مستانه شو

سحر تشاهی متولد روز دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۵۸ در تهران، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران است. او فارغ حصیل رشته های ادبیات نمایشی و مترجمی زبان فرانسه می باشد. بازی در طلا و مس به کارگردانی همایون اسعدیان در سال ۱۳۸۸ برایش ک داتوری جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن از چهاردهمین جشن خانه سینما را در پی داشته است. های سحر تشاهی : سینمایی فرزند صبح (بهروز افخمی) (۱۳۸۳) […]ادامه ع های سحر تشاهی در مراسم اکران مستانه برچسب ها : تئاتر - تلویزیون - خانه سینما -زبان - سحر - سحر تشاهی - طلا و مس - ع های جدید سحر تشاهی در مراسم اکران مستانه - - سینمایی - مترجمی - متولد - مستانه ع های سحر تشاهی در مراسم اکران مستانه 566
سرم درد می کند . وقتی توی ماشین نشستم و عشق آفرین ترین صدا خواند:

- خواهم که بر زلفت هر دم زنم شانه ...

خوب حالا می توانم چشم ها را بگذارم روی هم و همه چیز رد شود ....بگذرد ....عبا سر بخورد از روی سرم و خنکم شود و صدا بخواند: مستانه مستانه...مست منم حالا.

پژمان بازغی به همراه همسرش مستانه مهاجر در اکران افسونگر در پردیس حاضر شد.
مستانه با و کیفیت عالی  مستانه ایرانی مستانه با و کیفیت عالی ژانر : اجتماعی سال تولید : ۱۳۹۳ کارگردان: حسین فرحبخش بازیگران: میلاد کی مرام، باران کوثری، فرهاد اصلانی، محمد متوسلانی و آتیلا پسیانی،سحر تشاهی، خلاصه داستان: «مستانه» ی اجتماعی است و قصه یک استار را روایت می کند که مشکلاتی در زمینه بازیگری برایش بوجود می آید و این مشکلات خانوادگی گره کلی است با
حیلت رها کن عاشقــا دیوانه شو دیوانه شو
و انـدر دل آتش درآ پــــروانـه شــو پروانــــــه شو
هــم خــویش را بیگـــانه کن هم خانه را ویرانه کن
و آنگه بیا با عاشقان هم خانـه شـو هم خانه شــو
رو سینــه را چـون ها هفت آب شو از کینه ها
و آنگـــه عشــق را پیمانـــه شــــو پیمانــه شـو
باید کـــه جملــه جــان شــوی تا لایق جانان شوی
گـــر ســوی مستــان میــروی مستانه شـــو مستانه شو...
می رسد امشب نوای عاشقان مستانه تر می شود امشب دل دیوانه ها دیوانه تر
عاشق همیشه روبه ویرانی خوشست عاشقان را دل بود امشب بسی ویرانه تر
آمده جانانه ای با جلوه ای جانانه تر تا ابد این امر از افسانه ها افسانه تر
اهل خانه گرد شمع روی او پروانه اند شد برادر بین خانه گرد او پروانه تر
ای ساقیا مستانه رو ، آن یار را آواز ده
گر او نمی آید بگو ، آن دل که بردی باز ده

افتاده ام در کوی تو ، پیچیده ام بر موی تو
نازیده ام بر روی تو ، آن دل که بردی باز ده

بنگر که مشتاق توام ، مجنون غمناک توام
گرچه که من خاک توام ، آن دل که بردی باز ده

ای دلبر زیبای من ، ای سرو خوش بالای من
لعل لبت حلوای من ، آن دل که بردی باز ده

ما را به غم کردی رها ، شرمی نکردی از خدا
اکنون بیا در کوی ما ، آن دل که بردی باز ده

تا چند خونریزی کنی ، با عاشقان تیزی کنی
خود قصد تبریزی کنی ، آن دل که بردی باز ده

از عشق تو شاد آمدم ، از هجر آزاد آمدم
پیش تو بر داد آمدم ، آن دل که بردی باز ده

مولانا
ع جالب مستانه مهاجر از همسرش پژمان بازغی مستانه مهاجر همسر پژمان بازغی با انتشار ع ی از همسرش و خواهران همسرش, صفحه شخصی اش را بروز کرد. در این ع پژمان بازغی در کنار خواهرانش دیده می شود. مستانه مهاجر نوشت: ***** بازغى ها اولین روز فروردین ١٣٩۶ پژمان بازغی , مریم بازغى , کاملیا بازغى   پژمان بازغی در کنار خواهرانش پژمان بازغی در کنار خواهرانش
شیری گرسنه از میان تپه های کوهستان بیرون پرید و ی را از پای درآورد. سپس در حالی که شکمی از غذا درمی آورد، هر ازگاهی یکبار سرش را بالا می گرفت و مستانه نعره می کشید. صیادی که در آن حوالی در جستجوی شکار بود صدای نعره های مستانه شیر را شنید و پس از ردی با گلوله ای آن را از پای درآورد.
هنگامی که مست پیروزی هستیم بهتر است دهانمان را بسته نگه داریم.غرور، منجلاب موفقیت است.موفقیت برای اشخاص کم ظرفیت مقدمه گستاخی است!
ع های سحر تشاهی در مراسم اکران مستانه سحر تشاهی متولد روز دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۵۸ در تهران، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران است. او فارغ حصیل رشته های ادبیات نمایشی و مترجمی زبان فرانسه می باشد. بازی در طلا و مس به کارگردانی همایون اسعدیان در سال ۱۳۸۸ برایش ک داتوری جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن از چهاردهمین جشن خانه سینما را در پی داشته است. های سحر تشاهی : ع های سحر تشاهی در مراسم اکران مستانه ع های سحر تشاهی در مراسم اکران مستانه سحر تشاهی و کمند سلیمانی در مراسم اکران مستانه ع های سحر تشاهی سحر تشاهی سینمایی فرزند صبح (بهروز افخمی) (۱۳۸۳) سینمایی چهارشنبه سوری (اصغر فرهادی) (۱۳۸۴) سینمایی میم مثل مادر (رسول ملاقلی پور) (۱۳۸۵) کوتاه برای همیشه (آرش کمالی سروستانی) (۱۳۸۶) تلویزیونی فراموشی (مسعود مددی) (۱۳۸۶) تلویزیونی ا اجی (مهدی کرمپور) (۱۳۸۶) سینمایی شیرین (عباس کیارستمی) (۱۳۸۷) سینمایی وقتی همه خو م (بهرام بیضایی) (۱۳۸۷) مستند یادداشت های شهر شلوغ (بابک گودرزی نژاد) (۱۳۸۷) سینمایی طلا و مس (همایون اسعدیان) (۱۳۸۸) تلویزیونی یک اسم (بیژن میرباقری) (۱۳۸۸) سینمایی گنجینه شرق (کمال تبریزی) (۱۳۸۹) سینمایی سوگ (مرتضی فرشباف) (۱۳۸۹) سینمایی اکباتان، بلوک ۹ (مجید توکلی) (۱۳۹۰) سینمایی آسمان زرد کم عمق (بهرام توکلی) (۱۳۹۰) مستند ابراهیم در آتش (کیوان علی محمدی و امید بنکدار) (۱۳۹۱) تلویزیونی دنیای بهتر (بهروز شعیبی) (۱۳۹۱) سینمایی گذشته (اصغر فرهادی) (۱۳۹۱) (صداپیشه) تلویزیونی چند روز بیشتر (پریسا گرگین) (۱۳۹۲) سینمایی متروپل (مسعود کیمیایی) (۱۳۹۲) سینمایی دلم می خواد (بهمن فرمان آرا) (۱۳۹۲) سینمایی مستانه (حسین فرح بخش) (۱۳۹۲) ع های سحر تشاهی در مراسم اکران مستانه 2332
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد
کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد
باغبانا ز خزان بی خبرت می بینم آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد
رهزن دهر ن ه ست مشو ایمن از او اگر امروز نبرده ست که فردا ببرد
در خیال این همه لعبت به هوس می بازم بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد
علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد
بانگ ی چه صدا بازدهد عشوه م سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد
جام مینایی می سد ره تنگ دلیست منه از دست که سیل غمت از جا ببرد
راه عشق ار چه کمینگاه کمانداران است هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد
حافظ ار جان طلبد غمزه مستانه یار خانه از غیر بپرداز و بهل تا ببرد
سلام دوستان چقد دلم برای روزای تنگ شده ، روزایی که حتی دغدغه درس خوندنم نداشتیم البته غیر از آبی !! خیلی امسال سال بدی برام بود از تابستون به بعد فقط مریضی فقط دوا درمون تو این سه ماهه پاییز یه دفترچه تموم . کلاهدار 2 هم مث من حالش خوب نیست ایشالا هر دومون زود خوب خوب بشیم . نی نی کلاهدار 1 هم اومد . به سلامتی ایشالا حالا منتظریم مستانه و خط خطی مزدوج بشن . آبی که درس میخونه منم که آبی میدونه طلسم شدم مستانه هم رفته دیار غربت ... اضن نمیدونم این دوستان بی وفا به اینجا سر میزنن یا نهههه ؟ یا نههههه یا نههه یا نهه یا ن... اینقد خلوته اینجا که صدا اکو میشه ... بیاین حرف بزنین قرار بذاریم بگردیم بی احساسا همتون.. با همتونم وای به ح ون سال 96 بهونه بیارین واسه قرار من شمارو میشناسم بهونه میارین یادتونه گفتیم کلاهدار 1 با پسرش میاد ؟؟؟ حالا بیاین بگین کی چطوری میاد من که میگم آبی با پرادوش میاد میگه زود زود من کلاس دارم البته این بار در قالب کلاس داره ها !!! مستانه هم که تهرانه و از اولین فرودگاه خودشو رسونده بیاین دیگه بیایین بیییییییاین بنویسین
«اسرافیل» آیدا پناهنده، درامی درباره چالش ها و نیازهای عاطفی
سینمایی «اسرافیل» به کارگردانی آیدا پناهنده و تهیه کنندگی مستانه مهاجر هفته گذشته پروانه ساخت گرفت. به گزارش مشاور رسانه ای ، «اسرافیل» اولین سینمایی مستانه مهاجر در مقام تهیه کننده خواهد بود که به کارگردانی آیدا پناهنده اوایل مهرماه کلید خواهد خورد. نامه «اسرافیل» نوشته مشترک آیدا پناهنده و ارسلان ی است و مستانه مهاجر به عنوان اولین تجربه تهیه کنندگی خود این را تهیه خواهد کرد.مستانه مهاجر سال هاست به عنوان تدوینگر با سازان بزرگی مانند عباس کیارستمی، داریوش مهرجویی، محسن مخملباف، تهمینه میلانی و … همکاری داشته است و تدوین آثاری همچون «زندگی خصوصی»، «کارگران مشغول کارند»، «آتش بس»، «کنعان»، « استار»، «مرگ ب و کار من است»، «سوت پایان»، «هاری»، «مردی که اسب شد» و«آب نبات چوبی» که در حال اکران است را در کارنامه خود دارد و با اسرافیل پا به عرصه تهیه کنندگی در سینمای ایران نهاده است. ادامه مطلب
مستانه عالمین عجب عالمدی یاحسین بوعالمینده محو ایکی عالمدی یاحسینمستانه عالمین عجب عالمدی یاحسین بوعالمینده محو ایکی عالمدی یاحسین   عالمللره سالوبدی عجب سایه رحمتون ذوق وصفاویروب ایکی دنیایه رحمتون باغ بهشته اولماسا پیرایه رحمتون عاشقلره بهشت جهنمدی یاحسین   من عاشقم سنه سروسامانی نیلورم سنسیز بهار و باغ و گلستانی نیلورم جانان گراولماسابوقوری جانی نیلورم جانیمدان عشق یارمقدمدی یاحسین   بیرعمراسیرطره طرارون اولموشام قید محبتینده گرفتارو اولموشام ایللربوئی جهاندا عزادارون اولموشام خوش یرلریم محافل ماتمدی یاحسین
«اسرافیل» آیدا پناهنده، درامی درباره چالش ها و نیازهای عاطفی
سینمایی «اسرافیل» به کارگردانی آیدا پناهنده و تهیه کنندگی مستانه مهاجر هفته گذشته پروانه ساخت گرفت. به گزارش مشاور رسانه ای ، «اسرافیل» اولین سینمایی مستانه مهاجر در مقام تهیه کننده خواهد بود که به کارگردانی آیدا پناهنده اوایل مهرماه کلید خواهد خورد. نامه «اسرافیل» نوشته مشترک آیدا پناهنده و ارسلان ی است و مستانه مهاجر به عنوان اولین تجربه تهیه کنندگی خود این را تهیه خواهد کرد.مستانه مهاجر سال هاست به عنوان تدوینگر با سازان بزرگی مانند عباس کیارستمی، داریوش مهرجویی، محسن مخملباف، تهمینه میلانی و … همکاری داشته است و تدوین آثاری همچون «زندگی خصوصی»، «کارگران مشغول کارند»، «آتش بس»، «کنعان»، « استار»، «مرگ ب و کار من است»، «سوت پایان»، «هاری»، «مردی که اسب شد» و«آب نبات چوبی» که در حال اکران است را در کارنامه خود دارد و با اسرافیل پا به عرصه تهیه کنندگی در سینمای ایران نهاده است. ادامه مطلب

مستانه مهاجر با انتشار ع ی از همسرش پژمان بازغی صفحه شخصی اش را بروز کرد.
سینمایی «اسرافیل» که با ترکیب آیدا پناهنده، مستانه مخاجر و صفی یاری به پایان تولید خود رسید سعی می کند در جشنواره سی وپنجم در میان بزرگان سینمای ایران خودنمایی کند.
به گفته مستانه مهاجر جدید آیدا پناهنده منتظر دریافت پروانه نمایش است.
حال و هوای دیگری میدهید بر شهر ای دست بستگان دردانه سیزده پیکر بی جان روحتان ولی چو پروانه بادهایی که میوزند این شبها خبر از رسم عاشقی دارند جز شما چه ی عاشق تر والَه و مجذوب و مستانه هر که هر چه باشد حتی چو منی سنگ دل و گمراه نفس بکشد در این هوا می فهمد این شهیدانند بلندقامتان جاودانه
هرگوشه ای از شور آواز من پیدا می شود قصیده ی تو
نور باورِ پروازِ تا به نا کجا ت ده شد به جان ز دیده ی تو
طلوع نگاه، شروع ، از مختصات راه توست
ایمان من در حلقه ی هندسه ی اندام توست (۲) چارتار نامت از ازل شکفته بر لب
نقره می زند رخ تو در شب
کاش این ماجرا به سر نیاید
شاهی بی گمان به مسند دل،
نجوا می کنی امید ساحل
کاش این ماجرا به سر نیاید طلوع نگاه، شروع ، از مختصات راه توست
ایمان من در حلقه ی هندسه ی اندام توست (۲) ببار ای ابر مِی اندود من، مستانه ام کن
بسوز شه را از بیخ و بن دیوانه ام کن
چو رودی بر روانم شو روان ای ت شب
تن را ز من، من را ز جان جانانه ام کن


فوق العاده زیبا، بی نظیره این ترک و کل آلبوم یعنی بعد از مدتها یک آلبوم زیبا از یک گروه جوون و با استعداد شنیدم که لذت بردم.
بهتون توصیه میکنم حنما اگر از این ترک لذت بردید جهت حمایت از این بچه ها اصل آلبوم را تهیه فرمایید.
مستانه مهاجر، تهیه کننده «اسرافیل»، در اظهارنظری از طریق مدیر رسانه ای این ، اعلام کرده: «اسرافیل به عنوان تنها ایران به جشنواره برلین راه یافته؛ اما حضورش در این جشنواره قطعی نیست».
مخ دد را بزدند!
پراید بر جاده زدند!
پی جانانه زدند!
قلیونوکبابو،شلمو دوخواجو،دریاو شنائو،صحرائو کنارو،من رو شما رو،نیسان و الاغو،قالیو چماقو ،لکوپیس اتاقو،ترک سقف و،بست لوله ی گازو،دیدند ولی خنده ی مستانه زدند!
ع های پژمان بازغی، همسر ، خواهرانش و دخترش نفس + بیوگرافی

نم تان , سایت نم تان , http://namakstan.net
پژمان بازغی,بیوگرافی پژمان بازغی,اینستاگرام پژمان بازغی,پژمان بازغی و مستانه مهاجر
ع جدید و پشت صحنه پژمان بازغی به همراه همسرش مستانه مهاجر
نم تان , سایت نم تان , http://namakstan.net


منبع : ع پژمان بازغی
لینک منبع : http://namakstan.net/p os-bazeghi-pejman-mastaneh
تو چه کردی که شدم عاشق دلداده ی تو
گشته ام مست و اباتی میخانه ی تو

چه نمودی که برفت از بدنم روح و روان
تو بسان شمعی و من سوخته پروانه ی تو

تو چه داشتی به روی و رخ افسونگر خود
که به یک لحظه نظر دل شده دیوانه ی تو

گر چه دیدم هزاران زشت و زیبا به عمر
منظر روی تو کرد مستم و مستانه ی تو

عاشقان در ره معشوق جامه را چاک دهند
جان کنم من به فدای رخ یکدانه ی تو
وقتی که عیسی و موسی هم مثل محمد فرستاده ی خدا هستند وقتی که خدای تمام ادیان یکی است وقتی که نه این مشکل گشا است و نه آن... چرا بجای آنکه ی باشم و هر روز مستانه ب م باید مسلمان باشم و در غم ی بگریم?

ما آمده بودیم که مردانه بمیریم در پیچ و خم جنگ دلیرانه بمیریم ان جا که جنون حاکی بی چون و چرا بود شوریده وشی و مستانه بمیریم مهلت بده ای عمر نفس گیر که شاید خونین کفن وشاد وشهیدانه بمیریم اللهم الرزقنی توفیق الشهادت فی سبیلک
ای ساقیا مستانه رو آن یار را آواز ده
گر او نمی آیدبگو آن دل که بردی بازده
افتاده ام درکوی تو پیموده ام برموی تو
نازیده ام برروی تو آن دل که بردی بازده
بنگر که مشتاق توام مجنون غمناک توام
گرچه که من خاک توام آن دل که بردی بازده
ای دلبر زیبای من ای سرو خوش بالای من
لبت است حلوای من آن دل که بردی بازده
ما را بـه غم کردی رها شرمی نکردی ازخدا
اکنون بیا درکوی ما آن دل که بردی بازده
تا چند خونریزی کنی باعاشقان تیزی کنی
خود قصدتبریزیکنی آن دل که بردی بازده
گردش روزگار به من آموخت؛ شب هر چه طولانی باشد، آ ش با سپیده محو خواهد شد می شود به جای اندوه، چون یلدا جشنش گرفت و چشم به راه سپیده صبح ماند، اما فراموشم نمی شود آنانی که در قسمت روشن زمین بر مایی که در طرف تاریکش م م قهقهه مستانه سر دادند، غافلند از آنکه ظهر ، آغاز سراشیبی به سوی تاریکی شب است. گردش روزگار ی ان نمی ماند.......
از درد فراق او، تا صبح بنوشم می تاجان به لبم آید،جانان اباتم حسنش چو رخ یوسف، عیسی چو بودش دم امشب چو تن بیجان، مهمان اباتم صد طعنه زند رندان، از رفتن تو ای جان کی بار دگر آئی بر شام اباتم من شمع و تو پروانه، دیوانه و مستانه من شعر نیآف ، دیوان باتم january 2013
پژمان بازغی به همراه همسرش مستانه مهاجر در اکران افسونگر در پردیس حاضر شد.