رایگان شاخ کرگدن

محسنی نسب کارگردان سینما، از اکران شاخ کرگدن در کشورهای اروپایی خبر داد.
مقامات اداره گمرک تایلند از کشف 21 شاخ کرگدن با ارزش تقریبی نزدیک به پنج میلیون دلار خبر دادند.
ع روز نشنال جئوگرافیک به تصویری از یک کرگدن سفید در حال نوشیدن آب از درون چاله ای کوچک در آفریقای جنوبی اختصاص یافته در حالی که آسمان پشت او نشان می دهد که طوفانی در راه است.
گمرک فرودگاه ما ی به تازگی محموله ای از شاخ های کرگدن به ارزش بیش از سه میلیون دلار را کشف و ضبط کرده است. این محموله از سوی کشور موزامبیک بارگیری شده است.
گمرک فرودگاه ما ی به تازگی محموله ای از شاخ های کرگدن به ارزش بیش از سه میلیون دلار را کشف و ضبط کرده است. این محموله از سوی کشور موزامبیک بارگیری شده است.
شکارچیان با رخنه به باغ وحشی در فرانسه، یک کرگدن را کشتند و شاخش را از ریشه در آوردند.
مسئولان یک باغ وحش برای جلوگیری از کشتار کرگدن ها به دست شکارچیان شاخ های این حیوان را با اره برقی قطع می کنند.
بخشی از متن کتاب : 
دهان یه کرگدن زیاد باز میشد.گفتن چرا دهنت انقد باز میشه؟گفت چون پوستم کلفته.پوستش رو غلفتی کندند.کرگدن از آن به بعد خمیازه هم نکشید.گفتن : چرا دهنتو بستی؟ گفت پوستم حساسه میترسم اب شه
در میان گراوورهای آلبرشت دورر هنرمند بنام آلمانی، نمونه‎ای (چاپ با لوح چوبی یا woodcut) دیده می‎شود که بازنمایی کرگدنی سترگ با پوستی ضخیم است. نسخه‎ای از این اثر، در موزۀ بریتانیا و روگرفتی دیگر در گالری هنری واشنگتن نگهداری می‎شود. پوست ضخیم کرگدن با تکرار نقش‎اندازی‎هایی دایره‎وار بازنمایی شده است. اما داستان این کرگدن چیست و چرا سوژۀ یکی از گراوورهای دورر گردید؟ در ادامه به آن خواهیم پرداخت.   تصویر 1) کرگدن، آلبرشت دورر، 1515 م، چاپ با حکاکی چوبی

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
در میان گراوورهای آلبرشت دورر هنرمند بنام آلمانی، نمونه‎ای (چاپ با لوح چوبی یا woodcut) دیده می‎شود که بازنمایی کرگدنی سترگ با پوستی ضخیم است. نسخه‎ای از این اثر، در موزۀ بریتانیا و روگرفتی دیگر در گالری هنری واشنگتن نگهداری می‎شود. پوست ضخیم کرگدن با تکرار نقش‎اندازی‎هایی دایره‎وار بازنمایی شده است. اما داستان این کرگدن چیست و چرا دستمایۀ یکی از گراوورهای دورر گردید؟ در ادامه به آن خواهیم پرداخت. 
 تصویر 1) کرگدن، آلبرشت دورر، 1515 م، چاپ به روش حکاکی چوبی


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
کرگدن یکی از نمایشنامه های مشهور در زمینه ادبیات نمایشی به شمار میرود و از امروز تصمیم گرفتم به مطالعه این نمایشنامه بپردازم که اتفاقا من را در تحریر نمایشنامه ای که پیش از این با دوستانم در میان گذاشتم راهنمایی خواهد کرد. پیش از این هم نمایشنامه های بی نظیری مطالعه که از میان آن ها میتوانم به روسپی بزرگوار اشاره کنم و دیر یا زود درباره آن هم توضیح خواهم داد.
related image "کرگدن" در طول سه نمایشنامه همه نین شهر کوچکی در فرانسه به کرگدن تبدیل می شوند و تنها فردی که تسلیم این دگرگونی جمعی نمی شود، شخصیت اصلی داستان برنژه است، شخصیتی گیج و دستپاچه که در طول نمایشنامه به خاطر تأخیرها و نیز نوشیدن هایش مورد انتقاد قرار می گیرد. ادامه مطلب
کرگدن یکی از نمایشنامه های مشهور در زمینه ادبیات نمایشی به شمار میرود و از امروز تصمیم گرفتم به مطالعه این نمایشنامه بپردازم که اتفاقا من را در تحریر نمایشنامه ای که پیش از این با دوستانم در میان گذاشتم راهنمایی خواهد کرد. پیش از این هم نمایشنامه های بی نظیری مطالعه که از میان آن ها میتوانم به روسپی بزرگوار اشاره کنم و دیر یا زود درباره آن هم توضیح خواهم داد.
related image "کرگدن" در طول سه نمایشنامه همه نین شهر کوچکی در فرانسه به کرگدن تبدیل می شوند و تنها فردی که تسلیم این دگرگونی جمعی نمی شود، شخصیت اصلی داستان برنژه است، شخصیتی گیج و دستپاچه که در طول نمایشنامه به خاطر تأخیرها و نیز نوشیدن هایش مورد انتقاد قرار می گیرد. ادامه مطلب
نمای هوایی از شهر دهلی نو تشابه عجیبی با پوست کرگدن دارد.
یک کرگدن خشمگین که توسط محیط بانان برای رها سازی مجدد به پارک ملی چیتوان نپال آورده شده بود، پس از به محیط بانان حمله کرد.

شنیدم بعضیا شال بنفش میندا زن دور گردنشون! شنیدم آزاد شده! شنیدم قراره یارانه ها دوبرابر شن! شنیدم قراره ی عالمه شغل ایجاد شه! کرگدن ها هم پرواز میکنند...! ب قول بهرام تو دیوار ب دیوار: درست این مملکت نر میخواهد و مرد کهن!!!






تصویری که در زیر مشاهده می کنید مربوط به رهاسازی یک کرگدن در معرض خطر انقراض در پارک ملی چیتوان نپال است.
در این تصاویر شدیدا دل اش شکارچیان شاخ یک کرگدن ماده جوان را زنده زنده کنده و او را به حال خود رها کرده اند. تیر به کمر کرگد اصابت کرده است, نه نمی تواند راه برود و نه به درستی نفس بکشد. با ورود شکارچیان غیرقانونی به جنگل, حیات وحش معنی جدیدی پیدا می کند. (اخطار: تصاویر شدیدا دل اش هستند)
یک کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می رفت ... دم جنبانکی که همان اطراف پرواز می کرد ، او را دید و از او پرسید : چرا تنهاست ؟! کرگدن گفت : همه ی کرگدن ها تنها هستند ... دم جنبانک گفت : یعنی تو یک دوست هم نداری ؟! کرگدن پرسید : دوست یعنی چی؟! دم جنبانک گفت : دوست ، یعنی ی که با تو بیاید ، دوستت داشته باشد و به تو کمک د ... کرگدن گفت : نه امکان ندارد ، کرگدن ها نمی توانند با ی دوست شوند. دم جنبانک گفت : اما پشت تو می خارد ... لای چین های پوستت پر از ه های ریز است ... یکی باید پشت تو را بخاراند ... یکی باید ه های تو رو بردارد . کرگدن گفت : اما من نمی توانم با ی دوست شوم ! پوست من خیلی کلفت است همه به من می گویند : " پوست کلفت " ... دم جنبانک گفت : اما دوست عزیز ! دوست داشتن به قلب مربوط می شود نه ، به پوست ... کرگدن گفت : من که قلب ندارم ! من فقط پوست دارم ... دم جنبانک گفت : این امکان ندارد ! همه قلب دارند ... کرگدن گفت : کو ، کجاست ؟! من که قلب خودم را نمی بینم ... دم جنبانک گفت : خوب چون از قلبت استفاده نمی کنی ، قلبت را نمی بینی ، ولی من مطمئنم که زیر این پوست کلفت یک قلب نازک داری ... کرگدن گفت : نه من قلب نازک ندارم ، من حتما یک قلب کلفت دارم ! دم جنبانک گفت : نه تو حتما یک قلب نازک داری چون به جای این که دم جنبانک را بترسانی به جای این که لگدش کنی ، به جای این که دهن گشاد و گنده ات را باز کنی و آن را بخوری ، داری با آن حرف می زنی ... کرگدن گفت : خوب این یعنی چی ؟! دم جنبانک گفت : وقتی یک کرگدن پوست کلفت ، یک قلب نازک دارد ، یعنی چی ؟! یعنی این که می تواند دوست داشته باشد یعنی می تواند عاشق شود ... کرگدن گفت : این ها که میگی یعنی چی؟! دم جنبانک گفت : یعنی ... صبرکن روی پوست کلفت و قشنگت بنشینم ..... بگذار... کرگدن چیزی نگفت یعنی داشت دنبال یک جمله ی مناسب می گشت ... فکر کرد بهتر است همان جمله ی اولش را بگوید ... اما دم جنبانک پشت کرگدن نشسته بود و داشت پشتت را می خاراند . داشت ه های ریز لای چین پوستش را بر می داشت ! کرگدن احساس کرد چقدر خوشش می آید ... اما نمی دانست از چه خوشش می آید ! کرگدن گفت : اسم این دوست داشتن است ؟! اسم این که من دلم می خواهد تو روی پشت من بمانی و مزاحم های کوچولوی پشتم را بخوری ؟! دم جنبانک گفت : نه اسم این نیاز است ... من دارم به تو کمک می کنم و تو از اینکه نیازت بر طرف می شود احساس خوبی داری ! یعنی احساس رضایت می کنی اما دوست داشتن از این مهم تر است ... کرگدن نفهمید که دم جنبانک چه می گوید ! روزها گذشت ... روزها ، هفته ها ، و ماه ها و دم جنبانک هر روز می آمد و پشت کرگدن می نشست ... هر روز پشتش را می خاراند و ه های کوچک و مزاحم را از لای پوستش کلفتش بر می داشت و کرگدن هر روز احساس خوبی داشت ... یک روز کرگدن به دم جنبانک گفت : به نظر تو این موضوع که کرگدنی از این که دم جنبانکی پشتش را می خاراند و ه های مزاحمش را می خورد احساس خوبی دارد برای یک کرگدن کافی ست ؟! دم جنبانک گفت : نه کافی نیست ! کرگدن گفت : درست است کافی نیست ... چون من حس می کنم چیزهای دیگری هم دوست دارم ... راستش من بیشتر دوست دارم تو را تماشا کنم .... دم جنبانک چرخی زد و پرواز کرد ... چرخی زد و آواز خواند جلوی چشم های کرگدن ، کرگدن تماشا کرد و تماشا کرد و تماشا کرد ... اما سیر نشد ! کرگدن می خواست همین طور تماشا کند ! کرگدن با خودش فکر کرد : این صحنه ، قشنگترین صحنه ی دنیاست و این دم جنبانک ، قشنگترین دم جنبانک دنیا و او خوشبخترین کرگدن دنیا ... وقتی که کرگدن به اینجا رسید احساس کرد که یک چیز نازک از چشمش افتاد ! کرگدن ترسید و گفت : دم جنبانک ! دم جنبانک عزیزم ! من قلبم را دیدم ... همان قلب نازکم را که می گفتی ! اما قلبم از چشمم افتاد ... حالا چه کنم ؟! دم جنبانک برگشت و اشک های کرگدن را دید ... آمد و روی سر او نشست و گفت : غصه نخور دوست عزیز ، تو یک عالم از این قلبهای نازک داری ! کرگدن گفت : راستی این که کرگدن دوست دارد دم جنبانکی را تماشا کند و ، وقتی تماشایش می کند قلبش از چشمش می افتد یعنی چی ؟! دم جنبانک چرخی زد و گفت : یعنی اینکه کرگردن ها هم عاشق می شوند ! کرگدن گفت: عاشق یعنی چی ؟! دم جنبانک گفت : یعنی ی که قلبش از چشم هایش می چکند ! کرگدن باز هم منظور دم جنبانک را نفهمید ، اما دوست داشت دم جنبانک باز حرف بزند ... باز پرواز کند و باز او تماشایش کند و باز قلبش از چشم هایش بیفتند ... کرگدن فکر کرد : اگر قلبش همین طور از چشم هایش بریزد ، یک روز حتما قلبش تمام می شود ! آن وقت لبخند زد و با خودش گفت : من که اصلا قلب نداشتم ! حالا که دم جنبانک به من قلب داد چه عیبی دارد ؟! بگذار تمام قلبم را برای او از چشم هایم بریزم ... شل سیلوراستاین
یک کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می رفت ... دم جنبانکی که همان اطراف پرواز می کرد ، او را دید و از او پرسید : چرا تنهاست ؟! کرگدن گفت : همه ی کرگدن ها تنها هستند ... دم جنبانک گفت : یعنی تو یک دوست هم نداری ؟! کرگدن پرسید : دوست یعنی چی؟! دم جنبانک گفت : دوست ، یعنی ی که با تو بیاید ، دوستت داشته باشد و به تو کمک د ... کرگدن گفت : نه امکان ندارد ، کرگدن ها نمی توانند با ی دوست شوند. دم جنبانک گفت : اما پشت تو می خارد ... لای چین های پوستت پر از ه های ریز است ... یکی باید پشت تو را بخاراند ... یکی باید ه های تو رو بردارد . کرگدن گفت : اما من نمی توانم با ی دوست شوم ! پوست من خیلی کلفت است همه به من می گویند : " پوست کلفت " ... دم جنبانک گفت : اما دوست عزیز ! دوست داشتن به قلب مربوط می شود نه ، به پوست ... کرگدن گفت : من که قلب ندارم ! من فقط پوست دارم ... دم جنبانک گفت : این امکان ندارد ! همه قلب دارند ... کرگدن گفت : کو ، کجاست ؟! من که قلب خودم را نمی بینم ... دم جنبانک گفت : خوب چون از قلبت استفاده نمی کنی ، قلبت را نمی بینی ، ولی من مطمئنم که زیر این پوست کلفت یک قلب نازک داری ... کرگدن گفت : نه من قلب نازک ندارم ، من حتما یک قلب کلفت دارم ! دم جنبانک گفت : نه تو حتما یک قلب نازک داری چون به جای این که دم جنبانک را بترسانی به جای این که لگدش کنی ، به جای این که دهن گشاد و گنده ات را باز کنی و آن را بخوری ، داری با آن حرف می زنی ... کرگدن گفت : خوب این یعنی چی ؟! دم جنبانک گفت : وقتی یک کرگدن پوست کلفت ، یک قلب نازک دارد ، یعنی چی ؟! یعنی این که می تواند دوست داشته باشد یعنی می تواند عاشق شود ... کرگدن گفت : این ها که میگی یعنی چی؟! دم جنبانک گفت : یعنی ... صبرکن روی پوست کلفت و قشنگت بنشینم ..... بگذار... کرگدن چیزی نگفت یعنی داشت دنبال یک جمله ی مناسب می گشت ... فکر کرد بهتر است همان جمله ی اولش را بگوید ... اما دم جنبانک پشت کرگدن نشسته بود و داشت پشتت را می خاراند . داشت ه های ریز لای چین پوستش را بر می داشت ! کرگدن احساس کرد چقدر خوشش می آید ... اما نمی دانست از چه خوشش می آید ! کرگدن گفت : اسم این دوست داشتن است ؟! اسم این که من دلم می خواهد تو روی پشت من بمانی و مزاحم های کوچولوی پشتم را بخوری ؟! دم جنبانک گفت : نه اسم این نیاز است ... من دارم به تو کمک می کنم و تو از اینکه نیازت بر طرف می شود احساس خوبی داری ! یعنی احساس رضایت می کنی اما دوست داشتن از این مهم تر است ... کرگدن نفهمید که دم جنبانک چه می گوید ! روزها گذشت ... روزها ، هفته ها ، و ماه ها و دم جنبانک هر روز می آمد و پشت کرگدن می نشست ... هر روز پشتش را می خاراند و ه های کوچک و مزاحم را از لای پوستش کلفتش بر می داشت و کرگدن هر روز احساس خوبی داشت ... یک روز کرگدن به دم جنبانک گفت : به نظر تو این موضوع که کرگدنی از این که دم جنبانکی پشتش را می خاراند و ه های مزاحمش را می خورد احساس خوبی دارد برای یک کرگدن کافی ست ؟! دم جنبانک گفت : نه کافی نیست ! کرگدن گفت : درست است کافی نیست ... چون من حس می کنم چیزهای دیگری هم دوست دارم ... راستش من بیشتر دوست دارم تو را تماشا کنم .... دم جنبانک چرخی زد و پرواز کرد ... چرخی زد و آواز خواند جلوی چشم های کرگدن ، کرگدن تماشا کرد و تماشا کرد و تماشا کرد ... اما سیر نشد ! کرگدن می خواست همین طور تماشا کند ! کرگدن با خودش فکر کرد : این صحنه ، قشنگترین صحنه ی دنیاست و این دم جنبانک ، قشنگترین دم جنبانک دنیا و او خوشبخترین کرگدن دنیا ... وقتی که کرگدن به اینجا رسید احساس کرد که یک چیز نازک از چشمش افتاد ! کرگدن ترسید و گفت : دم جنبانک ! دم جنبانک عزیزم ! من قلبم را دیدم ... همان قلب نازکم را که می گفتی ! اما قلبم از چشمم افتاد ... حالا چه کنم ؟! دم جنبانک برگشت و اشک های کرگدن را دید ... آمد و روی سر او نشست و گفت : غصه نخور دوست عزیز ، تو یک عالم از این قلبهای نازک داری ! کرگدن گفت : راستی این که کرگدن دوست دارد دم جنبانکی را تماشا کند و ، وقتی تماشایش می کند قلبش از چشمش می افتد یعنی چی ؟! دم جنبانک چرخی زد و گفت : یعنی اینکه کرگردن ها هم عاشق می شوند ! کرگدن گفت: عاشق یعنی چی ؟! دم جنبانک گفت : یعنی ی که قلبش از چشم هایش می چکند ! کرگدن باز هم منظور دم جنبانک را نفهمید ، اما دوست داشت دم جنبانک باز حرف بزند ... باز پرواز کند و باز او تماشایش کند و باز قلبش از چشم هایش بیفتند ... کرگدن فکر کرد : اگر قلبش همین طور از چشم هایش بریزد ، یک روز حتما قلبش تمام می شود ! آن وقت لبخند زد و با خودش گفت : من که اصلا قلب نداشتم ! حالا که دم جنبانک به من قلب داد چه عیبی دارد ؟! بگذار تمام قلبم را برای او از چشم هایم بریزم ... شل سیلوراستاین
 بدون سانسور  شاخ کرگدن محسن محسنی نسب,   بدون سانسور رایگان  جدید شاخ کرگدن با ,   بدون سانسور  سینمایی شاخ کرگدن کم حجم کیفیت بالا عالی بدون تگ آرم تبلیغاتی و ید اشتراک ویژه بدون سانسور
 آن شاخه های فرا رفته تا عالم بی خیالی چه مغرور بودم چه مغرور بودم... چه دنیای پهناوری آفریدیم به سوی افق های نا آشنا پر کشیدیم ندانسته دانسته، رفتیم و رفتیم و رفتیم ... چنان شاد، خوش، گرم، پویا که گفتی به سر منزل آرزوها رسی
شاخ کرگدن - shakhe kargadan نویسنده و کارگردان: محسن محسنی نسب سال ساخت: 1395 | پخش: ? | پخش کننده : کول  
 لیست بازیگران   شاخ کرگدن: پژمان بازغی , اتری وسکانیان , رضا حیدری , انوشیروان محسنی , شقایق کفایی , ویکتوریا آنت ان , آشوت وسکانیان , فرشید شفیعی , فربد کیانی , بابک نوری .
 خلاصه داستان شاخ کرگدن: سال هاست که صدرا در خارج از کشور زندگی می کند او زمینه تحصیل برای خواهرش بهار را در خارج از ایران فراهم کرده است و صدرا تصمیم دارد در روز تولید بهار در سفری که اتنتظار او را می کشد…
 خبرهای جدید از شاخ کرگدن محسن محسنی نسب درباره این که در کشورهای تاجی تان، ارمنستان و… برداری می شود در گفت و گو با فارس گفت: تدوین توسط محسن توکلی انجام شد و به دلیل اکشن بودن نیاز به جلوه های بصری در اثر به مراتب زیاد است و این کار زیر نظر محسن توکلی در حال انجام است. برداری «شاخ کرگدن» در  انجام می شود. این درباره به نوجوان ایرانی در فرودگاه عربستان می باشد.
حسن محسنی نسب گفت: امروز نسخه نهایی سینمایی « شاخ کرگدن» را برای صدور پروانه نمایش به وزارت فرهنگ و ارشاد ی ارائه . محسن محسنی نسب در گفت‌وگو با فارس، در ارتباط با فعالیت‌های ا یش در عرصه سینما گفت: همین امروز نسخه نهایی سینمایی « شاخ کرگدن» را برای صدور پروانه نمایش به وزارت فرهنگ و ارشاد ی ارائه . حتما این را اکران خواهم کرد و قصد ندارم صبر کنم تا جشنواره فجر فرا رسد. / 18 اردیبهشت 96 
تاریخ اکران شاخ کرگدن پاییز 96.
 زمان پخش در شبکه نمایش خانگی نزدیک به 6 ماه پس از اکران.
 شاخ کرگدن
ادامه مطلب...

اجرای محمد عسگری از کرگدن های اوژن یونسکو، در سالن اداره ی کل ارشاد کرج، نمونه ای مثال زدنی از فروپاشی مرزهای نمایش و درام ، اختلاط شیوه ها و سبک های اجرایی و بی اعتنایی به پیوستگی گریز ناپذیر میان فرم و محتوا ست.' و اینکه ضرورت های فرم شناختی و اجرایی دیکته شده از سوی درونمایه متن و کشف شده براساس یک تحلیل دقیق است که شکل و قالب اجرایی را تعیین می کنند و نه تصورات فرمالیستیک و سلایق فرم شناختی کارگردان !
یونسکو، کرگدن ها را که اول بار درسال 1958به کارگردانی استرا به صحنه رفت، در واکنش و در تفسیر دراماتیک دلایل قدرت گرفتن نازیسم که بیش از 45میلیون کشته و ویرانی بخش بزرگی از اروپا را د ی داشت نوشته است:اینکه چگونه مردم آلمان در جریان به اصطلاح شورش انقل حزب نازی، که کرگدن وار به سلب ها و ی ان سازی ها و کشتار و ویرانی در آلمان و جهان برخاسته بود، به عوض مقاومت ، به همراهی با آن می پردازد و....


1438168071254_dc38000000000000.jpg با تلف شدن یک کرگدن سفید شمالی در باغ وحش جمهوری چک، جمعیت کل این گونه در معرض انقراض در جهان به چهار راس رسید. طبق گفته مسوولان این باغ وحش در جمهوری چک، وجود کیست سرطانی بزرگ در بدن این کرگدن، موجب تلف شدن آن شد و هم اکنون در مجموع چهار راس از این حیوان در جهان باقی مانده است. سه راس از این کرگدن ها در منطقه ای حفاظت شده در کنیا و یکی دیگر در باغ وحش سن دینگو نگهداری می شوند. صندوق جهانی طبیعت این گونه جانوری را به شدت در معرض خطر انقراض معرفی کرده است. در سال 1960 بیش از 2000 راس کرگدن سفید شمالی در زیستگاه های طبیعی خود در جنوب چاد، جمهوری آفریقای مرکزی، جنوب غرب سودان، جمهوری دموکراتیک کنگو و شمال غرب اوگاندا وجود داشته اند. به گزارش خبرگزاری یونایتدپرس، شکار گسترده موجب کاهش شدید تعداد کرگردن های سفید شمالی شده و در سال 1984 تنها 15 راس از این گونه جانوری وجود داشته است.

استخوانهای باقیمانده از کرگدن های سلاخی شده، منشا انسان هوشمند را به 700 هزار سال قبل می رسانندکهن ترین شواهد باقیمانده از انسانها یک استخوان شست 66700 ساله بود. دوم می 2018 - science newsابزارهای سنگی پخش شده در میان استخوانهای کرگدن های سلاخی شده نشان می دهند که انسان هوشمند (hominids) حدود 709000 سال قبل به فیلیپین رسیده اند.
گونه های انسانی دوره سنگی که از سرزمین اصلی آسیا اقیانوس را درنوردیده و به فیلیپین رسیده اند، ممکن است به جزایر شمالی دورتر نیز رفته باشند. آنها در این راه احتمالا از درختان از ریشه کنده شده یا نوعی قایق بسیار ابت استفاده کرده اند. در یک سایت زمین کاوی در کالینگا واقع در فیلیپین، بیش از 400 تکه بقایای حیوانی یافت شده از جمله بخش اصلی اسکلت یک کرگدن و نیز 57 ابزار سنگی دست ساز انسان. در 13 استخوان کرگدن بقایای بریدگی و ضربه دیده شده که ناشی از ب گوشت بوده است. روش تلاشی عناصر رادیواکتیو می تواند قدمت دقیق این استخوانها و ابزارهای بجای مانده را تعیین کند.

پیش از این کهن ترین آثار باقی مانده از انسان نماها به 66700 سال قبل می رسید که یک استخوان شست انسان بود. ابزارهای سنگی (سمت چپ) و برشهای ناشی از آنها در استخوان کرگدن (سمت راست)
پیش بینی رکورد خونین کشتار کرگدن ها : شکارچیان در آفریقای جنوبی از ابتدای سال تاکنون 558 کرگدن را سلاخی کرده اند که این رقم نسبت به مدت مشابه سال گذشته میلادی (2013) حدود 100 راس بیشتر است. به گزارش زیست بوم به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، سال گذشته میلادی شاهد یک رکورد خونین در کشتار کرگدن ها در آفریقای جنوبی بودیم. این کشور که 75 درصد از جمعیت کل کرگدن های جهان را در خود جای داده سال گذشته شاهد مرگ 1004 کرگدن بوده است. با این حال اگر روند کشتار کرگدن ها در نیمه دوم امسال نیز مانند نیمه نخست سال ادامه پیدا کند با 100 مورد مرگ بیشتر نسبت به سال گذشته شاهد یک رکورد جدید خواهیم بود. پارک جنگلی «کروگر» که بزرگترین منطقه حفاظت شده در این کشور محسوب می شود همچنان از سوی شکارچیان به شدت مورد تهدید قرار می گیرد. تا به امروز 62 درصد از کل کرگدن های کشته شده در آفریقای جنوبی در این پارک شکار شده اند. به گزارش ایسنا به نقل از مونگ ، کرگدن ها برای شاخ شان کشته می شوند. شکارچیان بعد از ب شاخ کرگدن ها آنها را پودر کرده و به کشورهایی نظیر ویتنام و چین ارسال می کنند که آن را برای درمان بیماری ها مفید می دانند. با این حال محققان می گویند خوردن شاخ کرگدن مثل این است که ناخن خود را بخورید بنابراین هیچ خاصیتی ندارد. شاخ کرگدن هیچ خاصیت درمانی ندارد و در واقع چیزی جز کراتین نیست. با این حال ارزش شاخ کرگدن هنوز هم در حال افزایش است به طوری که با افزایش تقاضا برای این کالای قاچاق، طی سال های اخیر قیمت آن از طلا نیز بالاتر رفته است. در حال حاضر از مجموع پنج گونه از کرگدن ها، سه گونه در فهرست به شدت در معرض خطر قرار دارند که از این سه گونه، در دو گونه کمتر از 100 راس کرگدن باقی مانده است. آفریقای جنوبی زیستگاه یکی از فراوان ترین گونه های کرگدن در جهان موسوم به کرگدن سفید با نام علمی ceratotherium simum است که در فهرست قرمز اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (iucn) به عنوان در معرض تهدید معرفی می شود. این کشور همچنین زیستگاه کرگدن های سیاه است که جزو گونه های به شدت در معرض خطر هستند. منبع : ایسنا
گفت:"حالا چرا ماه و پلنگ؟چرا کرگدن و خورشید نه؟"
سفر به آفریقا آفریقا مکان حیواناتی است که در جاهای دیگر دنیا وجود ندارد. ن های یالدار، گور ها، شیرها، فیل ها و گوریل ها و دیگر حیوانات زیبا و دیدنی را میتوانید با سفر به آفریقا تماشا کنید. در ادامه مکان هایی از آفریقا را برای دیدن حیوانات نادر و جذاب معرفی میکنیم:1. منطقه حفاظت شده نگورونگورو، تانزانیااین مکان بهترین نقطه ی زمین برای دیدن حیات وحش است. حتما شیر، بوفالو، فیل، کرگدن و پلنگ را درآنجا خواهید دید. اگر دی ماه به آنجا سفر کنید کوچ ن های یالدار و گور را خواهید دید. بهترین و بکرترین مکانهای دیدنی آفریقا / طبیعت دوستان شگفت زده میشوند2. پارک ملی اتوشا، نامیبیااین مکان زیبا با شن های نقره ای-سفید در طول فصل های خشک مکان گله های حیوانات است که مناظر شگفت انگیزی خلق میکنند. این پارک ملی هم دارای شیر، بوفالو، فیل، کرگدن، پلنگ ، غزال ، بز کوهی و کرگدن سیاه درحال انقراض است. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
مصطفی ملکیان: توضیح: چهارمین نشست جمعی از معلمان با مصطفی ملکیان در پیگیری مسائل تعلیم و تربیت در 22 دی ماه 1396 صورت گرفت. خلاصۀ این نشست را به نقل از «نیلوفر» ارائه می کنم:
انواع تعلیم و تربیت: نوع اول تعلیم و تربیت جسمی ست
نوع دوم تعلیم و تربیت ذهنی است نوع سوم تعلیم و تربیت اخلاقی است نوع چهارم تعلیم و تربیت هنری است نوع پنجم تعلیم و تربیت عاطفی است نوع ششم تعلیم و تربیت اجتماعی است دلیل تعلیم و تربیت اجتماعی این واقعیت است که زندگی ما خیلی شبیه میمون ها و فیل هاست نه کرگدن ها. کرگدن حیوانی است که در اجتماع زندگی نمی کند و تنها زندگی می کند. اما میمون ها زندگی اجتماعی دارند. ما انسان ها نمی توانیم زندگی فردی را ادامه دهیم. زندگی فردی جز در موارد شاذّ و نادر در تاریخ بشر رخ نداده و اگر رخ داده کمّاً و کیفاً زود از بین رفته است. ما زندگی اجتماعی داریم.
کرگدن اینطور نیست کرگدن اولا تمام زندگی اش با همنوع خودش به دو وقت منحصر میشود یکی تا وقتی شیرخوار است با مادرش زندگی می کند بعد راهش را جدا کرده و تنها زندگی می کند و یک وقت هم موسم جفت گیری است که ممکن است کرگدن دیگری را پیدا کند و جفت گیری کند و بعد هم جدا می شود. ما از این جهت مثل میمونها هستیم. اگرچه بودا از ما می خواست که مثل کرگدن زندگی کنیم و تنها باشیم اما ما اینطور نیستیم. سامان دادن زندگی اجتماعی هم یک تعلیم و تربیت می خواهد. (منبع)
خودم بهتر از هر ی می دانم نوشتن این چند خط،این روزها، حالا، الان که سر و ته وبلاگستان را می توان با سه تا خیز کوتاه رفت و برگشت بی فایده ترین کارهاست. دوست داشتم خیلی وقت پیش، آن روزهایی که از این سر تا آن سر ِ شهر ِ ما آدم وبلاگی ها را باید سه کورس تا ی می نشستی! این ها را می نوشتم. دوست داشتم آن روزهایی که "درس هایی از قرآن" ِ قرائتی شاد ترین برنامه ی تلویزیون هایمان بود، آن روزهایی که tv نبود و این همه سریال یی توی دست و بال خلق الله نریخته بود و نبود و اینستاگرام هم! این ها را می نوشتم. دوست داشتم این چند خط را انتهای یکی از آن ی می نوشتم که و خنده هایمان سنجاق شدیم به دست نوشته های آدمی که حتی خیلی هایمان درست نمی شناختمیش اما...
می دانید؟! خاطره باز بودن یعنی دقیقن همین. یعنی بنشینی بی حواس، لاس بزنی با زمان، تا "حال" ات لب طاقچه ی عادت! بیات شود. بعد باقی عمر غصه اش را بخوری و حسرتش را سق بزنی. همیشه هم باطل و بی فایده.
 دقیقن به همین دلیل از دیروز ظهر که پست محسن را خواندم دارم تمام زورم را می زنم که بنویسم اما غم نامه و هندی تحویل جماعت ندهم. می خواهم بگویم برای من کرگدن حکم عروسکی را داشت که محسن باقرلو عروسک گردان زبردستش بود. می خواهم بگویم دلم برای کرگدن تنگ می شود اما عروسک گردان را عشق است. می خواهم بگویم آدمیزاد را عشق است، قبل از خاطره شدن یعنی مثلن محسن باقرلو را عشق است. یعنی امثال محسن که باشند یقین دارم نسل "کرگدن" های زلال و مهربان و رو راست هیچ کجای دنیا منقرض نمی شود...
اخبار جهان در روز چهارشنبه 16 فروردین با تصاویر جالبی همراه بود.
ی ال پیش تو دفترچه نوشته بودم هرگز نوشتن را ترک نکن. یه هفتس چسبوندمش به در کمدم و هر روز چشمم به چشمش میفته و قاه قاه می خندم. چیه این آدمیزاد؟ کرگدن با لباس مبدل کرکودیل؟