شاعرانه poetic

احمد عزیزی شاعر آرام و برجسته کرمانشاهی پس از 9 سال جدال شاعرانه با بیماری سرانجام دارفانی را وداع گفت.
سلام تو این این بخش میتونید گاه نوشته های شاعرانمو پیدا کنید... طبق معمول در قسمت طبقه بندی موضوعی میتونید به تمامی شاعرانه ها دسترسی داشته باشید ... خوش بگذره ....:)
دلنوشته های دلنشین و ناب کوتاه و شاعرانه دل نوشته del neveshteh • چه کنم حرف نگفته زیاد دارم ولی مثل حرف توی دلم م • دل نوشته del neveshteh • بیابان هم که باشی "حسین" آبادت می کند درست مثل کربلا … • دل نوشته del neveshteh •
صید افتاده به خونم تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم ؟ بی من از کوچه گذر کردی و رفتی! قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم • دل نوشته del neveshteh • تو رفتی و من مانده ام و هجوم بی پایان اشک ها حقم نبود … • دل نوشته del neveshteh • این روزها بی فکری را از فکر بیشتر دوست دارم • دلنوشته های دلنشین ادبی del neveshteh • ای کاش می شد در کودکی ام می ماندم جایی که تنها تلخی زندگی ام شربت سرما خوردگی ام بود • دل نوشته del neveshteh •


پیاده روهای بدون عابر نصف شب ، من و تنهایی … قدم میزنم در شب پاییزی سرد نمی دانم به کجا می روم گم کرده ام خودم را در این خیابان های آشنا • دل نوشته del neveshteh • تنهایی را باید با خط بریل مینوشتند شنیدنش کافی نیست باید لمس کرد … • دل نوشته del neveshteh • من نمیدانستم معنی هرگز را تو چرا بازنگشتی دیگر! هوشنگ ابتهاج • دل نوشته del neveshteh • تنها بودن با حس تنهایی تفاوت دارد گاهی آدمی در میان جمعی که او را نمیفهمند تنهاست • دل نوشته del neveshteh • علت کوری یعقوب نبی معلوم است شهر بی یــار مگر ارزش دیدن دارد؟ • دل نوشته del neveshteh • گفتم ای جنگل پیر تازگیها چه خبر؟ پوزخندی زد و گفت هیچ ! کابوس تبر … گفتم از چوب درختان بهار چه ان بهره برند؟ گفت آنان که درختند و به ظاهر تبرند! گفتم اما مگر از جنس خودت نیست تبر!؟ پوزخندی زد و گفت تازگیها چه خبر…! • دل نوشته del neveshteh • ی که منتظرش مانده ام تبر دارد و ساقه ی من از این ماجرا خبر دارد … • سری جدید دلنوشته های و اشعار زیبا و ناب del neveshteh • انارهای باغچه رسیده اند ترک خورده و رها ، میان دستان سرد باد! با سبد مهر بیا و تمام دانه های سرما زده و تب دار را بچین! • دل نوشته del neveshteh • همه ی من ! وقتی نیستی ، زندگی چیزیست شبیه کارِ اداری ! • دل نوشته del neveshteh • سایه ها محصول پشت دیوار به افتابند. گستاخی دیوارها را تقلید نکنیم. تا همیشه افت بمونیم! • دل نوشته del neveshteh • همین الان
همین لحظه
تو پیرترین سنی هستید که تا حالا بودید و جوانترین سنی که تا ابد خواهید داشت!
پس لذت ببرید… • دل نوشته del neveshteh • دخترک گل فروش!
تنها ی که در کنار گل احساس آرامش ندارد…
بوی گل ها مستش نمیکند…
زیبایی گل ها محوش نمیکند…
رنگ گل ها جذبش نمیکند…
دخترک گل فروش!
دسته گل هارا باری میبیند،
که خلاصی هرچه سریعتر از آنها،
برایش شیرین است… • دل نوشته del neveshteh • به من ایمان بیاور
در یک لحظه میتوانم
تنها یک لحظه
خورشید را به آغوشت بیاورم
و ماه را به اتاقت
به من ایمان بیاور
معجزه من
آغوش زنی است به طعم دریاها
چیزی که هیچ بهشتی ندارد. • دل نوشته del neveshteh • وقتى تو میایى
به سرزمینى خوشبخت بدل مى شوم
به سرزمینى پر از آواز پرنده
وقتى تو مى روى
سر در گریبانم
مثل مردمى که
ى را از دست داده اند .
کمتر تمدنی یافت می‌شود که در آن اثری شاعرانه این چنین «مردمی» شود، یعنی در عین حال که از شهرت و اعتبار گسترده‌ای برخوردار شده، محبوبیت عمومی نیز یافته باشد. 
اسپیکر شاعرانه ای که انرژی خود را از یک شمع می گیرد به نظر شما تصویر بالا بیشتر شبیه چیست؟ یک شمعدانی زیبا که می تواند شبی شاعرانه را برایتان فراهم آورد یا شاید هم یک ابزار الکترونیکی چند کاره که با یک شمع زیبا همراه شده است تا جنبه ای کاربردی-هنری به آن ببخشد. تصویری که مشاهده می کنید حاصل تلفیق هنر و کاربرد است اما به گونه ای موثر و مفید و به دور از جوانب ظاهری. خب، حال که قرار است شبی شاعرانه را رقم بزنیم چه چیزی بهتر از همراهی یک شمع زیبا و نوای موسیقی دلنشین؟ آن هم موسیقی که از شمع جان می گیرد و آتش به جان شنونده می زند!؟
گردآورندگان: کبری دار و... معرفی سبک رئالیسم یا واقع گرایی شیوه ای است که هنرمند باید درنمایش طبیعت ازهر گونه احساسات گری خودداری کند. رئالیسم شیوه هنری است که از سال 1840 به بعد در اروپا ونقاط دیگر جهان متداول شد. این سبک بصورت رئالیسم شاعرانه در فرانسه در سالهای اختراع صدا در سینما سال 1928 تجلی یافت. سالهای میان 1935 تا 1939 برای سینمای فرانسه سرشار از اوج ودرآمد وموفقیت است.
شعر می تواند روش های زبان عاطفی را به کار ببرد؛ اما همیشه با مقاصدی که مختص خود شعر است. این شباهت میان دو نظام زبانی (زبان شعر و زبان عاطفی) و نیز استفاده ای که زبان شعری از امکانات خاص زبان عاطفی می کند، اغلب سبب می شود زبان شاعرانه را با زبان عاطفی برابر گیرند. این برابرگیری خطاست: چون تفاوت کاربردی و بنیادین میان دو نظام زبانی را به حساب نیاورده اند.
رومن_یاکوبسن، شعر نو روس
در آستانۀ فرارسیدن این روز فرخنده برای جامعۀ ادبی و شعرای کشور و البته دیگر اهالی فرهنگ و هنر، قصدداریم یادی از شاعری انقل و دوست داشتنی که این روزها چندان حال و روز خوشی ندارد و از ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ تاکنون بر اثر اختلالات کلیوی در ح اغما بستری است و اکنون در بیمارستان رضای کرمانشاه، در بخش آی.سی.یو بستری است.

ازقضا عزیزی از شاعران مورد علاقۀ ادیب و شعردوست انقلاب نیز هست و ایشان در ۲۸مهرماه ۱۳۹۰، طی سفرش به کرمانشاه از او در بیمارستان دیدار کرد و با تاکید ی، پس از دیدار با وی، مسئولان بر آن شده اند که وی را جهت درمان به خارج از کشور اعزام کنند.

گفته می شود حال عمومی عزیزی پس از ۳سال به حدی رسید که وی نسبت به شادی ها و غم ها با اشک و لبخند پاسخ می داد و می توانست سخنان اطرافیان را بشنود و ع العمل نشان دهد.

یادی از «احمد عزیزی»؛ شاعری با سرنوشتی شاعرانه!
در آستانۀ فرارسیدن این روز فرخنده برای جامعۀ ادبی و شعرای کشور و البته دیگر اهالی فرهنگ و هنر، قصدداریم یادی از شاعری انقل و دوست داشتنی که این روزها چندان حال و روز خوشی ندارد و از ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ تاکنون بر اثر اختلالات کلیوی در ح اغما بستری است و اکنون در بیمارستان رضای کرمانشاه، در بخش آی.سی.یو بستری است.

ازقضا عزیزی از شاعران مورد علاقۀ ادیب و شعردوست انقلاب نیز هست و ایشان در ۲۸مهرماه ۱۳۹۰، طی سفرش به کرمانشاه از او در بیمارستان دیدار کرد و با تاکید ی، پس از دیدار با وی، مسئولان بر آن شده اند که وی را جهت درمان به خارج از کشور اعزام کنند.

گفته می شود حال عمومی عزیزی پس از ۳سال به حدی رسید که وی نسبت به شادی ها و غم ها با اشک و لبخند پاسخ می داد و می توانست سخنان اطرافیان را بشنود و ع العمل نشان دهد.

یادی از «احمد عزیزی»؛ شاعری با سرنوشتی شاعرانه!
در آستانۀ فرارسیدن این روز فرخنده برای جامعۀ ادبی و شعرای کشور و البته دیگر اهالی فرهنگ و هنر، قصدداریم یادی از شاعری انقل و دوست داشتنی که این روزها چندان حال و روز خوشی ندارد و از ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ تاکنون بر اثر اختلالات کلیوی در ح اغما بستری است و اکنون در بیمارستان رضای کرمانشاه، در بخش آی.سی.یو بستری است.

ازقضا عزیزی از شاعران مورد علاقۀ ادیب و شعردوست انقلاب نیز هست و ایشان در ۲۸مهرماه ۱۳۹۰، طی سفرش به کرمانشاه از او در بیمارستان دیدار کرد و با تاکید ی، پس از دیدار با وی، مسئولان بر آن شده اند که وی را جهت درمان به خارج از کشور اعزام کنند.

گفته می شود حال عمومی عزیزی پس از ۳سال به حدی رسید که وی نسبت به شادی ها و غم ها با اشک و لبخند پاسخ می داد و می توانست سخنان اطرافیان را بشنود و ع العمل نشان دهد.

یادی از «احمد عزیزی»؛ شاعری با سرنوشتی شاعرانه!
در آستانۀ فرارسیدن این روز فرخنده برای جامعۀ ادبی و شعرای کشور و البته دیگر اهالی فرهنگ و هنر، قصدداریم یادی از شاعری انقل و دوست داشتنی که این روزها چندان حال و روز خوشی ندارد و از ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ تاکنون بر اثر اختلالات کلیوی در ح اغما بستری است و اکنون در بیمارستان رضای کرمانشاه، در بخش آی.سی.یو بستری است.

ازقضا عزیزی از شاعران مورد علاقۀ ادیب و شعردوست انقلاب نیز هست و ایشان در ۲۸مهرماه ۱۳۹۰، طی سفرش به کرمانشاه از او در بیمارستان دیدار کرد و با تاکید ی، پس از دیدار با وی، مسئولان بر آن شده اند که وی را جهت درمان به خارج از کشور اعزام کنند.

گفته می شود حال عمومی عزیزی پس از ۳سال به حدی رسید که وی نسبت به شادی ها و غم ها با اشک و لبخند پاسخ می داد و می توانست سخنان اطرافیان را بشنود و ع العمل نشان دهد.

یادی از «احمد عزیزی»؛ شاعری با سرنوشتی شاعرانه!
باید به زبانی دست یافت. زبانی که از آرایشِ شاعرانه (واژه ی اشتباهِ شاعرانه را عمداً به کار می برم) و سلطه جوییِ سخن ورانه تهی ست.
زبانی مذهبی: تو نه می توانی تأویل کنی و نه گزیری از تأویل داری. حرارتِ متن: اگر دور شوی یخ می زنی و اگر (به قصدِ تأویل) لمس اش کنی، دست های ات می سوزند.
زبانِ بی مصرف. مصرف ناشدنی و ناگزیر.
زبانی که به بدایتِ خود بازگشته: فقط برایِ فکر . برایِ گرم شدن.(انسانِ نخستین در تنهایی آواز می خواند) بسترِ کشفِ مدام.(انسانِ نخستین بر چیزها اسم می گذارد)
زبانی که بازنمودِ ذهن نیست. خودِ ذهن است.
فراق ِ یار نه آن می‌کند که بتوان گفت.
تو را دوست نمیداشتم چه می
دنیا برای ادامه زندگی توجیه شاعرانه میخواهد
 
ع طبیعت
تو را دوست نمیداشتم چه می
دنیا برای ادامه زندگی توجیه شاعرانه میخواهد
 
ع طبیعت


شب هاعجیبند.بعضی وقت ها آن قدر کش می آیند که خیال میکنم یک اندازه ی یک عمر ؛شب بوده است... البته گل کاکتوسمان عمرش واقعا به اندازه ی یک شب طول میکشد. غروب باز میشود و صبح روز بعد مرگش میرسد!همیشه برایم عجیب بوده که عمر به این کوتاهی را یک گل میخواهد چکار؟ اصلا وقت میکند به دلبری و هاگ پراکنی بپردازد؟ بعدش هم با خودم خیال میکنم ؛ همان قدر که هفتاد سال برای ما خیلی است برای گل کاکتوس هم یک دوازده ساعت خیلی است! مثلا هر سالش اندازه ی یک ثانیه ی ما طول میکشد! و بعدترش هم دلم برای گل کاکتوس میسوزد که چه زندگی ملال آوریی!!! کل عمرش یک جا نشسته به امید آن که یک زنبوری؛ مگسی؛ سوسکی! از راه برسد و از بویش سرمست شود آ سر هم منت بگذارد سر و سلول های تولید مثلی گل بیچاره را پخش کند! شاید هم اصلا برای لبخند من و خانواده ام میروید،از شما چه پنهان... وقتی کاکتوسمان گل میدهد پدرم با قیافه ای ذوق زده چندین ع از او میگیرد و برای کل فامیل فوروارد میکند. مادرم ذوق زده تر از پدرم قربان صدقه ی رنگ سفیدش میرود و داداشم هم مثل همیشه پز گل کاکتوسش را به من میدهد (برادرم روی همه ی متعلقات خانه احساس مالکیت دارد!!!). شاید عجیب تر از عمر گل کاکاتوس و شب ها ؛ خود من باشم که ساعت ده شب تصمیم میگیرم که بخوابم و سراغ اینترنت نروم ولی تا ساعت دو شب برای خودم خیال میبافم و آ ش هم تسلیم اینترنت گور به گور شده میشوم!!!
پ.ن: پر استرس و خیال انگیز قبل از کنکور به غمگینانه ترین ح ممکن میگذرد !!!
«نوجوان که بودم، دنیا برایم شاعرانه بود.همه چیزِ دنیا شاعرانه بود. اوّلین شعرهایم را وقتی گفتم که برف می بارید.خانه گرم بود و دل ها گرم بود.برف سپید بود و شعر سپید بود و موهای پدرم سپید... شب که می رسید،خانه تاریک و خاموش می شد ومن از پشت پنجره به تماشای برف ها می نشستم... . برف بر زمین می بارید و شعر بر دل من... . نوجوان که بودم شعر می گفتم.با شعر بیدار می شدم و با شعر می خو دم.با شعر به مدرسه می رفتم و با شعر به خانه باز می گشتم. روزهای برفی همه چیزش شاعرانه بود: بخاری که از دیگ فرنی فروش برمی خاست.بخاری که از گاری لبوفروش برمی خاست.کلاغ های چنارِ مدرسه شعر می گفتند و بخاری نفتی کلاس بهترین سوژه برای شاعری بود...».
یک هفته است که ایرانیان، غمی بر دل دارند؛ غمی که با حماسه و غیرت جانفشانان هموطن همراه شد تا این حسرت، در قالب نظم و واژگان هم بنشیند.
پاسخ بده ! سکوت مجابم نمی کند
حس می کنم که هیچ حسابم نمی کند

در اولین نگاه به خود مژده داده ام -
این چشم، تا همیشه جوابم نمی کند

گفتم که شاعرانه به او فکر می کنم
گفتم بسازدم که ابم نمی کند

حیفا که دلخوشی ست! ولی دلخوشم. - سکوت -
دلخوش به وعده های سرابم نمی کند

حرفم ولی نگفته نماند : سکوتِ تان
سرشارِ آن تغزلِ نابم نمی کند

پیری چه کرده با من و شعرم ! که همسرم
حتی نظر به جلدِ کتابم نمی کند ...

{ محمدعلی بهمنی }



مضمون های پر تکرار بر دفترم رنگ می بازد
شاعری که حرف هایش درگلو می ماند!
تلخ می شود
مثل قهو های نخورده
و کافه های نرفته
و حسرت عاشقانه های نداشته!
آنوقت کلمات بوی خون می دهند
و واژه ها تا مرز جنون فریاد می زنند
و در حسرت قافیه شدن در یک بیت شعر می میرند!

کولی دوره گرد و آمد و زود
دستمالی دور سرش پیچید
با چشم های از کاسه دریده
فنجان قهوه را ز دستم قاپید

فاش ، فال مرا فریاد می زد
درگوش شهری که خون می بارید
از کوچه ها ی تاریک و ترسناکش
هر لحظه یک زن جنون می زایید

در جام شوکرانش زهر می ریخت
می زد به سلامتی حکم م
نبود دفترم هلاک می شد
از بس که میداد به خورد شعرهایم

به دار آویخت صدایم را
صدای فرطوت و نا توانم را
دست در دست دیگری می رفت
به دار آویخت شاعرانه هایم را !

نمایشگاه گروهی از 21 هنرمند در گالری لاله و با حضور اساتیدی چون بهرام کلهرنیا برگزار می شود.
احمد عزیزی شاعر آرام و برجسته کرمانشاهی پس از 9 سال جدال شاعرانه با بیماری سرانجام دارفانی را وداع گفت.
برای اولین بار بیش از بیست سال پیش بود که با مفهومی به نام «عبارات تأکیدی» آشنا شدم و اینکه ذهن چگونه تحت تأثیر تلقین […] نوشته عبارات تأکیدی شاعرانه چیست و چه تاثیری بر کیفیت زندگی ما دارد؟ اولین بار در چطور پدیدار شد.
#filesell_pps_div1{margin:5px auto;padding:5px;min-width:300px;max-width:500px;border:1px solid #a9a9a9 !important;background-color:#ffffff !important;color:#000000 !important;font-family:tahoma !important;font-size:13px !important;line-height:140% !important;border-radius:5px;} تحقیق در مورد تئاتر شاعرانه و شرق 80 ص لینک و ید پایین توضیحات دسته بندی : وورد نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت ) تعداد صفحه : 80 صفحه  قسمتی از متن .doc :    تئاتر شاعرانه و شرق تقریباً اغلب افراد یا جریان هایی که ان و م عات شاعرانگی در زندگی و هنر بوده اند نگاهی به شرق داشته اند. فلسفه شوپنهاور و نیچه، هایدگر، و در عصر هنر. سورآلیست ها – آرتو – برشت – گرتوفسکی – پیتز – سمبولیستی – هسه – شرق مانند قطب جلذبی تمام شه های شاعرانه را به خود جلب نموده است. عقل گریزی، عرفان مشحون در هنر و شه در گوناگونی جلوه هنر حیات، اعتبار دادن به خواب و رویا و شهود و دریافت حقیقت لحظه و ستایش بی عملی و ناکوشیدن، جهان روح را در مقابل جهان ماده غرب، جهان عمل، اراده، قدرت، آینده، عقل، الگوها، ایدئولوژی بنیاد می نهد. آراگون دعوی داشت که میان شعر او و شعر عرفای ی، مناسبات و پیوندهایی هست که وی آنها را نفی و رد نمی کند، ولی می خواهد بنیان گذار «دیالکتیک» عرفان باشد. خود وی می گوید: ابن عربی گفته هر عاشق در حقیقت فقط ...
دریافت فایل


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
این فرمایش حضرت بیانگر ارتباط مستقیم موجود بین حیا و پوشش هم هست و البته این شاید یکی از شاعرانه ترین و بلیغ ترین توصیفات راجع به فصل بهار باشد.
نشست پرسش و پاسخ سینمایی «کمدی انسانی» به کارگردانی محمد هادی کریمی در سالن سعدی برج میلاد برگزار شد.
نشست پرسش و پاسخ سینمایی «کمدی انسانی» به کارگردانی محمد هادی کریمی در سالن سعدی برج میلاد برگزار شد.
شایان مصلح که این فصل برای پرسپولیس بازی می کند، ذوق شاعرانه هم دارد.
پرنده ها اواز میخونن خورشید روى همون چند تیکه برف باقى مونده میتابه و میدرخشه نسیم اروم صورتمو نوازش میکنه صداى زندگى میاد... میخنده و میگه دنیا با وجود تو هنوز قشنگه...
شاعران آیینی کشور با حضور در دورهمی شاعران «بهار حرم»، میهمان کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی شدند.