضی از آن ها مناقب ایشان را پنهان می د و به خاطر عشقشان به دنیا و ترجیح آن، دشمنیشان را اعلان می د که یکی از ایشان انس بن مالک بود. روزی علی (علیه السلام) در رحبه فرمود: چه انی شنیده اند که (صلی الله علیه و آله) فرمود من کنت مولاه فهذا علی مولاه؟ دوازده نفر برخاستند و شهادت دادند ولی انس بن مالک برنخاست. المومنین به او گفت: چه چیز مانع شد که برخیزی و شهادت دهی در حالی که در آن واقعه حاضر بودی؟ أنس گفت: ای المومنین پیر شدم و فراموش . المومنین فرمود: خدایا اگر دروغ می گوید او را به پیسی دچار کن که عمامه اش هم نتواند آن را بپوشاند! و طلحه بن عمیر می گوید: به خدا سوگند من به وضوح دیدم که بعد از آن بین دو چشمش سفید شد! عثمان بن مطرف روایت کرده است که فردی در آ عمر أنس بن مالک از وی در باره المومنین (علیه السلام) پرسید، أنس گفت: من عهد که پس از روز رحبه، اگر ی درباره علی (علیه السلام) از من پرسید چیزی را کتمان نکنم. به خدا سوگند از شما شنیدم که می گفت: علی (علیه السلام) در روز قیامت رأس پرهیزگاران است.
شرح نهج البلاغة لإبن أبی الحدید، جلد ۴، صفحه ۷۴
حضرت ام البنین(سلام الله علیها) (محدث، متوفى سال 70 ه) (فاطمه کل ه)، دختر حزام، از ن مؤمن، شجاع و فداکار بود.روایت است که المؤمنین علیه السلام پس از شهادت حضرت زهرا علیه السلام به برادرش عقیل که انساب عرب را خوب می ‏دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى خواهم زنى برایم خواستگارى نمایى که از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برایم به دنیا آورد.عقیل، فاطمه کل ه (ام البنین) را به ایشان معرفى نمود و گفت: در بین عرب خاندانى شجاعتر از خانواده وى سراغ ندارم.این مادر پسرانش عباس، جعفر، عبد الله و عثمان را چنان تربیت کرد که همه شیفته برادر بزرگوارشان حضرت حسین علیه السلام بودند و در رکاب آن حضرت شهید شدند.

دعای صنمی قریش، قنوت المومنین علیه السلام
مرحوم حسن بن سلیمان حلی عالم بزرگ شیعی می نویسد:
[۹۳] وقد روی أنّ أمیر المؤمنین علیه السلام قنت فی صلاته بقوله: اللّهمّ العن صنمی قریش ... الخ.
روایت شده است مومنان علیه السلام در قنوت ش می فرمود: خدایا لعن کن دو بت قریش (ابو بکر و عمر) را ... تا آ دعا.
المحتضر، تالیف حسن بن سلیمان حلی، صفحه ۷۱، حدیث ۹۳

دعای صنمی قریش، قنوت المومنین علیه السلام
مرحوم حسن بن سلیمان حلی عالم بزرگ شیعی می نویسد:
[۹۳] وقد روی أنّ أمیر المؤمنین علیه السلام قنت فی صلاته بقوله: اللّهمّ العن صنمی قریش ... الخ.
روایت شده است مومنان علیه السلام در قنوت ش می فرمود: خدایا لعن کن دو بت قریش (ابو بکر و عمر) را ... تا آ دعا.
المحتضر، تالیف حسن بن سلیمان حلی، صفحه ۷۱، حدیث ۹۳
سرویس دینی جام نیوز، مرحوم کلینى و شیخ طوسى و طبرسى از "زهرى" نقل کرده اند که گفت: مدّت هاى مدید در طلب حضرت مهدى علیه السّلام بودم و در این راه اموال فراوانى (در راه خدا) ج اما به هدف نرسیدم. تا اینکه به خدمت محمّد بن عثمان(1) رسیدم و مدتى در خدمت او بودم تا روزى از او به ماس خواستم که مرا به خدمت زمان علیه السّلام ببرد. محمّد بن عثمان پاسخ منفى داد، ولى در مقابل تضرع بسیار من، سرانجام لطف کرد و فرمود: « فردا اول وقت بیا »
فرداى آن روز، اول وقت به خدمت محمّد بن عثمان رفتم، دیدم جوانى خوش سیما و خوشبو همراه اوست و به من اشاره کرد که این است آن که در طلبش هستى. به خدمت زمان علیه السّلام رفتم و آنچه سؤ ال داشتم، مطرح . ایشان جواب مرا فرمود تا به خانه اى رسیدیم و داخل خانه شد و دیگر حضرتش را ندیدم. در این ملاقات ، ایشان دوبار به من فرمود:«از رحمت خدا بدور است ى که صبح را چندان به تاءخیر بیندازد تا ستاره ها دیده نشوند و مغرب را بقدرى به تاءخیر بیندازد تا ستاره ها نمایان شوند.»(2) پی نوشت ها: 1ـ دومین نایب خاص زمان عجل الله تعالى فرجه در غیبت صغرى . او به سال 305 هجرى قمرى از دنیا رفت. 2ـ داستان هاى صاحبدلان ، ج 1، ص
با نگرشی در سرتاسر خطبه غدیر سه جهت مهم آماری را مورد توجه قرار می دهیم : قسمت اول : آماری از موضوعات مورد نظر حضرت و تعداد جملاتی که درباره هر یک آمده ، و شرح آن چنین است : 1. صفات خداوند تعالی : 110 جمله 2. مقام صلی الله علیه و آله : 10 جمله 3. ولایت المومنین علیه السلام : 50 جمله 4. ولایت ائمه علیهم السلام : 10 جمله 5. فضائل المومنین علیه السلام :20 جمله 6. حکومت حضرت مهدی علیه السلام : 20 جمله 7. شیعیان اهل بیت و دشمنان ایشان : 25 جمله 8. بیعت با معصومین علیهم السلام : 10 جمله 9. قرآن و تفسیر آن : 12 جمله 10. حلال و حرام ، و واجبات و محرمات : 20 جمله _____________________________________________________________________________ منبع : کتاب اسرار غدیر - فصل 8 - ص 194
 
 #افضلیت_زیارت_ _رضا علیه السلام   از زیارت اباعبدالله علیه السلام. ....
 
 
علی بن مهزیار گفت ؛
 
محضر جعفر علیه السلام عرض ؛
فدایت شوم زیارت حضرت #رضا علیه السلام #افضل است یا زیارت # _عبدالله_حسین بن علی علیهما السلام  ؟
 
حضرت فرمودند :
زیارت پدرم ( رضا علیه السلام ) #افضل است
  زیرا حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را هر گروهی از مردم #زیارت می کنند 
ولی پدرم را زیارت نمی کند مگر #شیعیان_خاص و خالص ما .
#کامل_ا یارات باب 101  #