زنی روی قبری گریه میکرد یکی رسید پرسید که این قبر کیه گفت قبر پدرمه ولی اونی که قبره پسرمه اگه فوت نمیکرد بود به نظرتون قبر مال کیه

خواهرم :) / سـوار قطـار شده بودم . آفتاب افتاده بود روم امـا گرمم نمیکرد . شکل ِِ لبخند آشنایی که به غریبه بدل میشد و گرماش ، سردترت میکرد . توی گوشم «چونی بی من» ِِ همایـون شجریان دلربایی میکرد . و رهایی که با ت ِ ملایم قطـار ، نرم می ید و منو یاد دختری مینداخت که سوار قطار شده بود ... سوار قطار شده بود و به استقلـال فکر میکرد . پس دومین دلیل خوشحالیم استقلاله / سومیـش هم نرگس ِِ جان جانان :)
میشه اونایی که از اینجا رد میشن جواب بدن؟ بچه ها برای فیزیک چه کت خوبه؟ من واسه پیش هم گاج نقره ای دارم هم نشر الگو. به نظرتون کدومش رو بخونم بهتره؟ +واسه فیزیک پایه چه کت خوبه؟ واسه اونم گاج رو دارم ولی مثل اینکه مبحث آینه و عدسی تغییراتی داشتن و منی که پشت کنکوری هم به نظرم لازمه کتاب جدید ب م به نظرتون همین گاج رو ب م یا کتاب دیگه؟ اممم نظرتون درمورد جمع بندی خیلی سبز چیه؟ من ندارمش میخواستم ببینم اگه خوبه برا پایه بگیرمش
به نظرتون دانشمندا راس میگن؟ ﺩﺍﻧﺸﻨﻤﺪﺍﻥ ﻣﺘﻌﻘﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻐﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﻭ ﺍﺗﻨﻬﺎﯼ ﮐﻤﻼﺕ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﮑﯿﻨﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﻤﻨﻪ ﮐﻪ شما ﺍﻻﻥ 6 ﺗﺎ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺭﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺧﻮﻧﺪی!!! از اول با دقت بخون :))
ما بچه تر که بودیم وقتی جوون تر ها ما را اذیت می د و ما گریه می کردیم مامان بابا ها برای این که دلمون خنک شه و دهنـمون رو ببندن ! ، می رفتن که مثلاً اونی که ما رو اذیت کرده رو بزنن. ولی به جایِ زدن ، می زدن رو دستِ خودشون که صدا بده و گولمون بزنن که مثلا زدیم داغونشون کردیم و ما هم هرهر می خندیدیم از ته دل و صفایی می کردیم واسه خودمون . اون وقت امروز صدای بچه ی مان را یکی دیگه در آورده پدرِ ما اومده سمت ِ من و بلند بلند میگه گریه نکـن عزیزم الان می کشم اونی که اذیتت کرده و منم با نیش ِ باز داشتم نیگـــــــا می که....... ((((((( شپلق )))))))))) + پدرجان ... چرا می زنی ؟ :| ... _ الکی ِ دیگه می خوام بچه گریه نکنه ! + عهههههه خب داری میزنی ، الکی بزن رو دستت ... _ نه ! این چه حرفیه! مگه بچه ه ! می فهمه! بعدشم تو کتک خورت ملسه باباجان! :)) چند نفری هم میان کمک و حس مشت و مال میدن مارو :)
پیرزنی به حضور اکرم صلی الله علیه و آله رسید، علاقه من بود که اهل بهشت باشد. اکرم صلی الله علیه و آله به او فرمود: پیرزن به بهشت نمی رود. او گریان از محضر خارج شد. بلال حبشی او را در حال گریه دید. پرسید: چرا گریه می کنی ؟ گفت : گریه ام به خاطر این است که پیغمبر فرمود: پیرزن به بهشت نمی رود. بلال وارد محضر شد حال پیرزن را بیان نمود. حضرت فرمود: سیاه نیز به بهشت نمی رود. بلال غمگین شد و هر دو نشستند و گریستند. عباس عموی آنها را در حال گریان دید. پرسید: چرا گریه می کنید؟ آنان فرمایش را نقل د. عباس ماجرا را به عرض کرد. حضرت به عمویش که پیرمرد بود فرمود: پیرمرد هم به بهشت نمی رود. عباس هم سخت پریشان و ناراحت گشت . سپس رسول اکرم هر سه نفر را به حضورش خواست ، آنها را خوشحال نمود و فرمود: خداوند اهل بهشت را در سیمای جوان نورانی در حالی که تاجی به سر دارند وارد بهشت می کند، نه به صورت پیر و سیاه چهره و بدقیافه
دوستان عزیز پارسی بلاگی بازم سلام
می خواستم ازتون بپرسم به نظرتون برای یک شروع ساده و مقدماتی از چه غذایی شروع کنم بهتره؟؟؟!
ممنون می شم اگه در این نظر سنجی شرکت کنید و راهنماییم کنید.یاعلی          
من ازین دنیا فقط اینو دریافتم که : اونی که بیشتر میگفت ((نمیدونم )) بیشتر میدونست ! اونی که قویتر بود کمتر زور میگفت ! اونی که راحت تر میگفت اشتباه_ ،اعتماد_به_نفسش بالاتر بود !... اونی که صداش آرومتر بود ، حرفاش با نفوذ تر بود ! اونی که خودشو واقعادوس_داشت ، بقیه رو واقعی تر دوس داشت ! اونی که بیشتر طنز میگفت ، به زندگی جدی تر نگاه میکرد ...
مرد سرمایه داری در شهری زندگی میکرد؛
 
اما به هیچ ریالی کمک نمیکرد.
فرزندی هم نداشت. و تنها با همسرش زندگی میکرد. در عوض قص در آن شهر بود که به نیازمندان گوشت رایگان میداد.
 
روز به روز نفرت مردم از شخص سرمایه دار بیشتر میشد مردم هرچه او را نصیحت می د که این سرمایه را برای چه ی میخواهی؟
در جواب میگفت نیاز شما ربطی به من ندارد.
بروید از قصاب بگیرید تا اینکه  او مریض شد
احدی به عیادتش نرفت و در نهایت در تنهایی جان داد.
هیچ حاضر نشد به تشییع جنازه او برود...
همسرش به تنهایی او را دفن کرد
اما از فردای آن روز اتفاق عجیبی در شهر افتاد
دیگر قصاب به ی گوشت رایگان نداد.
او گفت ی که پول گوشت را پرداخت میکرد دیروز از دنیا رفت..!!
 
قضاوت کار ما نیست
* توی جمعی که یه عده پسر دارن فوتبال میبینند ، در لحظه حساس تلویزیون رو خاموش کنید. * توی جمع دانشجویی هنگام ع گرفتن پسرا رو از کادرخارج کنید. * توی یه مهمونی تو چای پسر مورد نظرتون 1قاشق نمک بریزید. * اگه یه پسر با موهای ژل زده از کنار خونه شما عبور کرد ازپنجره یه سطل آب روش بریزید. * قبل از اجرای زنده خوندن یه پسر سیم میکروفون رو قطع کنید. * در جلوی پسری که سرش خلوته از کاشت و زیبایی موهای پسر همسایه تعریف کنید. * شیشه نوشابه تان را به پسر مورد نظرتون بدین تا باز کنید ، سپس بگین که میل ندارین. * اگه یه پسر ازتون ساعت پرسید به ساعت نگاه کنید و بگین عجله کن قرارات دیر شده ! * به یه پسری که موهاش رو مدل جدید درست کرده اشاره کنید و بلند بگین ، این رو به برق وصل ؟ * به پسر مورد نظر یه هدیه بدین ، بعد بگین اشتباه شده این مال اون یکیه ! * اگه سر جلسه امتحان پسری از شما تقلب خواست جواب سوال اشتباه بدین. * تو ماشین پسر مورد نظرتون رو پنچر کنید. * اگه یه پسری جلوش دوستاش یه شاخه گل هدیه داد ، جلوی بینی خود رو بگیرین و بگین به این بو آلرژی دارین.


118 فایل آموزش کامل میکاپ شینییون گریم هرکات مانوکور ,آرایش دخترانه,آموزش آرایش نظرتون چیه؟ شما دوست دارید روز عروسیتون بپوشید؟؟ , 118 فایل
لینک های : کیفیت 180p | کیفیت 270p | کیفیت 360p |
روزی حضرت داوود از یک آبادی میگذشت. پیرزنی را دید بر سر قبری زجه ن. نالان و گریان. پرسید: مادر چرا گریه می کنی؟ پیرزن گفت: فرزندم در این سن کم از دنیا رفت. داوود گفت: مگر چند سال عمر کرد؟ پیرزن جواب داد:350 سال!! داوود گفت: مادر ناراحت نباش. پیرزن گفت: چرا؟ فرمود: بعد از ما گروهی بدنیا می آیند که بیش از صد سال عمر نمیکنند. پیرزن حالش دگرگون شد و از داوود پرسید: آنها برای خودشان خانه هم میسازند، آیا وقت خانه درست دارند؟ حضرت داوود فرمود: بله آنها در این فرصت کم با هم در خانه سازی رقابت میکنند. پیرزن تعجب کرد و گفت: اگر جای آنها بودم تمام صد سال را به سجده خدا میپرداختم. برچرخ فلک مناز که کمر شکن است بررنگ لباس مناز ک آ کفن است مغرور مشو که زندگی چند روز است در زیرزمین شاه و گدا یک رقم است
دوستان گلم سلام
از اینکه در نظر سنجی قبلی شرکت کردین و نتیجه نظر سنجی شد لازانیا که نظر فاطمه جون بود و برگ مو هم نظر نیکو جون عزیز بود ممنونم . حالا هم می خوام دوباره نظر سنجی کنم و ببینم دوستای گلم دوست دارن پست بعدی من چه غذا یا حالا چه خوردنی خوشمزه ای باشه؟؟؟خوشحال می شم دوباره تو این نظر سنجی شرکت کنین و نظرتون را بگید .منتظرم.هرکی زودتر گفت.یاعلی.    
زبان حال علی(ع) خطاب به حضرت زهرا(س) زلال آینه ها را به گریه آوردی شکوه عرش علا را به گریه آوردی من الحضیض جهنم الی حظیظ بهشت تو از کجا به کجا را به گریه آوردی الا الـهـه خورشید پشت ابر کبود تمام اهل ســما را به گریه آوردی چراقنوت ش ته گرفته ای، بانـو!؟ چه کرده ای که دعا را به گریه آوردی؟ کنار بستر تو هیبت علی بش ت تو مرد هردو سرا را به گریه آوردی رواست اینکه پیمبر به مرتضی گوید: به خنده برده ای یـارا به گریه آوردی؟ ندا رسید حسن را، حسین را بردار خدا گواست خدا را به گریه آوردی
آیفون ب م یا  ن م نظرتون چیه برایم  مهمه؟ به من بگو...آیفون ۸ علاوه بر ظاهر و حاشیه هایش، برآمدگی دوربین اصلی خود را نیز از آیفون های قبلی اپل به ارث برده است. این برآمدگی به راحتی با نصب یک کاور محافظ بر روی این گوشی زیبا ناپدید می شود، اما در صورتی که می خواهید پنل شیشه ای به کار رفته در این گوشی هوشمند را به دوستان خود نشان دهید، بهتر است که در برداشتن و گذاشتن قاب آن کمی احتیاط کنید.


امروز رفتم دیدن دوست عزیزم که مثل پدرمه، درسته جانباز شیمیاییه و نفس کشیدن براش سخت، ولی دلش یه دریاست
میگفت: دعا کنید رو سیاه نریم، به خدا از مرگ نمیترسم ولی می ترسم برم اونور، ازم رو برگردونند بگند اونی که ما میخاستیم نشدی...
اشک می ریخت و میگفت: من طاقت روضه حضرت زهرا ندارم ولی می ترسم برم اونور ازم رو برگردونه، اونوقت چیکار کنم...

اینا حرفاییه که رفیقم برام میزد و اصلا نمیدونست که داره با این حرفاش جیگر منو هم میسوزونه، باشه رفیق، تو رسیدی و جلوی ما جامونده ها عشق بازی کن، باشه، ما هم دل داریم
سلام
من دانشجو هستم و باردارم و بچه ام توی اذر ماه بدنیا میاد می خواستم از تجربیاتتون در این مورد مرخصی گرفتن استفاده کنم. اول اینکه به نظرتون من ترم تابستونی بردارم تا جایی که می دونم برا روزانه ها هم پولیه یعنی پردیس حساب می شیم؟ و به نظرتون می ارزه و چون تابستون و هوای گرم مشکل پیش نمیاره برای بچه البته خیلی مسافتی نیست تا . شوهرمم می رسونه منو ممکن آسیب برسونه به من یا بچه ؟ و کلا به نظرتون این کار درسته یا نه ؟ دوم اینکه ما ترم اول ترم پیش کلاسها تا 10 9 دی ماه بود و امتحانا از 16 شروع می شد به نظرتون امکان داره تا اوا کلاسها رو برم و بعدم برم امتحانا رو بدم و مرخصی بگیریم ترم بعد رو؟ یا خیلی فشار بهم میام چون تازه زایمان ؟ از طرفی اگه این ترم رو مرخصی بگیرم ترم بعد با یه بچه کوچولو چطور برم سر کلاسا؟ یعنی دو ترم مرخصی بگیرم؟ سوال سومم درباره المپیاد علوم پایه خبر داره مرخصی باعث میشه نتونیم شرکت کنیم؟ حتی اگه معدل بالا داشته باشیم؟ دقیقا غیر اموزش از کجا باید بپرسم؟ مرسی از همتون ببخشید زیاد شد
نتیجه تصویری برای محرم
 
بازنشر
 
بیا هلال محــــرم دمید، گریه کنیم
به زیر بیرق شاه شـــــــهید گریه کنیم
 
بس است اینهمه ی ال، سیر خندیدیم
یکی دوماه بیا تا شدید گریه کنیم
 
به داغهای خداوندگار غم ـ زینب 
که گریه او ندید گریه کنیم*
 
برای حجله ء قاسم ، عمو، رباب ... همه
به سرخ وسبز وکبود وسپید گریه کنیم 
 
به یاد دخترک تشنه، پا ، یتیم
که روی خار بیابان دوید گریه کنیم 
 
وبرگلوی علی اصغر شهیدی که
 بجای شیر، سنان را مکید گریه کنیم
 
علی الخصوص برآن ساعتی که شاه شهید
شد از برادر خود ناامید گریه کنیم
 
وخاک بر سر دنیا کنیم اگر نتوان 
به کاکلی که به خون در تپید گریه کنیم
 
خدا نیاورد آن روز را که نتوانیم 
ازآنچه بر سر مولا رسید گریه کنیم 
 
جدید می شود این اشک ها ـ خدارا شکر
برای آنکه همیشه جـــــــــدید گریه کنیم
 
«سری به نیزه بلنداست و» خوب می دانیم
چگونه قصه که اینجا رسید گریه کنیم 
 
***
بیا به غربت خورشید غایب از نظری
 که خون زمشرق چشمش چکید گریه کنیم...
 
                         هزار ویکصد وهفتاد وچند سال گذشت 
                          ی برای تو آیا شنید گریه کنیم؟  
سلام من یه مدت دیگه عقد میکنم و نهایتا دو هفته بعد عقد هم عروسی میگیریم. از اونجایی که من از خیلی از مراسمات بیهوده چشم پوشی میخوام دو تا مراسمی که میگیریم خاطره انگیز باشه.
ما عقد میکنیم فقط توی محضر بدون جشن نامزدی و ظهر ناهار میدیم به تقریبا شصت نفر . بعد دو هفته هم یه روز حنابندان میگیریم فرداش عروسی. مراسم پاتختی هم چون بیشتر برا فضولیه پاتختی نمیگیریم و از هدایا صرف نظر کردیم. حنابندان فقط خانوما دعوتن که صد و شصت نفر شدن, برا عروسی هم تقریبا سیصد نفر..
هر تجربه ای داره برا اینکه مراسم خاص باشه لطفا با من و دیگران تجربشو سهیم بشه. مثلا در مورد عقد آریایی نظرتون چیه ؟یا در مورد نحوه بله گفتن سر سفره عقد نمیدونم چجوری بگم که نه طولانی باشه نه کوتاه و جالب هم باشه.
میخوام ع پدربزرگام و مادربزرگمو که فوت از قبل کنار سفره عقد بذارم. به نظرتون بد نمیشه؟
در مورد روز عروسی نظرتون در مورد یادگاری دادن به مهمونا چیه؟ به نظرتون به عنوان یادگاری چی خوبه؟ ادامه مطلب
شامیده ابه یرده ظلملن ئولن رقیه دلده مین غمیله قبره قول باغلی گیدن رقیهی شمع تک اریدی در شاهواره گیتدییومدی گئجه زمانی قوللا ریندا یاره گیتدیقاره معجره بوکولدی دفن اولوب مزاره گیتدی ایلدی ابه شامی دائمی وطن رقیه
آللاه نه نه میز قبره اۆره کده یارا گئتدی دیلده یارا، قوْلدا یارا، باشدا قارا گئتدی
قلبی یارالێ، دردی نهان، گئتدی مزاره آز عؤمر ائدیب، عالمده جوان، گئتدی مزاره باخدێ حَسَینینه نیگه ران گئتدی مزاره قلبینده غمی گلمه دی آ سانا گئتدی تاب ائیله دی هر لحظه غم-وْ-درد-ی-نهانه اوْن سگگیز ایل عؤمرینده دؤنۆب قدّی کمانه نیسگیلله ری قالدێ بیزه بۇ ائوده نیشانه هیجرینده بیزی سالدێ یانار اوْدلارا گئتدی یاندێ قاپێمێز اوْندا کی اغیار آراسێندا گۆل قالدێ اوْ ساعت ائله بیل خار آراسێندا پهلولری سێندێ در-وْ-دیوار آراسێندا نیسگیلله رینی یازدێ در-وْ-دیوارا گئتدی .... وردیم اوْلۇب هر لحظه و هر آن نه نه م ائی وای قلبی یارالێ دیده سی گیریان نه نه م ائی وای گۆل جیسمی گئده ن قبرینه پئنهان نه نه م ائی وای هیجرینده مله ر دؤرد بالا قالدێ آنا گئتدی
روزی که جناب عبّاس متولّد شد حضرت علی (ع) او را خواست، اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ او گفت و او را عبّاس نامید. گاهی قنداقۀ عبّاس را می گرفت و آستین دست کوچک این کودک شیرخوار را بالا میکرد و بازوی او را می بوسید و گریه می کرد. امّ البنین از سبب گریه پرسید ، فرمود: در یاری برادرش حسین دستش را قطع می کنند و من بر آن روز گریانم.
آللاه نه نه میز قبره اۆره کده یارا گئتدی دیلده یارا، قوْلدا یارا، باشدا قارا گئتدی
قلبی یارالێ، دردی نهان، گئتدی مزاره آز عؤمر ائدیب، عالمده جوان، گئتدی مزاره باخدێ حَسَینینه نیگه ران گئتدی مزاره قلبینده غمی گلمه دی آ سانا گئتدی تاب ائیله دی هر لحظه غم-وْ-درد-ی-نهانه اوْن سگگیز ایل عؤمرینده دؤنۆب قدّی کمانه نیسگیلله ری قالدێ بیزه بۇ ائوده نیشانه هیجرینده بیزی سالدێ یانار اوْدلارا گئتدی یاندێ قاپێمێز اوْندا کی اغیار آراسێندا گۆل قالدێ اوْ ساعت ائله بیل خار آراسێندا پهلولری سێندێ در-وْ-دیوار آراسێندا نیسگیلله رینی یازدێ در-وْ-دیوارا گئتدی .... وردیم اوْلۇب هر لحظه و هر آن نه نه م ائی وای قلبی یارالێ دیده سی گیریان نه نه م ائی وای گۆل جیسمی گئده ن قبرینه پئنهان نه نه م ائی وای هیجرینده مله ر دؤرد بالا قالدێ آنا گئتدی
چرا برای حسین (ع) گریه می کنیم ؟ مى‏گویند اگر حسین (علیه السلام) روز عاشورا پیروز شد چرا آن روز را جشن نمى‏گیریم؟ چرا گریه مى‏کنیم؟ آیا این همه گریه در برابر آن پیروزى بزرگ براى چیست؟ گریه زبان صادق و طبیعى شوق و اندوه و درد و عشق یک انسان است. گریه تجلى طبیعى یک احساس و ح ى جبرى و فطرى از یک رنج، یک شوق یا یک اندوه مى‏باشد یکى از دانشمندان غرب مى‏گوید: «انسانى که هرگز نمى‏گرید و گریستن را نمى‏داند احساس انسانى را فاقد است». .......
سلام خدمت همه ی دوستان یه سوال از همه ی دختر خانوما و آقا پسرا با هر سن و سال و جایگاه اجتماعی داشتم. با توجه به اینکه قانون جذب و انرژی مثبت توی سال های اخیر خیلی مورد استفاده قرار گرفته... به نظرتون واقعاً این قانون غیر ممکن رو به ممکن تبدیل میکنه ؟ آیا تا به حال از این قانون استفاده کردید؟ کلاً نظرتون راجع به این قانون چیه؟ خودم به عنوان شخص معتقد به انرژی مثبت و قانون جذب خیلی از این قانون استفاده و شدیداً بهش معتقدم و زندگیم با این قانون گره خورده . اما با توجه به اینکه خیلی از پست ها و کامنت های قبلی رو خوندم و متوجه شدم یه سری اخلاقیات و رفتارها بین خیلی ها نهادینه شده که خب تاثیرات جامعه ست و دیدم خیلی از موارد رو غیر ممکن دونستید و یا بر ع ش... واسه همین خوشحال میشم نظرتون رو در این مورد هم بدونم.
از همه ی نظراتتون کمال تشکر رو دارم
روزی حضرت داوود از یک آبادی میگذشت. پیرزنی را دید بر سر قبری زجه ن. نالان و گریان. پرسید: مادر چرا گریه می کنی؟ پیرزن گفت: فرزندم در این سن کم از دنیا رفت. داوود گفت: مگر چند سال عمر کرد؟ پیرزن جواب داد:350 سال!! داوود گفت: مادر ناراحت نباش. پیرزن گفت: چرا؟ فرمود: بعد از ما گروهی بدنیا می آیند که بیش از صد سال عمر نمیکنند. پیرزن حالش دگرگون شد و از داوود پرسید: آنها برای خودشان خانه هم میسازند، آیا وقت خانه درست دارند؟ حضرت داوود فرمود: بله آنها در این فرصت کم با هم در خانه سازی رقابت میکنند. پیرزن تعجب کرد و گفت: اگر جای آنها بودم تمام صد سال را به سجده خدا میپرداختم. برچرخ فلک مناز که کمر شکن است بررنگ لباس مناز ک آ کفن است مغرور مشو که زندگی چند روز است در زیرزمین شاه و گدا یک رقم است
روایت شده است که پس از ولادت حضرت زینب (س )، حسین (ع ) که در آن هنگام کودک سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا (ص ) آمد و عرض کرد: ((خداوند به من خواهرى عطا کرده است )).
(ص ) با شنیدن این سخن ، منقلب و اندوهگین شد و اشک از دیده فرو ریخت . حسین (ع ) پرسید: ((براى چه اندوهگین و گریان شدى ؟)).
(ص ) فرمود: ((اى نور چشمم ، راز آن به زودى برایت آشکار شود.))
تا اینکه روزى جبرئیل نزد رسول خدا (ص ) آمد، در حالى که گریه مى کرد، رسول خدا (ص ) از علت گریه او پرسید، جبرئیل عرض کرد: ((این دختر (زینب ) از آغاز زندگى تا پایان عمر همواره با بلا و رنج و اندوه دست به گریبان خواهد بود؛ گاهى به درد مصیبت فراق تو مبتلا شود، زمانى دستخوش ماتم مادرش و سپس ماتم مصیبت جانسوز برادرش حسن (ع ) گردد و از این مصایب دردناک تر و افزون تر اینکه به مصایب جانسوز کربلا گرفتار شود، به طورى که قامتش خمیده شود و موى سرش سفید گردد.))
(ص ) گریان شد و صورت پر اشکش را بر صورت زینب (س ) نهاد و گریه سختى کرد، زهرا (س ) از علت آن پرسید. (ص ) بخشى از بلاها و مصایبى را که بر زینب (س ) وارد مى شود، براى زهرا(س ) بیان کرد.
حضرت زهرا (س ) پرسید: ((اى پدر! پاداش ى که بر مصایب دخترم زینب (س ) گریه کند کیست ؟ اکرم (ص ) فرمود: ((پاداش او همچون پاداش ى است که براى مصایب حسن و حسین (ع ) گریه مى کند))
یک هفته بعد از اون ماجرا، دوباره از بهزیستی بهم زنگ زدن: کارشناس مربوطه: می خواستم بپرسم نظرتون راجع به نازنین که رفتین دیدین چی بود؟ من: جااااااان؟؟؟؟ کارشناس مربوطه: گفتم می خواهم نظرتون رو راجع به بچه ای که امروز رفتین دیدین بدونم. من: کدوم نازنین؟ چی؟ کی؟ چی میگین شما؟ کارشناس: شما امروز نرفتیم نازنین رو ببینی؟ من: والا من کلاً یک بچه دیدم، اونم هفته ی پیش بود، اسمش هم سارا بود، نازنین نبود. ی هم بچه ی دیگه ای به من معرفی نکرده. کارشناس مربوطه: ببخشید، فکر اون خانواده ای که رفتن نازنین رو دیدن شما بودین. من:
وقتی واسه همسر تعریف گفت: می پرسیدی چند دقیقه وقت داریم نظر بدیم
چرا برای حسین (ع) گریه می کنیم ؟ مى‏گویند اگر حسین (علیه السلام) روز عاشورا پیروز شد چرا آن روز را جشن نمى‏گیریم؟ چرا گریه مى‏کنیم؟ آیا این همه گریه در برابر آن پیروزى بزرگ براى چیست؟ گریه زبان صادق و طبیعى شوق و اندوه و درد و عشق یک انسان است. گریه تجلى طبیعى یک احساس و ح ى جبرى و فطرى از یک رنج، یک شوق یا یک اندوه مى‏باشد یکى از دانشمندان غرب مى‏گوید: «انسانى که هرگز نمى‏گرید و گریستن را نمى‏داند احساس انسانى را فاقد است».
چرا برای حسین (ع) گریه می کنیم ؟مى‏گویند اگر حسین (علیه السلام) روز عاشورا پیروز شد چرا آن روز را جشن نمى‏گیریم؟چرا گریه مى‏کنیم؟ آیا این همه گریه در برابر آن پیروزى بزرگ براى چیست؟ گریه زبان صادق و طبیعى شوق و اندوه و درد و عشق یک انسان است. گریه تجلى طبیعى یک احساس و ح ى جبرى و فطرى از یک رنج، یک شوق یا یک اندوه مى‏باشد یکى از دانشمندان غرب مى‏گوید: «انسانى که هرگز نمى‏گرید و گریستن را نمى‏داند احساس انسانى را فاقد است». 48.jpg متن کامل در ادامه ی مطالب
باعرض سلام خدمت همشهریان عزیزمبعد از مدتی تلاش بی وقفه مسئولین شهرداری در سطح شهر و حرف های در گوشی همشهریان عزیز در مورد اقدامات اخیر شهردار محترماول میخواستم نظرتون را در مورد شهردار جدید اقای جعف ور و شورای جدید و محترم بپرسم؟دوم اینکه چه مشکلاتی هست که هنوز نادیده گرفته شد؟چه ایده هایی هستند که اگر اجرایی شود باعث ابادانی شهر میشود؟
با تشکر از سایت خوبتون مرضیه طایی