سخنان حسین در مدینه پس از مرگ معاویه لعنه الله علیه تا هجرت به مکه

تاریخچه ای از زندگانی حسن مجتبی(ع) نام؛ حضرت حسن علیه السلام
القاب؛ مجتبی
کنیه؛ ابا محمد
نام پدر؛ علی(ع)
نام مادر؛ حضرت فاطمه (س)
تاریخ تولد؛ نیمه رمضان سال سوم هجرت مدینه در شهر مدینه دیده به جهان گشود
دوران ت؛ ۱۰ سال
مدت عمر؛ ۴۸ سال
خلفای غاصب معاصر؛ معاویه ابن سفیان لعنه الله علیهم
دوران زندگانی؛ قبل از ت در کنار پدر بزرگوار۳۰ سال قرار داشت و پس از آن ۱۰ سال ت امت را با همه مشکلات بر عهده داشت
تاریخ شهادت؛ سال پنجم هجری
مرقد شریف؛ قبرستان بقیع در شهر مدینه کشور عربستان
گزیده ای از سخنان آن بزرگوار؛ بین حق و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است. آنچه با چشمت بینی حق است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیاری را بشنوی. ی که خدا را اطاعت و عبادت کند، خداوند همه چیز را مطیع او گرداند.
وقتی حسین بن علی (علیه السلام)شهید می شود و خبر آن و نیز خبر بریده شدن سر مبارک حسین بن علی (علیه السلام)و بردن آن به سوی یزید بن معاویه و کشته شدن هجده نفر از اهل بیت او و پنجاه و سه نفر از شیعیانش و کشته شدن علی اصغر(علیه السلام) در میان دستانش و اسیر شدن ذریه اش به مدینه می رسد مردم در منزل ام سلمه نزد ن رسول خدا (صل الله علیه)و نیز در خانه های مهاجرین و انصار به حزن و اندوه می نشینند . در این هنگام عبد الله بن عمر بن خطاب از خانه اش بیرون می آید و همین طور که استغاثه می کند و بر صورتش می زند میگوید :
(صلی الله علیه و آله و سلم) با هجرت به مدینه درصدد تشکیل حکومت بود. اهل مکه تجربه تشکیل حکومت نداشتند و جنگ هایشان همواره داخلی بود. اینجا تفکر یهود به کمک مشرکان آمد. ابوجهل پیشنهاد تهاجم به مدینه را داد و نامه ای تهدیدآمیز برای (صلی الله علیه و آله و سلم) نوشت...
هجرت صلی الله علیه و آله وسلم به مدینه از غار ثور یک شب پس از آن که صلی الله علیه و آله وسلم خانه خویش را ترک کرده و به غار ثور (در جنوب مکّه) رفته بود، حضرت علی علیه السلام و هندبن هاله، به خدمتش رسیدند. صلی الله علیه و آله وسلم به علی علیه السلام فرمان داد که برای هجرت به مدینه، برای ایشان و همراهانشان شتر ب د. در این هنگام ابوبکر اظهار داشت که من قبلاً چنین کرده ام. هرچند ابوبکر اصرار داشت که شترانش را رایگان، در خدمت صلی الله علیه و آله وسلم بگذارد، امّا صلی الله علیه و آله وسلم شترها را از او یدند. صلی الله علیه و آله وسلم رسیدگی به تمام امورش در مکّه و بازگرداندن امانت های مردم را به حضرت علی علیه السلام سپردند. صلی الله علیه و آله وسلم سه روز در غار ثور ماندند و روز چهارم به همراه ابوبکر و غلام او (عامر بن فُهیره) روانه مدینه شدند. چرا هجرت به مدینه؟ از جمله دلایلی که موجب شد تا صلی الله علیه و آله وسلم مدینه را هجرتگاه خویش برگزیند به این موارد می توان اشاره کرد: الف. پیوند فامیلی صلی الله علیه و آله وسلم با برخی از قبیله های مدینه (زیرا مادر عبدالمطلّب (جدّ ) اهل مدینه بود)؛ ب. موقعیّت جغرافیایی مدینه (؛ زیرا راه مکّه از مدینه می گذشت)؛ ج. آبادانی و ثروت مدینه (؛ زیرا مدینه، شهری با زراعت و رونقدار بود)؛ د. آمادگی ذهنی مردم مدینه برای پذیرش رس ایشان (؛ زیرا یهودیان مدینه به آمدن بشارت داده بودند)؛ ه. نیاز مردم آن روز مدینه به آرامش و مردی صلح جو (؛ زیرا آنان از جنگ های پی د ی دو قبیله اوس و خزرج خسته بودند)؛ و. متمدّن و با فرهنگ بودن مردم مدینه (؛ زیرا آنان ریشه یمنی داشتند). فرود آمدن صلی الله علیه و آله وسلم در «قُبا» در ماجرای هجرت صلی الله علیه و آله وسلم از مکه به مدینه، پس از این که صلی الله علیه و آله وسلم چندین روز را در راه مدینه بودند، در مدینه به محلّی به نام «قُبا» رسید. ایشان در آن جا فرود آمدند و نامه ای برای علی علیه السلام نوشتند و او را به سوی خود فرا خواندند و خود و همراهانشان به انتظار او نشستند. حضرت علی علیه السلام با دریافت نامه صلی الله علیه و آله وسلم ، آماده شد و در تاریکی شب به همراهی فاطمه علیهاالسلام همسرش، فاطمه بنت اَسَد مادرش و فاطمه بنت زبیر و نیز اُمَ ایمن کنیز صلی الله علیه و آله وسلم و ابوواقد (آورنده نامه صلی الله علیه و آله وسلم برای علی علیه السلام )، و به اتّفاق جمعی از مستضعفان مکّه به سوی صلی الله علیه و آله وسلم شتافت و در قُبا، به صلی الله علیه و آله وسلم ملحق شد.
بدان که اکثر علماى فریقین را اعتقاد آن است که ارتحال سید انبیاء صلى اللّه علیه و آله و سلّم به عالم بقادر روز دوشنبه بوده است و اکثر علماى شیعى را اعتقاد آن است که آن روز بیست و هشتم ماه صفر بوده است و اکثر علماى اهل سنت دوازدهم ماه ربیع الاول گفته اند. و در کشف الغمّه از حضرت محمد باقر علیه السّلام روایت کرده است که آن حضرت در سال دهم هجرت به عالم بقا رحلت نمود و ازعمر شریف آن حضرت شصت و سه سال گذشته بود، چهل سال در مکه ماند تا وحى بر او نازل شد و بعد از آن سیزده سال دیگر در مکه ماند و چون به مدینه هجرت نمود پنجاه و سه سال از عمر شریفش گذشته بود و ده سال بعد از هجرت در مدینه ماند و وفات آن حضرت در دوم ماه ربیع الاوّل روز دوشنبه واقع شد
لسفه قیام عبدالله الحسین (علیه السلام) را در سخنان آن حضرت در آغاز حرکت از مدینه و موضع گیری های ایشان در برابر حوادثی که در منزلگاه های میان راه روی داده است می توان یافت .


مدینه

زمان: نیمه دوم ماه رجب سال 60 هجری

حاکم وقت مدینه (ولید بن عتیقه) پس از مرگ معاویه دستور یافت تا از حسین (علیه السلام) برای یزید بیعت بگیرد. حضرت فرمود: «... یزید فردی است خوار و فاسق که به ناحق خون می ریزد و اشاعه دهنده فساد است و دستش به خون افراد بی گناه آلوده گردیده و شخصیتی همچون من با چنین مرد فاسدی بیعت نمی کند.»
لسفه قیام عبدالله الحسین (علیه السلام) را در سخنان آن حضرت در آغاز حرکت از مدینه و موضع گیری های ایشان در برابر حوادثی که در منزلگاه های میان راه روی داده است می توان یافت .


مدینه

زمان: نیمه دوم ماه رجب سال 60 هجری

حاکم وقت مدینه (ولید بن عتیقه) پس از مرگ معاویه دستور یافت تا از حسین (علیه السلام) برای یزید بیعت بگیرد. حضرت فرمود: «... یزید فردی است خوار و فاسق که به ناحق خون می ریزد و اشاعه دهنده فساد است و دستش به خون افراد بی گناه آلوده گردیده و شخصیتی همچون من با چنین مرد فاسدی بیعت نمی کند.»
ورود آل الله به مجلس یزید پلید یزید ملعون چون از ورود اهلبیت طاهره علیهم السلام به شام آگهی یافت مجلس آراست و به زینت تمام بر تخت خویش نشست و ملاعین اهل شام را حاضر کرد، از آن سوی اهل بیت حضرت رسول صلی الله علیه و آله را با سرهای ء علیهم السلام در باب دالاماره حاضر د در طلب رخصت باز ایستادند. نخستین زحر بن قیس (لعنه) که مأمور بردن سر حضرت حسین علیه السلام بود رخصت حاصل کرده بر یزید (پلید) داخل شد، یزید (لعنه) از او پرسید که وای بر تو خبر چیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم در بررسی هجرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله از مکه به یثرب(مدینه)می توان به این نتجیه از کتاب هی اهل سنت رسید که روایاتی که دل بر هجرت ابوبکر با گرامی است روایاتی است که توسط سلاطین اموی وعباسی وعثمانی وضع شده اند. زیرا از کارهای این سلاطین جور ساختن روایات دروغین برای مشروع ساختن حکومت های خود و گرفتن فضائل آل محمد ودادن به غیر آل محمد بود مثل :القاب : المومنین که تنها برای علی بن طالب وضع شده بود مغیرة بن شعبه که عمال در زمان عمر بود این لقب را به عمر داد و ودادن لقب صدیق به ابوبکر در زمان امویان که صلی الله علیه وآله این لقب را در شان مولا علی علیه السلام گفته بود وتعداد از این تحریفات ما به یکی از این تحرفات که هجرت ابوبکر است میپردازیم امید است که برای مسلمین بصیرتی را ایجاد کند.




از مدینه تا کربلا همراه با سیدال ء
فلسفه قیام عبدالله الحسین (علیه السلام) را در سخنان آن حضرت در آغاز حرکت از مدینه و موضع گیری های ایشان در برابر حوادثی که در منزلگاه های میان راه روی داده است می توان یافت.
مدینه
زمان: نیمه دوم ماه رجب سال 60 هجری
حاکم وقت مدینه (ولید بن عتیقه) پس از مرگ معاویه دستور یافت تا از حسین (علیه السلام) برای یزید بیعت بگیرد. حضرت فرمود: «... یزید فردی است خوار و فاسق که به ناحق خون می ریزد و اشاعه دهنده فساد است و دستش به خون افراد بی گناه آلوده گردیده و شخصیتی همچون من با چنین مرد فاسدی بیعت نمی کند.»
وقتی مروان بن حکم بیعت با یزید را از حضرت درخواست کرد حسین(علیه السلام) فرمود: ای دشمن خدا! دور شو، من از رسول خدا شنیدم که فرمود: «خلافت بر فرزندان ابوسفیان حرام است اگر معاویه را بر فراز منبر من دیدید او را بکشید.» و امت او چنین دیدند و عمل ن د و اینک خداوند آنان را به یزید فاسق گرفتار کرده است. حسین(علیه السلام) در شب 28 رجب سال 60 هجری همراه با بیشتر خاندان خویش و بعضی یاران، پس از وداع با جدش اکرم(صلی الله علیه و آله) از مدینه به طرف مکه حرکت کرد. حسین(علیه السلام) هدف وج از مدینه را در وصیتنامه اش چنین بیان می کند:
«... و جز این نیست که برای اصلاح در میان امت جدم خارج شدم. می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کرده و به راه و روش جدم (رسول خدا) و پدرم علی (علیه السلام) رفتار نمایم.

ادامه مطلب...
وقایع روز اول ماه ربیع الاول

دفن بدن مطهر صلی الله علیه و آله و سلم

لیلت المبیت

هجرت صلی الله علیه و آله و سلم

هجوم به خانۀ وحی

مسمومیت عسکری علیه السلام

وقایع روز سوّم ماه ربیع الاول:

ت یب کعبه توسط یزید

روز پنجم ماه ربیع الاول:

وفات حضرت سکینه سلام الله علیها

روز هشتم ماه ربیع الاول:

شهادت عسگری علیه السلام

روز نهم ماه ربیع الاول

آغاز ت حضرت ولی عصرعلیه السلام

کشته شدن عمر بن سعد

وقایع روز دهم ماه ربیع الاول

ازدواج صلی الله علیه و آله و سلم با حضرت خدیجه

مرگ داود بن علی حاکم ظالم مدینه

مرگ مالک بن انس

اولین روز خلافت غاصبانه معاویه

وقایع روز دوازدهم ماه ربیع الاول

افزوده شدن تعداد رکعات

ورود صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه

مرگ معتصم عباسی

مرگ احمد بن حنبل

روز چهاردهم ماه ربیع الاول

مرگ یزید بن معاویه

مرگ موسی خلیفه عباسی

روز هفدهم ماه ربیع الاول :

ولادت صلی الله علیه و آله وسلم

ولادت صادق علیه السلام

روز بیست ودوّم ماه ربیع الاول:

جنگ بنی النضیر

روز بیست و سوم ماه ربیع الاول:

ورود حضرت معصومه سلام الله علیها به قم

روز بیست و پنجم ماه ربیع الاول:

جنگ دومه الجندل

صلح حسن علیه السلام

برگرفته از سایت انهار

تاریخ ازدواج : علی (ع)وحضرت فاطمه(س)
در تاریخ ازدواج علی (ع) و حضرت زهرا (س) اختلاف است و ی که قدیمی ترین تاریخ را نقل کرده، یعقوبی می باشد که نوشته است: رسول الله دو ماه پس از ورود به مدینه حضرت زهرا (س) را به تزویج حضرت علی (ع) در آورد؛ این در حالی بود که گروهی از مهاجرین وی را از رسول الله (ص) خواستگاری کرده بودند و هنگامی که رسول خدا (ص) وی را به حضرت علی (ع) تزویج کرد، گِله د و آن حضرت فرمود:

«من فاطمه را به علی تزویج ن ، بلکه خدا او را به علی تزویج کرد»[1]

کلینی در روضه کافی با سندی از سعید بن مسیّب نقل می کند که در مورد هجرت گفت: به علی بن حسین (ع) گفتم: چه وقت رسول الله (ص) حضرت فاطمه (س) را به حضرت علی (ع) تزویج کرد؟ فرمود: یک سال پس از هجرت به مدینه و در آن هنگام فاطمه نُه ساله بود.

ابن ملجم (لعنه الله) شقی ترین فرد امت (به روایت اهل سنت عمری)
طبرانی و یعلی موصلی از علمای بزرگ اهل سنت عمری روایت کرده اند:
۷۳۱۱- حدثنا محمد بن عبد الله الحضرمی ، ثنا أبو کریب ، (ح) وحدثنا القاسم بن عباد الخط ، ثنا سوید بن سعید ، قالا : ثنارشدین بن سعد ، عن یزید بن عبد الله بن الهاد ، عن عثمان بن صهیب ، عن أبیه ، عن النبی - صلى الله علیه وسلم - أنه قال یوما لعلی - رضی الله عنه - : من أشقى الأولین ؟ قال : الذی عقر الناقة یا رسول الله . قال : صدقت ، فمن أشقى الآ ین ؟ قال : لا علم لی یا رسول الله . قال : الذی یضربک على هذه ، وأشار النبی - صلى الله علیه وسلم - بیده إلى یافوخه .
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روزی به علی (علیه السلام) فرمودند: می دانی چه ی شقی ترین امت های اولین است؟ در پاسخ فرمود: ی که ناقه را پی کرد ای رسول خدا! (صلی الله علیه و آله) فرمودند: راست گفتی، سپس فرمود: چه ی شقی ترین امت های آ ین است؟ فرمود: ای رسول خدا آگاه نیستم. آن حضرت فرمودند: ی که به تو در اینجا ضربه خواهد زد، و با دست به پیشانی آن حضرت اشاره د.
المعجم الکبیر، تالیف طبرانی، جلد ۸، صفحه ۴۵، چاپ مکتبة ابن تیمیة

مسند یعلی، جلد ۱، صفحه ۳۷۷-۳۷۸، چاپ دار الثقافة العربیة

ابن حجر مکی عالم متعصب اهل سنت عمری و از دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در کت که بر ضد شیعیان نوشته است این حدیث را صحیح و روات را ثقه می داند.
الصواعق المحرقة، تالیف ابن حجر مکی، جلد ۲، صفحه ۳۶۲، چاپ مؤسسة الرسالة

بر ابن ملجم ملعون لعنت

علامه طبرسى گوید: على علیه‏السلام شصت و سه سال زندگانى کرد، ده سال پیش از بعثت، و در سن ده سالگى آورد. و پس از بعثت‏بیست و سه سال با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم زندگانى کرد، سیزده سال در مکه پیش از هجرت در امتحان و گرفتارى به سر برد و سنگین‏ترین بارهاى رس آن حضرت را به دوش کشید، و ده سال پس از هجرت در مدینه در دفاع از حضرتش با مشرکان جنگید و با جان خود او را از شر دشمنان دین نگاه داشت، تا آنکه خداى متعال خود را به سوى بهشت انتقال داد و او را به بهشت آسمانى بالا برد و على علیه‏السلام در آن روز سى و سه ساله بود، و بیست و چهار سال و چند ماه حق او را از ولایت غصب د و او را از تصرف در امور بازداشتند، و آن حضرت در این دوران با تقیه و مدارا مى‏زیست، و پنج‏سال و چند ماه خلافت را به دست گرفت و در این سالها گرفتار جهاد با منافقان از ناکثین و قاسطین و مارقین (اصحاب جمل و صفین و نهروان) بود چنانکه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم سیزده سال از روزگار نبوت خود را ممنوع از پیاده احکام آن و ترسان و محبوس و فرارى و مطرود بود و نمى‏توانست‏با کافران به جهاد پردازد و از مؤمنان دفاع کند، سپس هجرت کرد و ده سال پس از هجرت با مشرکان به جهاد پرداخت و گرفتار منافقان بود تا خداوند او را به سوى خود برد...
بیعت مردم با معاویه رضی الله عنه: حسن بن علی رضی الله عنهما در سال چهل و یک هجری با انصراف از خلافت، همه زمینه ها را برای خلافت معاویه رضی الله عنه فراهم کرد. و در سال چهل و یک هجری همه اصحاب رسول الله و تابعینی که در آن زمان بودند با معاویه بیعت د و به خلافت و ت او راضی بودند. و آن سال را سال جماعت نام نهادند؛ و در حافظه تاریخ ی به ثبت رساندند. بدینوسیله معاویه رضی الله عنه به عنوان موسس ت امویان شناخته شد. برای خواندن مطلب به ادامه ی مطلب بروید
عبدالله بن عمر بن الخطاب وی پسر خلیفه ی دوم، عمر بن خطاب است.از بلاذری که از علمای سنت است نقل شده که می گوید: پسر عمر بعد از شهادت حسین علیه السلام به یزید نامه نوشت و گفت: مصیبت بزرگ و فاجعه ی عظیمی رخ داد و در حادثه ی بزرگی پدید آمد و هیچ روزی مثل روز قتل حسین نیست، یزید در جواب او نوشت: ای احمق، ما بر سر خانه های آماده و بسترهای گسترده و مهیا قرار گرفتیم و از آن دفاع کردیم، اگر حق با ماست که به حق جنگ کردیم و اگر حق برای غیر ماست، پدر تو اولین ی است که این روش را بنیان نهاد و حق را از اهلش بازستاند!روزی عبدالله بن عمر به حسین علیه السلام عرض کرد: ای حسین! من از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود، حسین را می کشند و خدا آنان را تا روز قیامت خوار و ذلیل خواهد کرد. من امروز از تو می خواهم با عموم مردم همراه شوی، همه ی ا با یزید بیعت د، تو هم با آنان صلح کن همانگونه که در ایام حکومت معاویه صبر کردی، شاید خداوند بین شما و این ستمکاران حکم فرماید. حسین علیه السلام فرمود:«ای پدر عبدالرحمن! آیا من با یزید بیعت کنم؟ و با او صلح نمایم؟ و حال آنکه صلی الله علیه و آله و سلم آن همه از لعن و نفرینها و رهنمودها را نسبت به او و پدرش فرمود.»
لول ماه ربیع الاول ماه جشن و سرور اهل البیت ( ع ) را به تمامی مسلمین تبریک می گوییم . ماه ربیع الاول آغاز شده است؛ ماهی که در آن حوادث تاریخی مهمی اتفاق افتاده است که از آن جمله، حادثه مهم و تاریخی لیله المبیت، هجرت حضرت محمد صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه، ولادت اکرم (ص) و جعفر صادق علیه السلام، ازدواج حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم با حضرت خدیجه علیها السلام، آغاز ت مهدی عجل الله تعالی فرجه و هلاکت یزید بن معاویه از جمله حوادث فرخنده این ماه است
علامه طبرسى گوید: على علیه‏السلام شصت و سه سال زندگانى کرد، ده سال پیش از بعثت، و در سن ده سالگى آورد. و پس از بعثت‏بیست و سه سال با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم زندگانى کرد، سیزده سال در مکه پیش از هجرت در امتحان و گرفتارى به سر برد و سنگین‏ترین بارهاى رس آن حضرت را به دوش کشید، و ده سال پس از هجرت در مدینه در دفاع از حضرتش با مشرکان جنگید و با جان خود او را از شر دشمنان دین نگاه داشت، تا آنکه خداى متعال خود را به سوى بهشت انتقال داد و او را به بهشت آسمانى بالا برد و على علیه‏السلام در آن روز سى و سه ساله بود، و بیست و چهار سال و چند ماه حق او را از ولایت غصب د و او را از تصرف در امور بازداشتند، و آن حضرت در این دوران با تقیه و مدارا مى‏زیست، و پنج‏سال و چند ماه خلافت را به دست گرفت و در این سالها گرفتار جهاد با منافقان از ناکثین و قاسطین و مارقین (اصحاب جمل و صفین و نهروان) بود چنانکه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم سیزده سال از روزگار نبوت خود را ممنوع از پیاده احکام آن و ترسان و محبوس و فرارى و مطرود بود و نمى‏توانست‏با کافران به جهاد پردازد و از مؤمنان دفاع کند، سپس هجرت کرد و ده سال پس از هجرت با مشرکان به جهاد پرداخت و گرفتار منافقان بود تا خداوند او را به سوى خود برد...
علامه طبرسى گوید: على علیه‏السلام شصت و سه سال زندگانى کرد، ده سال پیش از بعثت، و در سن ده سالگى آورد. و پس از بعثت‏بیست و سه سال با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم زندگانى کرد، سیزده سال در مکه پیش از هجرت در امتحان و گرفتارى به سر برد و سنگین‏ترین بارهاى رس آن حضرت را به دوش کشید، و ده سال پس از هجرت در مدینه در دفاع از حضرتش با مشرکان جنگید و با جان خود او را از شر دشمنان دین نگاه داشت، تا آنکه خداى متعال خود را به سوى بهشت انتقال داد و او را به بهشت آسمانى بالا برد و على علیه‏السلام در آن روز سى و سه ساله بود، و بیست و چهار سال و چند ماه حق او را از ولایت غصب د و او را از تصرف در امور بازداشتند، و آن حضرت در این دوران با تقیه و مدارا مى‏زیست، و پنج‏سال و چند ماه خلافت را به دست گرفت و در این سالها گرفتار جهاد با منافقان از ناکثین و قاسطین و مارقین (اصحاب جمل و صفین و نهروان) بود چنانکه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم سیزده سال از روزگار نبوت خود را ممنوع از پیاده احکام آن و ترسان و محبوس و فرارى و مطرود بود و نمى‏توانست‏با کافران به جهاد پردازد و از مؤمنان دفاع کند، سپس هجرت کرد و ده سال پس از هجرت با مشرکان به جهاد پرداخت و گرفتار منافقان بود تا خداوند او را به سوى خود برد...
تولد حضرت سیدال ء عبداللّه الحسین علیه السّلام در پنجم ماه شعبان المعظّم به سال چهارم از هجرت رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله بوده ؛ و بعضی گفته اند که روز سوم آن ماه بود و برخی تولد آن جناب را روز آ ماه ربیع الاول به سال سوم از هجرت گفته اند و بجز این اقوال ، روایات دیگر نیز وارد است . بالجمله ؛ چون آن جناب در دار دنیا آمد ، جبرئیل علیه السّلام با هزار مَلَک از آسمان نازل گردید بر رسول مجید صلّی اللّه علیه و آله و آن حضرت را تهنیت نمود به ولادت آن مولود مسعود . ادامه مطلب
در تاریخ آمده است که یکى از صحابه حضرت رسول (صلى الله علیه وآله) که در بیرون مدینه به کار چوپانى مشغول است خدمت ایشان آمد و پرسید که در چه ى به مدینه
بیایم تا شب قدر را درک کنم؟ حضرت براى او شب هاى نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم را بر شمرد، ولى او اعلام کرد که نمى تواند هر سه شب را به مدینه بیاید.
بار دیگر (صلى الله علیه وآله) دو شب بیست و یکم و بیست و سوم را بر شمرد ولى آن شخص که جهنى نام دارد گفت که نمى تواند هر دو شب به مدینه بیاید. (صلى
الله علیه وآله) به او گفت که فقط شب بیست و سوم را به مدینه بیاید.
از آن پس مردم مدینه با دیدن جهنى در شب بیست و سوم، مى دانستند که این شب بیش از هر شب دیگرى احتمال دارد که شب قدر باشد
برگرفته از : هدیه ا ایرین و بهجه الناظرین مرحوم حاج شیخ عباس قمی

امروز آغاز هجرت رضا (ع) از مدینه به اسان است با ذکر صلوات خاصه این هجرت ناثیر گذار در جهان را گرامی میداریم .
گزارش اسان را در لینک زیر ملاحظه فرمائید .
تحولات شگرف و اجتماعی، در بیشتر ادوار تاریخی، از هجرت های دوران ساز نشأت گرفته است. گویی بدون هجرت، تحول و تغییری در کار نیست. هجرت تاریخ می سازد، شه ها را دگرگون می کند و راه های نوین را فراروی جست وجوگران می گشاید؛ این را می توان در بررسی وقایع تاریخی به وضوح دریافت. هجرت رسول خدا(ص) از مکه به مدینه، چنان تأثیرگذار بود که به عنوان مبدأ تاریخ مسلمانان برگزیده شد.............
http://www.khorasannews.com/news.aspx?type=2&year=1394&month=6&day=18&id=7467496
دلنوشته های زیبای شهیدآوینی

_ شأن انسان در این است که از زمان و مکان و مقتضیات آنها فراتر رود و غل و زنجیر جاذبه خاک را از دست و پای روح خویش بگشاید و به مقام ولایت رسد و ی این مقام را درخواهد یافت که از خود و آنچه دوست دارد در راه خدا بگذرد و سر تسلیم به آستان قربان بسپارد و مقرب شود و خداوند در جوابش «و فدیناه بذبح عظیم» نازل کند... سلام علی ابراهیم.

_ شأن انسان در ایمان و هجرت و جهاد است و هجرت مقدمه جهاد فی سبیل الله است. هجرت، هجرت از سنگینی و جاذبه هایی که تو را به خاک می چسباند. چکمه هایت را بپوش، ره توشه ات را بردار. و هجرت کن. حضرت حسین علیه السلام در صحرای کربلا انتظار تو را می کشد. چکمه هایت را بپوش و ره توشه ات را بردار و هجرت کن که ان ادامه مطلب
دلنوشته های زیبای شهیدآوینی

_ شأن انسان در این است که از زمان و مکان و مقتضیات آنها فراتر رود و غل و زنجیر جاذبه خاک را از دست و پای روح خویش بگشاید و به مقام ولایت رسد و ی این مقام را درخواهد یافت که از خود و آنچه دوست دارد در راه خدا بگذرد و سر تسلیم به آستان قربان بسپارد و مقرب شود و خداوند در جوابش «و فدیناه بذبح عظیم» نازل کند... سلام علی ابراهیم.

_ شأن انسان در ایمان و هجرت و جهاد است و هجرت مقدمه جهاد فی سبیل الله است. هجرت، هجرت از سنگینی و جاذبه هایی که تو را به خاک می چسباند. چکمه هایت را بپوش، ره توشه ات را بردار. و هجرت کن. حضرت حسین علیه السلام در صحرای کربلا انتظار تو را می کشد. چکمه هایت را بپوش و ره توشه ات را بردار و هجرت کن که ان ادامه مطلب
دلنوشته های زیبای شهیدآوینی

_ شأن انسان در این است که از زمان و مکان و مقتضیات آنها فراتر رود و غل و زنجیر جاذبه خاک را از دست و پای روح خویش بگشاید و به مقام ولایت رسد و ی این مقام را درخواهد یافت که از خود و آنچه دوست دارد در راه خدا بگذرد و سر تسلیم به آستان قربان بسپارد و مقرب شود و خداوند در جوابش «و فدیناه بذبح عظیم» نازل کند... سلام علی ابراهیم.

_ شأن انسان در ایمان و هجرت و جهاد است و هجرت مقدمه جهاد فی سبیل الله است. هجرت، هجرت از سنگینی و جاذبه هایی که تو را به خاک می چسباند. چکمه هایت را بپوش، ره توشه ات را بردار. و هجرت کن. حضرت حسین علیه السلام در صحرای کربلا انتظار تو را می کشد. چکمه هایت را بپوش و ره توشه ات را بردار و هجرت کن که ان ادامه مطلب
دلنوشته های زیبای شهیدآوینی

_ شأن انسان در این است که از زمان و مکان و مقتضیات آنها فراتر رود و غل و زنجیر جاذبه خاک را از دست و پای روح خویش بگشاید و به مقام ولایت رسد و ی این مقام را درخواهد یافت که از خود و آنچه دوست دارد در راه خدا بگذرد و سر تسلیم به آستان قربان بسپارد و مقرب شود و خداوند در جوابش «و فدیناه بذبح عظیم» نازل کند... سلام علی ابراهیم.

_ شأن انسان در ایمان و هجرت و جهاد است و هجرت مقدمه جهاد فی سبیل الله است. هجرت، هجرت از سنگینی و جاذبه هایی که تو را به خاک می چسباند. چکمه هایت را بپوش، ره توشه ات را بردار. و هجرت کن. حضرت حسین علیه السلام در صحرای کربلا انتظار تو را می کشد. چکمه هایت را بپوش و ره توشه ات را بردار و هجرت کن که ان ادامه مطلب
دلنوشته های زیبای شهیدآوینی

_ شأن انسان در این است که از زمان و مکان و مقتضیات آنها فراتر رود و غل و زنجیر جاذبه خاک را از دست و پای روح خویش بگشاید و به مقام ولایت رسد و ی این مقام را درخواهد یافت که از خود و آنچه دوست دارد در راه خدا بگذرد و سر تسلیم به آستان قربان بسپارد و مقرب شود و خداوند در جوابش «و فدیناه بذبح عظیم» نازل کند... سلام علی ابراهیم.

_ شأن انسان در ایمان و هجرت و جهاد است و هجرت مقدمه جهاد فی سبیل الله است. هجرت، هجرت از سنگینی و جاذبه هایی که تو را به خاک می چسباند. چکمه هایت را بپوش، ره توشه ات را بردار. و هجرت کن. حضرت حسین علیه السلام در صحرای کربلا انتظار تو را می کشد. چکمه هایت را بپوش و ره توشه ات را بردار و هجرت کن که ان ادامه مطلب
دلنوشته های زیبای شهیدآوینی

_ شأن انسان در این است که از زمان و مکان و مقتضیات آنها فراتر رود و غل و زنجیر جاذبه خاک را از دست و پای روح خویش بگشاید و به مقام ولایت رسد و ی این مقام را درخواهد یافت که از خود و آنچه دوست دارد در راه خدا بگذرد و سر تسلیم به آستان قربان بسپارد و مقرب شود و خداوند در جوابش «و فدیناه بذبح عظیم» نازل کند... سلام علی ابراهیم.

_ شأن انسان در ایمان و هجرت و جهاد است و هجرت مقدمه جهاد فی سبیل الله است. هجرت، هجرت از سنگینی و جاذبه هایی که تو را به خاک می چسباند. چکمه هایت را بپوش، ره توشه ات را بردار. و هجرت کن. حضرت حسین علیه السلام در صحرای کربلا انتظار تو را می کشد. چکمه هایت را بپوش و ره توشه ات را بردار و هجرت کن که ان ادامه مطلب
دلنوشته های زیبای شهیدآوینی

_ شأن انسان در این است که از زمان و مکان و مقتضیات آنها فراتر رود و غل و زنجیر جاذبه خاک را از دست و پای روح خویش بگشاید و به مقام ولایت رسد و ی این مقام را درخواهد یافت که از خود و آنچه دوست دارد در راه خدا بگذرد و سر تسلیم به آستان قربان بسپارد و مقرب شود و خداوند در جوابش «و فدیناه بذبح عظیم» نازل کند... سلام علی ابراهیم.

_ شأن انسان در ایمان و هجرت و جهاد است و هجرت مقدمه جهاد فی سبیل الله است. هجرت، هجرت از سنگینی و جاذبه هایی که تو را به خاک می چسباند. چکمه هایت را بپوش، ره توشه ات را بردار. و هجرت کن. حضرت حسین علیه السلام در صحرای کربلا انتظار تو را می کشد. چکمه هایت را بپوش و ره توشه ات را بردار و هجرت کن که ان ادامه مطلب
دلنوشته های زیبای شهیدآوینی

_ شأن انسان در این است که از زمان و مکان و مقتضیات آنها فراتر رود و غل و زنجیر جاذبه خاک را از دست و پای روح خویش بگشاید و به مقام ولایت رسد و ی این مقام را درخواهد یافت که از خود و آنچه دوست دارد در راه خدا بگذرد و سر تسلیم به آستان قربان بسپارد و مقرب شود و خداوند در جوابش «و فدیناه بذبح عظیم» نازل کند... سلام علی ابراهیم.

_ شأن انسان در ایمان و هجرت و جهاد است و هجرت مقدمه جهاد فی سبیل الله است. هجرت، هجرت از سنگینی و جاذبه هایی که تو را به خاک می چسباند. چکمه هایت را بپوش، ره توشه ات را بردار. و هجرت کن. حضرت حسین علیه السلام در صحرای کربلا انتظار تو را می کشد. چکمه هایت را بپوش و ره توشه ات را بردار و هجرت کن که ان ادامه مطلب