معنی مصرع بروکارمیکن مگوچیست کار

مرتبط با پست قبل:
در همان قایقی که صبر می کنم تا ببینم خدا باد موافق را از کدام سمت می فرستد
تا زندگی ام را به آن سو ببرم حتما، مدام این شعر صائب را خواهم کرد(بخصوص این تک مصرع را)

[نظرم عوض شد...کل آن مصرع را می خوانم] کی به کیه :)
ای کاش تو را یک شب آرام بغل گیرم از کندوی لبهایت با بوسه عسل گیرم جاری بشود شعرم آن لحظه که می خندی ازخنده ی شیرینت صد گونه غزل گیرم در هر نفسی قلبم مغلوب تپش گردد وقتی که سراغت را از اهل محل گیرم یک مصرع پرگل را از گلشن اندامت یک مصرع دیگر را از شیخ اجل گیرم ژرفای نگاه من تا خط افق رفته تا رّد تو را شبها بر روی زحل گیرم از عشق تو شیرینم ریزش د ص ه وقتی که پیامت را در کوه و کُتل گیرم باید که عسل آ از راه نیایش ها پروانه ی وصلت را از عزوجل گیرم
ای کاش تو را یک شب آرام بغل گیرم از کندوی لبهایت با بوسه عسل گیرم شیرین بشود شعرم آن لحظه که می خندی ازخنده ی شیرینت صد گونه غزل گیرم در هر نفسی قلبم مغلوب تپش گردد وقتی که سراغت را از اهل محل گیرم یک مصرع پرگل را از گلشن اندامت یک مصرع دیگر را از شیخ اجل گیرم ژرفای نگاه من تا خط افق رفته تا رّد تو را شبها بر روی زحل گیرم از عشق تو شیرینم ریزش د ص ه وقتی که پیامت را در کوه و کُتل گیرم باید که عسل آ از راه نیایش ها پروانه ی وصلت را از عزوجل گیرم
باید که تو را یک شب آرام بغل گیرم از کندوی ﻟﺒﻬﺎﯾﺖ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﻋﺴﻞ ﮔﯿﺮﻡ ﺷﻌﺮﻡ بشود جاری ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﺷﯿﺮﯾﻨﺖ ﺻﺪ ﮔﻮﻧﻪ ﻏﺰﻝ ﮔﯿﺮﻡ یکباره دل از شادی ﻣﻤﻠﻮﯼ ﺗﭙﺶ ﮔﺮﺩﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻫﻞ ﻣﺤﻞ ﮔﯿﺮﻡ ﯾﮏ ﻣﺼﺮﻉ ﭘﺮﮔﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮔﻠﺸﻦ ﺍﻧﺪﺍﻣﺖ ﯾﮏ ﻣﺼﺮﻉ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﯿﺦ ﺍﺟﻞ ﮔﯿﺮﻡ ﮊﺭﻓﺎﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺧﻂ ﺍﻓﻖ ﺭﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﺭّﺩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺷﺒﻬﺎ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺯﺣﻞ ﮔﯿﺮﻡ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺷﯿﺮﯾﻨﻢ ﺭﯾﺰﺵ ﺑﮑﻨﺪ ﺻﺨﺮﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺖ ﺭﺍ از ﮐﻮﻩ ﻭ ﮐُﺘﻞ ﮔﯿﺮﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﻋﺴﻞ ﺁﺧﺮ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻧﯿﺎﯾﺶ ﻫﺎ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﯼ ﻭﺻﻠﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻋﺰﻭﺟﻞ ﮔﯿﺮﻡ
درود دوستان عزیز. مدتی است کار جدیدی نداشته ام، یعنی کاری که دلم بخواهد منتشرش کنم نداشته ام. یکی از غزل های قدیمی ام را با هم در این پُست می خوانیم. این غزل را یک بار در جلسه ی شعر شنبه ها در بهمن ماه 1390 خوانده ام. امیدوارم خیلی بد نباشد. مصرع اول این شعر این بود: "معصوم چشم های تو یک چیز دیگر است" و وقتی در جلسه خواندم دوست خوبم آقای عباسی گفت که این مصرع به نظرش آشناست. بعد که جستجو دیدم حق با وی است و این مصرع از شاعر نیشابوری آقای خدابخش صفادل است. من هم مثل دیگر شاعران شعر زیاد می خوانم و موقع سرودن ناخودآگاه تحت تاثیر اشعاری که خوانده ام هستم. هم اکنون که تصمیم به انتشار این شعر گرفتم مصرع اول را عوض . هرچند اگر منصف باشم هنوز باید بگویم این مصرع با الهام از آن مصراع سروده شده است. نظرتان مانند همیشه مهم است. امشب اگرچه چشم تو یک جور دیگر است از هر چه هست و نیست به من آشناتر است اشکت چکیده ی غمِ دنیاست، ماه من! در چشم های تو غمِ عالم شناور است من مثل دشت های اسان کویری ام باران دست های تو بارانِ جَرجَر است عطر فرانسوی ِ تو، هرچند معرکه، بوی تنِ خودِ تو که از عطر بهتر است در عمق چشم تو به خودم خیره می شوم شب در دلِ سیاهیِ چشم تو م است دل با زبان مردمِ چشمِ تو آشناست "از هر چه بگذری، سخنِ دوست خوش تر است" 6/11/1390 تربت حیدریه ***
اولین غزل حافظ را بارها خوانده ام
احتمالا شما هم بسیار خوانده باشید.
احتمالا بارها قصد کرده باشیم که حافظ را از ابتدا تا پایان بخوانیم و هر بار در نیمه های راه به بهانه ای یا فراموش کرده ایم یا آن لذت و کشش و شوق اولیه را نداشته ایم .
اما این بار با ابزار وبلاگ نویسی خوشبینم که بتوانم تا آنجا که می توانم غزل های حافظ را بخوانم و نظرات خودم را بگویم. در مصرع اول داریم :
الا یا ایها الساقی ادرکاسا ونا ولها
به معنای این است که ای ساقی پیمانه ای به گردش دراور و بر ما بپیمای

خب در اولین بیت مصرع معروف "که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها" رو داریم.
که این بیت در بسیاری از مواقع در مسیر زندگی الهام بخش من بوده و زمانی که با شوق و ذوق فراوان چیزی رو طلب یه صدای آهسته هم همراه اون توی ذهنم نجوا میشده که ببین این مسیر شاید ظاهری فریبا داشته باشه اما فراز و نشیب خاص خودش رو هم خواهد داشت.

خب در بیت های بعدی این مصرع حس خوبی رو به من میده :
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاده در دل ها


اوج غم این قصه در این شعر همین جاست من بی تو پریشان و ... تو انگار نه انگار !!! پ.ن : این تیکه اش، مخصوصا مصرع دوم م بود. اصلا چسبید به روحم. کل شعر که از خانوم رویا باقری ست در اولین کامنت بخونیدش:) نمی دونم چرا اما بنظرم این ع با مصرع دوم این بیت آ خی لی هماهنگه....این فقط نظر منه و بس.
با خـــدا قرار بذار "

پاشو از خواب زمستون، پا توی بھار بذار
دل بده به قـُمریا ، سر به سرِ یه سار بذار

با ترانه ھای بلبل ، دل غنچه وا میشه
پیش ھر غنچه ی بسته ، یه دونه ھزار بذار

تب داغ سَروِ باغو توی عاشقی بچش
رُو اجاقِ دلبرا بساط عیشو بار بذار

دِ ببند اون چشاتو گذشته ھا رو بی خیال !
یه پا رو بذار توُ امسال ، یه پا روی پار بذار

مثل یک چریک برو تا قلّه ھای پیروزی
بمب امّیدو توُ قلب ناامیدی کار بذار

زندگی حقیقته ؛ جنبل و جادو دغله
آتیشی توی بساطِ دَد و دیو و مار بذار

توی رگ ھای تا تون جوشش عشقو ببین
ردّ پایی از ترنّم توی سبزه زار بذار

پیش پای دختر رَز ، بھترین ھا که داری
یه دل تمیز و خالی ، یه سر خمار بذار

برای خدا رو دیدن ، راه دوری نمی خواد
یا شروع کن از خودت ، یا خودتو کنار بذار!

توی ھر قطره ی بارون یه پیام دعوته
بردار اون گوشی عشقو با خدا قرار بذار

(علیرضا محدثی )

پ . ن :
با اجازه ی اساتید محترم ، توضیح بعضی موارد برای عزیزانی که نیاز دارند :
- در مصرع چهارم کلمه ی "ھزار" به معنی بلبل و عندلیب به کار رفته .
- "پار " یعنی پارسال .
- دختر رزَ ، کنایه از و باده است ( عشق الهی)
- در مصرع پنجم و آ ، به ترتیب کلمات " باغو" و "عشقو" به جای " باغ را " و " عشق را " به کار رفته اند .
- مصرع دوم بیت نهم ، عبارت" یا شروع کن از خودت " با الهام از روایت علوی (ع): من عرف نفسه فقد عرف ربه ... و عبارت " یا خودتو کنار بذار " با استفاده از این مصرع حافظ : تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز...سروده شده .
یا حق !
بیت فوق بسیار تفسیر بردار و شبهه برانگیزاننده است از دو جهت 1- منظور اصلی حافظ چیست؟ 2- مصداق عناوین مصرع دوم کدام یک از اجزا مصرع اول می باشند؟ مقایسه دو ابجکت که هر دو به ساحت یک سابجکت مربوط اند و اینکه به حکم ازلی درباره این دو ابجکت چه بوده به خصوص با توجه به بیت قبلی : جام می و خون دل هر یک به ی دادند در دایره قسمت اوضاع چنین باشد که بیتی جبرگرا می باشد . و نشان از عدم اختیار و تفویض جبرگرایانه سعادت و سختی دنیوی دارد. حال تک تک اجزا و سناریو های احتمالی مقایسه میگردد. ادامه به زودی .......
بیت فوق بسیار تفسیر بردار و شبهه برانگیزاننده است از دو جهت 1- منظور اصلی حافظ چیست؟ 2- مصداق عناوین مصرع دوم کدام یک از اجزا مصرع اول می باشند؟ مقایسه دو ابجکت که هر دو به ساحت یک سابجکت مربوط اند و اینکه به حکم ازلی درباره این دو ابجکت چه بوده به خصوص با توجه به بیت قبلی : جام می و خون دل هر یک به ی دادند در دایره قسمت اوضاع چنین باشد که بیتی جبرگرا می باشد . و نشان از عدم اختیار و تفویض جبرگرایانه سعادت و سختی دنیوی دارد. حال تک تک اجزا و سناریو های احتمالی مقایسه میگردد. ادامه به زودی .......
پریشان واژه هایم را زگیسوی شما دارمتمام شعر هایم را من از سوی شما دارم ولا حول ... برآن چشم و بر آن ابرو که من وزنِرباعی را فقط از این ترازوی شما دارم تمام این غزلها را ضمانت میکنی آقا که صید این مضامین را از آهوی شما دارم قصیده قامتی و حاجی هر بیت تو هستمکه شرط حق مداری را من از کوی شما دارم مربع گشت ترکیبم ز هر سو سجده ای واجبقوافی قبلگاهی شد که از روی شما دارم درِ عطر غزل افتاد و دل شد قطعه ای از عرشوَ من این قطعه را از نام خوشبوی شما دارم به هر مصرع دعا به هر مصرع روا کر بیه مثنوی حسی فرا روی شما دارم اگرکه کربلا رفتم نجف یا سامرا دیدم تمام روزی خود را من از سوی شما دارم موسی علیمرادی
چقدر مصرع آرامش بخشی هست. مخصوصا وقتی حس میکنم دنیا داره روحم رو رنده میکنه.
*عنوان از شهریار
همه ی این سوالات درباره درس اول "زنگ افرینش "است: 1.بیت اول چند جمله است ؟بود را باید برای هر دو مصرع حساب کرد یا برای هر مصرع جداگانه یک بود نیاز است؟ دو جمله (بود ) حذف در دومی  2.در بیت بعد خوشحال قیدی برای فعل جمع بودند است؟ قید ح 3.بیت ششم چند جمله است؟ دو جمله 4.مصرع دوم این بیت کامل مفعول است؟بله 5. ذره ذره دربیت هشتم چه نقشی دارد؟ قید 6.جیک جیک در بیت چهاردهم چه نقشی دارد؟ مفعول 7.شاخه درهمین بیت متمم است؟ بله 8.حرف اضافه اش کدام است؟ روی (برروی) 9.در بیت بیستم بچه ها و سویی متمم اند؟ بله 10.در بیت بعدی نقش با خودش چیست؟ خود: متمم  ش:مضاف الیه 11. فعل چنین می گفت است یا می گفت؟ می گفت    چنین :مفعول 12. در بیت دوازدهم با برای بلبل هم حساب می شود؟ بله 13.این سوال مربوط به اندرز پدر است: رحمت الله علیه صفتی برای پدر است؟ به گفته ی برخی اساتید بله 14. خود رحمت الله علیه یک جمله است؟ در عربی بله  ولی بعضی اساتید گفته اند این جملات درفارسی وصفی اند 15.درس چشمه ی معرفت ایا در عبارت " نگاه پژمرده ی هزاران درخت تشنه استعاره است؟ بله 16. رگ های خشکیده ی جوی های مزرعه تشبیه است یا استعاره؟ اگر شکل ظاهری جوی بی آب را به رگ بی خون در نظر بگیریم تشبیه  واگر مزرعه را به انسانی که رگ دارد استعاره 17.درس سوم: سال های طلایی ,طلایی صفتی برای سال های عمر است؟ قبلا در پاسخ فائزه گفته ام    
درود دوستان عزیز. این هم یکی از کارهای یکی دو ماهه ی اخیرم. نظرات تان مثل همیشه مهم هستند و راه گشا. باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است شمشاد سایه پرور من از که کمتر است حافظ قدقامتی به سرو تو در باغ ناز نیست عشقی که من شناخته ام بی نیست محمدسعید شاد امشب به حکم چشم تو چشمان من تر است من عاشق تو هستم و این غم مقدّر است هرچند خنده های تو دل می بَرَد ولی این گونه اخم ت ای ماه م است حرفی بزن که باز دلم را تکان دهی چیزی بگو، گلم، دل من زودباور است یک عمر گِرد خانه ات این دل طواف کرد انگار این پرنده ی وحشی کبوتر است اردیبهشت پُرگل شیراز ات باری، غزل بخوان که دهانت معطّر است تا سایه ی تو بر سر ِ من هست، عشق من! باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است شهریور ۱۳۹۲ - تربت حیدریه دوستان، مصرع اول بیت آ را از مطلع غزلی از سعید شاد گرفته بودم و مصرع دوم را از غزلی از حافظ، در نهایت بیت آ به این صورت درآمده بود: "قد قامتی به سرو تو در باغ ناز نیست / باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است؟" بعدا با کمک دوستانم به این نتیجه رسیدم که این تضمین ها خوب از کار درنیامده است. به قول یکی از دوستان خیلی "وصله و پینه" شده است. این شد که مصرع اول را عوض و به یک تضمین قناعت . اضافه شده در 25/10/92ساعت 19:58.
آمدم سه پاراگراف نوشتم و بعد همه اش را پاک از بس همه اش در این مصرع چکانده شده بود:
"دیوانه ام! نن د آن کاندر دل شیده ام..."
درخواست کاووس از رستم برای همراهی سیاووش به جنگ با افراسیاب گو پیلتن را برِ خویش خواند / بسی داستان های نیکو براند بدو گفت هم زور تو پیل نیست / چو گردِ پیِ رخشِ تو نیل نیست ز گیتی هنرمند و خامش تویی / که پروردگار سیاووش تویی چو آهن ببندد به کان در گهر / گشاده شود چون تو بستی کمر سیاووش بیامد کمر بر میان / سخن گفت با من چو شیر ژیان همی خواهد او جنگ افراسیاب / تو با او برو ، روی ازو برمتاب چو بیدار باشی تو ، خواب آیدم / چو آرام ی ، شتاب آیدم جهان ایمن از تیر و شمشیر تست / سر ماه با چرخ در زیر تست تهمتن بدو گفت من بنده ام / سخن هرچه گویی نیوشنده ام سیاووش پناه و روان من است / سر تاج او آسمان من است چو بشنید ازو ، آفرین کرد و گفت / که با جان پاکت د باد جفت ( شاهنامه فردوسی بزرگ ) در بیت سوم : خامش : بی ادّعا - پروردگار : پرورنده ، مربّی در بیت چهارم : معنی بیت : اگر آهن در معدن سفت و سخت شود ، وقتی تو آماده نبرد شوی نرم می شود در بیت هفتم : معنی مصرع اول : اگر تو بیدار باشی ، من خیالم راحت است در بیت هشتم : معنی مصرع دوم : تو بر ماه و فلک چیره ای
درخواست کاووس از رستم برای همراهی سیاووش به جنگ با افراسیاب گو پیلتن را برِ خویش خواند / بسی داستان های نیکو براند بدو گفت هم زور تو پیل نیست / چو گردِ پیِ رخشِ تو نیل نیست ز گیتی هنرمند و خامش تویی / که پروردگار سیاووش تویی چو آهن ببندد به کان در گهر / گشاده شود چون تو بستی کمر سیاووش بیامد کمر بر میان / سخن گفت با من چو شیر ژیان همی خواهد او جنگ افراسیاب / تو با او برو ، روی ازو برمتاب چو بیدار باشی تو ، خواب آیدم / چو آرام ی ، شتاب آیدم جهان ایمن از تیر و شمشیر تست / سر ماه با چرخ در زیر تست تهمتن بدو گفت من بنده ام / سخن هرچه گویی نیوشنده ام سیاووش پناه و روان من است / سر تاج او آسمان من است چو بشنید ازو ، آفرین کرد و گفت / که با جان پاکت د باد جفت ( شاهنامه فردوسی بزرگ ) در بیت سوم : خامش : بی ادّعا - پروردگار : پرورنده ، مربّی در بیت چهارم : معنی بیت : اگر آهن در معدن سفت و سخت شود ، وقتی تو آماده نبرد شوی نرم می شود در بیت هفتم : معنی مصرع اول : اگر تو بیدار باشی ، من خیالم راحت است در بیت هشتم : معنی مصرع دوم : تو بر ماه و فلک چیره ای
حافظ در مصرع «خوشا شیراز و وضع بی مثالش» شهرش را «بی مثال» معرفی می کند، و این درست در اوج کشمکش های پیش از به قدرت رسیدن تیمور است که باعث شده در مدت کوتاهی شیراز حکام متعددی به خود ببیند و وضعیتی بی ثبات را تجربه کند.
بسم الله
چه نام مرثیه واری است «مادر پسران» برای مادر تنهای بی پسر شده ای...
پ.ن یک. فدای بزرگی ات ای مادر چهار شهید کربلا...
پ.ن دو. عنوان و بیت بالا، هر دو از شاعر خوش ذوق و خوش فکر، محمدمهدی سیار است؛ از کتاب خواندنیِ رودخوانی؛ انتشارات شهرستان ادب (واقعاً آقای سیار، مایه ی امیدواری به آینده ی شعر متعهد است...). پ.ن سه. یکی از بزرگواران مجدداً تذکر دادند که معرفی کتاب فراموش نشود؛ علی الحساب همین رودخوانی را شدیداً توصیه می کنم. حدود سه سال قبل که رودخوانی را یدم، تا به خانه برسم خیلی از اشعارش را خواندم... این رباعی را هم همان موقع ها نوشتم:
از شهر، صدا، دود، شلوغی بی زار با دستِ پر از یدِ غم از بازار بی خواب... سراغ رود خوانی رفتم از شاعر بیدار عمیق ام، سیار
این را هم اعتراف کنم که "ام" بعد از عمیق در مصرع آ ، اصلا به دل خودم نمی چسبد! و یک نکته این که این مصرع، اشاره ای هم دارد به یکی دیگر از کتاب های سیار به نام "بی خو عمیق" که ایضاً خواندنی است... همین اسم اش به قدر کل برخی از کتاب ها قشنگ است!
رَستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا :) #مولا_نا
مفتعلن ؛ گروه ۳ ؛ بحر رجز مثمن مطوی :| مصرع اول ؛ اختیار شاعری زبانی حدف همزه :|
در چشمهای تو نوشتم سرنوشتم را تو چشم بستی... خط زدی هر چه نوشتم را مصرع به مصرع عشق را بر روی هم چیدم اما تو ویران کردی آ خشت خشتم را... من کاشتم... من آب دادم... من درو تو رفتی و بر باد دادی هر چه کشتم را با تو گل از گل می شکفتم... آه از دوری اسفند! لطفا پس بده اردیبهشتم را ... دنیای بی تو بهتر از قعر جهنم نیست یکروز پس میگیرم از دنیا، بهشتم را
گرچه ز دلم هزار خورشید بتافت آ به کمال ذره ای راه نیافت


یادم باشد یک شنبه شبی همین یک بیت مرا زمین زد . همین یک بیت وقتی " به " را جایگزین " ز " در مصرع اول ...

حافظ اینقدر با تاکید تو آ ین مصرع اولین غزلی که تو دیوانش آوردند گفته " هروقت ی رو که دوست داری دیدی دنیا رو رها کن و به اون توجه کن.." اونوقت باز هر موقع میاد پیشت سرت تو گوشیته کلنگ ؟
اول نفس که عاقل و صاحب بصر شدم دادند درس عشقم و این گونه شدم ! رفتم به راه علم ، که مدرک بگیرم و شاغل شوم ، گرفتم و بیکار تر شدم ! دستم نداد قوت احراز شغل خوب هر چند بنده لایقش از هر نظر شدم بعد از هزار سال شدم فوق ا مهرم به جان رسیده و سر کارگر شدم ! یک قطره آب بودم و از ابر درس جبر در بحر ژرف علم ، چنین غوطه ور شدم ... گویند روی سرخ تو ((آدم)) که زرد کرد ؟ آتش به خون خود ، زدم و ، شعله ور شدم .... (1) با هم سبب شدند که این سان پکر شدم (1-) این مصرع در نسخ خطی موجود نیست . لطفاً آن را در نظرات بسرایید . آثار رسیده در ادامه مطلب
ای کاش تو را یک شب در تنگ بغل گیرم از کندوی لبهایت با بوسه عسل گیرم جاری بشود شعرم آن لحظه که می خندی با چرخش چشمانت صد گونه غزل گیرم در هر نفسی قلبم مغلوب تپش گردد وقتی که سراغت را از اهل محل گیرم یک بیت پر از گل را از گلشن اندامت یک مصرع دیگر را از شیخ اجل گیرم ژرفای نگاه من تا عمق افق رفته تا رّد تو را شبها بر روی زحل گیرم از عشق تو شیرین جان ریزش د ص ه وقتی که پیامت را در کوه و کُتل گیرم باید که عسل آ از راه نیایش ها پروانه ی وصلت را از عزوجل گیرم
تست و نمونه سؤالات درس به درس ادبیات فارسی عمومی سال سوم دبیرستان 1- کدام مصرع با بیت«ولیکن خداوند بالا و پست به عصیان در رزق بر نبست» هم مفهوم است؟ الف) ی بندگان به گناه فاحش ندرد ب) خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده ج) وظیفه ی روزی به خطای منکر نبرد د) باران رحمت بی حسابش همه را رسیده
"روزگاریست که مارا نگران میداری"....دیرگاهیست که غم بر دل ما میرانیدیرگاهیست که قلبم چو یکی چشمه شده است...جای آب از دل آن خون به زمین میرانیدیرگاهیست که چشمم به خدا خشک شده است...جای آن خنده ابلیس به گوشم خوانیدیر گاهیست دگر مهر دلم بی جان است...عاقبت نیک بدانم که تو هم ویرانیحاصلم نیست به می مستی و لایعقلی اش...کاش زهری ز هلاک دل رنجور , مرا میدادی
"مصرع اول,حضرت حافظ.."
برای تایپ شعر در ورد (microsoft office word) روش های مختلفی وجود دارد. به طور کلی برای تایپ شعر در ورد باید فرمت بخصوصی را رعایت کنید. شعر سنتی پارسی از چندین بیت تشکیل شده است که هر بیت متشکل از دو مصراع می باشد. هنگام نوشتن شعر در ورد باید بخاطر داشته باشید که مصراع های فرد در یک ستون و مصرع های زوج در ستون دیگری تایپ می شوند. بنابراین باید فرمت دوستونی رعایت شود. در این مطلب، سه شیوه ی سریع و کاربردی برای تایپ شعر فارسی در ورد را آموزش خواهیم داد. این ۳ روش عبارتند از: تایپ شعر در ورد با استفاده از تنظیمات تب (tab) نوشتن شعر در ورد با استفاده از ج تایپ شعر با استفاده از تنظیمات نوشتن دو ستونی در ورد تایپ شعر در ورد با استفاده از تنظیمات تب (tab) یکی از روش های شعرنویسی در ورد استفاده از تنظیمات تب می باشد. این روش بسیار ساده و سریع است. کافی است به شیوه ی زیر عمل کنید. ابتدا بر روی خط کش ورد مکان مورد نظر برای تب را انتخاب نمایید.
تایپ شعر در ورد با استفاده از تب سپس شروع به تایپ کنید. مصرع نخست را تایپ کرده و سپس از روی صفحه کلید، کلید tab را بزنید. مشاهده می کنید که مکان نمای ورد، به محلی که تب را تعیین کرده اید می رود. نوشتن شعر در ورد با استفاده از تب پس از تایپ مصراع دوم، کافی است کلید enter/return را فشار دهید تا مکان نما در جایگاه تایپ مصراع سوم حاضر شود. نوشتن شعر در ورد با استفاده از ج روش دیگر برای تایپ شعر در ورد استفاده از ج است. کافی است از منوی insert ج ی با یک ردیف و دو ستون وارد کنید (۱ در ۲) و شروع به نوشتن کنید. تایپ شعر در ورد با استفاده از ج در مرحله ی بعد، پس از انتخاب ج از منوی table design و قسمت borders، خطوط اطراف ج را مخفی کنید. تایپ شعر در ورد با استفاده از ج با استفاده از ج می توانید چینش هر مصراع را در جهات راست، وسط و چپ و همچنین بالا و پایین کنترل کنید. پس از تایپ مصرع دوم، برای ساخت ردیف جدید در ج کافی است کلید tab را از صفحه کلید فشار دهید تا با سرعت بیشتری بتوانید ردیف های ج را ایجاد کنید. تایپ شعر با استفاده از تنظیمات نوشتن دو ستونی در ورد روش دیگر نوشتن شعر در ورد استفاده از خصوصیت ستون بندی در ورد است. این روش از دو روش قبلی کمی پیچیده تر است. در این روش باید ابتدا از منوی layout و قسمت column تنظیمات صفحه به صورت دو ستونی انجام شود. تایپ شعر در ورد - تنظیمات دو ستونی سپس تمام مصرع های فرد را به صورت ستونی، در ستون سمت راست تایپ کرده و بعد از آن با استفاده از دکمه ی break مکان نما را به ستون سمت چپ هدایت کنید و تمام مصرع های زوج را تایپ کنید.
اختصاصی از فایلکو تحقیق و بررسی در مورد اوزان نوحه ها 65 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 66 به نام خدامعاونت محترم پژوهشی آزاد ی واحد مشهدبا ا حترام اینجانب تقی وحیدیان کامیار عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی به استحضار می رساند که طی سالیان دراز تحقیق در وزن و قافیه شعر فارسی و نوشتن کتابهایی در این زمینه از جمله :1. بررسی وزن شعر عامیانه فارسی از انتشارات آگاه2. بررسی منشا وزن شعر فارسی انتشارات آستان قدس رضوی3. کتاب وزن و قافیه دبیرستان وزارت آموزش و پرورش4. کتاب وزن و قافیه انتشارات نشر ی5. فرهنگ اوزان شعر فارسی فردوسی (جهت ویراستاری برای چاپ ارسال گردید )6. مقاله در مجلات مختلف در مورد وزن و قافیهمدتی پیش بر آن شد که اوزان نوحه ها را بررسی کند . چون نوحه ها گنجینه گرانبهایی از اوزان شعر فارسی بسیار متنوع و ارزنده . لذا آنرا به عنوان طرحی پژوهی در آزاد ارائه داد ، متاسفانه بعلت اینکه کتاب نوحه در دسترس نبود وقفه ای در کا ر رخ داد و سرانجام مشکل حل گردید . اینک این کا ر زحمت با است اج 95 وزن خاص از کتابهای مختلف نوحه تقدیم می گردد .تقی وحیدیان کامیارطرح پژوهشی بررسی اوزان نوحه هانوحه به معنی اخص کلمه به اشعاری گفته می شود که در مراسم سوگواری ان شیعه علیهم السلام با صوت حزین و ناله و زاری خوانده می شود . سرایندگان این اشعار اغلب مردمی ساده و بی سواد هستند که درس شاعری نیاموخته اند و ادعای شاعری هم ندارند و تنها از روی ذوق و سوز دل و عشق و ایمان شعر گفته اند و بهتر است بگوئیم عقده دل گشوده اند .شاعر نوحه سرای خوش ذوق وقتی ستم هایی را که برخاندان گرامی (ص) رفته است در نظر می آورد و برناروائیهایی که جباران و ستمگران دنیاپرست بر این عزیزان ، بویژه بر سرور ازادگان حسین (ع)و اهل بیت و یارانش روا داشته اند می شد چنان دلش به درد می آید و جانش آزرده می شود که از خود بی خود می گردد و تاب و تحمل از کف می دهد و بی اختیار عقده دل می گشاید و شعر بر لبش می نشیند و کنان در رثای آنان نوحه می سراید . نوحه شعری ساده است و دور از هر تکلف ، و بی آلایش و پاک ، و چه باک اگر ادیبانه نباشد .نوحه از دل برمیخیزد و ل بر دل می نشیند . از طرفی این اشعار امتیازات و ویژگیهایی دارند که شعر رسمی فارسی با همه عظمتش در مواردی دست نیاز به سوی آنها دراز کرده و از آنها بهره برده است .نوحه ها را از دیدگاه های مختلف مثل مضمون ، زبان ، تصویر سازی ، قالب ، قافیه و وزن می توان بررسی کرد . اما آنچه از همه مهمتر و غنی تر و متنوع تر و زیباتر است اوزان نوحه هاست که ما در این گفتار به بررسی آنها می پردازیم .سرایندگان نوحه ها گرچه عروض نمی دانند اما از روی ذوق لطیف و سرشار خود تنها اوزان تازه و دلنشین می آفرینند بلکه شیوه های تازه ای نیز در وزن ابداع کرده اند که هرگز به فکر ادیبان و شاعران گذشته هم نرسیده است . این ویژگیهای اوزان نوحه ها را می توان به سه گونه تقسیم کرد :کوتاهی و بلندی مصرع ها .تغییر وزن به اقتضای مضمون و آهن زان نواینک به بررسی اینها می پردازیم :کوتاهی و بلندی مصرع هادر شعر فارسی تمام مصرع های یک شعر از نظر طول مساوی هستند فی المثل تمام صد و بیست هزار مصرع شا هنامه فردوسی از نظر تعداد هجاها برابرند .بنابراین اگر یک مصرع آن مثل "به نام خداوند جان آفرین " را در نظر بگیریم تمام مصرع های دیگر همین تعداد هجارا دارند (البته قالب مستزاد و بحر طویل عامیانه وضعی متفاوت و مخصوص به خود دارد و از طرفی کاربرد آنها بسیار کم بوده است ) . البته مساوی آوردن طول مصرع ها کاریست غیر طبیعی ، زیرا طول جمله های زبان با هم برابر نیستند و اینکه شاعران ما مجبور بودند به تبعیت از سنت ، مصرع های هر شعر را مساوی بیاورند کاری نادرست و برخلاف طبیعی و واقعیت زبان است و افتخار بزرگ " نیما یوشیج " در این است که سنت رعایت تساوی طول مصرع ها را ش ت و اشعارش را به اقتضای مضمون در مصرع های کوتاه و بلند سرود . نیما احتمالا "ایده" کوتاهی و بلند آوردن مصرع ها را باید از نوحه ها یا اشعار عامیانه و ترانه ها الهام گرفته باشد زیرا در بسیاری از این گونه اشعارعدم تساوی مصرع ها دیده می شود .مقصود از کوتاهی و بلندی مصرع ها اینست که شاعر نظم میان هجاهای کوتاه و بلند را حفظ می کند اما طول مصرع ها را به اقتضای مضمون با موسیقی و جز اینها کوتاه یا بلند می آورد فی المثل اگر هجای کوتاه را با علامت "u" و هجای بلند را با علام "-" نشان بدهیم (1) ممکن است نظم وزن شعری به صورت - u - - (یعنی به ترتیب یک هجای بلند + یک هجای کوتاه + دو هجای بلند ) باشد . حال اگر شاعر ، سنت گرا است در هر شعرش تعداد هجاهای هر مصرع نیز باید برابر باشد اما شاعر نوپرداز نظم میان هجاها را همه جا رعایت می کند ولی طول مصرع هایش به اقتضای معنی و جز آن متغیر است . یعنی هر یک از مصرع ها از یک یا چند – ن - - تشکیل می شود و حتی ممکنست مصرعی از یک – u - - هم کوتاهتر باشد یعنی یک یا چند هجا از آ آن حذف شود چنانکه در این شعر می بینیم *هان کجاست = - u –پایتخت این کج آئین قرن دیوانه ؟ = - u - - / - u - - /- u - - / -یا شبان روشنش چون روز = - u - - /- u - - / -روزهای تنگ و تارش چون شب اندر قعر افسانه- u - - / - u - - / - u - - / - u - - / - (2)(اخوان ثالث)کوتاهی یا بلندی مصرع ها در نوحه ها به صورت های مختلف دیده می شود ولی اغلب به صورت مستزاد یا مستزاد گونه است ، مثل شعر زیر که نظم هجاهای آن به صورت - - ن – است :ای ه اندر خاک و خون ، بابا علی اکبرای شبه پیغمبراندرعزایت نوحه گر نالم برای توای غرقه خون جگرای مه لقاء ای غرقه خون ، بهرتو گریانمآرام جانم ای علی ، با آه و فغان.... (کاروان کربلا) (3)یا این نوحه :اصغر ز قربانگه ، خونین بدن آمداین مرغ خونین پر، اندرچمن آمداصغر ز میدان شد روانمادر بر او ندارد بر او آه و فغانگرید که واویلا ، گل پیرهن آمد ...(کاروان کربلا)یانوحه زیر که نظم آن به صورت - - u u است :حاضر ز پی دادن جان در ره داورشد حر دلاوربا دیده گریان به برسط پیمبرشد حر دلاورگفتا به شه تشنه جگر حر وفاداربا ناله بسیار
با
تحقیق و بررسی در مورد اوزان نوحه ها 65 ص
اختصاصی از فایلکو تحقیق وبررسی در مورد اوزان نوحه ها 65 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 66 به نام خدامعاونت محترم پژوهشی آزاد ی واحد مشهدبا ا حترام اینجانب تقی وحیدیان کامیار عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی به استحضار می رساند که طی سالیان دراز تحقیق در وزن و قافیه شعر فارسی و نوشتن کتابهایی در این زمینه از جمله :1. بررسی وزن شعر عامیانه فارسی از انتشارات آگاه2. بررسی منشا وزن شعر فارسی انتشارات آستان قدس رضوی3. کتاب وزن و قافیه دبیرستان وزارت آموزش و پرورش4. کتاب وزن و قافیه انتشارات نشر ی5. فرهنگ اوزان شعر فارسی فردوسی (جهت ویراستاری برای چاپ ارسال گردید )6. مقاله در مجلات مختلف در مورد وزن و قافیهمدتی پیش بر آن شد که اوزان نوحه ها را بررسی کند . چون نوحه ها گنجینه گرانبهایی از اوزان شعر فارسی بسیار متنوع و ارزنده . لذا آنرا به عنوان طرحی پژوهی در آزاد ارائه داد ، متاسفانه بعلت اینکه کتاب نوحه در دسترس نبود وقفه ای در کا ر رخ داد و سرانجام مشکل حل گردید . اینک این کا ر زحمت با است اج 95 وزن خاص از کتابهای مختلف نوحه تقدیم می گردد .تقی وحیدیان کامیارطرح پژوهشی بررسی اوزان نوحه هانوحه به معنی اخص کلمه به اشعاری گفته می شود که در مراسم سوگواری ان شیعه علیهم السلام با صوت حزین و ناله و زاری خوانده می شود . سرایندگان این اشعار اغلب مردمی ساده و بی سواد هستند که درس شاعری نیاموخته اند و ادعای شاعری هم ندارند و تنها از روی ذوق و سوز دل و عشق و ایمان شعر گفته اند و بهتر است بگوئیم عقده دل گشوده اند .شاعر نوحه سرای خوش ذوق وقتی ستم هایی را که برخاندان گرامی (ص) رفته است در نظر می آورد و برناروائیهایی که جباران و ستمگران دنیاپرست بر این عزیزان ، بویژه بر سرور ازادگان حسین (ع)و اهل بیت و یارانش روا داشته اند می شد چنان دلش به درد می آید و جانش آزرده می شود که از خود بی خود می گردد و تاب و تحمل از کف می دهد و بی اختیار عقده دل می گشاید و شعر بر لبش می نشیند و کنان در رثای آنان نوحه می سراید . نوحه شعری ساده است و دور از هر تکلف ، و بی آلایش و پاک ، و چه باک اگر ادیبانه نباشد .نوحه از دل برمیخیزد و ل بر دل می نشیند . از طرفی این اشعار امتیازات و ویژگیهایی دارند که شعر رسمی فارسی با همه عظمتش در مواردی دست نیاز به سوی آنها دراز کرده و از آنها بهره برده است .نوحه ها را از دیدگاه های مختلف مثل مضمون ، زبان ، تصویر سازی ، قالب ، قافیه و وزن می توان بررسی کرد . اما آنچه از همه مهمتر و غنی تر و متنوع تر و زیباتر است اوزان نوحه هاست که ما در این گفتار به بررسی آنها می پردازیم .سرایندگان نوحه ها گرچه عروض نمی دانند اما از روی ذوق لطیف و سرشار خود تنها اوزان تازه و دلنشین می آفرینند بلکه شیوه های تازه ای نیز در وزن ابداع کرده اند که هرگز به فکر ادیبان و شاعران گذشته هم نرسیده است . این ویژگیهای اوزان نوحه ها را می توان به سه گونه تقسیم کرد :کوتاهی و بلندی مصرع ها .تغییر وزن به اقتضای مضمون و آهن زان نواینک به بررسی اینها می پردازیم :کوتاهی و بلندی مصرع هادر شعر فارسی تمام مصرع های یک شعر از نظر طول مساوی هستند فی المثل تمام صد و بیست هزار مصرع شا هنامه فردوسی از نظر تعداد هجاها برابرند .بنابراین اگر یک مصرع آن مثل "به نام خداوند جان آفرین " را در نظر بگیریم تمام مصرع های دیگر همین تعداد هجارا دارند (البته قالب مستزاد و بحر طویل عامیانه وضعی متفاوت و مخصوص به خود دارد و از طرفی کاربرد آنها بسیار کم بوده است ) . البته مساوی آوردن طول مصرع ها کاریست غیر طبیعی ، زیرا طول جمله های زبان با هم برابر نیستند و اینکه شاعران ما مجبور بودند به تبعیت از سنت ، مصرع های هر شعر را مساوی بیاورند کاری نادرست و برخلاف طبیعی و واقعیت زبان است و افتخار بزرگ " نیما یوشیج " در این است که سنت رعایت تساوی طول مصرع ها را ش ت و اشعارش را به اقتضای مضمون در مصرع های کوتاه و بلند سرود . نیما احتمالا "ایده" کوتاهی و بلند آوردن مصرع ها را باید از نوحه ها یا اشعار عامیانه و ترانه ها الهام گرفته باشد زیرا در بسیاری از این گونه اشعارعدم تساوی مصرع ها دیده می شود .مقصود از کوتاهی و بلندی مصرع ها اینست که شاعر نظم میان هجاهای کوتاه و بلند را حفظ می کند اما طول مصرع ها را به اقتضای مضمون با موسیقی و جز اینها کوتاه یا بلند می آورد فی المثل اگر هجای کوتاه را با علامت "u" و هجای بلند را با علام "-" نشان بدهیم (1) ممکن است نظم وزن شعری به صورت - u - - (یعنی به ترتیب یک هجای بلند + یک هجای کوتاه + دو هجای بلند ) باشد . حال اگر شاعر ، سنت گرا است در هر شعرش تعداد هجاهای هر مصرع نیز باید برابر باشد اما شاعر نوپرداز نظم میان هجاها را همه جا رعایت می کند ولی طول مصرع هایش به اقتضای معنی و جز آن متغیر است . یعنی هر یک از مصرع ها از یک یا چند – ن - - تشکیل می شود و حتی ممکنست مصرعی از یک – u - - هم کوتاهتر باشد یعنی یک یا چند هجا از آ آن حذف شود چنانکه در این شعر می بینیم *هان کجاست = - u –پایتخت این کج آئین قرن دیوانه ؟ = - u - - / - u - - /- u - - / -یا شبان روشنش چون روز = - u - - /- u - - / -روزهای تنگ و تارش چون شب اندر قعر افسانه- u - - / - u - - / - u - - / - u - - / - (2)(اخوان ثالث)کوتاهی یا بلندی مصرع ها در نوحه ها به صورت های مختلف دیده می شود ولی اغلب به صورت مستزاد یا مستزاد گونه است ، مثل شعر زیر که نظم هجاهای آن به صورت - - ن – است :ای ه اندر خاک و خون ، بابا علی اکبرای شبه پیغمبراندرعزایت نوحه گر نالم برای توای غرقه خون جگرای مه لقاء ای غرقه خون ، بهرتو گریانمآرام جانم ای علی ، با آه و فغان.... (کاروان کربلا) (3)یا این نوحه :اصغر ز قربانگه ، خونین بدن آمداین مرغ خونین پر، اندرچمن آمداصغر ز میدان شد روانمادر بر او ندارد بر او آه و فغانگرید که واویلا ، گل پیرهن آمد ...(کاروان کربلا)یانوحه زیر که نظم آن به صورت - - u u است :حاضر ز پی دادن جان در ره داورشد حر دلاوربا دیده گریان به برسط پیمبرشد حر دلاورگفتا به شه تشنه جگر حر وفاداربا ناله بسیار
با
تحقیق وبررسی در مورد اوزان نوحه ها 65 ص