دوخواهر در ارندل

با خبر شدیم که دور خواهر فعال و پرتلاش تالشی در مرحله استانی مسابقات قرآن اوقاف سال 1394حائز رتبه اول شده اند ، سرکار خانم فرزانه صادقی در رشته حفظ 20 جزء رتبه اول استان گیلان و سرکار خانم آذرمان صادقی رتبه اول ترتیل استان گیلان . از طرف جامعه قرآنی تالش این موفقیت را به این دو خواهر موفق قرآنی و خانواده محترمشان تبریک میگوییم و آرزوی سلامتی و موفقیتهای بزرگتر را از خداوند بزرگ برایشان خواستاریم .
نام : شکارچی: نبرد زمستان – the huntsman: winter’s war
ژانر: اکشن، ماجرایی، درام
کارگردان: cedric nicolas-troyan
ستارگان: chris hemsworth, jessica chastain, charlize theron
محصول کشور:
سال انتشار: 2016
امتیاز: 6.1 از 10
مدت زمان: 2:00:10
اطلاعات بیشتر: کلیک کنید
خلاصه داستان: دوخواهر حیله گیر تصمیم به تسخیر زمین می کنند و اریک هانتسمن به کمک سفید برفی آنها را در این عمر خود متوقف خواهد کرد… ادامه مطلب
ع جدید سارا نیکا بازیگران نقش دوقلوهای نقی در سریال پایتخت سارا نیکا فرقانی اصل دوخواهر دوست داشتنی که از سن بسیار کم در فصل اول سریال پایتخت نقش دو قلو های نقی معمولی را ایفا د ؛ این دو خواهر اکنون در کشور سوئد زندگی می کنند و برای بازی در سریال پایتخت به ایران سفر د . در این مطلب ع ی از این دو خواهر مشاهده می نمایید:
درخواستی از یک طرفدار..... ارنیکا صادقی متولدسال1365(27سال)درتهران فارغ حصیل رشته گرافیک که پدر وی یکی از کشتی گیران بود و بعد از بازنشستی مربی کشتی بودن ودرسال 1392فوت د.... ارنیکا صادقی دوخواهر یکی بزرگتر ویکی کوچک تر از خود دارد به نام شکوفه وشکیباصادقی.... ودر با زانیار خسروی آشنا و ازدواج د ومنم ایشون از نزدیک دیدم بسیارمهربان و خوش صحبت هستن خب اینارو هم خودم نوشتم..... منبع هم م بودهم ی زانیار و ارنیکاجون بودن..... حالااگرع های خواهرشونم پیدا میزارم این دوتا ع هم خودم درس ...امیدوارم خوشتون بیاد ساینا خانواده خسروی http://shabaup.cum.ir/do.php?img=985http://shabaup.cum.ir/do.php?img=986 ارنیکا صادقی وزانیار خسروی برای دیدن بزرگتر ع ها آنهارا در سیستم خودsaveکنید.


زن پنجشنبه شب برای شام، مرد را به خانه اش دعوت کرد. جورِ خاصی دعوت کرد.جوری که مرد نفهمید باید خانواده اش را هم ببرد یا نه. .مرد مانده بود برود.نرود.نمی دانست اصلاً دعوت درستی است یا نه.در شش و بَش ازدواج بودند.زمانی که دختر باید فکرکند.بعد یک دفعه همچین دعوتی.

مرد از صبحِ روز مهمانی بیشتر وقتش جلویِ آینه ایستاد در نهایت هم حوصله اش سَر رفت و بلوزی تابستانی پوشید.دوخواهر از او استقبال د.خواهر کوچکتر فقط خندید.خواهر بزرگ تر در همان چهارچوبِ در پشتِ هم حرف زد که خواهرم یک هفته است اصرار می کند به مادر برای دعوت از شما .می خواهد بشناسدتان.مادر از همان اول موافق بود .اما من نبودم.

همچین می گفت-من-که هر دامادی دستش می آمد که نباید با همچین خواهر زنی شوخی کرد.بعد هر سه تا رویِ کاناپه نشستند. ت بدون حرفی.مرد می خواست فرار کند که همسایه ای در زد و خواهر بزرگتر را برای کاری برد.وقتی رفت خواهر کوچکتر انگار پروبال گرفته باشد .

گفت خواهرش اعصابش را به هم می ریزد.فکر می کند همه مردها مثلِ همسر سابق اویند که معتاد بود با اینکه بود.مرد گوش می کرد که یک باره زن مرد را بغل کرد و دست هایش را پشتِ شانه های مرد قلاب کرد.مرد ماند که چه کند.راستش نمی توانست کاری کند از بس احساس داغی در قفسه می کرد.انگار میله هایِ رویِ اجاق گاز را چسبانده باشند به اش.

دختر چند لحظه بعد از مرد جدا شد.معذرت خواهی کرد.گفت می خواهد تلاش کند برای عاشقی.ببیند دوستش دارد ندارد.که یکباره خواهر بزرگتر داخل آمد وباز گفت که با وجود موافقت پدرو مادر او مخالف است.اختلاف سنی زیاد خوب نیست.مرد هر چقدر فکر کرد یادش نیامد چقدر با زن تفاوت سنی دارد.از بس قفسه اش داغ بود.

مرد خدا را شکر می کرد که در زمستان بلوز تابستانی تن کرده!

جسد یکی از دو خواهر که مأمور پلیس ملی افغانستان بودند و هشت روز قبل توسط افراد گروه با خواهر دیگرش تیرباران شد، پیدا شد. در بدخشان جسد یکی از این دو دختر، دو روز قبل پیدا شد و خانواده اش امروز چهارشنبه ۱۴ سرطان/تیر برای آنان مراسم سوگواری بر پا د.این دو خواهر بعد از یک دوره آموزشی کوتاه مدت در ترکیه تازه به افغانستان برگشته بودند که یک هفته قبل در ولسوالی ارگوی بدخشان به دست افراد افتاد و تیرباران شدند.به گفته خانواده این سربازان، افراد بعد از تیرباران این دو دختر جسد آنان را به دریا (رودخانه محلی) انداختند و تاکنون بستگانش موفق به کشف جسد یکی از آنان شده است.مادر این دو سرباز که "منورا" و "نورحیا" نام داشتند در روز حادثه همراه با دو دخترش بوده است.او می گوید که چهار عضو گروه آنان را در منطقه ای "اسپینگل" ولسوالی "ارگو" از خودرو پایین د و بعد دخترانش را کشتند و به رودخانه انداختند.گفته می شود که این دو دختر برای گذراندن روزهای عید به این منطقه رفته بودند.جسد منورا به گفته خانواده دو روز قبل پیدا شده و خانواده این دو مأمور پولیس انتظاردارد تا جسد نورحیا را نیز پیدا کند.تاج محمد، پدر این دو سرباز به خبرنگار گفته که چهار شورشی عضوگروه بعد از شنکجه زیاد دختران را کشته و جسد آنها را به دریا انداخته اند.مادر این دو سرباز پلیس می گوید که گروه با کشتن منورا و نورحیا او را داغدارکرده ولی از اینکه دو فرزندش را در راه تامین امنیت افغانستان از دست داده، پشیمان نیست.او می گوید که فرزندان دیگرش هم اگر به سن قانونی برسند آنان را تشویق خواهد کرد که به صفوف نیروهای پلیس بپیوندند.به گفته خانواده این دو دختر، منورا فارغ حصیل انستیتوی پزشکی و نورحیا فارغ حصیل کلاس دوازده بود.ژنرال عبدالخالق آقسای، فرمانده پلیس بدخشان گفته که قتل بیرحمانه ای این دوسرباز بدست نیروهای شورشی وابسته به گروه به دلیل بی احتیاطی خود این دو بوده است.او گفت که این دو خواهر با رفتن به مناطق ناامن دستورالعمل های پلیس را نادیده گرفتند و این غفلت منجر به قتل آنان شد.
حنا بندان عروسی های ماسالی تالشی قسمت ششم
شب حنا بندان
در زمانهای گذشته در ماسال وسرزمین تالش نشین وتالشی زبانان رسم بر این بود که :
در شبی که قرار بود حنا بندان باشد ،که روز بعدش عروس خانم به سلامتی با دعای خیر پدر ومادر خداحافظی کرده وراهی خانه داماد می شد در دو خانواده ول وله ای .
در هر دو خانواده عروسی بر پا بود.
در این شب فامیل ها ودوستان خانواده عروس هم به خانه عروس می رفتندو آماده می شدند برا ی شب حنا بندان.
در خانواده داماد بعداز صرف شام آماده برای رفتن به خانه عروس برای حنا بندان واجرای این مراسم زیبا نیز به خانه عروس می رفتندبه همراه ساز ونقاره.
در شب حنا بندان خواهر عروس وخواهر دامادبا پوشیدن لباس زیبای محلی تالشی وگذاشتن وسایل حنابندان که شامل حنا وشیرینی وچیزهایی که در ان زمان مرسوم بود در دوسینی یا در دو مجمه برروی سر گذاشته وارد مجلس حنا بندان می شدند ودور میزدند وخواننده مجلس هم با آوای تالشی شروع به خواندن میکرد وحال هوای مجلس را دگر گون میکرد.
بندون بندونه شنار.. حینا بِندونه شنا ر
کینه نَنه را مَوایه کینه مهمونه شنار
سازه ژن ساز مَژن نَنه بِرمع کینه مهمونه شنار
بعد از دور زدن و پول انداختن فامیل ها در دومجمه که این پول مال دوخواهر بود به این صورت پولی که در مجمه خواهر داماد بود مال خواهر عروس وپول مجمه خواهر عروس مال خواهر داماد بود.
خواهر ها سه بار مجمه را بر زمین میگذاشتند وتانزدیک سر عروس وداماد می بردندونیت برای خوشبختی عروس وداماد می دوبعداز این مراسم انجام این کار دونفر از خانم های خوشبخت وزرنگ فامیل جلو می آمدندیک دست عروس وداماد را بر روی سرشان می گذاشتندوکمی حنا درآن میگذاشتندویا دست عروس وداماد را بصورت ضربدر برهم قرار میدادند ودر آن حنا میگذاشتندوبقیه حنا را دور مجلس می گرداندند ودختران دم بخت هرکدام به نیت خوشبخت شدن واینکه بختشان باز شود از آن حنا بر میداشتندوشب حنا بندان بعداز خوردن شیرینی و شادی هلهله و وپایکوبی پایان می گرفت
نگارنده زلیخا صبا
ریاضیی ، ازبنده و خبرنگارکهنه کار کلاله خدری طی دعوتنامه ای جهت تماشای تئاتر کالیگولا به سالن ارشاد گنبد دعوت بعمل اورد.دوست ارجمندم لطیف ایزدی نیز از مدعوین بودند، ناگفته نماندباکالیگولا درفضای مجازی پیشتر اشنا شده بودم،ایشان سومین امپراطور روم (۱۲-۴۱میلادی)بوده که شاید به خلق وخوی وحشیگری ایشان اشاره اجمالی داشته باشم خالی از لطف نباشد وی با خواهر خود ازدواج میکندوبا دوخواهر دیگر خود معاشقه مینماید،پس از مرگ همسرش(خواهرش)دچار پریشانحالی شده به گواه مورخان زن و ک ن بی گناه رااز پرتگاه پرتاب میکردواز مرگ انان لذت میبرد .کالیگولا استنباط خاصی از مرگ داشت و مرگ را نوعی هنر میپنداشت...........نهایتا در ۲۹سالگی میمیرد. نمایشنامه کالیگولا اثر آلبر کامو به دفعات در کشور اجرا گردیده برای نمونه به کارگردانی اتیلا پسیانی و ..... برای خدری بفرموده خودشان،شبی نوستالژیک شد چراکه چنددهه پیش چندبار کار تئاتر انجام داده بودم حال و هوای ان سالها زنده شد،برای بنده نیز باتوجه به اینکه بیش از ۲۰سال از آ ین تماشای تئاترم گذشته بود بسیار جذاب ودرعین حال تازگی داشت البته تئاتر هنری سترگ امابه جد مظلوم میباشد.بهرحال نمایشنامه درسکوت و تاریکی شروع شد.پرسناژها بدون نقص دیالوگهای طولانی خویش را به درستی اجرا می د. جملاتی زیباوشاعرانه و آمیخته به وحشت،جملاتی که تماشاچی را به دقت و تمرکز وامیداشت،جملاتی به فراخور نقش از دیکته و تحکم،قدرت وفساد حاکمی باشخصیتی پیچیده والبته معشوقه ای طناز....... درمجموع ژانری با رویکرد ادبیات پست مدر نیستی در دیالوگها و نقش پردازیها را بنظر میرساند.نمایشنامه ای پرمحتوا که گویا ی ال تمرین و ممارست داشته اند.بهر تقدیر شبی سنگین با دستمایه ای سنگین تر از گروهی هنر مند گنبدی پیرامون مکتب ادبی اگزیستانسیالیست ساعتی فارغ از هیاهوی بیرون سپری کردیم بی گمان تماشاگر ویژه ازطیف روشنفکر استفاده بهینه و لذت کافی از تماشای تئاتر کالیگولا خواهد برد. نهایتا مراتب سپاسگزاری خویش را از کارگردان وبازیکران اعلام میدارم اگر مجالی باشد نقدی مفصل پس از پایان موعد مقرر نمایش پردازش خواهم نمود. مزیدتشکر دانگ اتار ارجبی
ریاضیی ، ازبنده و خبرنگارکهنه کار کلاله خدری طی دعوتنامه ای جهت تماشای تئاتر کالیگولا به سالن ارشاد گنبد دعوت بعمل اورد.دوست ارجمندم لطیف ایزدی نیز از مدعوین بودند، ناگفته نماندباکالیگولا درفضای مجازی پیشتر اشنا شده بودم،ایشان سومین امپراطور روم (۱۲-۴۱میلادی)بوده که شاید به خلق وخوی وحشیگری ایشان اشاره اجمالی داشته باشم خالی از لطف نباشد وی با خواهر خود ازدواج میکندوبا دوخواهر دیگر خود معاشقه مینماید،پس از مرگ همسرش(خواهرش)دچار پریشانحالی شده به گواه مورخان زن و ک ن بی گناه رااز پرتگاه پرتاب میکردواز مرگ انان لذت میبرد .کالیگولا استنباط خاصی از مرگ داشت و مرگ را نوعی هنر میپنداشت...........نهایتا در ۲۹سالگی میمیرد. نمایشنامه کالیگولا اثر آلبر کامو به دفعات در کشور اجرا گردیده برای نمونه به کارگردانی اتیلا پسیانی و ..... برای خدری بفرموده خودشان،شبی نوستالژیک شد چراکه چنددهه پیش چندبار کار تئاتر انجام داده بودم حال و هوای ان سالها زنده شد،برای بنده نیز باتوجه به اینکه بیش از ۲۰سال از آ ین تماشای تئاترم گذشته بود بسیار جذاب ودرعین حال تازگی داشت البته تئاتر هنری سترگ امابه جد مظلوم میباشد.بهرحال نمایشنامه درسکوت و تاریکی شروع شد.پرسناژها بدون نقص دیالوگهای طولانی خویش را به درستی اجرا می د. جملاتی زیباوشاعرانه و آمیخته به وحشت،جملاتی که تماشاچی را به دقت و تمرکز وامیداشت،جملاتی به فراخور نقش از دیکته و تحکم،قدرت وفساد حاکمی باشخصیتی پیچیده والبته معشوقه ای طناز....... درمجموع ژانری با رویکرد ادبیات پست مدر نیستی در دیالوگها و نقش پردازیها را بنظر میرساند.نمایشنامه ای پرمحتوا که گویا ی ال تمرین و ممارست داشته اند.بهر تقدیر شبی سنگین با دستمایه ای سنگین تر از گروهی هنر مند گنبدی پیرامون مکتب ادبی اگزیستانسیالیست ساعتی فارغ از هیاهوی بیرون سپری کردیم بی گمان تماشاگر ویژه ازطیف روشنفکر استفاده بهینه و لذت کافی از تماشای تئاتر کالیگولا خواهد برد. نهایتا مراتب سپاسگزاری خویش را از کارگردان وبازیکران اعلام میدارم اگر مجالی باشد نقدی مفصل پس از پایان موعد مقرر نمایش پردازش خواهم نمود. مزیدتشکر دانگ اتار ارجبی

ازدواج عجیب دختری که با لباس داماد با دو زن همزمان ازدواج کرد +ع

 




ازدواج عجیب دختری که با لباس داماد با دو زن همزمان ازدواج کرد +ع

زن مرد نمای هندی برای این‌که با دو دختر عروسی کند و ج ه دریافت کند با لباس داماد دختران را فریب داد تا به خواسته خود برسد. کریشنا سن ، زن هندی که بیش از چهار سال خودرا مرد جا می زد،اخیرا برای ازدواج با دو زن و و اذیت و اذیت آن ها برای گرفتن ج ه دستگیر شد.
به گزارش پارس ناز این زن همیشه سبک پسرانه لباس می‌پوشید و رفتار می‌کرد ولی درسال 2013 از این حد فراتر رفته ودر شبکه اجتماعی هویت مرد برای خود برگزید و به امید آغاز یک رابطه عاطفی سعی کرد به صورت آنلاین با ن ارتباط برقرار کند.او شروع به پوشیدن لباسهای مردانه کرد، موهایش را کاملا کوتاه کرد
و حتی نامش رابه سوئیتیسن تغییر داد. در طول یک دوره 3 ساله، این زن مردنما توانست دو زن رابه ازدواج با خود متقاعد کند و سپس شروع به اذیت و اذیت آن ها و خانواده هایشان برای گرفتن ج ه کرد.
ازدواج عجیب دختری که با لباس داماد با دو زن همزمان ازدواج کرد +ع سبک پسرانه زن هندی که خودش را مرد جا می زد
ازدواج های عجیب
کامینی نخستین قربانی وی، زنی است که وی درسال 2014 در اینترنت با او آشنا شد. به گزارش پارس ناز سوئیتی خودرا بعنوان پسر یک تاجر معرفی کرد ودر نهایت برای ملاقات با آن زن به شهر او سفر کرد. انها در اوا همان سال باهم ازدواج د و کامینی اخیرا به پلیس گفته بود «شوهرش» برای ج ه ویرا مورد اذیت و اذیت قرار داده است.
درسال2016 سوئیتی سن با دومین زن به نام نیشا ازدواج کرد. برخلاف کامینی، وی فورا متوجه شدکه شوهرش در حقیقت یک زن است ولی سوئیتی با دادن رشوه، او را متقاعد به سکوت کرد. ظاهراً او نیز قبول کرد و این وضعیت مانند قبل ادامه پیدا کرد تا آنکه همسر اول دیگر از کتک کاری ها و تهدیدهای او برای ج ه خسته شد و به پلیس مراجعه کرد.
ازدواج عجیب دختری که با لباس داماد با دو زن همزمان ازدواج کرد +ع زن مردنمایی که با چهار سال خودرا مرد معرفی می‌کرد
ازدواج زن مردنما با دو زن
او در ابتدا برای ضرب و شتم کامینی دستگیر شد ولی در نهایت اعتراف کرد که واقعا مرد نیست و به پلیس گفت در طول این مدت هرگز به نش اجازه نمی داد در روز او را لمس کنند و یک بررسی ی نیز تایید کرد به راستی سوئیتی سن یک زن است.
نیشا در گفت و گو با یک خبرگزاری گفت ما دو سال است که ازدواج کردیم و من بعداً این حقیقت را متوجه شدم. من هیچ شکایتی ثبت ن و اکنون نیز نمیخواهم با او زندگی کنم.
ازدواج عجیب دختری که با لباس داماد با دو زن همزمان ازدواج کرد +ع ع مراسم ازدواج شوهر قل با زن هندی
کریشنا به جرم جعل هویت کلاهبرداری و جعلِ اسناد به زندان فرستاده شد ولی هیچ مورد اذیت و اذیت خانگی در جرایم او ذکر نشد چرا که عملاً وی «شوهر» نیست و نمی توانستند دراین مورد او را متهم کنند.
مطالب مرتبط :
شب عروس و داماد در میان جمع +ع
ازدواج و شب این زن با یک روح +ع
شب پسر 16 ساله ایرانی با دو دختر همزمان
ازدواج مردی با دوخواهر و رابطه همزمان در حجله




آن روز ها و قدیما یادش بخیر در جواب مطلبی که در کانال دوستی خواندم من نیز این گونه می نویسم که قدیم ها همه چیزها ناب بود چون الوده به خیلی از افکار وارداتی که انسانهارا زیر ورومی کند نبود بله قدیما را باید یاد اورد !!
خیلی قدیما حتی در عمومی هم جسمت را وهم روحت را صفا میدادی با دوست وبا خواهر ویا مادر که به میرفتید در تمام مدت شسشو باهم بگو وبخند داشتید وحتی همدیگر را در شستن کمک میکردید ولی این روزها در موقع حتی نباید ی از نزدیکانت را صدا بزنی که دستی به پشتت بکشد. وآنروز ها هر ی یک اطاق جداگانه نداشت بلکه همه خواهر وبرادر ها در یک اطاق می خو دند وصدای نفسهای هم را می شنیدند وان روزها نه تنها نبایدجلوی بزرگترها پایت را دراز میکردی ودراز کش جلوی بزرگترها لم میدادید بلکه مثل الان نباید تا لنگ ظهر بخو د وبعد تا 4 صبح در گروه های مجازی پرسه بزنی.ان روز ها نان ونمک خوردن باهم منزلت داشت نه اینکه حتی از کوچترین پیشرفت هم حسادت کنی و دست بر سفره ومشت بر پیشانی مثل الآن بودید و زیر پای همدیگر خالی. در مواقع مختلف بخواهید ودر چایش بیندازید .ان روز ها در خانه ها به روی هم باز بود و انتظار این نبود که حتما برای هر مراسمی سور دهی و دعوت نامه بفرستی و این روزها فقط در مراسم های عروسی اگر دعوت باشید وبیشتر در مراسم عزا بدون دعوت می توانی ان خودرا ببینید وحتی دوستان وآشنایا ن وآن روزها همه رنگها رنگ سال بود . وأن روز ها یقه ها آن قدر مهم نبود بلکه گردنی که درآن یقه ها بود باید رگ داشت مهم بود. و آن روز هرروز یک مانتو شیک داشتن مهم نبود بلکه دوژاکتی که دوخواهر باهم عوض می د و می پوشیدند جالب بودو ان روز ها در روز عید یک لباس نوی دست. دوز مادر برایت از برندها هم برند تر بودوان روز ها رفتن خانه و وعمو ترا شاد میکرد امدن آنها به خانه شما در حالیکه این روزها رغبتی به دیدن هیچکدام در بچه ها نیست. آن روزها بهترین خواب را در تلار و زیر اسمان پراز ستاره داشتی ولی این روزها با صدای بلند تلویزیون ویا موبایل در روی بخواب رفتن است .ان روز ها به فکر به اسطورها و نقلی که شنیده بودی در شب بخواب می رفتید ولی این روز ها ذهن ها در گیر به جنایات وخیانتهای هاییکه در ها و سریالهای خارجی دیده میشود بخواب می روی ان روزها قشنگترین روز آمدن فامیل سرزده به خانه هابود ولی این روزها همه منتظر دعوت هم هستند وحتی مکالمات تلفنی که. قیمتش سرسام اورشده. کم کم دارد کم رنگتر میشود پس باید در باره قدیم هابرای جماعت بهت زده وگمشده در اوهام این روزها بنویسیم که یاد قدیم ها بخیر 
زلیخاصبا
مجموعه: دنیای بازیگران

لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات   نام اصلی : لیلا بلوکات
زمینه فعالیت : بازیگر سینما ، تلویزیون و تئاتر
تولد : ۴ آذر ۱۳۶۰ تهران
محل زندگی : تهران
ملیت : ایران
پیشه : بازیگری
سال های فعالیت : از ۱۳۸۴ تاکنون

لیلا بلوکات متولد ۱۳۶۰ یکی از بازیگران سینما و تلویزیون ایران است. از کارهای او می توان به نقش نفرتیتی در سریال یوسف اشاره کرد.

بیوگرافی لیلا بلوکات
لیلا بلوکات متولد ۱۳۶۰ یکی از بازیگران سینما و تلویزیون ایران است. وی مجرد و دو خواهر و یک برادر دارد.

او از سال ۱۳۷۸ با بازی در مجموعه «روزهای زندگی» به کارگردانی سیروس مقدم رسما وارد حرفه ی بازیگری شد.

پس از حضور موفق در سریال یوسف و بازی در نقش همسر اخلاتون بیشتر دیده شد و دارای شهرت خاصی گردید.

لیلا بلوکات فوق العاده به ورزش علاقه مند است. او  گفته: من از بچگی والیبال دوست داشتم. الان دو، سه سالی است که بخش بانوان باشگاه هنرمندان راه افتاده و من با این تیم شروع به همکاری و بازی . در واقع شروع با تیم والیبال هنرمندان بوده اما در سه، چهار تیم دیگر هم توپ می زنم.
 
لیلا بلوکات علاوه بر والیبال سوارکاری را هم حرفه ای دنبال می کند.   لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات     شناسی سینما
* پنج ستاره ( ) (۱۳۹۲)
* آینه شمعدون (۱۳۹۱)
* عملیات مهد کودک (۱۳۹۱)
*  جیب بر خیابان جنوبی (۱۳۹۰)
* آقا یوسف (۱۳۸۹)
* ا اجیها ۲ (۱۳۸۷)
* یوسف (۱۳۸۶)
* ا اجیها (۱۳۸۵)
* ابراهیم خلیل الله (۱۳۸۴)

تلویزیون
* زمانی برای عاشقی (۱۳۹۲)
*  شوخی با ستارگان (۱۳۹۲)
*  و خدا زن را آفرید (۱۳۹۲)
*  راز پنهان (۱۳۹۱)
*  یوسف (مجموعه تلویزیونی) (۱۳۸۷)
* عملیات پایتخت (مجموعه تلویزیونی) (۱۳۸۷)
* روزهای زندگی (۱۳۷۸-۱۳۷۷)
*  آسمان همیشه ابری نیست (مجموعه تلویزیونی)   تصاویر لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات   لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات  تصاویر لیلا بلوکات   لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات  لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات   تصاویر لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات  لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات   تصاویر لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات  ع جدید لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات   تصاویر لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات ع خانوادگی لیلا بلوکات ( برادر و دوخواهر)
لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات برادر و دو خواهر لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات   لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات  تولد لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات 
منبع:wikipedia.org از بازیگران بیشتر بدانید بازیگر زن سینمای ایران در نیوکمپ/ ع جدید ترین ع های لیلا بلوکات در ایتالیا/ تصاویر سفرنامه تصویری بازیگر زن از اروپا/ مجموعه ع نورا هاشمی و لیلا بلوکات در افتتاحیه «جیب بر خیابان جنوبی» تفریح و سرگرمی استارهای ایرانی چیست؟ روایت یوسف مرادیان و لیلا بلوکات از زوجی که بچه دار نمی شوند+ع


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
مجموعه: دنیای بازیگران

لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات   نام اصلی : لیلا بلوکات
زمینه فعالیت : بازیگر سینما ، تلویزیون و تئاتر
تولد : ۴ آذر ۱۳۶۰ تهران
محل زندگی : تهران
ملیت : ایران
پیشه : بازیگری
سال های فعالیت : از ۱۳۸۴ تاکنون

لیلا بلوکات متولد ۱۳۶۰ یکی از بازیگران سینما و تلویزیون ایران است. از کارهای او می توان به نقش نفرتیتی در سریال یوسف اشاره کرد.

بیوگرافی لیلا بلوکات
لیلا بلوکات متولد ۱۳۶۰ یکی از بازیگران سینما و تلویزیون ایران است. وی مجرد و دو خواهر و یک برادر دارد.

او از سال ۱۳۷۸ با بازی در مجموعه «روزهای زندگی» به کارگردانی سیروس مقدم رسما وارد حرفه ی بازیگری شد.

پس از حضور موفق در سریال یوسف و بازی در نقش همسر اخلاتون بیشتر دیده شد و دارای شهرت خاصی گردید.

لیلا بلوکات فوق العاده به ورزش علاقه مند است. او  گفته: من از بچگی والیبال دوست داشتم. الان دو، سه سالی است که بخش بانوان باشگاه هنرمندان راه افتاده و من با این تیم شروع به همکاری و بازی . در واقع شروع با تیم والیبال هنرمندان بوده اما در سه، چهار تیم دیگر هم توپ می زنم.
 
لیلا بلوکات علاوه بر والیبال سوارکاری را هم حرفه ای دنبال می کند.   لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات     شناسی سینما
* پنج ستاره ( ) (۱۳۹۲)
* آینه شمعدون (۱۳۹۱)
* عملیات مهد کودک (۱۳۹۱)
*  جیب بر خیابان جنوبی (۱۳۹۰)
* آقا یوسف (۱۳۸۹)
* ا اجیها ۲ (۱۳۸۷)
* یوسف (۱۳۸۶)
* ا اجیها (۱۳۸۵)
* ابراهیم خلیل الله (۱۳۸۴)

تلویزیون
* زمانی برای عاشقی (۱۳۹۲)
*  شوخی با ستارگان (۱۳۹۲)
*  و خدا زن را آفرید (۱۳۹۲)
*  راز پنهان (۱۳۹۱)
*  یوسف (مجموعه تلویزیونی) (۱۳۸۷)
* عملیات پایتخت (مجموعه تلویزیونی) (۱۳۸۷)
* روزهای زندگی (۱۳۷۸-۱۳۷۷)
*  آسمان همیشه ابری نیست (مجموعه تلویزیونی)   تصاویر لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات   لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات  تصاویر لیلا بلوکات   لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات  لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات   تصاویر لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات  لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات   تصاویر لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات  ع جدید لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات   تصاویر لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات ع خانوادگی لیلا بلوکات ( برادر و دوخواهر)
لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات برادر و دو خواهر لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات   لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات  تولد لیلا بلوکات لیلا بلوکات,بیوگرافی لیلا بلوکات,تصاویر لیلا بلوکات 
منبع:wikipedia.org از بازیگران بیشتر بدانید بازیگر زن سینمای ایران در نیوکمپ/ ع جدید ترین ع های لیلا بلوکات در ایتالیا/ تصاویر سفرنامه تصویری بازیگر زن از اروپا/ مجموعه ع نورا هاشمی و لیلا بلوکات در افتتاحیه «جیب بر خیابان جنوبی» تفریح و سرگرمی استارهای ایرانی چیست؟ روایت یوسف مرادیان و لیلا بلوکات از زوجی که بچه دار نمی شوند+ع
کابوس هر فرد معرف وضعیت روانی اش است
ع ماشین 2016+ع
در ع خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو با بیوگرافی ۹۷ شما کاربران عزیز سایت ع نوشته می توانید متفاوت ترین ع های خواهران منصوریان را همراه با بیوگرافی و همسرانشان مشاهده کنید و … ع خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو با بیوگرافی ۹۷ ع های خواهران منصوریان به همراه بیوگرافی ها قهرمانان پرافتخاری که پشتکار آنها را از برداشت جو و کار سخت در زمین کشاورزی و از زندگی که فقر مطلق بر آن حاکم بود، به طی مجموعا ۳۰۰ کیلومتر مسیر روزانه رفت و برگشت از سمیرم به اصفهان کشانده است و در نهایت آنها را آوازه پرافتخار آسیا و جهان کرد ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانوع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو ورزش امروز ن ایران، نام های مهمی دارد که یکی از آنها، خواهران منصوریان هستند. الهه، شهربانو و سهیلا منصوریان، نوابغ ووشو ایران و جهان هستند که توانسته اند با اتکا به قدرت بدنی و عزمی جزم، در یکی از سخت ترین رشته های ورزشی، برای ایران، افتخارات جهانی ب کنند. در تاریخ ورزش ایران، حضور سه خواهر قهرمانی در یک رشته ورزشی سابقه نداشته است. خواهران ووشوکار ایران، تا کنون موضوع چند مستند ورزشی هم شده اند. خواهران قریب که مبارزات ورزشی الهه و شهربانو در مسابقات آسیایی اینچئون کره جنوبی را به تصویر کشید و مستندی به نام صفر تا سکو که روایتی از زندگی سه قهرمان ورزش بانوان ایران است و حضور موفقی در سینما حقیقت را در کارنامه دارد و در سی و پنجمین جشنواره فجر نیز به نمایش در آمد از آن جمله است. این ، جایزه “نشان فیروزه” بهترین مستند جشنواره حقیقت را در سال ۹۵ از آن خود کرد که با استقبال گسترده تماشاگران این دوره از رقابت ها مواجه شد. تیتراژ این را در ویدیو زیر مشاهده کنید. ووشو، ترکیبی از بو و تکواندو بوده و از سخت ترین ورزش ها به خصوص برای بانوان به شمار می رود. عشق به ووشو در میان خواهران افسانه ای ووشوکار ایران سبب شد تا آنها، راه پایتخت را برگزیده و در باشگاه های تهران مشغول به تمرین شوند. زندگی نامه خواهران منصوریان الهه منصوریان، یکی از خواهران افسانه ای ووشو ایران، متولد سمیرم اصفهان است. خواهرانش وی را تکنیکی تر از خودشان می دانند و علت ورودشان به صحنه ووشو را حمایت های الهه می دانند. الهه در سال ۲۰۱۰ میلادی، مدال طلای جام جهانی سانشو چین و مدل برنز سانشور در بازی های آسیایی گوانگجو را تصاحب کرد. همچنین در سال ۲۰۰۹ میلادی در وزن ۴۸ کیلوگرم، مدال نقره قهرمانی جهان را در تورنتو کانادا بدست آورد. ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانوع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو مشاهده های بروسلی سبب شد تا وی با ورزش رزمی به ویژه رشته ووشو علاقه پیدا کند و از صفر تا صد این مسیر را با موفقیت طی کند. او نخستین بانوی ووشو کشور است که توانسته سانداراکاران فوق حرفه ای چینی را ش ت دهد و مدال طلای قهرمانی آسیا را بر گردن اندازد. او این موفقیت را از همه موفقیت هایش بیشتر دوست دارد، چرا که به ش ت چینی ها منتهی شد. البته او گفته بود که برای ب این موفقیت، مدتی را در باشگاه هایی در چین تمرین کرد و قریب به ۳۰ میلیون تومان نیز ج روی دستش گذاشت. تمرین در چین و ش ت دادن چینی ها که مهد ووشو جهان را در اختیار دارند، کاریست کارستان که الهه، توانست بانوان رزمی کار ایران را به این موفقیت نائل کند. الهه، اکنون سرمربی تیم ان اصفهان است و امید دارد تا این تیم را قهرمان لیگ برتر ساندا ایران نماید و به همین خاطر، پیشنهاد ماهانه ۸ میلیون تومانی باشگاه ساندا چینی را در سال ۲۰۱۶ میلادی رد کرد. زندگینامه خواهران منصوریان خانم منصوریان بارها در مصاحبه های خود، از زندگی بسیار سختی که وی و خانواده اش در سمیرم نصف جهان با آن روبرو بود سخن گفت. وی و دو خواهرش، از کودکی با کم ترین امکانات ورزشی در منطقه ای محروم، مسیر رشد را پیمودند و از دوازده سالگی، پا به عرصه ورزش حرفه ای گذاشتند. ووشو، ترکیبی از بو و تکواندو بوده و از سخت ترین ورزش ها به خصوص برای بانوان به شمار می رود. عشق به ووشو در میان خواهران افسانه ای ووشوکار ایران سبب شد تا آنها، راه پایتخت را برگزیده و در باشگاه های تهران مشغول به تمرین شوند. الهه، موفقیت خود و خواهرانش را در این رشته، مدیون حمایت خانواده دانست که به زعم مخالفت های اطرافیان که رشته رزمی را مناسب بانوان نمی دانستند، در این راه گام برداشتند. بیوگرافی شهربانو منصوریان شهربانو منصوریان ۲۹ ساله (قد ۱۸۰ ،وزن ۶۰) متولد شهرستان سمیرم از توابع استان اصفهان، حدود ۲۰ سال است که در رشته های رزمی فعالیت دارد، وی تا به حال افتخارات زیادی را به همراه دو خواهر دیگرش در ووشو به دست آورده است. شهربانو منصوریان از ۹ سالگی به ورزش های رزمی علاقه مند شد و علاوه بر ووشو در رشته گ فو نیز حال فعالیت داشته است. وی سه مدال طلای جهانی، یک مدال طلای جام جهانی اندونزی، یک نشان طلای آسیا و همچنین چندین قهرمانی کشوری در رشته ووشو بخش ساندا بدست آورده است. الهه و سهیلا منصوریان، خواهران شهربانو هستند و هر سه نابغه ووشو، افتخارات زیادی را در این رشته برای ایران ی به دست آورده اند. خواهران منصوریان ویکی پدیا شهربانو منصوریان ووشوکار قهرمان با حضور در برنامه ماه عسل ، از دقایق تلخ و حسرت های دوران کودکی اش گفت. شهربانو: آرزوم بود یه موتور لاستیکی داشته باشم. پدرم نمیتونست آرزوهای منو براورده کنه و فقط زورش میرسید که شکممون رو سیر کنه. ‏ شهربانو منصوریان؛ قهرمانِ ملی ووشو از شکل آشنایی با همسرش در برنامه ماه عسل گفت : من با یک نفر بحثم میشه سر کرایه أسب و همون موضوع باعث آشنایی ما میشه و درنهایت ازدواج میکنیم. اون موقع بیشترین نگرانیم برای خانواده بود چون همسرم دیگه اجازه نمیداد برم آبشار برای أجاره أسب و برم مزرعه برای سیب چیدن و کار کنم و پول دربیارم شهربانو منصوریان از ۹ سالگی به ورزش های رزمی علاقه مند شد و علاوه بر ووشو در رشته گ فو نیز حال فعالیت داشته است. بیوگرافی الهه منصوریان الهه منصوریان الهه منصوریان متولد ۱۳۷۰ در سمیرم اصفهان، ورزشکار است وی در بین دوخواهر دیگر اولین نفری بود که سمت رشته ووشو رفت، سپس خواهران دیگرشم به سمت باشگاه خودش کشاند تا این رشته را دنبال کنند؛ همچنین اولین عضو خانواده منصوریان بود که نام خود را در ووشوی ایران مطرح کرد و به عنوان قهرمانی آسیا و جهان رسید. الهه در حال حاضر در ۵۶ کیلوگرم مبارزه می کند. افتخارات ورزشی الهه منصوریان مهم ترین افتخارات ورزشی رده جوانان برای الهه منصوریان : نقره مسابقات آسیایی کره جنوبی ۲۰۰۷ و طلا مسابقات آسیایی ماکائو ۲۰۰۹ می باشد. مهم ترین افتخارات ورزشی رده بزرگ سالان : نقره جهانی کانادا ۲۰۰۹، طلا جام جهانی چین ۲۰۱۰، طلا جام قفقاز ۲۰۱۰، برنز بازی های آسیایی گوانگ ژو ۲۰۱۰، برنز جهانی ترکیه ۲۰۱۱، طلای جهانی ما ی ۲۰۱۳، نقره آسیایی اینچئون ۲۰۱۴ و طلا آسیایی تایوان ۲۰۱۶ بیوگرافی سهیلا منصوریان سهیلا منصوریان سهیلا منصوریان متولد ۱۳۶۹ در سمیرم اصفهان، ورزشکار است. اول شهربانو و بعد هم الهه این رشته را انتخاب د، آنها مدال جهانی داشتند که من هم ووشوکار شدم. من گرچه عاشق ورزش بودم ولی اول ووشو انتخابم نبود، من عاشق گ فو و کیک بو ینگ بودم و در هر دو رشته هم خیلی خوب ظاهر شده بودم. در مسابقات داخلی هم خیلی خوب عمل می اما متاسفانه شرایط در این رشته ها برای انتخاب بازیکن و حضور در رقابت های بین المللی اصلا عادلانه نبود. خواهران منصوریان خانواده با فقر مطلق خانواده منصوریان متشکل از از پنج خواهر و یک برادر بود، پدران همراه مادر و سه تن از خواهران روی مزارع کشاورزی دیگران کارگری می د، در فصل غیر کار پدر راهی شیراز می شد تا آنجا کار کند مرضیه خواهر بزرگتر من نور چشمی پدرم بودم و آرزو داشت که به بروم اما در یک دوره زمانی به دلیل شرایط بد موجود و همچنین مواردی مانند فشار طلبکار ها من به یک ازدواج ناخواسته تن دادم و البته دو سال بعد با یک بچه ۶ ماهه مجبور به طلاق بازگشت به خانه پدر و مادرم شدم شهربانو دختر دوم شهربانو دختر دوم خانواده می گوید از ۷ – ۸ سالگی همراه بابام برای کارگری سر زمین های مردم می رفته است، البته این خواسته قلبیم بود چون پدر توانایی انجام این کارارو نداشت، می گوید تو بچگی تنها دلخوشی اش رفتم به ۱۳ بدر بود که اون هم بدلیل نبود توانایی کرایه ماشین امکانش نبود ماجرای مرغ های عروسی ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانوع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو شهربانو منصوریان : به یاد دارم مراسم عروسی خواهرم که ۱۳ ساله بودم که همراه با پدرم برای ید مرغ به یک مرغ فروشی رفتیم، اما فروشنده به پدرم گفت : که، چون چک های قبلی ات را پاس نکرده ای نمی توانم به تو مرغ قرض بدهم و در آن لحظه من به آن فروشنده ماس خیلی زیادی هنوز هم وقتی یاد آن اتفاق می افتم خیلی ناراحت می شوم در نهایت مرغ فروش راضی می شود و با کار زیاد شهربانو بدهی های پدرش را پرداخت می کند ع و بیوگرافی کامل خواهران منصوریان + زندگی شخصی و خانوادگی وقتی پدر خانواده را رها کرد مرضیه وقتی من برگشتم (بعد از طلاق) در آن دوران هیچ خبری از پدرم نداشتیم تا این که متوجه شدیم پدر وقتی برای کار به شیراز رفته در همان جا ازدواج کرده است و دیگه بر نمیگردد. ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو شهربانو به شیراز رفت با بدتر شدن وضعیت زندگی و رفتن پدر؛ شهربانو درس را از پنجم ابت کنار می گذارد و به کارگری در یک خانواده در شیراز به سفارش عمویش می رود تا بخشی از هزینه های خانواده را تامین کند، آنجا به پیشنهاد عمویش در کلاس کاراته ثبت نام می کند و این شروعی می شود برای آرزوهای بزرگتر الهه از رفتن شهربانو می گوید رفتن شهربانو ما را خیلی اذیت کرد، اما او این کار را به این دلیل انجام داد که خانواده داشت از هم می پاشید و به همین دلیل ترک تحصیل کرد و به دنبال کار رفت سهیلا برای زندگی رفت پدر خواهران منصوریان در ابتدا رفتن پدرم و سپس رفتن شهربانو برای من خیلی سخت بود به یاد دارم در آن زمان که شهربانو دو سالی بود پیش ما نبود، یکی از دوستان پدرم برای تفریح به شهر ما سمیرم آمد و سراغ پدرم را گرفت، اما وقتی متوجه شد که او ما را ترک کرده خیلی تعجب کرد و به من گفت که اگر دوست داشته باشی می توانی همراه من و خانواده ام به اصفهان بیایی و در آن جا همراه با دخترم به مدرسه بروی و نزد ما زندگی کنی، با رضایت مادر سهیلا همان روز همراه این خانواده رفت و زندگی جدیدی با این خانواده در رفاه شروع کرد ورزش شروعی دیگر با شروع شهربانو در باشگاه ورزشی شیراز، خواهرانش را به سمت ورزش سوق می دهد ، مادر حلقه ازدواجش را می فروشد تا الهه بتواند خود را به اردو و مسابقه برساند، مربیانی در این مسیر وقتی استعداد و پشتکار شهربانو و الهه را می بینند سعی می کنند مسیر پیشرفت خواهران منصوریان را هموارتر کنند ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانوع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو بیوگرافی شهربانو منصوریان شهربانو منصوریات متولد ۱۳۶۴ در سمیرم اصفهان، ورزشکار است در بین خواهرانتان، هم بیشترین طلا را دارد، هم بزرگتر از همه هست و زودتر ووشو را آغاز کرده است، بیش از ۱۰ سال است که ازدواج کرده و میگوید گرچه قصد داشتم که دو سال بعد از ازدواج ورزش قهرمانی را کنار بگذارم تا بیشتر به زندگی ام برسم اما با حمایت همسرم این کار را ن و به این مسیر ادامه دادم شهربانو در وزن ۶۴ کیلوگرم ووشو فعالیت می کند سن خواهران منصوریان ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو ووشو و گ فو شهربانو منصوریان از ۹ سالگی به ورزش های رزمی علاقه مند شد و علاوه بر ووشو در رشته گ فو نیز حال فعالیت داشته است. ع شهربان منصوریان و همسرش ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانوع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو بیوگرافی الهه منصوریان الهه منصوریان متولد ۱۳۷۰ در سمیرم اصفهان، ورزشکار است وی در بین دوخواهر دیگر اولین نفری بود که سمت رشته ووشو رفت، سپس خواهران دیگرشم به سمت باشگاه خودش کشاند تا این رشته را دنبال کنند؛ همچنین اولین عضو خانواده منصوریان بود که نام خود را در ووشوی ایران مطرح کرد و به عنوان قهرمانی آسیا و جهان رسید الهه در حال حاضر در ۵۶ کیلوگرم مبارزه می کند. ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو به صورت تفریحی گاهی با دوستانم والیبال و فوتبال بازی می کنم، فعلا فقط به ورزش و ادامه تحصیل فکر می کنم و خواستگاری را به منزل راه نداده ام افتخارات ورزشیی مهم ترین افتخارات ورزشی رده جوانان برای الهه منصوریان : نقره مسابقات آسیایی کره جنوبی ۲۰۰۷ و طلا مسابقات آسیایی ماکائو ۲۰۰۹ می باشد مهم ترین افتخارات ورزشی رده بزرگ سالان : نقره جهانی کانادا ۲۰۰۹، طلا جام جهانی چین ۲۰۱۰، طلا جام قفقاز ۲۰۱۰، برنز بازی های آسیایی گوانگ ژو ۲۰۱۰، برنز جهانی ترکیه ۲۰۱۱، طلای جهانی ما ی ۲۰۱۳، نقره آسیایی اینچئون ۲۰۱۴ و طلا آسیایی تایوان ۲۰۱۶ خواهران منصوریان ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو بیوگرافی سهیلا منصوریان سهیلا منصوریان متولد ۱۳۶۹ در سمیر اصفهان، ورزشکار اس اول شهربانو و بعد هم الهه این رشته را انتخاب د، آنها مدال جهانی داشتند که من هم ووشوکار شدم. من گرچه عاشق ورزش بودم ولی اول ووشو انتخابم نبود، من عاشق گ فو و کیک بو ینگ بودم و در هر دو رشته هم خیلی خوب ظاهر شده بودم. در مسابقات داخلی هم خیلی خوب عمل می اما متاسفانه شرایط در این رشته ها برای انتخاب بازیکن و حضور در رقابت های بین المللی اصلا عادلانه نبود تغییر رشته به سمت ووشو الهه گفت بیا ووشو کار کن، گفتم من هیچی بلد نیستم، البته دست و پای خوبی داشتم اما کشتی گیر نبودم. الهه گفت دو ماه کار می کنیم و کشتی را یادت می دهم با الهه و شهربانو در سمیرم کار را شروع کردیم و آنها همه چیز را به من یاد دادند. همان سال در مسابقات کشوری سوم شدم، دو سال بعد مدال طلای بازی های مالری را گرفتم سهیلا در وزن ۵۲ کیلوگرم مبارزه می کند
در ع خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو با بیوگرافی ۹۷ شما کاربران عزیز سایت ع نوشته می توانید متفاوت ترین ع های خواهران منصوریان را همراه با بیوگرافی و همسرانشان مشاهده کنید و … ع خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو با بیوگرافی ۹۷ ع های خواهران منصوریان به همراه بیوگرافی ها قهرمانان پرافتخاری که پشتکار آنها را از برداشت جو و کار سخت در زمین کشاورزی و از زندگی که فقر مطلق بر آن حاکم بود، به طی مجموعا ۳۰۰ کیلومتر مسیر روزانه رفت و برگشت از سمیرم به اصفهان کشانده است و در نهایت آنها را آوازه پرافتخار آسیا و جهان کرد ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانوع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو ورزش امروز ن ایران، نام های مهمی دارد که یکی از آنها، خواهران منصوریان هستند. الهه، شهربانو و سهیلا منصوریان، نوابغ ووشو ایران و جهان هستند که توانسته اند با اتکا به قدرت بدنی و عزمی جزم، در یکی از سخت ترین رشته های ورزشی، برای ایران، افتخارات جهانی ب کنند. در تاریخ ورزش ایران، حضور سه خواهر قهرمانی در یک رشته ورزشی سابقه نداشته است. خواهران ووشوکار ایران، تا کنون موضوع چند مستند ورزشی هم شده اند. خواهران قریب که مبارزات ورزشی الهه و شهربانو در مسابقات آسیایی اینچئون کره جنوبی را به تصویر کشید و مستندی به نام صفر تا سکو که روایتی از زندگی سه قهرمان ورزش بانوان ایران است و حضور موفقی در سینما حقیقت را در کارنامه دارد و در سی و پنجمین جشنواره فجر نیز به نمایش در آمد از آن جمله است. این ، جایزه “نشان فیروزه” بهترین مستند جشنواره حقیقت را در سال ۹۵ از آن خود کرد که با استقبال گسترده تماشاگران این دوره از رقابت ها مواجه شد. تیتراژ این را در ویدیو زیر مشاهده کنید. ووشو، ترکیبی از بو و تکواندو بوده و از سخت ترین ورزش ها به خصوص برای بانوان به شمار می رود. عشق به ووشو در میان خواهران افسانه ای ووشوکار ایران سبب شد تا آنها، راه پایتخت را برگزیده و در باشگاه های تهران مشغول به تمرین شوند. زندگی نامه خواهران منصوریان الهه منصوریان، یکی از خواهران افسانه ای ووشو ایران، متولد سمیرم اصفهان است. خواهرانش وی را تکنیکی تر از خودشان می دانند و علت ورودشان به صحنه ووشو را حمایت های الهه می دانند. الهه در سال ۲۰۱۰ میلادی، مدال طلای جام جهانی سانشو چین و مدل برنز سانشور در بازی های آسیایی گوانگجو را تصاحب کرد. همچنین در سال ۲۰۰۹ میلادی در وزن ۴۸ کیلوگرم، مدال نقره قهرمانی جهان را در تورنتو کانادا بدست آورد. ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانوع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو مشاهده های بروسلی سبب شد تا وی با ورزش رزمی به ویژه رشته ووشو علاقه پیدا کند و از صفر تا صد این مسیر را با موفقیت طی کند. او نخستین بانوی ووشو کشور است که توانسته سانداراکاران فوق حرفه ای چینی را ش ت دهد و مدال طلای قهرمانی آسیا را بر گردن اندازد. او این موفقیت را از همه موفقیت هایش بیشتر دوست دارد، چرا که به ش ت چینی ها منتهی شد. البته او گفته بود که برای ب این موفقیت، مدتی را در باشگاه هایی در چین تمرین کرد و قریب به ۳۰ میلیون تومان نیز ج روی دستش گذاشت. تمرین در چین و ش ت دادن چینی ها که مهد ووشو جهان را در اختیار دارند، کاریست کارستان که الهه، توانست بانوان رزمی کار ایران را به این موفقیت نائل کند. الهه، اکنون سرمربی تیم ان اصفهان است و امید دارد تا این تیم را قهرمان لیگ برتر ساندا ایران نماید و به همین خاطر، پیشنهاد ماهانه ۸ میلیون تومانی باشگاه ساندا چینی را در سال ۲۰۱۶ میلادی رد کرد. زندگینامه خواهران منصوریان خانم منصوریان بارها در مصاحبه های خود، از زندگی بسیار سختی که وی و خانواده اش در سمیرم نصف جهان با آن روبرو بود سخن گفت. وی و دو خواهرش، از کودکی با کم ترین امکانات ورزشی در منطقه ای محروم، مسیر رشد را پیمودند و از دوازده سالگی، پا به عرصه ورزش حرفه ای گذاشتند. ووشو، ترکیبی از بو و تکواندو بوده و از سخت ترین ورزش ها به خصوص برای بانوان به شمار می رود. عشق به ووشو در میان خواهران افسانه ای ووشوکار ایران سبب شد تا آنها، راه پایتخت را برگزیده و در باشگاه های تهران مشغول به تمرین شوند. الهه، موفقیت خود و خواهرانش را در این رشته، مدیون حمایت خانواده دانست که به زعم مخالفت های اطرافیان که رشته رزمی را مناسب بانوان نمی دانستند، در این راه گام برداشتند. بیوگرافی شهربانو منصوریان شهربانو منصوریان ۲۹ ساله (قد ۱۸۰ ،وزن ۶۰) متولد شهرستان سمیرم از توابع استان اصفهان، حدود ۲۰ سال است که در رشته های رزمی فعالیت دارد، وی تا به حال افتخارات زیادی را به همراه دو خواهر دیگرش در ووشو به دست آورده است. شهربانو منصوریان از ۹ سالگی به ورزش های رزمی علاقه مند شد و علاوه بر ووشو در رشته گ فو نیز حال فعالیت داشته است. وی سه مدال طلای جهانی، یک مدال طلای جام جهانی اندونزی، یک نشان طلای آسیا و همچنین چندین قهرمانی کشوری در رشته ووشو بخش ساندا بدست آورده است. الهه و سهیلا منصوریان، خواهران شهربانو هستند و هر سه نابغه ووشو، افتخارات زیادی را در این رشته برای ایران ی به دست آورده اند. خواهران منصوریان ویکی پدیا شهربانو منصوریان ووشوکار قهرمان با حضور در برنامه ماه عسل ، از دقایق تلخ و حسرت های دوران کودکی اش گفت. شهربانو: آرزوم بود یه موتور لاستیکی داشته باشم. پدرم نمیتونست آرزوهای منو براورده کنه و فقط زورش میرسید که شکممون رو سیر کنه. ‏ شهربانو منصوریان؛ قهرمانِ ملی ووشو از شکل آشنایی با همسرش در برنامه ماه عسل گفت : من با یک نفر بحثم میشه سر کرایه أسب و همون موضوع باعث آشنایی ما میشه و درنهایت ازدواج میکنیم. اون موقع بیشترین نگرانیم برای خانواده بود چون همسرم دیگه اجازه نمیداد برم آبشار برای أجاره أسب و برم مزرعه برای سیب چیدن و کار کنم و پول دربیارم شهربانو منصوریان از ۹ سالگی به ورزش های رزمی علاقه مند شد و علاوه بر ووشو در رشته گ فو نیز حال فعالیت داشته است. بیوگرافی الهه منصوریان الهه منصوریان الهه منصوریان متولد ۱۳۷۰ در سمیرم اصفهان، ورزشکار است وی در بین دوخواهر دیگر اولین نفری بود که سمت رشته ووشو رفت، سپس خواهران دیگرشم به سمت باشگاه خودش کشاند تا این رشته را دنبال کنند؛ همچنین اولین عضو خانواده منصوریان بود که نام خود را در ووشوی ایران مطرح کرد و به عنوان قهرمانی آسیا و جهان رسید. الهه در حال حاضر در ۵۶ کیلوگرم مبارزه می کند. افتخارات ورزشی الهه منصوریان مهم ترین افتخارات ورزشی رده جوانان برای الهه منصوریان : نقره مسابقات آسیایی کره جنوبی ۲۰۰۷ و طلا مسابقات آسیایی ماکائو ۲۰۰۹ می باشد. مهم ترین افتخارات ورزشی رده بزرگ سالان : نقره جهانی کانادا ۲۰۰۹، طلا جام جهانی چین ۲۰۱۰، طلا جام قفقاز ۲۰۱۰، برنز بازی های آسیایی گوانگ ژو ۲۰۱۰، برنز جهانی ترکیه ۲۰۱۱، طلای جهانی ما ی ۲۰۱۳، نقره آسیایی اینچئون ۲۰۱۴ و طلا آسیایی تایوان ۲۰۱۶ بیوگرافی سهیلا منصوریان سهیلا منصوریان سهیلا منصوریان متولد ۱۳۶۹ در سمیرم اصفهان، ورزشکار است. اول شهربانو و بعد هم الهه این رشته را انتخاب د، آنها مدال جهانی داشتند که من هم ووشوکار شدم. من گرچه عاشق ورزش بودم ولی اول ووشو انتخابم نبود، من عاشق گ فو و کیک بو ینگ بودم و در هر دو رشته هم خیلی خوب ظاهر شده بودم. در مسابقات داخلی هم خیلی خوب عمل می اما متاسفانه شرایط در این رشته ها برای انتخاب بازیکن و حضور در رقابت های بین المللی اصلا عادلانه نبود. خواهران منصوریان خانواده با فقر مطلق خانواده منصوریان متشکل از از پنج خواهر و یک برادر بود، پدران همراه مادر و سه تن از خواهران روی مزارع کشاورزی دیگران کارگری می د، در فصل غیر کار پدر راهی شیراز می شد تا آنجا کار کند مرضیه خواهر بزرگتر من نور چشمی پدرم بودم و آرزو داشت که به بروم اما در یک دوره زمانی به دلیل شرایط بد موجود و همچنین مواردی مانند فشار طلبکار ها من به یک ازدواج ناخواسته تن دادم و البته دو سال بعد با یک بچه ۶ ماهه مجبور به طلاق بازگشت به خانه پدر و مادرم شدم شهربانو دختر دوم شهربانو دختر دوم خانواده می گوید از ۷ – ۸ سالگی همراه بابام برای کارگری سر زمین های مردم می رفته است، البته این خواسته قلبیم بود چون پدر توانایی انجام این کارارو نداشت، می گوید تو بچگی تنها دلخوشی اش رفتم به ۱۳ بدر بود که اون هم بدلیل نبود توانایی کرایه ماشین امکانش نبود ماجرای مرغ های عروسی ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانوع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو شهربانو منصوریان : به یاد دارم مراسم عروسی خواهرم که ۱۳ ساله بودم که همراه با پدرم برای ید مرغ به یک مرغ فروشی رفتیم، اما فروشنده به پدرم گفت : که، چون چک های قبلی ات را پاس نکرده ای نمی توانم به تو مرغ قرض بدهم و در آن لحظه من به آن فروشنده ماس خیلی زیادی هنوز هم وقتی یاد آن اتفاق می افتم خیلی ناراحت می شوم در نهایت مرغ فروش راضی می شود و با کار زیاد شهربانو بدهی های پدرش را پرداخت می کند ع و بیوگرافی کامل خواهران منصوریان + زندگی شخصی و خانوادگی وقتی پدر خانواده را رها کرد مرضیه وقتی من برگشتم (بعد از طلاق) در آن دوران هیچ خبری از پدرم نداشتیم تا این که متوجه شدیم پدر وقتی برای کار به شیراز رفته در همان جا ازدواج کرده است و دیگه بر نمیگردد. ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو شهربانو به شیراز رفت با بدتر شدن وضعیت زندگی و رفتن پدر؛ شهربانو درس را از پنجم ابت کنار می گذارد و به کارگری در یک خانواده در شیراز به سفارش عمویش می رود تا بخشی از هزینه های خانواده را تامین کند، آنجا به پیشنهاد عمویش در کلاس کاراته ثبت نام می کند و این شروعی می شود برای آرزوهای بزرگتر الهه از رفتن شهربانو می گوید رفتن شهربانو ما را خیلی اذیت کرد، اما او این کار را به این دلیل انجام داد که خانواده داشت از هم می پاشید و به همین دلیل ترک تحصیل کرد و به دنبال کار رفت سهیلا برای زندگی رفت پدر خواهران منصوریان در ابتدا رفتن پدرم و سپس رفتن شهربانو برای من خیلی سخت بود به یاد دارم در آن زمان که شهربانو دو سالی بود پیش ما نبود، یکی از دوستان پدرم برای تفریح به شهر ما سمیرم آمد و سراغ پدرم را گرفت، اما وقتی متوجه شد که او ما را ترک کرده خیلی تعجب کرد و به من گفت که اگر دوست داشته باشی می توانی همراه من و خانواده ام به اصفهان بیایی و در آن جا همراه با دخترم به مدرسه بروی و نزد ما زندگی کنی، با رضایت مادر سهیلا همان روز همراه این خانواده رفت و زندگی جدیدی با این خانواده در رفاه شروع کرد ورزش شروعی دیگر با شروع شهربانو در باشگاه ورزشی شیراز، خواهرانش را به سمت ورزش سوق می دهد ، مادر حلقه ازدواجش را می فروشد تا الهه بتواند خود را به اردو و مسابقه برساند، مربیانی در این مسیر وقتی استعداد و پشتکار شهربانو و الهه را می بینند سعی می کنند مسیر پیشرفت خواهران منصوریان را هموارتر کنند ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانوع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو بیوگرافی شهربانو منصوریان شهربانو منصوریات متولد ۱۳۶۴ در سمیرم اصفهان، ورزشکار است در بین خواهرانتان، هم بیشترین طلا را دارد، هم بزرگتر از همه هست و زودتر ووشو را آغاز کرده است، بیش از ۱۰ سال است که ازدواج کرده و میگوید گرچه قصد داشتم که دو سال بعد از ازدواج ورزش قهرمانی را کنار بگذارم تا بیشتر به زندگی ام برسم اما با حمایت همسرم این کار را ن و به این مسیر ادامه دادم شهربانو در وزن ۶۴ کیلوگرم ووشو فعالیت می کند سن خواهران منصوریان ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو ووشو و گ فو شهربانو منصوریان از ۹ سالگی به ورزش های رزمی علاقه مند شد و علاوه بر ووشو در رشته گ فو نیز حال فعالیت داشته است. ع شهربان منصوریان و همسرش ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانوع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو بیوگرافی الهه منصوریان الهه منصوریان متولد ۱۳۷۰ در سمیرم اصفهان، ورزشکار است وی در بین دوخواهر دیگر اولین نفری بود که سمت رشته ووشو رفت، سپس خواهران دیگرشم به سمت باشگاه خودش کشاند تا این رشته را دنبال کنند؛ همچنین اولین عضو خانواده منصوریان بود که نام خود را در ووشوی ایران مطرح کرد و به عنوان قهرمانی آسیا و جهان رسید الهه در حال حاضر در ۵۶ کیلوگرم مبارزه می کند. ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو به صورت تفریحی گاهی با دوستانم والیبال و فوتبال بازی می کنم، فعلا فقط به ورزش و ادامه تحصیل فکر می کنم و خواستگاری را به منزل راه نداده ام افتخارات ورزشیی مهم ترین افتخارات ورزشی رده جوانان برای الهه منصوریان : نقره مسابقات آسیایی کره جنوبی ۲۰۰۷ و طلا مسابقات آسیایی ماکائو ۲۰۰۹ می باشد مهم ترین افتخارات ورزشی رده بزرگ سالان : نقره جهانی کانادا ۲۰۰۹، طلا جام جهانی چین ۲۰۱۰، طلا جام قفقاز ۲۰۱۰، برنز بازی های آسیایی گوانگ ژو ۲۰۱۰، برنز جهانی ترکیه ۲۰۱۱، طلای جهانی ما ی ۲۰۱۳، نقره آسیایی اینچئون ۲۰۱۴ و طلا آسیایی تایوان ۲۰۱۶ خواهران منصوریان ع و بیوگرافی خواهران منصوریان الهه و سهیلا و شهربانو بیوگرافی سهیلا منصوریان سهیلا منصوریان متولد ۱۳۶۹ در سمیر اصفهان، ورزشکار اس اول شهربانو و بعد هم الهه این رشته را انتخاب د، آنها مدال جهانی داشتند که من هم ووشوکار شدم. من گرچه عاشق ورزش بودم ولی اول ووشو انتخابم نبود، من عاشق گ فو و کیک بو ینگ بودم و در هر دو رشته هم خیلی خوب ظاهر شده بودم. در مسابقات داخلی هم خیلی خوب عمل می اما متاسفانه شرایط در این رشته ها برای انتخاب بازیکن و حضور در رقابت های بین المللی اصلا عادلانه نبود تغییر رشته به سمت ووشو الهه گفت بیا ووشو کار کن، گفتم من هیچی بلد نیستم، البته دست و پای خوبی داشتم اما کشتی گیر نبودم. الهه گفت دو ماه کار می کنیم و کشتی را یادت می دهم با الهه و شهربانو در سمیرم کار را شروع کردیم و آنها همه چیز را به من یاد دادند. همان سال در مسابقات کشوری سوم شدم، دو سال بعد مدال طلای بازی های مالری را گرفتم سهیلا در وزن ۵۲ کیلوگرم مبارزه می کند
این دو خواهر که بودند ؟
isabel briggs myers و katherine cook briggs.
یکی نمایشنامه نویس و دیگری رمان نویس .
این دو خواهر پس از اینکه کتاب تیپ های شخصیتی یونگ را مطالعه د ، با توجه به ذهنیت دراماتیک و هنرمندانه شان ، بسیار تحت تاثیر کتاب یونگ قرار گرفتند.[ یونگ سخنرانی های عمومی ای نیز در زمینه ی modern psychology به زبان آلمانی و برای سویسی ها و تعداد بیشتری شنونده در تالار سخنرانی دانشکده ی فنی فدرال ( eth ) خ ترتیب داد . از این سخنرانی ها نیز یادداشت برداری شد و در نهایت به دو زبان آلمانی و انگلیسی مانند یادداشت های مربوط به سمینارها میان خوانندگان واجد صلاحیت توزیع شد ( اشخاصی که یا توسط یونگ روانکاوی شده بودند یا توسط روانکاوان پیرو مکتب یونگ روانکاوی و تایید شده بودند ) . عناوین آنها تا سال 1941عبارت بود از : متون شرقی ، فرایند فردیت ، شه های ایگناسوس و لویولا ، کیمیاگری ، " تیپ های روانشناختی شخصیت " و نیز رویاهای ک ن * در سلسله سخنرانی های جداگانه - ( مقدمه ی william mcguireص18 کتاب سمینار یونگ درباره ی زرتشت نیچه ) ]
پس از آن بود که تصمیم گرفتند ، با جامعه آماری که تشکیل می شد از همسایگان و دوستان نزدیک شان ، شروع کنند به امتحان این ایده ی پروفسور یونگ .
لذا تست هایی را آماده سازی د و به دیدار اهالی محل و دوستان و آشنایان رفتند تا این نظریه آقای یونگ را در صحنه ی تئاتر زندگی نیز تماشا کنند...
...........
اما چرا آقای یونگ بدین سمت رفت و چنین کت را نوشت ؟
در مصاحبه ای که کارل گوستاو یونگ در
22 اکتبر 1959 در قست هشتم از فصل اول برنامه face to face با john freeman داشت می گوید :
- شروع این کار یک دلیل خیلی شخصی داشت و اون این بود که نوعی عد را در مورد روانشناسی فروید انجام داده و رعایت کرده باشم ، و....ضمنا برای شناخت بهتر شخصیت خودم . این کار به من کمک کرد که ، دلیل و برهان تئوری فروید و همچنین تئوری اصل قدرت را بهتر درک کنم.
( در پست بعدی همین قسمت را که توسط دوست عزیز صداپیشه ام مهبد قنائت پیشه دوبله و توسط بنیاد فرهنگ زندگی تهیه شده است را برایتان قرار خواهم داد... )
چیزی که در تمام این بخش ها خو د ، بخشی را روشن می سازد و آن این است که هیچ وقت هدف آقای یونگ از این کار ، تیپ شناسی سازمانی نبوده ...
اما از آنجایی که جهان سرمایه داری همیشه پاشنه هایش روی دلار و سازمان و خدمات تجاریش می گردد ، این موضوع هم از تجاری سازی به دور نماند و به ابزاری برای ب درآمد بدل گشت ( نه می شود گفت خوب است ، نه بد ) و البته راهنمایی هم شد برای استخدام نیروی کار سازمان ها ...
بعدها cpp امتیاز تیپ شناسی
myers briggs type indicator )mbti )
را از این خواهران یداری کرده و آن را به یک استاندارد جهانی برای خویشتن تبدیل می نماید . نگاه به زمان
ju ent j / perception p
بخشی بود که توسط همین دو خواهر به این نوع تیپ شناسی اضافه شد و ابزار mbti پدیدار گشت ...
بحثی که این وسط می ماند این است که ، کارل گوستاو یونگ نگاه عجیبی به زمان داشت ، حدودا نگاه او را می توان نزدیک به نگاه فیزیکدان های انیشتینی دانست ، زمان چیزی است نسبی. ( می توان این نگاه او را در تعریف او از همزمانی هم دید که کت تحت عنوان " کشف حکمت اتفاقات " توسط بنیاد فرهنگ زندگی در همین مورد چاپ و ترجمه شده است )
از این رو شاید بتوان فاصله بین این دو سبک را این موضوع هم دانست .
موضوع دیگری که در نگاه به mbti ( درایران ) قابل بحث است ، این است که این ابزار در قالب روانشناسی یونگ ارائه می شود ...
اگر اینطور به آن بنگریم ، در بررسی تیپ های شخصیتی یک فرد ( با نگاهی یونگی) بایستی عقده ها ، سایه ها ، فرافکنی ها ، رویاها و خیلی چیزهای دیگر را هم بررسی کرد ...
اما نگاهی که به این ابزار در ایران می شود ، نگاهی است شبیه به مثلا : تیپ شناسی شخصیتی جان . ال . هالند .
به نظر من شاید بهتر باشد mbti را یا جدای از تیپ شناسی شخصیتی یونگ مورد بررسی قرار داد ( ابزاری سطحی برای استخدام کارمندان - یا شناخت کاملا سطحی ( در حد تاثیرات ایگویی نه ناخودآگاهی ) انسان ، هر چند اینطور که یادم هست ، یکی از دوستانم وقتی خواسته بود این mbti را برای پایان نامه ی مدرک کارشناسی ار شد روانشناسی سازمانی مورد بحث قرار دهد ، با مخالفت ساعتچی [ یکی از پایه گذاران روانشناسی سازمانی درایران ] مواجه شده بود . )
و اگر این تیپ شناسی شخصیتی ، به عنوان بخشی از دانش یونگ ارائه می شود ، بایستی دیگر المان های روانشناسی تحلیلی نیز مد نظر قرار گیرد...چرا که همان طور که مشاهده می شود در ابتدای یکی از ترجمه های انگلیسی توسط h. godwin baynes
این عبارت به چشم می خورد
the psychology of individuation
روانشناسی فردیت .
یعنی راهی که برای فردیت توسط آقای یونگ پیشنهاد شده ... نه راهی که توسط آن بتوانیم دیگران را بشناسیم یا دیگران را استخدام کنیم ، بلکه راهی پیشنهادی برای خودشناسی و شناخت رابطه خودمان با دیگرانی که با آنها در ارتباط هستیم .
حتی پروفسور یونگ در مصاحبه ای که قبلا به آن اشاره شد ، خاطر نشان می کند که تیپ شخصیتی ما دائما در حال تغییر است .
پس نامیدن تیپ خاصی برای یک نفر ، اصولا می تواند بی معنا باشد ( این نتیجه ی مطالعات و مشاهدات خودم تا امروز بوده ) .
امید است در آینده ای نزدیک ، بنیاد فرهنگ زندگی ، به چاپ کتاب " تیپ های روانشناختی شخصیت " پروفسور یونگ اقدام کند تا نادانسته هایمان در مورد این تیپ شناسی کمتر گردد.
و بحث آ اینکه ، این دوخواهر همان طور که اشاره شد نمایشنامه و رمان نویس بوده اند و نگاه روانشناسانه با رویکرده های آماری به کتاب آقای یونگ نداشته اند ( نگاهی آزمونی و سنجش محور همراه با validity یا variety ) ...
پس مسئله ی دیگری که مطرح می شود آن خواهد بود که برای فهمیدن ابزار mbti احتمالا قبل از رویکرد روانشناسانه ای آمار محور نیازمند رویکردی روانکاونه ، قصه محور ، شناخت ادبیات ، رمان و تحلیل و شناخت هستیم . همان طور که می دانیم پایه ی رمان های امروزی ، نمایشنامه های دیروزی بودند و نمایشنامه نویسی بر می گردد به یونان باستان و داستان های اسطوره ای آن...
java برای سرمایه گذاری در پروژه های اقتصادی ، بهترین زبان ، زبان برنامه نویسی جاوا و .net مایکروسافت است که از بین این دو ، باز هم جاوا حرف اول را می زند و طبق آ ین اطلاعات ، بیش از 9 میلیون نفر در سراسر دنیا به این زبان برنامه نویسی می کنند که این خود نشان دهنده فضای مناسب برای این زبان و تعداد زیادی از برنامه های کاربردی و ... میباشد که به این زبان نوشته شده اند و همگی آنها نیاز به پشتیبانی ، نگهداری و بروز رسانی دارند . علاوه بر همه اینها ، زبان برنامه نویسی سیستم عامل android (برای موبایل)، جاوا میباشد . سیستم عامل android که خود گستردگی خوبی دارد ، برای تکامل و توسعه ، روز به روز نیاز به برنامه ها و ابزار های جدیدی دارد که همگی باید به زبان جاوا باشند. طبق آ ین آمار انجمن برنامه نویسان tiobe ، زبان برنامه نویسی جاوا به لحاظ کارایی و استفاده ، دارای بالاترین رنکینگ در سرتا سر دنیاست ، یعنی رتبه اول را از آن خود نموده است . #c #c یک زبان برنامه نویسی جند مدلی است که شامل دستوری ، تابعی ، عمومی ، شیء گرا و جزء گرا است . این زبان توسط شرکت مایکروسافت و از دل زبان .net مایکروسافت خلق و پرورش یافت و بعد ها توانست استاندارد های iso و ecma را دریافت کند و بعنوان یک زبان استاندارد تایید شود . در عین حال زبان #c ، زبان برگزیده مایکروسافت برای ایجاد سیستم عامل windiws phone 7 ( سیستم عامل موبایل هایی همچون htc ) میباشد . این زبان نیز مانند زبان جاوا برای پروژه های اقتصادی و بزرگ ، انتخاب بسیار خوبی است . گر چه تعداد برنامه نویسانی که به این زبان برنامه نویسی میکنند ، به پای برنامه نویسان جاوا نمی رسد ، ولی به لطف پشتیبانی مایکروسافت ، این زبان یکی از مدعیان قوی در بین زبانهای برنامه نویسی است . طبق فهرست بندی انجمن tiobe ، رنکینگ این زبان در ردیف 6 ج زبانهای برنامه نویسی قرار دارد . c++ / c میدانیم که این دو زبان با هم فرق دارند و در واقع زبان ++c بر اساس زبان c ساخته شده و به نوعی به آن اضافه شده است ، ولی به هر جهت با هم در نظر گرفته میشوند . اما آنچه که در بیشتر موارد دیده میشود ، این است که زبان ++c بیشتر در نرم افزار های ی و صنعتی مورد استفاده قرار گرفته است و این خود بر خاص بودن این زبان را میرساند . چند نمونه از موارد ، عبارتند از نرم افزار های مربوط به برنامه های کاربردی ، درایور های دستگاه های صنعتی مختلف ، نرم افزار های مربوط به سیستم های الحاقی با اصطلاحا embedded systems ، همچنین برنامه های مربوط به server - client ها با ضریب اجرایی فوق العاده بالا و همچنین نرم افزار های سرگرمی مانند بازی های ویدیویی . نا گفته نماند ++c در مقایسه با تمام زبان های برنامه نویسی ، حتی جاوا ، از قدرت تاثیر گذاری فوق العاده زیادی برخوردار است . به هر حال زبانهای c و ++c در فهرست بندی tiobe ، به ترتیب رده های دوم و سوم قرار دارند . java script ( همراه با و css ) جاوا اسکریپت ، یک زبان برنامه نویسی مختص وب میباشد که کلیه مرورگر های معروف و عمومی اینترنتی از آن پشتیبانی میکنند . این زبان در رده بندی انجمن tiobe ، در ردیف یازدهم قرار دارد . visual basic این زبان ، مانند زبان بیسیک طوری طراحی شده است که یادگیری آن آسان و استفاده از آن حتی برای برای برنامه نویسان مبتدی هم ساده باشد. برنامه نویسان با این زبان هم قادر به ایجاد برنامه های ساده gui ( دارای رابط گرافیکی برای کاربر ) و هم خلق برنامه های پیچیده و توسعه یافته هستند. در حقیقت برنامه نویسی در visual basic، ترکیبی است از اجزای مرتب شده ای برای کنترل روی ویژگی های مختلف فرم ها که از پیش تعریف شده اند و توابع عملیاتی که بر روی این اجزا قابل پیاده سازی و اجرا هستند و البته نوشتن کد های اضافی برای ایجاد توابع بیشتر یا متفاوت. سادگی و راحتی کار با این زبان برنامه نویسی، باعث شده تا این زبان به سرعت و خیلی خوب جای خود را در بین برنامه نویسان پیدا کند، تا جایی که در بین 10 زبان برتر دنیا قرار گیرد. در فهرست بندی tiobe، در ردیف پنجم قرار گرفته است. php php یک زبان عمومی است که برای برنامه های کابردی و بخصوص برای طراحی صفحات وب بسیار محبوب است . در واقع اگر میخواهید مستقل و آزاد برنامه نویسی کنید ، php یکی از زبان های ایده آل و خوب است . این زبان ، یک زبان اسکریپتی است که اساس و بنیان ایجاد آن ، برای طراحی صفحات پویای وب بوده است و در فهرست رده بندی tiobe ، در ردیف چهارم قرار دارد . objective_c اگر می خواهید بدون نیاز به کار بر روی پروژه های سنگین و متعدد با فشار روحی شدید ( از ترس درست اجرا نشدن و جواب نگرفتن ) ، پول زیادی بدست آورید ، کافی است زبان برنامه نویسی objective_c را یاد بگیرید . این زبان از زبان های smalltalk و c اقتباس شده است و تاثیر بسزایی در ایجاد زبان جاوا داشت . این زبان اساسا برای استفاده بر روی سیستم عامل های mac os x و ios شرکت apple ایجاد شدهد است و اخیرا با رشد روز افزون و محبوبیت زیاد محصولا شرکت apple مثل iphone و ipod و ipad ، کمبود شدید برنامه نویسان objective_c بیش از همه احساس میشود . زیرا همچنان با رشد علاقه مندان به محصولات اپل ، تقاضا های زیادی برای برنامه های کاربردی و جانبی این دستگاه ها وجود خواهد داشت . رتبه این زبان در رده بندی tiobe ، ردیف نهم ج است . البته این رتبه در مقایسه با سال 2009 که 45 بوده است ، رشد بسیار خوبی داشته است . perl خیلی ها معتقدند که زبان perl ، نسخه جدید زبان cobol است . perl همچنین مانند یک نوار مسیر عبوری برای اینترنت به نظر میرسد و بیشتر برای هماهنگ سازی پایگاه های اطلاعاتی با دیگر سیستم ها به کار می رود . بی شک تا زمانی که زبان های اسکریپتی و پویا مثل perl ، php ، python و ruby متقاضی دارند ، زبان های اصلی مثل java ، در پشت سر اینها می مانند و دلیل آن رشد روز افزون محبوبیت این زبان ها در میان افرادی است که توانایی های بالقوه و قدرت کاربردی اینگونه نرم افزار ها را درک کرده که باعث میشود نیاز به برنامه نویسان این زبان ها در جامعه رشد کنند . البته به گفته سایت indeed.com ، تقاضا برای زبان perl بیش از تقاضا برای زبان های دیگر مثل php ، python و ruby میباشد . در فهرست بندی tiobe ، زبان perl در رده هشتم ج رده بندی قرار گرفت . python زبان های برنامه نویسی پویا ، بخصوص python ، برای ایجاد برنامه های کاربردی تحت وب و برنامه های کاربردی ابری در قالب هایی مثل django استفاده میشوند . قابل ذکر است موتور برنامه های گوگل ، با زبان python نوشته شده است و فقط با این زبان پشتیبانی و بروز میشود . ضمنا مزیت های زبان python و perl نسبت به php بیشتر است ، چون زبان php فقط برای برنامه های تحت وب استفاده میشود ، در حالیکه زبان های python و perl عمومی تر هستند و به منظور های متفاوتی مثل عرصه هایی همچون هوا و فضا ، اقتصادی ، نظامی و ... قابل استفاده هستند . این زبان در رده بندی tiobe ، در رده هفتم قرار دارد . ruby ruby ، در قالب یک تعریف ، زبانی متوازن و دقیق است و توسط شخصی به نام y ukihiro " matz " matsumoto نوشته و ایجاد شده است . وی این زبان را از میان زبان های مورد علاقه خود یعنی smalltalk ، ada ، perl ، eiffel و lisp استناج کرده تا یک زبان جدید با توابع برنامه نویسی کامل و متوازن داشته باشد . این زبان اولین بار در سال 1995 وارد بازار شد و در سال 2006 با پذیرش عمومی نسبتا بالایی مواجه شد . زبان ruby برای ساخت برنامه های تحت وب ، شبیه ساز ها ، مدل های سه بعدی ، برنامه تجاری ، رباتیک ، شبکه ، علوم مخابراتی ، سیستم های مدیریت سیستم و بسیاری موارد دیگر استفاده میشود . در عین حال کمپانی هایی مثل engine yard ، heroku ، new relik ، از این زبان و ابزار های جدید آن پشتیبانی میکنند. طراح و سازنده این زبان، در سال 2010 گفت: " هیچ برنامه نویس زبان ruby نمیشناسم که بیکار مانده باشد ". این زبان در ردیف دهم ده زبان برتر دنیا قرار دارد. بخشهای تکمیلی و آموزش زبان ها: آموزش کامل cmd آموزش کامل c++ آموزش کامل ویژوال بیسیک آموزش کامل جاوا ترفندها - کاملترین بخش برنامه نویسی و ترفندهای ویندوز و موبایل آموزش کامل ویندوز لیست دیگر زبان ها: a[] اپ استودیو ای شا سامانه ای-۰ آ+ آ++ آباپ ای بی سی (زبان برنامه نویسی) ای بی سی الگول ای بی ال ای ای سی سی (زبان برنامه نویسی) accent ace dasl act-iii اکشن! اکشن اسکریپت ایدا (زبان برنامه نویسی) adenine agda agora aimms alef alf الگول ۵۸ الگول ۶۰ الگول ۶۸ alice alma-0 ambienttalk amiga e amos ampl ای پی ال applescript arc arden syntax[۱] ارندل arexx argus اسپکت جی اسمبلی ats ateji px auto key autocoder autoit averest awk axum b[] b babbage بش bash بیسیک bc بی سی پی ال beanshell batch (windows/dos) bertrand بتا bigwig bistro bitc bliss blue bon boo boomerang پوسته بورن (including بش and ksh) brew bpel bugsys buildprofessional c[] زبان برنامه نویسی سی سی ماینس ماینس سی++ - iso/iec 14882 سی شا - iso/iec 23270 c/al caché objectscr
لاله و لادن بیژنی - ع از خبرگزاری فرانسه لاله و لادن بیژنی – ع از خبرگزاری فرانسه یازده سال از جدا شدن لاله و لادن بیژنى می گذرد. جدا شدنی به قیمت جان آنها. دو قلوهای از سر به هم چسبیده اى که بعد از ۵۲ ساعت جراحى و سرگردانى میان ماندن و رفتن سرانجام در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۸۲ در بیمارستان “راف ” سنگاپور چشم از جهان فرو بستند.

آنها که ٢٩ سال این شرایط را تاب آورده بودند از “کیت گوا”، پزشکی که توانسته بود با موفقیت دوقلوهای نپالی (کنگا و جامونا) را از هم جدا کند، خواستند عمل مشابهی را نیز بر روی آنها انجام دهد. اگرچه پزشکان آلمانى پیش از آن اعلام کرده بودند امکان جداسازی لاله و لادن بدون مرگ یکی یا هر دو وجود ندارد، اما آنها تصمیم خود را گرفته بودند.

این جراحى حساس با تیمى متشکل از ۳۵ متخصص جراحی، پنج جراح اعصاب، یک متخصص جراحی عروق، شش متخصص جراحی پلاستیک، هشت رادیولوژیست و مجموعا ۱۲۵ نفر پزشک کار خود را آغاز کرد.

ابتدا همه چیز خوب پیش مى رفت. پزشکان بیش از ۸۰ درصد بافت ها را از یکدیگر جدا د. اما ناگهان ورق برگشت. گردش خون در بدن آنها دچار اختلال شد. عمل جراحى پایانى غم انگیز داشت. اول لادن از دنیا رفت و به فاصله ده ساعت و نیم لاله هم جان سپرد.

شاید وقتی براى اولین بار که نام آنها را از معلم کلاس سوم ابت مى شنیدم و ع آنها را در مجله ها مى دیدم، فکر نمی روزی با آنها در یک دانشکده درس بخوانم و از نزدیک دردى را که تحمل مى د، ببینم.

این دو خواهر که در رشته حقوق تهران درس مى خواندند، پر از شور زندگى بودند. لادن تقریبا همیشه خنده بر لب داشت و پر تحرک تر از لاله بود. به خاطر مى آورم روزى در راهروى دانشکده با لاله که بسیار به شغل خبرنگارى علاقه داشت در حال حرف زدن بودم که لادن یکى از دوستانش را دید و با هیجان سر خود را به سوى او چرخاند.این مساله باعث شد صورت لاله و تا حدودى بدن او به سمت دیگرى متمایل شود. لاله بدون هیچ شکایتى به ح اولیه برگشت و به حرف زدن ادامه داد. به نظر مى رسید آنها یک جور با درد کنار آمده بودند و آن شرایط سخت فیزیکى را جزئى از زندگى خود مى دانستند. اما شاید برخى برخوردها براى آنها سخت تر از این وضعیت فیزیکى بود.

بوفه دانشکده در طبقه دوم قرار داشت و گاهی میزبان دانشجویان دانشکده های دیگر بود. جلو ورودی بوفه با یک پارچه برزنت ضخیم سبز رنگ پوشانده شده بود. آن روز دو دانشجو از دانشکده ادبیات در بوفه بودند. وج آنها همزمان شد با ورود لاله و لادن. یکى از دانشجوها به محض دیدن لاله و لادن جیغ بلندى کشید و در حالی که به نشانه اضطراب دستش را روى اش قرار داده بود، عبور کرد.

لاله و لادن ع العمل خاصى به این مساله نشان ندادند، دو نوشیدنى سفارش دادند و از گرماى هوا شکایت د. بى تفاوتى آنها به این مساله نشان مى داد که پیش از این بارها آن را تجربه کرده بودند.

خواهرخوانده لاله و لادن در یک برنامه تلویزیونى که از شبکه ٣ صدا و سیماى ایران پخش شد، خاطره اى شبیه به این نقل کرد. وى گفت:« به خاطر دارم لاله و لادن آمدند کارنامه من را بگیرند که مدیر مدرسه از تعجب، از هوش رفت.»

ناهید شفیعى دانشجوى سابق دانشکده حقوق و علوم سیاسى تهران نیز در گفت و گو با شرق پارسى از خاطرات مشترکى که با لاله و لادن داشت مى گوید: «اولین بار که لاله و لادن را از نزدیک دیدم در راهروی دانشکده ی حقوق و علوم تهران بود. پیش از این در مورد آنها در رو مه ها گاه و بیگاه مطالبی خوانده بودم. آن روز در راهرو مشغول خواندن پوستری بر روی دیوار در مورد برگزاری یک نشست پرسش و پاسخ بودم که صدای خنده و شوخی با لحنی شیرین به گوشم رسید لحظه ای سر را به سوی صدا چرخاندم که با دو چهره، در زیر یک روسری روبرو شدم.

در کنارم پسر جوانی ایستاده بود که بهت زده به آنها خیره شده بود گویا دو موجود فضایی را دیده است. با دیدن این صحنه کنجکاو شدم و با دقت بیشتری به اطراف نگاه . از هر سمتی نگاهی خیره بدرقه راهشان بود، اما گویی آن دو به این گونه نگاه ها عادت داشتند و سنگینی نگاه هیچ لنگر سرزندگی و خنده های پر طنین آنها نمى شد.

تند و سبک از پله ها بالا رفتند و با راننده شان از بالای پله ها قرار ساعت برگشت را گذاشتند. بعد از آن روز اغلب آنها را در آمد و شد به کلاس ها، بوفه ی غذا خوری، کتابخانه و دستشویی مى دیدم. ساده و صمیمی بودند و زندگی و حرارت جوانی از وجودشان می جوشید. سختی و مشکلات ناشی از همبسته بودن به یکدیگر به آنها راه غلبه بر آن مشکلات را هم تا حدود زیادی آموخته بود.»

شفیعى با ذکر خاطره اى مى افزاید: «به خاطر دارم که فصل امتحانات بود و کتابخانه ی دانشکده شلوغ. روی صندلی کنار در ورودی کتابخانه نشسته بودم که لاله و لادن آمدند در کنارم نشستند. آرام با هم حرف می زدند لاله می خواست جزوه درسی اش را بخواند و لادن می خواست استراحت کند و من هم بدون این که سرم را از روی کتاب بلند کنم منتظر بودم که آ قصه را ببینم.

جالب بود جزوه روی میز قرار گرفت و آنها سر را روی میز گذاشتند یکی با چشمان باز مطالعه و دیگری با چشمان بسته استراحت می کرد. شاید این ساده ترین راه حل برای آن ها در مقایسه با کارهای روزمره ی دیگر از قبیل دستشویی رفتن بود که به نظر می رسید برایشان بسیار سخت و طاقت فرساست. اما تار و پود زندگی توام با مشکلات و سختی هاست.هنوز فکر می کنم این کابوس دردناک جدا از هم بودن از کجا بر وجود نازنین همبسته آنها چیره شده بود که بهای آن زندگی شان بود.»

گفته می شود که دوقلو های از سر به هم چسبیده، پدیده بسیار نادری است و در هر دو میلیون زایمان موفق، تنها یک مورد آن به ولادت دوقلوهای از سر به هم چسبیده منجر می شود. عمل جدا سازى روى تعدادى از این دو قلوها با موفقیت انجام شده است. مورد لاله و لادن بسیار حساس بود و پیش از آن تعدادى از پزشکها درصد عدم موفقیت عمل را تا به اندازه اى بالا مى دانستند که حاضر به انجام عمل جدا سازى نمى شدند.

قره داغی، رئیس تالار تشریح پزشکی قانونی و مسئول تشریح جسد لاله و لادن آبان سال گذشته و پس از گذشت ده سال از مرگ دو قلوها گفت:«هنگام تشریح جسد لاله و لادن حس متأثر کننده ای داشتم. وضعیت تشریح اجساد آنها نشان داد که از اول نباید این دوخواهر زیر تیغ جراحى بروند.»

پدر خوانده لاله و لادن نیز معتقد بود که این عمل نباید انجام می شد. وى در مصاحبه اى که از تلویزیون ایران پخش شد گفت: «طبق بررسی ها، به محض انجام عمل، لاله از دنیا می رفت و لادن هم فقط ۳ درصد شانس زندگی داشت. اینها را از آلمان فهمیدیم. ولی وقتی خودشان از ما جدا شدند و رفتند به سنگاپور، اسیر تبلیغات شدند.»

لاله و لادن با امید به سمت اتاق عمل مى رفتند. آنها پیش از عمل با لبخندى بر لب در برابر دوربین تلویزیون آرزو د برای اولین بار صورت همدیگر را از روبرو ببینند.

اما امیدى که پزشک سنگاپورى به آنها داده بود تنها دلیل عزم راسخ آنها براى انجام این عمل خطرناک نبود. بخش دیگر، غیر قابل تحمل بودن شرایط زندگى براى آنها بود، وقتى در مصاحبه اى گفتند: «اگر شرایط ما به همین نحو ادامه داشته باشد دیگر نمی توانیم آن را تحمل کنیم.»
همه بهارها شبیه هم نیستند.گاهی «نوبرانه» یک بهار، ع قهرمان بیست و سه ساله ای است که بهارِ جوانی اش قاب شده روی سر در کوچه ها و خیابان ها؛ و گاهی بهانه «دورهمی» های نوروزی، بدرقه باشکوه پیکر اوست از خیابان های این شهر تا منزلش در بهشت. نام : ذاکرالحسین شهید حسین معز غلامی تولد: ۱۳۷۳، روستای شورین از توابع استان همدان از مداحان و سوختگان اباعبدالله الحسین (ع) بوده و همواره برای مصائب اهل بیت(ع) مداحی و نوحه خوانی می کرد. چهارم فروردین ماه سال ۹۶ در منطقه «حما» ی به مبارزه با تکفیری ها و ، به مقام والای شهادت نائل آمد تا بار دیگر ارادت و اخلاص مردم دارالمجاهدین و دارالمومنین همدان به اهل بیت عصمت و طهارت را به اثبات برساند و اولین شهید م ع حرم سال ۹۶ از جوانان غیور همدان باشد. « » کجا و «چند خیابان آن طرف تر» کجا؟!⁉️ از همان ابتدای خیابان سازمان برنامه که جلو بروی، بنرهای شهید یکی یکی پیدا می شوند:«شهید م ع حرم حضرت زینب(س) ، پاسدار رشید ، کربلایی حسین معز غلامی» اطلاعیه ها ساعت نُه صبح را برای شروع مراسم تشییع نوشته اند، اما هنوز خبری نیست. از بلندگوی مسجد اعلام می شود که پیکر را برای وداع خانواده و دوستان شهید تا معراج در خیابان بهشت برده اند و شروع مراسم کمی عقب می افتد. چندنفر از دوستان شهید آن طرف بلوارفردوس به نام او ایستگاه صلواتی زده اند. روی یکی از بنرهای ایستگاه صلواتی، آدرس کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام معرفی شهید را هم نوشته اند: جمعیت، روبروی منزل پدر شهید و آن طرف تر منتظر هستند. شادی۲۲ ساله، دبیری زبان انگلیسی خوانده است. پیش از این فقط در مراسم ی گمنام شرکت می کرده و این اولین بار است که با پیامک دوستش از برگزاری این مراسم باخبر شده است:« نمی دانم کجا اطلاع رسانی می کنند ولی من از تشییع ی قبلی بی خبر بودم. اتفاقا خود دوستم به خاطر مسافرت خانواده اش نتوانست شرکت کند و فقط ماس دعا گفت. اصلاً خیلی ها به خاطر ایام عید بی خبر بودند از این مراسم. » می پرسم خودش چطور راضی شده اول صبح تعطیلات نوروز، برای تشییع بیاید و این همه معطل شود؟ لبخند می زند:«ببین! به خاطر "امنیت" ما تا رفته اند. آن وقت اگر من تا دوخیابان آن طرف تر بیایم برای تشکر و قدردانی از آنها که کار زیادی نیست.» از بلندگوهای مسجد قمر بنی هاشم (ع) تعدادی از مداحی های معروف مربوط م عین حرم پخش می شود. به رسم خیلی از مراسم های تشییع ی م ع حرم، چند «دمام زن» جایی ایستاده اند و با قطع مداحی، شروع به دمام زنی می کنند. اعلام می شود که حالا قرار است مداحی خود شهید پخش شود:« تو این روزای بی ی / کار دلم صبوریه / یعنی قسمت میشه منم / شهید بشم تو ؟» یکی از هم محله های شهید می گوید او مداح هیئت محل هم بوده است. بعد از شهادت به درخواست پدرش، قرار است همه جا پیش از اسم او بنویسند: « ذاکرالحسین شهید حسین معز غلامی». تعدادی ازهمسایه ها هم از مراسم بی خبر هستند.در حال رفتن به محل کار یا ید، به جماعت تشییع کننده که می رسند آرام تر قدم بر می دارند تا بفهمند ماجرا چیست؟ زنی با حجاب متفاوت از اکثر خانم های حاضر در جمع، با نان تازه ای که یده از کنار مردم عبور می کند. کمی جلوتر روبروی ع بزرگ شهید معز غلامی می ایستد و چند دقیقه به آن خیره می شود. صدای مداحی شهید و دمام با هم به گوش می رسد:«حتی اگه بره سرم/ من از شما نمی گذرم/آرزومه یه روز بگن/ به من م ع حرم» زن ناگهان بغض می کند و اشک هایش سرازیر می شوند. نگاه ها که به سمتش بر می گردد، آرام راهش را می گیرد و می رود. عطر و بویی تازه می پیچد! شهید آورده اند یک ساعت و نیم بعد، آمبولانس پیکر شهید و ماشین خانواده او با هم از راه می رسند. روبروی مسجد برای همه جمعیت جا نیست. تصمیم می گیرند میت را در پارکی که پشت مسجد است اقامه کنند. صاحب مارکت همان حوالی هم بیرون آمده و مردم را راهنمایی می کند:«خانوما بفرمایید از این طرف، آقایون از اون طرف، بفرمایید از این طرف راه داره» بعد از ، مراسم از جلوی مسجد شروع می شود. بی ت دوستان شهید که دور تابوت را گرفته اند، مردم را احساساتی کرده است. صدای یکی از جوان ها بین صدای گریه و تکبیر می پیچد:«ما که با هم برای رفتن اسم نوشتیم.ما که با هم بودیم همه جا. حسین! داداش! جامون گذاشتی رفتی...» چند پسر نوجوان ۱۳ تا ۱۶ساله هم گوشه ای دورتر از جمعیت ایستاده اند، همدیگر را در آغوش گرفته اند و مثل ابر بهار اشک می ریزند. آنقدر سنشان کم هست که فکر نکنی رفیق شهید ۲۳ ساله امروز باشند. بین هم صدای گریه همین نوجوان ها بود که دل مردم را می لرزاند. وقتی می پرسیم، می گویند شهید معز غلامی سرگروه حلقه صالحین این بچه ها در مسجد محل بوده است. سرگروهی که حس دوستش داشتند و پای کار رفتن به گ ار ، جماعت، اردوی تفریحی، ورزش و بازی و ...بوده است. مربی شهیدی که حالا شبیه او شدن بزرگترین آرزوی آنهاست. سلام عزیز پ رم، سلام عزیز برادرم چند دختر جوان از اول مراسم دور مادر و دوخواهر شهید را گرفته اند تا تنها نباشند. یکی از دخترها می گوید:« این طور که شنیده ام، قرار بود پیکر شب قبل برسد معراج، که خانواده هرقدر می خواهند با او خلوت کنند. اما به خاطر مشکلاتی نرسید. فردایش قرار شد شش صبح برای وداع بروند. که آن زمان هم باز به این بنده های خدا گفته اند نه! ۷:۴۵ اینجا باشید.»حالا آهسته تر صحبت می کند: « آن ها که دیده اند می گویند چشم راست تیر خورده و جای آن را پنبه گذاشته اند. هر دو گونه شهید هم تیر خورده و همه دندان هایش ش ته است.بازویش هم همینطور.» خواهر شهید آرام می کند: «آخ حسینم... برادرم...چشم راستش...برای همین گفتند دیرتر بیایید. داشتند این زخم ها را ترمیم می د.» ی از نحوه شهادت تک پسر ته تغاری خانواده معز غلامی خبر ندارد، فقط صدای یکی از خواهرهای داغدارش را می شنویم که می گوید: « هشت ساعت طول کشیده شهادتش. گفتند هشت ساعت طول کشیده رفتنش...» اکثر مهمانان مراسم با لهجه همدانی صحبت می کنند یا پدر و مادر شهید را دلداری می دهند.خانواده شهید اص اً همدانی ولی ن تهران هستند و همین دیروز از شهرشان برگشته اند تا مسافر تازه از راه رسیده را بدرقه بهشت کنند. «علی اکبر معز غلامی » پدر شهید، چند دقیقه ای میکروفن را در دست می گیرد تا صحبت کند. او می گوید و مردم گریه می کنند:«این همه روضه شنیدیم، ولی امروز سر پیکر پسرم تازه حال حسین(ع) را وقت شهادت علی اکبرش فهمیدم... این رزمنده ها از ما جلو افتاده اند. حسین سرعتش خیلی زیاد بود. خوش انصاف، آنقدر سرعت داشت که پدرش را هم جا گذاشت. آی مردم! باید هرچقدر توان دارید بگذارید که این بچه ها، این م عین حرم، صدای شما را در مرزهای و عراق هم بشنوند.» دیگر صدای «لبیک یا زینب(س) » مردم است که خیابان را پر می کند. با همان قدرتی که پدر شهید می خواهد. دوربینی که فقط را قاب می گیرد «نیلوفر» دانش آموز هفده ساله ای است که دوربین به دست از مراسم تشییع ع می گیرد. اولین بار با کلی ذوق با دوربین معمولی گوشی اش از مراسم تشییع ی غواص ع گرفته و همین نقطه شروع او بوده است. حالا یک سال است دوربین حرفه ای یده و تا الآن از مراسم تشییع «شهید علی اصغر شیردل»، تولد«شهید محمدرضا دهقان» و تولد «شهید سیاوشی» عکاسی کرده است. نیلوفر به ندرت از مکان های دیدنی یا مسافرت های خانوادگی خودشان ع می گیرد:« آ این مراسم ها حال و هوای دیگری دارند. ع این شهید را هم اتفاقی دیدم. یک هو اینستاگرامم پر شد از ع های شهید حسین معز غلامی. راستش برای ما یادآور ی دهه هفتادی دیگر بود؛ مثل شهید محمدرضا دهقان و شهید مصطفی . من هم دهه هفتادی هستم. شاید به همین خاطر برایم مهم بود که در مراسمش باشم.» ع هایی که گرفته را نشانم می دهد و می گوید بیشتر از همه، ع ی را دوست دارد که از وداع دوستان شهید با او در آمبولانس گرفته است:« این لحظه های خلوت رفیق شهید با او آن قدر خاص و زیبا و دل نشین است که به ندرت مثل آن پیدا می شود. باید باشی تا درکش کنی.» @shahid_mostafa_safaritabar

درس دوم: اسباب رستگاری مؤمنان ـ2  «آیات 4 تا 11»
   وَ الَّذِینَ هُمْ لِ َّکاةِ فاعِلُونَ‏ (4): و آنان که زکات مى‏پردازند.
ایشان را  به دادن زکات توصیف کرد، بعد از آنکه ایشان را به خشوع در توصیف کرد، تا اینکه دل کند بر اینکه ایشان به نهایت حد قیام از طاعات بدنی و مالی رسیده‌اند و دوری از محرمات و سایر مواردی که مروت و جوانمردی ایجاب می‌کند که از آن موارد اجتناب کند.
زکات (دو معنا) دارد:
1. (عمل) زکات دادن ( اسم معنا).
2. عین زکات (خود گندم یا ...) (شیء خارجی که به عنوان زکات پرداخت می‌شود).
1.      مراد از اول ( اسم معنا): زیرا «فاعلون» کننده‌ی کار است، نه محل انجام شدن آن ( که گندم) است.
2.     بنابر تقدیر مضاف: (والذین هم لاعطاء ا کاة هم فاعلون).
در تفسیر قمی آمده: صادق صلوات الله علیه فرمود: هر که از اندکی (قیراط: جزء خیلی کم از درهم و دینار) منع کند، نه مؤمن است و نه مسلمان و برای او کرامتی نیست.
 
 وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ‏ (5): و آنها که دامان خود را (از آلوده‏شدن به بى‏عفتى) حفظ مى‏کنند.
دامان خود را بذل و بخشش نمی‌کنند.
2.     إِلَّا عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ‏...: تنها جنسى با همسران و کنیزانشان دارند، که در بهره‏گیرى از آنان ملامت نمى‏شوند.
« ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ»: یعنی کنیزان
نقش « عَلى‏ أَزْواجِهِمْ»:
1)      «علی»: متعلق به حافظین است، مثل گفتارت: احفظ على عنان فرسی: نگه دار عنان اسبم را.
2)      حال: (جار و مجرور) متعلق است به محذوف: حفظ می‌کنند دامانشان را در تمام احوال، مگر در حال ازدواج یا تسری (اسیر و کنیز گرفتن).
3)      متعلق به فعلی که «غیر ملومین» بر آن دل می‌کند.
فقط به جای «من» گفته «ما» برای اجرا ممالیک به جای عقلا (کنیزها) را غیر عاقل حساب کند. زیرا ملکیت اصلی است که در آن ممالیک شایع است.
علت مفرد آوردن «حفظ دامان» پس از (تعمیم اعراض از هر گونه لغو) در بیان «وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ‏» به این دلیل است که مبا ‌آمیزترین لهویات به نفس و بزرگترین آنها از نظر اهمیت است.
فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ‏ (6): پس ایشان ملامت نمی‌شوند.
ضمیر «هم»:
1. «هم» برای حافظون است: «ایشان»‌برای این امر ملامت نمی‌شوند.
2. بر آنچه که استثناء بر آن دل می‌کند. یعنی: «آنها که بذل می‌کنند بر ازواج و اماء» پس ایشان بر این امر ملامت نمی‌شوند. (بذل می‌کند بر ازواج و اماء: یعنی سراغ ی دیگر نمی‌رود).
در تفسیر قمی آمده : حد متعه به اندازه‌ی حد کنیزان است.
در مجمع البیان: مراد از ملک یمین در آیه «کنیز» است، زیرا در مورد جنس مذکر از ممالیک اختلافی نیست که حفظ فرج از ایشان واجب است.
روایات:
1)      در اصول کافی: ... ابوعمرو ا بیری از صادق علیه السلام حدیثی طولانی ذکر کرد که در آن بعد از اینکه فرمود: واجب است بر چشم که نگاه نکند به آنچه خدا بر آن حرام کرده، و از  آنچه خدا نهی کرده اعراض کند و از آنچه بر او حلال نیست و آن عمل اوست و آن از ایمان است و ذکر کرده قول خدایتعالی را : قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ‏- تا- وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَ‏.و تفسیر کرد آن را به اینکه: هر چیزی در قرآن از حفظ دامان آمده، مراد حفظ از ست، به جز این آیه که حفظ آن از نگاه است.
2)      در کتاب خصال: حرام می‌شود از کنیران ده گروه: جمع نمی‌شود بین مادر و دختر، بین دوخواهر،  و آن کنیز تو که خواهر رضاعی تو باشد و کنیز تو که از غیر تو حامله شده تا زمانیکه وضع حمل کند، (و کنیز تو که شوهر دارد) و کنیز تو که ‌ی رضاعی توست، (کنیز تو که ‌ی رضاعی توست)، و کنیز زمانی که حائض است تا زمانی که پاک شود و کنیز تو که همشیر تو بوده است و کنیز تو که تو با او در دیگری شریک هستی.  (دو نفر با هم یک کنیز دارند.)
3)       ‌المؤمنین: دورترین وضع بنده به خدا آن است که تمام تلاش و همت بنده دامان و شکم او باشد.
4)      از نجم از باقر علیه السلام است که به من فرمود: ای نجم همه‌ی شما با ما در بهشت هستید، مگر این که قبیح است بر مردی از شما که داخل بهشت شود، در حالیکه ستر او شده و او آشکار شده. گفت: گفتم: فدایت شوم. آیا این شدنی است؟! فرمود: بله، اینکه دامان و شکم خود را حفظ نکند.
5)      از نبی: اول چیزی که امت من به واسطه‌ی آن داخل جهنم می‌شوند، دو حفره هستند. گفتند: یا رسول الله، آن دو حفره چیستند؟ فرمودند: دامان و دهان. و بیشترین چیزی که به واسطه‌ی آن وارد بهشت می‌شوند، تقوای الهی و خوش خلقی است.
6)      حسن بن مختار با اسنادش به رسول خدا می‌رساند که رسول خدا فرمود: ملعون (از رحمت خدا دور) است، ملعون (از رحمت خدا دور) است، ی که با حیوان کند.
7)       صادق علیه السلام از رسول خدا: ی از امتم که از چهار ویژگی محفوظ بماند، بهشت بر اوست: از داخل شدن در دنیا، پیروی از شهوات، شکم، دامان.
8)       المؤمنین علیه السلام: حلال می‌شود فرج‌ها به سه چیز: ازدواج همراه با ارث بردن (ازدواج دائم)، ازدواج بدون میراث ( )، ازدواج به کنیز.
9)      اسحاق بن ساره می‌گوید از صادق علیه السلام از آن (متعه) پرسیدم: حضرت به من فرمود: حلال است. ازدواج نکن مگر با ی که عفیف باشد. خدا می‌فرماید: «وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ» قرار نده فرجت را جایی که از درهمت ایمن نیستی.
 فَمَنِ ابْتَغى‏ وَراءَ ذلِکَ‏ المستثنى [فَأُولئِک آمده: َ هُمُ العادُونَ‏ (7): و انى که غیر از این طریق را طلب کنند، گرند!
یعنی ظالمانی هستند که از حد می‌کنند به چیزی که برایشان حلال نیست.
در تفسیر قمی: ( صادق علیه السلام) فرمود:‌ ی که از این حد کند، (فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ: یعنی در دشمنی کامل شده‌اند).
 وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ‏ راعُونَ‏(8): و آنها که امانتها و عهد خود را رعایت مى‏کنند.
(رعایت امانت و عهد می‌کنند) برای آنچه دیگران به ایشان امانت می‌دهند و با ایشان معاهده می‌کنند از جهت حق (خدا) و خلق (بشریت).
«راعُونَ»: در حفظ و اصلاح آن ایستادگی می‌کنند.
ابن کثیر در اینجا و سوره معارج «اماناتهم»‌را به صورت مفرد خوانده، به این دلیل که اشتباه نشود  یا بخاطر اینکه «امانت» مصدر است.
وَ الَّذِینَ هُمْ عَلى‏ صَلَواتِهِمْ یُحافِظُونَ‏ (9) و آنها که بر هایشان مواظبت مى‏نمایند.
بر زمان و حدود (تعداد رکعات)
لفظ فعل (مضارع) «یحافظون» آورد (نه محافظون: اسم فاعل) به خاطر این است که تجدد و تکرار دارد.  به خاطر این مطلب جمع آوردند این را «صلوات» را غیر حمزه و ائی (که «صلاتهم»‌ تلاوت کرده‌اند).
در آیه 9 «عَلى‏ صَلَواتِهِمْ یُحافِظُونَ‏»  نسبت به آیه 2 «فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ» تکرار نیست، زیرا خشوع  در غیر از محافظت بر آن است. در اینکه صدر و ختم اوصاف با شروع و خاتمه یافته است، دل بر عظمت شأن دارد.
در کافی: ...  از باقر از قول خدا سؤال از قول خدا « وَ الَّذِینَ هُمْ عَلى‏ صَلَواتِهِمْ یُحافِظُونَ»: فرمود: این واجب است. پرسیدم: « الَّذِینَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ دائِمُونَ: معارج/23». فرمود: «این مستحبی است.»
10.  أُولئِکَ هُمُ الْوارِثُونَ‏: آنها وارثانند!
11.  الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیها خالِدُونَ‏: (وارثانى) که بهشت برین را ارث مى‏برند، و جاودانه در آن خواهند ماند!
. أُولئِکَ: ایشان، یعنی انی که جامعه این صفات هستند،‏ هُمُ الْوارِثُونَ‏ (10) انی هستند که بهشت را به ارث می‌برند.
 الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیها خالِدُونَ‏ (11). انی که بهشت را به ارث می‌برند، در آن جاودانه هستند.
1.   در عیون الاخبار به اسناد ( رضا علیه السلام) از علی علیه السلام آمده: این آیه در مورد من نازل شده است.
2.   در تفسیر قمی:... صادق علیه السلام فرمود: خدا خلقی را خلق نکر مگر اینکه برای او  منزلی در بهشت و منزلی در جهنم قرار داد، زمانی که ن شود اهل بهشت در بهشت و اهل جهنم در جهنم، منادی ندا می‌دهد: ای اهل بهشت! مشرف شوید، ایشان بر اهل جهنم مشرف می‌شوند و بالا آورده می‌شود برای ایشان منازلشان در بهشت، سپس به ایشان گفته می‌شود: این منزل‌های شماست که اگر خدا را نافرمانی می‌کردید، به آنها داخل می‌شدید. (یعنی به آتش جهنم). ( ) فرمود: پس اگر ی از شادی می‌مرد، هر آینه اهل بهشت آن روز از خوشحالی می‌مردند، بخاطر عذ که از ایشان برداشته شده است. سپس منادی ندا می‌دهد: ای اهل آتش! سر خود را بالا کنید، ایشان سرهایشان را بالا می‌کنند، پس به منازلشان در بهشت نگاه می‌کنند و نعمتهایی که در آن است، به ایشان گفته می‌شود، این همان منازلی است که اگر پروردگارتان را اطاعت کرده بودید، هر آینه به آن داخل می‌شدید. ( ) فرمود: اگر ی از ناراحتی می‌مرد، هر آینه اهل آتش از ناراحتی می‌مردند. پس به ارث بردند اینان (اهل بهشت) منازل ایشان را (اهل جهنم) را، و ارث می‌برند ایشان (اهل جهنم)، منازل ایشان (اهل بهشت) را. و این قول خداست: «أُولئِکَ هُمُ الْوارِثُونَ الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیها خالِدُونَ‏».
3.   در مجمع البیان: از نبی صلی الله علیه و آله روایت شده که فرمود: هیچیک از شا نیست مگر این که برای او دو منزل است: منزلی در بهشت و منزلی در آتش، پس اگر بمیرد و داخل آتش شود، اهل بهشت منزل (بهشتی) او را به ارث می‌برند.
و «فردوس» گفته شده: اسمی از اسماء بهشت است، و گفته شده: اسمی برای باق‌های بهشت است، و گفته شده: آن بهشت مخصوصی است.
سپس اختلاف شده در اصل آن، گفته شده: «فردوس» رومی است که معرب شده، گفته شده: عربی است که بر وزن «فعلول» است که بستانی است که در آن انگور (داربست‌دار) است.
4.   در من لا یحضره الفقیه، در خبر بلال از نبی صلی الله علیه و آله که در آن صفت بهشت ذکر شده، راوی گفته: به بلال گفتم: آیا در بهشت غیر از (اوصاف یا نعیم) بهشت هست؟ گفت: بله! بهشت فردوس. گفتم: دیوار آن چگونه است؟ گفت: نور است. گفتم: اتاق‌هایی که در بهشت است (چگونه است)؟ گفت: آن از نور پروردگار جهانیان است.
5.   در شرح آیات باهره محمد بن عباس گفت: ... از موسی بن جعفر از پدرش ( باقر) علیهما السلام ما را حدیث کرد در مورد قول خداوند عزوجل: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ...  هُمْ فِیها خالِدُونَ‏» فرمود: درباره‌ی رسول خدا صلی الله علیه و آله و المؤمنین و فاطمه و حسن و حسین صلوات الله علیهم نازل شده است.
 
 
 تشییع پیکر شهید حسین معز غلامی                         ۸ فروردین مراسم تشییع پیکر یکی از اولین ی م ع حرم سال جدید، در محله خانه پدری اش در بلوار فردوس تهران برگزار شد. روایت ما از این مراسم را می خوانید.                        همه «بهار»ها شبیه هم نیستند. خبرهای بهاری هم شبیه هم نیست. مثل بهار امسال، که وقت چک سایت ها و شبکه های اجتماعی ، لابه لای ع های شاد و رنگی سفره هفت سین و دید و بازدید و مسافرت های نوروزی، به ع جوانی می رسی که «بهار» را طور دیگری تفسیر کرده است:« م ع حرم حضرت زینب(س)- شهادت: چهارم فروردین ۹۶» همه بهارها شبیه هم نیستند. گاهی «نوبرانه» یک بهار، ع قهرمان بیست و سه ساله ای است که بهارِ جوانی اش قاب شده روی سر در کوچه ها و خیابان ها؛ و گاهی بهانه «دورهمی» های نوروزی، بدرقه باشکوه پیکر اوست از خیابان های این شهر تا منزلش در بهشت. « » کجا و «چند خیابان آن طرف تر» کجا؟!از همان ابتدای خیابان سازمان برنامه که جلو بروی، بنرهای شهید یکی یکی پیدا می شوند:«شهید م ع حرم حضرت زینب(س) ، پاسدار رشید ، کربلایی حسین معز غلامی» اطلاعیه ها ساعت نُه صبح را برای شروع مراسم تشییع نوشته اند، اما هنوز خبری نیست. از بلندگوی مسجد اعلام می شود که پیکر را برای وداع خانواده و دوستان شهید تا معراج در خیابان بهشت برده اند و شروع مراسم کمی عقب می افتد. چندنفر از دوستان شهید آن طرف بلوارفردوس به نام او ایستگاه صلواتی زده اند. روی یکی از بنرهای ایستگاه صلواتی، آدرس کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام معرفی شهید را هم نوشته اند: @shahid_hosein_gholami جمعیت، روبروی منزل پدر شهید و  آن طرف تر منتظر هستند. شادی ۲۲ ساله، دبیری زبان انگلیسی خوانده است. تا پیش از این فقط در مراسم ی گمنام شرکت می کرده و این اولین بار است که با پیامک دوستش از برگزاری این مراسم باخبر شده است:« نمی دانم کجا اطلاع رسانی می کنند ولی من از تشییع ی قبلی بی خبر بودم. اتفاقا خود دوستم به خاطر مسافرت خانواده اش نتوانست شرکت کند و فقط ماس دعا گفت. اصلاً خیلی ها به خاطر ایام عید بی خبر بودند از این مراسم. » می پرسم خودش چطور راضی شده اول صبح تعطیلات نوروز، برای تشییع بیاید و این همه معطل شود؟ لبخند می زند:«ببین! به خاطر امنیت ما تا رفته اند. آن وقت اگر من تا دوخیابان آن طرف تر بیایم برای تشکر و قدردانی از آنها که کار زیادی نیست.»از بلندگوهای مسجد قمر بنی هاشم(ع) تعدادی از مداحی های معروف مربوط م عین حرم پخش می شود. به رسم خیلی از مراسم های تشییع ی م ع حرم، چند «دمام زن» جایی ایستاده اند و با قطع مداحی، شروع به دمام زنی می کنند. اعلام می شود که حالا قرار است مداحی خود شهید پخش شود:« تو این روزای بی ی / کار دلم صبوریه / یعنی قسمت میشه منم / شهید بشم تو ؟» یکی از هم محله های شهید می گوید او مداح هیئت محل هم بوده است. بعد از شهادت به درخواست پدرش، قرار است همه جا پیش از اسم او بنویسند: « ذاکرالحسین شهید حسین معز غلامی». تعدادی ازهمسایه ها هم از مراسم بی خبر هستند.در حال رفتن به محل کار یا ید، به جماعت تشییع کننده که می رسند آرام تر قدم بر می دارند تا بفهمند ماجرا چیست؟ زنی با حجاب متفاوت از اکثر خانم های حاضر در جمع، با نان تازه ای که یده از کنار مردم عبور می کند. کمی جلوتر روبروی ع بزرگ شهید معز غلامی می ایستد و چند دقیقه به آن خیره می شود. صدای مداحی شهید و دمام با هم به گوش می رسد:«حتی اگه بره سرم/ من از شما نمی گذرم/آرزومه یه روز بگن/ به من م ع حرم» زن ناگهان بغض می کند و اشک هایش سرازیر می شوند. نگاه ها که به سمتش بر می گردد، آرام راهش را می گیرد و می رود.عطر و بویی تازه می پیچد! شهید آورده ک ساعت و نیم بعد، آمبولانس پیکر شهید و ماشین خانواده او با هم از راه می رسند. روبروی مسجد برای همه جمعیت جا نیست. تصمیم می گیرند میت را در پارکی که پشت مسجد است اقامه کنند. صاحب مارکت همان حوالی هم  بیرون آمده و مردم را راهنمایی می کند:«خانوما بفرمایید از این طرف، آقایون از اون طرف، بفرمایید از این طرف راه داره» بعد از ، مراسم از جلوی مسجد شروع می شود. بی ت دوستان شهید که دور تابوت را گرفته اند،  مردم را احساساتی کرده است. صدای یکی از جوان ها بین صدای گریه و تکبیر می پیچد:«ما که با هم برای رفتن اسم نوشتیم.ما که با هم بودیم همه جا. حسین! داداش! جامون گذاشتی رفتی...»  چند پسر نوجوان ۱۳ تا ۱۶ساله هم گوشه ای دورتر از جمعیت ایستاده اند، همدیگر را در آغوش گرفته اند و مثل ابر بهار اشک می ریزند. آنقدر سنشان کم هست که فکر نکنی رفیق شهید ۲۳ ساله امروز باشند. بین هم صدای گریه همین نوجوان ها بود که دل مردم را می لرزاند. وقتی می پرسیم، می گویند شهید معز غلامی سرگروه حلقه صالحین این بچه ها در مسجد محل بوده است. سرگروهی که حس دوستش داشتند و پای کار رفتن به گ ار ، جماعت، اردوی تفریحی، ورزش و بازی و ...بوده است. مربی شهیدی که حالا شبیه او شدن بزرگترین آرزوی آنهاست.سلام عزیز پ رم، سلام عزیز برادرمچند دختر جوان از اول مراسم دور مادر و دوخواهر شهید را گرفته اند تا تنها نباشند. یکی از دخترها می گوید:« این طور که شنیده ام، قرار بود پیکر شب قبل برسد معراج، که خانواده هرقدر می خواهند با او خلوت کنند. اما به خاطر مشکلاتی نرسید. فردایش قرار شد شش صبح برای وداع بروند. که آن زمان هم باز به این بنده های خدا گفته اند نه! ۷:۴۵ اینجا باشید.»حالا آهسته تر صحبت می کند:« آن ها که دیده اند می گویند چشم راست تیر خورده و جای آن را پنبه گذاشته اند. هر دو گونه شهید هم تیر خورده و همه دندان هایش ش ته است.بازویش هم همینطور.» خواهر شهید آرام می کند: «آخ حسینم... برادرم...چشم راستش...برای همین گفتند دیرتر بیایید. داشتند این زخم ها را ترمیم می د.» ی از نحوه شهادت تک پسر ته تغاری  خانواده معز غلامی خبر ندارد، فقط صدای یکی از خواهرهای داغدارش را می شنویم که می گوید:« هشت ساعت طول کشیده شهادتش. گفتند هشت ساعت طول کشیده رفتنش...» خیلی از خانم ها و آقایان تشییع کننده با لهجه همدانی صحبت می کنند یا پدر و مادر شهید را دلداری می دهند. خانواده شهید اص اً همدانی ولی ن تهران هستند و همین دیروز از شهرشان برگشته اند تا مسافر تازه از راه رسیده  را بدرقه بهشت کنند. «علی اکبر معز غلامی » پدر شهید، چند دقیقه ای میکروفن را در دست می گیرد تا صحبت کند. او می گوید و مردم گریه می کنند:«این همه روضه شنیدیم، ولی امروز سر پیکر پسرم  تازه حال حسین(ع) را وقت شهادت علی اکبرش فهمیدم... این رزمنده ها از ما جلو افتاده اند. حسین سرعتش خیلی زیاد بود. خوش انصاف، آنقدر سرعت داشت که پدرش را هم جا گذاشت. آی مردم! باید هرچقدر توان دارید بگذارید که این بچه ها، این م عین حرم، صدای شما را در مرزهای و عراق هم بشنوند.» دیگر صدای «لبیک یا زینب(س) » مردم است که خیابان را پر می کند. با همان قدرتی که پدر شهید می خواهد.دوربینی که فقط را قاب می گیرد چندنفر از مسئولین شهر مثل «مرتضی طلایی»، نایب رئیس شورای ی تهران هم به جمعیت اضافه شده اند. «نیلوفر» دانش آموز هفده ساله ای است که دوربین به دست از مراسم تشییع ع می گیرد. اولین بار با کلی ذوق با دوربین معمولی گوشی اش از مراسم تشییع ی غواص ع گرفته و همین نقطه شروع او بوده است. حالا یک سال است دوربین حرفه ای یده و تا الآن از مراسم تشییع «شهید علی اصغر شیردل»، تولد«شهید محمدرضا دهقان» و تولد «شهید سیاوشی» عکاسی کرده است. نیلوفر به ندرت از مکان های دیدنی یا مسافرت های خانوادگی خودشان ع می گیرد:« آ این مراسم ها حال و هوای دیگری دارند. ع این شهید را هم اتفاقی دیدم. یکهو اینستاگرامم پر شد از ع های شهید حسین معز غلامی. راستش برای ما یادآور ی دهه هفتادی دیگر بود؛ مثل شهید محمدرضا دهقان و شهید مصطفی . من هم دهه هفتادی هستم. شاید به همین خاطر برایم مهم بود که در مراسمش باشم.» ع هایی که گرفته را نشانم می دهد و می گوید بیشتر از همه، ع ی را دوست دارد که از وداع دوستان شهید با او در آمبولانس گرفته است:« این لحظه های خلوت رفیق شهید با او آن قدر خاص و زیبا و دل نشین است که به ندرت مثل آن پیدا می شود. باید باشی تا درکش کنی.»پشت سر شهید، به نیابت از دوستانم هم قدم برداشتمحوالی ساعت یازده پیکر را تا انتهای خیابان سازمان برنامه تشییع کرده اند. پنج اتوبوس برای رساندن مردم به مراسم خا پاری آماده حرکت هستند. بعضی ها که با ماشین شخصی می روند، ع شهید را روی شیشه عقب ماشین چسبانده اند. قرار است شهید حسین معز غلامی را در قطعه پنجاه و در کنار شهید م ع حرم «محمد کامران» به خاک بسپارند. همان شهیدی که شهید معز غلامی چندبار نامش را در مداحی هایش گفته است. «زینب» ۲۴ساله  است و از شهرک شهید محلاتی خودش را برای تشییع رسانده است. می گوید در شهرک محلاتی حضور مردم در مراسم خیلی بیشتر و پررنگ تر است، اما اینجا هم به لطف خدا، مردم خانواده شهید را تنها نگذاشته اند:« دوست داشتن اصلاً ربطی به طبقه اجتماعی و محل زندگی و ...ندارد. من با مترو آمدم و از وجی ایستگاه ارم سبز برای رسیدن به اینجا تا ی گرفتم. اتفاقی فهمیدم دوخانم دیگر در تا ی هم با من هم مسیر هستند. راننده پرسید:«می روید مراسم این شهید که ع ش را همه جا زده اند؟» گفتیم بله. آن وقت راننده بنده خدا مسیرش را طولانی کرد تا ما را دقیقا سر کوچه مسجد پیاده کند و راهنمایی هم کرد که از کدام مسیر می توانیم راحت برگردیم.»می گوید حضور در این مراسم ها «دعوتی» و کار خود شهید است:«مطمئن باش ! آن ها نخواهند هیچ اتفاقی نمی افتد. دوستان دیگری دارم که هرکاری د نتوانستند امروز بیایند. سفارش د به نیت بقیه دوستان و به نیابت از ی دیگر هم امروز پشت سر پیکر شهید قدم برداریم.» می گوید قرار نیست هم محله ای و همسایه شهید باشیم تا به او ارادت داشته باشیم: «من دنبال وجه مشترک بین این شهید و ی دیگر می گردم. خودم هم دنبال دلیلی هستم که ما را به اینجا کشاند! اصلا نظرم این است که یواش یواش ما را به راهی که می خواهند می کشانند و بعد چیزی که دنبالش هستیم را به ما می دهند.» زینب به کار با گوشی اش مشغول می شود. چندع که از مراسم گرفته و صداهایی که ضبط کرده را برای دوستانش در گروه تلگرامی می فرستد و می رود که سوار یکی از اتوبوس های بهشت زهرا شود." خبرگزاری مهر "
دلایل درست ازدواج رو در مطالب قبلی عرض حالا میریم سراغ دلایل غلط و نادرست ازدواج دلایلی که چرا ازدواج نباید کرد؟ و دلیل منطقی و توجیه خوبی که مانباید ازدواج کنیم و در ۲۵ دلیل و علت خلاصه شده. دلایل نادرست ازدواج ازدواج در طول تاریخ هدف بوده و آدمها باید ازدواج می چون وقتی چیزی هدف باشه باید ازدواج کرد. به هر هزینه ای به هر قیمتی مهم نبوده! هنوز هم هست که باید ازدواج کنید،یک باید اجتماعیه و علتش هم اینه که هدفه! درحالی که میدونیم ازدواج یک وسیله هست.یک وسیله برای سلامت فیزیکی روانی و خوشبختی و یا همان تکامل. یعنی عنصر اصلی ازدواج اینهاست(سلامت روانی و..) و تازمانی که اینها اتفاق نیفته دلیلی واسه ازدواج نیست و روزی هم که اینها(سلامت فیزیکی و روانی و ..) بوده اما داره به خطر میفته،مساله طلاق مطرحه که انتخاب بین بد و بدتره. پس بریم سراغ دلیل اول نادرست ازدواج: ۱_بیماری روانی: جون برخی مواقع افراد دلایل عجیب و غریبی واسه ازدواج دارند که به بیماریهای روانی آنها برمیگرده،برخی اوقات به یک جیزی گیر میدن و بند میکنن،یک نوع انتظار و توقعی دارن،خیلی اوقات هم تو دنیای خیالیشون تصورات عجیب و غریبی میتراشن. برخی مواقع فکر میکنن که طرف مقابل اصلا نمیفهمه،برخی اوقات چون فقط ی دنبالشون اومده ازدواج میکنن! برخی اوقات چون ی اونو ترسونده،تهدید کرده،باهاش ازدواج میکنه،پس ما باید مطمئن باشیم که گرفتار بیماری روانی نیستیم،چون هرنوع گرفتاری در مساله ی انتخاب میتونه مساله آفرین باشه،مخصوصا ازدواج که انتخاب ویژه ای هست. این بیماری سبب میشه که افراد بدنیال افراد خاصی میگردن اما آدمی که پیدا میکنن هم خاص هستن! چون آنها هم بیمارند هیچ اینچنین آدمی انتخاب نمیکرد او انتخابش کرد! با اینکه تن به ازدواج درمیدن اما گرفتاری آنها اینجا و اونجا خودشو نشون میده. ۲ و ۳_ اعتیاد و وابستگی: برخی ها درکل معتادند! ما دررابطه با دیگران در ۸ مرحله یا کلاس قرار میگیرم؛ مرحله اول همزیستی؛ که تو بدو تولد هست دوم چسبندگی و دوختگی که در ی الگی هست که ما به یک ی دوخته میشیم،مرحله سوم اعتیاده، که در ۳ سالگیه و مرحله ی بعد یعنی چهارم عادته که در ۵ سالگیه، و درنهایت به مرحله ی پنجم یعنی وابستگی وارد میشیم که در ۸ سالگی هست. مقصود از وابستگی: من نیازهای فیزیکی روانی و اجتماعی خودم رو از طریق تو و تو از طریق من ویا نه هردو بصورت مکمل هم برآورده میکنیم! یا احساس و شه من از احساس و شه تو یا دیگران جدا نیست. و درنهایت یه جوری به هم گره میخوره و حد و مرز رو نمیشناسیم. ۹۹ درصد مردم در ۹۹ درصدتاریخ تا مرحله ی وابستگی اومدن،اما طی ۲۰۰-۳۰۰سال گذشته مرحله ی جدیدی یعنی مرحله ی شیشم بنام ج و رهایی بوجود اومده که از۸ تا ۱۲ سالگی هست بعد آن به مرحله ی هفتم که استقلال و هست که از ۱۲ تا ۱۸ سالگیه،یعنی من خودکفا هستم وقتی بحث به نیازهای من میرسه و دوم اینکه احساس و شه من از احساس و شه شما جداست،بنابراین من میتونم با عقیده یا نظر پدر و مادرم کاملا مخالف و یا مختلف باشم. و بالا ه مرحله ی هشتم که هم بستگی که از ۱۸ تا ۲۲ هست که باوجودی که من مستقل و ازادم(مرحله ی قبل) دلم میخواد باتو باشم،آدمی میتونه ازدواج کنه که در کلاس و مرحله ی ۷ یا ۸ باشه(یا استقلال یا هم بستگی) ادمیکه مرحله ی ۴ هست(عادت_۵سالگی) معمولا ازدواج نمیکنه واگر هم ازدواج کنه کوتاه مدته،در یک روز تصمیم به ازدواج و در یک روز هم طلاق میگیرن ادمیکه که درمرحله ۳ هست(اعتیاد_۳سالگی) مساله عشق اصلا براش موضوع نیست،مساله ایجاد ارتباط نیست،بلکه مساله ی آنها احتیاج و نیازه،و یا نگرانی و وحشتی که از مسائل داریم! متاسفانه بیشتر مردم ایران درمرحله ی وابستگی(مرحله ۵) قرار دارن،و برخی هم در مرحله ی ۳(اعتیاد) ماندند! روزی هم که مساله ی ما اعتیاد یا وابستگیه(مرحله ۳ یا ۵)معناش اینه که فقط به دلیل احتیاج و نیاز که غالب اوقات درست ارزی هم نمیشه شما کنار هم قرار گرفتید واگر هم مساله اعتیاد و وابستگی باهم مطرح باشه مثل رابطه ی ی با ه. هیچوقت درش نه رشدی هست نه سلامتی نه خوشبختی و نه هیچ دیگر. فقط عمق آسیب و گرفتاری رو نشون میده. به همین جهت انی که در مرحله ی وابستگی هستن حتی یک روز هم نمیتونن بدون زن یا مرد باشن! و یک روز هم نمیتونن خودشونو جدا و مختلف از دیگران ببینند،ابدا حتی یک روز! برخی ها هستن درحالیکه میخواهند طلاق بگیرن با ماس و جا هم تلاش میکنند طلاق بگیرن اما به محض اینکه طلاق گرفتن با یک نفر دیگه تماس میگیرن،دلیلش اینه که نمیتونن رابطه ای با ی نداشته باشن! اصلا اینطور آدمها در ذهنشون هم نمیتونن تصور نداشتن ی رو ن هستند آدمایی چه بسیار که حتی حین ازدواج هم آدمای دوم و سوم رو وارد زندگی میکنن برای اینها بودن دیگری هواست! و مهم تو این موارد چه ی باشه نیست! به همین خاطر شما میرین سراغ نفر بعد اگه نبود نفر بعد ،همینطور نفر بعد! اینگونه آدمها از کودکی آسیب دیدن و اصولا روابطشون براساس اعتیاد و وابستگیه و اصولا آدمی رو میخوان که نیازهاشو برآورده کنه شمایی که اینطور هستین به انسان به عنوان شخص نگاه نمیکنید،بلکه به عنوان شی و کالا نگاه میکنید و همه ی آدمها برای شما به نوعی وسیله هستن،از همه استفاده و سوء استفاده میکنید واسه رسیدن به هدفهاتون. بسیاری از اوقات خودتونو عادی و بدون گناه جلوه میدین ولی واقعیت مساله اینطور نیست! پس اگه به کلاس ۷ یا ۸(اسنقلال_هم بستگی) ندویم گرفتاریم. پس روزی میتونید ازدواج کنید که پدر و مادرتونو به عنوان ی که همسر داره طلاق داده باشید! شما نمیتونید وابستگی به پدرو مادر یا خوهر وبرادر داشته باشین،اولا از عشق اونوقت خبری نیست،و ازدواج فقط یک معامله میشه،و همیشه هم آ کار از این معامله ناراضی هستین! چون تمام معاملات از این قبیل آدمها فکر کلاه سرشون رفته! اصلا رابطه هم رابطه ی انسانی نیست،البته درسته که رابطه مبتنی بر معامله درسته به همین جهت اگه بگین که من صدهزارتومن واسه یه نفر ج او هم صدهزارتومن واسم ج کرد درواقع من بخاطر صدهزارتومنه وقت گذاشتم. هیچ عیب و ایرادی نیست اما روزی که مدعی عشق میشین،پدری میشین،مادری میشین،دیگه رابطه،رابطه ی معامله نیست،به همین جهته که اگه عاشقین ایثارگرین درسته!(چون ایثار اولین ویژگی عشقه_عشق ۱۶ ویژگی داره)و عشق درست زمانیست که کار خودتونو میکنید و هیچ انتظاری،توقعی ،طلبی ندارید،هیچ! تازه ممنون و مرهون آدمی هم هستید که به شما این اجازه رو داده که تجربش کنید! ۴_ ج : من جدا شدم،بنابراین ازدواج میکنم،آدمایی هستن که از خانواده جدا شدن،میگن خوب باید ج رو تموم کنم،چون ج سخت و درد آوره،ج هم یعنی بی او بودن،بنابراین ازدواج میکنن. بنابراین من دارم از یه آدمی به عنوان دارو و درمان استفاده میکنم نه به عنوان غذا! و منم باید بدونم که استفاده از دارو اگه ادامه داشته باشه،من رو میکشه! چون هیچ نمیتونه همینطوری دوا بخوره،ولی من میتونم غذا بخورم،پس در زندگی شویی ی قرار نیست واسه شما دوا باشه،دوای هیچ دردی؛ بلکه باید غذا باشه،که بااو رشد کنید اشکال کار ج که سبب ازدواج میشه اینه که،آدمها به دلیل اینکه جدا شدند فکر میکنن ، این درد ج رو باید از طریق رابطه برقرار کنند،در نتیجه با ی ازدواج میکنند بعدش متوجه میشن که اصلا درست نبوده،چون بدون اینکه به جنبه های بد و منفی او نگاه کنند ازدواج و بعد که چشماشو باز میکنه میبینه، دهها و صدها مساله و موَضوع که من باید میدانستم باهاش مواجهه میشم. ۵_ تنهایی: تنهایی همیشه بدتر از ج ه،ج گفتیم بالا یعنی بی او بودن،و تنهایی یعنی بی بودن تنهایی در تحلیل نهایی یعنی من بدم،تو یا دیگران بدند،و از این من بد و دیگران بد جز رابطه ی بد نتیجه ای نداره، پایان کار هم همیشه ابه! اما اشکال کار تنهایی چیه؟ اینه هیچوقت تاکید میکنم هیچوقت با ازدواج از بین نمیره! تازه تو ازدواج تنهاتر میشن،آدمهای تنها وقتی ازدواج میکنن میبینن دست و پاش بیشتر و پیشتر بسته شد. قبلا یه فرصتی داشت که تخیلی ه،حالا اون فرصتو هم نداره،و گرفتاری بسیاری از آدمها هم اینه که وقتی تنها هستن،راه حلو ازدواج میبینن. پس ج رو میشه با ازدواج خاتمه داد،اما غالبا تو انتخاب اشتباه میشه،ولی تنهایی هرگز من اگه یه احساسی دارم که من بدم، جامعه بده،دیگران بدن،رابطه هم خوب طبیعتا بده،باید بدونم تنهام! و این با ازدواج حل نمیشه،ازدواج فقط یه بازی سطحیه شبیه افراد تو مهمونی که نمیتونن حتی یک روز باهم بمونن! چه برسه یک عمر سرکنند!
۶_ ناتوانی در ی نیازها: نیازها دیگه اعم از فیزیکی_روانی_اجتماعی منظوره،و من فقط به این دلیل ازدواج میکنم که توانایی اداره خودمو ندارم! توانایی پرداخت هزینه های خودمو ندارم،چون توانایی تنهایی و ج رو ندارم،پس با این دلیل پیش میرم،و غالب اوقات هم شاید گشایشی بشه ولی در بلند مدت گرفتارم. یعنی بسیاری از مردم بخاطر وضعیت مالی بخاطر نیازمندی اقتصادی ازدواج میکنن،و در کوتاه مدت هم میتونن از ثروت و دارایی او آدم بهره بگیرن،ودر نتیج فکر میکنن این مشکلو برطرف د یا میکنند، که اشکالاتی داره: اولا به مرور زمان بیشتر وبیشتر ازکار میفتند و توانایی اینکه خودشان کارکنند رو از دست میدن دوما اینکه به تدریج، به دلیل ویژگی های این آدم همه چیز به هم میریزه و بعد ۵ یا ۱۰ سال یک زندگی میشه که ای بسا اداره ی یک پنجم آنرا هم ندارن،حالا باید تن به ج دربدن! آن موقع هست که تو ازدواج میمونن و طلاق نمیگیرن!البته برخی مواقع ناچارا جدا میشن! و اون موقع تن به ازدواج هایی میدن که معنا نداره. خیلی اوقات هم میشه راحت دید که برخی ها بدنبال ی یک نیاز تو ازدواجن.
۷_ گمی و گیجی@: در ۱۲ تا ۱۸ سالگی جوون میتونه گم و گیج باشه،هم بدلایل از وقت تولدش تا ۱۲ سالگیش(۱۲ سال قبلش) و هم به دلایل۱۲ تا ۱۸ سالگیش! چکش به سرمون میزنن که ما تمام عمرمون گیچ و پیج میشیم واصلا هم مهم نیست ۳ تا کترا دارید یا نه! مهم نیست ۶۰ س ونه یانه مهم اینه که گم و گیچین حتی برخی مواقع برای انتخاب یک لباس،کفش،رفتن به مهمونی،گم و گیچین،مثل ی که آدرس گم کرده، شما در شهر دومیلیونی مثل شیراز اگه آدرس گم کردین،چطوری میتونید امیدوار باشین مرکز مشاور زندگی بهتر وبرتر رو پیدا کنید در حالی که هیچ آدرس و نشونه ای ندارین،درحالی که اگه یه آدرس هم داشتید براحتی میتونستید به اونجا برسید.
۸_ بچه: برخی فقط برای بچه میخواهند ازدواج کنن،نه بدنبال زن و نه بدنبال شوهرن! ونه حتی رابطه خوب، حتی رابطه ! فقط بچه !! به همین خاطر بعضی ها ازدواج میکنن فقط واسه بچه،بعد از ازدواج بیرون میان و طلاق میگیرن یا بدون اینکه ازدواج کنن حامله میشن! تا فقط یه بچه داشته باشن !! اینکه ما بخواهیم صاحب فرزند بشیم که اصولا جزئی از زندگی ماست و بااو حرکت میکنیم واین در چهارچوب خانواده وهمسرمونه که هم پناه میده هم برای من و بچه خیلی تفاوت داره ، تا اینکه من فقط بدنبال بچه باشم. غالبا هم حرفشون اینه که من که بچه ها رو دارم،دیگه نیازی به اینا ندارم،غالب اوقات هم نداشتن فقط صرف بچه هم دلیل ازدواج نیست چون همه ی بچه ها وقتی پدر ومادر پیش هم نیستند،آسیب میبینند،چون طلاق همیشه بد و آزاردهنده هست،یک جراحیه که همیشه قسمتی از آدمای درگیر ماجرا رو قطع میکنه. حالا یه موقع یک انگشت یا یه پا یا کل بدن قطع میکنه متفاوته پس حتما اشتباهه
۹_ اگه ازدواج نکنم و تشکیل خانواده ندم از بقیه عقب افتادم!: در برخی خانواده ها،در خانم ها در مورد خودش و در آقایون در مورد نوعش،حسادت،رقابت،و بعد احساس حقارت،یا احساس گرفتاری تو زمینه حرمت نفس،وجود داره که من اگه ازدواج نکنم و تشکیل خانواده ندم،اگه بچه نداشته باشم از بقیه عقب افتادم،دیگران از من جلو زدن. من وقتی میبینم که دیگران زن دارن،شوهر دارن،حسودی میکنم،وقتی منم ندارم احساس میکنم یک عیب و ایرادی دارم که آدمها به چشم کمتری نگام میکنن! خوب اینها سبب میشن که من نخوام عقب بیفتم و این امکانی که واسم هست رو از دست بدم،یا ی منو نخواسته و یا من مشکلی دارم،یا ی دوستم نداره، اینارو تو ذهن بقیه دفع کنم. ما بدون اینکه متوجه بشیم حسادت و حقارت از خودمونه،این آدم از بس سوخته که ازدواج کرده،اونم ازدواج کرده،پسرعموشم ازدواج کرده،اون دوستشم ازدواج کرده،اون همکارش هم ازدواج کرد،احساس بدی که داشته(احساس حقارت) بدون اینکه متوجه او باشه اورو به سمت پسر و دختری کشونده که اصلا فکرشو هم نمیکرد باهاش ازدواج کنه!رفته رفته خیلی راحت اورو پذیرفته و برگردونده چون فکر کرد اگه اینکارو نکنه؛احتمالا گرفتاریه. ۱۰_ فشار خانواده: اینکه من بخاطر انتظار درست خانوادم،اینکه بخاطر نظر درستی که درباره من و زندگی آینده دارن ازدواج کنم،میفهمم،اما اینجا فشار خانواده مطرحه،یعنی خانواده منو زیر فشاری میذارند و کار رو واسم مشکل میکنن،تحقیرم میکنن،تنبیهم میکنن،احساس گناه به من میدن،حال بد پیدا میکنم،پدرم قهر میکنه مادرم غش میکنه،منو بزور با ی بیرون میفرستن! ۱۱_ فشار اجتماعی: برخی اوقات من بدلیل ویژگیهای روانی که دارم و به دلیل محیط و شرایطی که درش هستم،منو بگونه ای ترکم میکنن!طردم میکنن،به همین جهت،به همین جهت روزهایی که مهمن از جمله عید نوروز و سیزده بدر،تنها ی که دعوت نشده منم! به همین جهت یه عده ی زیادی گرفتار نوعی از افسردگی میشن،یعنی چون انتظار دارن که عده ای اطراف او باشن و روابطی باشه به هم میریزه،یعنی کافیه این اتفاقات نیفته اونوقت میگیم خوب بهتره ازدواج کنیم،درحالی که میتونستید یه جوری خودتونو دعوت کنید یا شما دعوت کنید ولی خوب معمولا شما این مایه رو ندارید و یا حرفهایی در این زمین دارین.
۱۲_ فشار و باید اخلاقی بر سر راه روابط ی شتر مذهبی!: یعنی برخی از شما فکر میکنید اگه ازدواج نکنید یا درگیر نوعی فعالیت بشین،مخالف اصول اخلاقی و اصول مذهبی هست!(که موارد استثنایی واقعا هست) گناه کردید و مستحق مجازاتین و خوب بلاهای زیادی این دنیا و بیشتر اون دنیا به سرتون خواهد آمد،بنابراین چون فکر میکنید این بلاها رو سرتون نیاد برید این بلاها رو سر ی بیارین که این بارگاه الهی در اینجا و اون بارگاه در اونجا آروم بگیره.! خوب اگه مذهبی هستین اینها درست! اما دلیل درستی برای ازدواج نیست! اما اگه غیر مذهبی هستین خوب هیچی صورت مساله و موضوع برای شما کلا پاکه! برین سراغ دلایل دیگه!
۱۳_توهم و توقع: بعضی ها فکر میکنن ازدواج پایان همه ی بدبختیهاست! یعنی ما فقط کافیه یه زن و شوهر پیدا کنیم آنوقت به سعادت وسلامت با خوشبختی زندگی میکنیم!(اوخی) برخی از ما هم توقعی داریم که چون ۲۵ سال با ی نبودم خوب یک ی بیاد و اگه نیاد خوب من خیلی عصبانی میشم،هم از دست مردم ناراحت میشم که همچنین موجود ظریف و لطیف و باارزشی رو نمیخوان، هم از دست خدا که چرا یه ی رو نمیفرسته سرراه ما قرار نمیده،ودرنتیجه انتظار و توقع هست و بعد اونم در آ این انتظار و توقع رو به انتظار و توقع خودمون تبدیلش میکنیم،که خوب حالا چون خدا جواب نمیده خودت دنبالش راه بیفت! پس من میرم ازدواج میکنم تا این انتظار و توقع رو درخودم کنم! ۱۴_ هوس و میل : یعنی من باید با این بخوابم! و چون کار آقایون مشکله میگن خوب هرراهی میرم نمیشه،بهتره برم خواستگاری و بگیرمش! اگه باور واعتقادتون اینه که با ی همخوابه نشین خوب نشین! ولی خوب اگه بارو و اعتقادتون اینه که همخوابه بشین، ۲ کارو نکنید: اینکه برید و نشین! یا اینکه مقداری بشین و بقیشو نشین!! چون نیمه فروشی حتما با تمام فروشی متفاوته! چون خیلی ها دلشون به این خوشه.
اگه فکرتون اینه که مرد در رابطه ی یه جیزی بدست میاره و زن هم یه چیزی از دست میده،ح ون بده! درحالی که در رابطه ی دو آدمی که توافق میکنن موضوعه. اگه شما به ی گفتین من به شما نزدیک نمیشم تا زمانیکه از لحاظ احساسی_عاطفی مطمئن بشم،بدونید ما خط کشی نداریم که احساسات و عواطف عاطفی رو اندازه گیری کنه،درحالیکه این هم خودش یه بازیه که بعدشم میرین دنبال کارتون. بعضی ها شرایطی برای به همسر ندارن بعد میگن میخوام مطمئن بشم که موندگاره! یعنی آدم رو باید همونطوری که هست بپذیرین،موندن و نموندنش یه بحث دیگس.چون برخی ها نمیخوان قبول کنن! همین که من تورو دیدم و تو منو دیدی کافیه،بلکه بعضی ها فطرتشون اینه که تو بیا و قراردادی ببند! و حتی بالاتر از قرارداد مساله شاهد هست که بعدا طرف بگه من اینکارو ن ! به همین جهت اگه شما درگیر چیزی مثل که شاهد نداره میشین، نظرتون اینه که فرقی باخودفروشی نداره! البته اگه باور و اعتقادی نداشته باشین! به همین جهت مانمیتونیم بگیم که تصوری که من از ازدواج دارم رو قبول دارم.ما باید تعریفی که در جامعه وجود داره قبول کنیم باید مواظب بود. فرض کنید من شب اول با ی نمیخوابم! فرقی با شب هفتم و هفدهم نمیکنه! اگه به من بگین من ی رو نمیشناسم میتونم بفهمم. بسیاری از مردان هستن که اگه شما اورو خاص ببینید به شما علاقه مند میشن!
۱۵ و۱۶_تقلید و تلقین: متاسفانه برخی از ما عجیب و بصورت باور ن ی مقلدیم! یعنی شما همینکه دیدین اونجوری راه میره اینجوری راه میرین،به همین جهته که ژاپنی ها یک زمینه واسه این کار داشتن که البته آگاهانه انجام میدادن و موفقیت آنها هم بخاطر انتخاب آگاهانه بود.اول تقلید د بعد جلو زدن! همین کارو هم کره ای ها میکنن،میدونید که نژاد زرد از سفید باهوشتره پس یه عده ای از ما تقلیدی هستیم و یه عده ای هم تلقینی،یعنی بعضی ها هستن که تا دودفعه بهشون بگین کلاس نمیای،تو کلاس نمیای،دیگه نمیان! یه عده هم هستن با دویست بار گفتن هم فایده نداره،واتفاقا برخی از شما تا یه نفر یه مقدار بهتون فشار میاره،درست وارونه عمل میکنید! با وجود اینکه اگه رهاتون میکرد خودتون کار خودتونو انجام میدادین. پس اگه مقلد خیلی خوبی یا تلقین پذیر ماهری هستین،خیلی خطرناکین!
۱۷_علاقه شدید دیگری: برخی از مردم که تو خونه ها بیشتره،بخاطر علاقه ی شدید دیگری تن به ازدواج میدن،دلیلشون هم اینه که خوب، ی منو همینطوری دوستم نخواهد داشت،و این برای ازدواج خوبه! خوب ی که خیلی دوستتان داره یک میتونه دیوونه باشه دو وقتی شمارو خوب شناخت،سرعقل میاد،سوم اینکه این چه ملاکیه واسه ازدواج که یه ی اگه خیلی خیلی منو دوست داشت من زن یا شوهر اومیشم؟! علاقه خوبه مشروط به اینکه؛اول شما هم اونو دوست داشته باشید ، دوم طرف هم و چل نباشه ! چون این ی که خیلی خیلی شمارو دوست داره بزودی شمارو ازپا درمیاره.
۱۸_ فرار: بسیاری از شما ازدواج میکنید تا از یه چیزی فرار کنید مثل فرار از خانه برای خانم ها، فرار از کشور به عنوان یه موضوع کلی،و فرار از فقر به عنوان یه موضوع جدی،فرار از کنترل به عنوان به موضوع مهم.
۱۹_ گرفتن انتقام: برخی آدمها هستن که با ازدواج میخوان از پدر و مادر یا همسر سابق انتقام بگیرن! که بسیار شایعه خیلی میخواسته پدرو مادرو به آتیش بکشه،یا همسر سابقی که طلاق گرفته و گفته تو لیاقت یرو نداری و ی همسر تو نمیشه،بعد انتخاب میکنه و میخواد بگه ببین! در ظاهر هم از تو بهتره! ۲۰_ بازی و حقه بازی!: برخی ها هستن که فقط میخوان ازدواج کنند تا بازی رو ببرن! که بین دوخواهر یا دوبرادر دیده شده یعنی من فقط ب این دلیل این رابطه رو ادامه میدهم که میدونم برادرم اونو میخواست و من میخوام برنده باشم،برای اینکه من همیشه از برادرم باختم،و از دستش عصبانیم یا بین دوخواهر یا دودختر که البته بین خانم ها فراوانتره! این مورد در خیانت بیشتره که زن و شوهری به هم خیانت دو صددرصد نمیخواسته اونو ببینه،اما رفته رفته اون آدمو قبول کرده و بخشیده! چرا ؟ واسه اینکه بتونه انتقام بگیره،برا اینکه بتونه شکنجش بده،پس قصه قصه ی ازدواج نیست،قصه،قصه ی بازی و حقه بازیه. روزی که بازی میکنید بدونید بازیرو باختین! چون این بازیها مطلقا برنده نداره ما وقتی تو زندگی هستیم،اگه با صداقت و صمیمیت پیش بریم وقتی ابه میتونید درستش کنید،وقتی هم درست شد میرین دنبال کارتون،اما روزی که محبت و صمیمیت درکار نیست،هرچیز خوبی رو هم اب میکنه،خوب رو اب میکنید،بد هم حتما اب خواهد شد،ب همین جهت خود و خودواقعیتان باشید،اگه ی شمارو خواست،حالا میشه روش حساب کرد،و مسائل رو حل کرد و پیش رفت،ولی اگه ی بازی درمیاره،حقه میزنه گرفتاریه ۵۴ بازی هست که یکیش محبته! و آن اینه که: این منم همین! و این چیزیست که ماتشنه آن هستیم،و روزی که ما گرفتار بازی شدیم؛بازنده ایم، پس نکنید! بذار اون زنگ بزنه بذار! بذار اون بیاد بذا بذار! و.. به فرض اینکه نفهمه،باز بازنده اید،این مثل اینه که بدوید پیش باوجوداینکه تبتون بالاس بگین قلبم درد میاد بعدش هم بگین کلک زدم!نفهمید! نسخه رو هم نوشت!! نسخه روهم میبرم ،نه شما کلک زدین،دارو رو هم میخورین ،الحمدالله میمیرید !! آنوقت معلوم میشه احمق کیه! پس در زندگی خودتون باشین؛وقتی خودتون باشین،تکلیف ها روشنه،بعد هم حرص نمیخورید، اما با بازی و حقه بازی غالب اوقات متوجه میشین آ کار بازنده اید.
۲۱_ آدمهای بد ار: بعضی اوقات برخی آدمها طلبکار وبرخی هم بد ارن،برخی اوقات افرادی هستن که همیشه طلبکارن،یعنی همیشه از مردم انتظاراتی دارن که انگار باید انجام بشه،و برخی آدمها هم بد ارن،ماشین منو نمیخوای؟! پیراهن منو نمیخوای؟! پول میخوای؟!... جالب اینه که همیشه بد ار بدنبال طلبکار میدوه! به همین جهت بعضی از افراد بدلیل اینکه طلبکار و بد ارن،طرف مقابل خودشونو پیدا میکنند اشکال کار اینه که آدم سالم نه طلبکاره نه بد ار. ۲۲_ و سوار!: یه عده آدم هم هستن که میگن ما یم! یعنی همیشه ا میشن که یکی سوارشون بشه،یه عده هم سواریم،دنبال میگردیم بعد میرین روش اما اشکال کار اینه که آنهایی که سواریم و فکر میکنیم زرنگیم،آ کار میره داخل طویله و در آ با ها میخوابه! وبقیه ها هم باما میخوابن ،بنابراین نه باشین نه سوار! پیاده باشید پس نه طلبکار نه بد ار نه ونه سوار باشین پس اگه تیپ بد ارو دارید تیپ و دارید و اگه تیپ طلبکارو دارید تیپ سوار.پایان خوب و خوشی ندارید ولی خیلی از ماها اینطوری هستیم!
۲۳_ فقط الگو: بسیاری از ما به صورت منفی فکر میکنیم که تنها الگوی زندگی ازدواجه،یعنی اگه ازدواج نمیکنید خیلی بده،بنابراین هرطوری شده باید ازدواج کنید.
۲۴_ماجراجویی: یعنی وقتی میبینید یک آدمی اصلا بدردتون نمیخوره به دنبالش میرید! یعنی این خیلی خوبه!! یا آدم سخت و محکمی پیدا میکنید برای اینکه نشونش بدین اینطور نیست باهاش ازدواج میکنید! میگه اگه من اینو به تور نزدم باش! حالا ببین ۲۵_ لجبازی: بسیاری از اوقات اگه برخی ازشما اگر ترکتون کنند میرین سراغ طرف و اونو میارین تا خودتون رهاش کنید! برخی آدمها هستن که وقتی شما ردشون کنید اصلا شمارو نمیخواستن اما آوردنتون و یه مقداری گیرتون انداختن،بعد گفتن حالا برو گمشو!! برای اینکه برخی ها اصلا نمیخوان ترک بشن،شما نمیتونید منو ترک کنید من شمارو ترک میکنم! به همین جهته که برخی اوقات شما اصرارها میبینید،من تقاضای طلاق که مردم بگن من اونو ول نه او منو ! _______________________________ پایان فصل ازدواج دلایل درست و نادرست ازدواج مرکز مشاوره زندگی بهتر و برتر zbartar.blog.ir کپی برداری بدون ذکر منبع شرعا و اخلاقا خلاف رضایت نویسنده ی سایته!
مطالب پیشنهادی و مرتبط با این مطلب(حتما بخوانید!): ۱۵ مورد از دلایل درست ازدواج(دلایل درست ازدواج چیه؟)

چرا ازدواج نه؟! چرا برخی ازمردم(جوانان) در امر ازدواج دودل،ناتوان هستن،یا نمی خواهند ازدواج کنند؟!
ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو مجموعه : اخبار ورزشی,خبرهای ورزشی ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو کریستیانو رونالدو دوس سانتوس آویرو به پرتغالی تولد 5 فوریه 1985 فونچال که معمولاً با نام کریستیانو رونالدو شناخته می شود مهاجم فوتبالیست اهل پرتغال است که در تابستان سال 2010 به باشگاه فوتبال رئال مادرید پیوست و هم اکنون کاپیتان تیم ملی فوتبال پرتغال است. رونالدو گرانقیمتترین فوتبالیست تاریخ جهان است که رئال مادرید برای ید او، مبلغ 80 میلیون پوند (94 میلیون یورو) به باشگاه فوتبال منچستر یونایتد پرداخت کرد و او را کاملترین بازیکن نسل فعلی فوتبال جهان نامیدند.او از بچگی برای تیم محلی آندورینها بازی می کرد. سپس به باشگاه فوتبال ناسیونال مادیرا پیوست و پس از آن، عصر تازه ای از فوتبال را با اسپورتینگ لیسبون آغاز کرد. ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو او برای نخستین بار در سال ۲۰۰۱ به تیم بزرگسالان راه یافت. پس از گذراندن این فصل، با باشگاه فوتبال منچستر یونایتد با مبلغ حدود ۱۲ میلیون پوند قرارداد امضاکرد. وی تا سال ۲۰۰۹ با شیاطین سرخ هم بازی بود و چندین بار جام حذفی و لیگ برتر انگلستان را با آنان فتح کرد. او با شیاطین سرخ قهرمان لیگ قهرمانان اروپا، جام خیریه انگلستان و جام باشگاه های جهان و هم چنین برندهٔ جایزهٔ انفرادی کفش طلای اروپا شد و آرزوی چهل سالهٔ منچستر را برآورده کرد. رونالدو در فصل ۰۸–۲۰۰۷، با ۴۲ گل در طول فصل، رکورد ۴۰ سالهٔ تاریخ باشگاه که دست جورج بست با ۳۳ گل بود را ش ت. در همان سال، کفش طلای اروپا را با هشت امتیاز جلوتر از مهاجم اسپانیایی، دنیل گویزا ب کرد. ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو
رئال مادرید در تابستان سال ۲۰۰۹ با قراردادی ۹۴ میلیون یورویی، با رونالدو به توافق رسید و رکورد گران قیمت ترین فوتبالیست جهان را ش ت. بزرگ ترین موفقیت او در باشگاه جدید خود، فتح لا لیگا بوده است. او در فصل ۱۱–۲۰۱۰، رکورد ۴۰ گل تلمو زارا و ۳۸ گل هوگو سانچز در یک فصل رئال را ش ت. او با به ثمر رساندن ۵۱ گل در یک فصل، رکورد تاریخ باشگاه که دست فرانس پوشکاش با ۴۹ گل بوده است را ش ت.رونالدو در سال ۲۰۰۳ به تیم ملی پرتغال راه یافت و در سال ۲۰۱۰، کاپیتانی تیم ملی اش را بر عهده گرفت. او ۹۸ بازی در تیم ملی پرتغال بازی کرده و ۳۷ گل به ثمر رسانده است. موفق ترین سال های حضور او در تیم ملی، سال های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۶ بوده است که در آن سال ها پرتغال نایب قهرمان جام ملت های اروپا ۲۰۰۴ و چهارم جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان شده است. ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو زندگی
کریستیانو رونالدو دوس سانتوس آویرو (۵ فوریه ۱۹۸۵، فونچال) کوچک ترین فرزند خوزه دینیس آویرو و ماریا ورس دوس سانتوس آویرو است. او برادری به نام هوگو و دوخواهر به نام های الما و لیلیانا کاتیا دارد. پدرش نام رونالدو را از روی نام رئیس جمهور ایالات متحده در آن زمان، رونالد ریگان برگرفته است؛ زیرا او بازیگر موردعلاقهٔ پدرش بوده است. به گزارش پارس ناز او هنگامی که ۲۵ سال داشت، حضانت یک پسر یی را که نام مادرش ذکر نشده است، برعهده گرفت.کریستیانو رونالدو در شهر (فانچال) در منطقه (مادیرا) در کشور پرتغال به دنیا آمد. مادر (ماریا ورس داس آویرا) و پدرش (خوزه دینیس آویرا) بود. او یک برادر به نام (هوگو) و دو خواهر به نام های (الما) و (کاتیا) دارد. ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو نام رونالدو در کشور پرتغال نام رایجی نیست ولی پدر و مادرش به خاطر (رونالد ریگان) رییس جمهور نام او را رونالدو گذاشتند زیرا ریگان هن یشه مورد علاقه پدر رونالدو بود. او تاکید می کند این نامگذاری اصلا دلایل نداشته است.وقتی سه ساله بود ضربه زدن به توپ را آغاز کرد. وقتی در شش سالگی به مدرسه رفت دیگر علاقه اش به ورزش کاملا نمایان شده بود. او در آن زمان عاشق تیم (بنفیکا) بود و جالب است که بعدها به تیم رقیب آن یعنی (اسپورتینگ) پیوست.او ابتدا با یک تیم آماتور به نام (آندورنیا) بازی می کرد زیرا پدرش در آن باشگاه شاغل بود. در آن زمان رونالدو تنها هشت سال داشت. در سال ۱۹۹۵ یعنی در ده سالگی (کریستیانو رونالدو) کم کم در پرتغال ب شهرت می کرد و آهسته آهسته نامی آشنا در ورزش فوتبال می شد. ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو به طوری که دو تیم برتر شهر مادیرا در پی امضای قرارداد با او بودند.کریس رونالدو با بازی در مسابقات زیر هفده سال یوفا برای تیم (اسپورتینگ لیسبون) مورد توجه (جرارد هولر) س رست وقت تیم لیو ول قرار گرفت. در آن زمان او تنها شانزده سال داشت و به همین خاطر لیو ول از ید او صرف نظر کرد ولی همین موضوع سبب شد به چشم (سرال فرگوسن) بیاید.در تابستان ۲۰۰۳ او در بازی برابر تیم منچستر یونایتد به خوبی توانایی های خود را در معرض تماشا قرار داد و نشان داد که می تواند در دو جناح بازی کند.پس از بازی، اعضای تیم منچستریونایتد همگی از یک استعداد درخشان سخن می گفتند. آنها معتقد بودند بهتر است در آینده در کنار این جوان باشند تا مقابل او در منچستر یونایتد فرگوسن این جوان را می خواست. ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو او می خواست از رونالدو به جای دیوید بکام که به تازگی به رئال مادرید پیوسته بود بهره ببرد و بدین ترتیب کریستیانو با قیمت ۲۴ میلیون و ۱۲ هزار پوند رهسپار تیم منچستریونایتد شد.رونالدو در ابتدا با پیراهن شماره هفت ظاهر شد ولی با وجود تمام مهارت ها و حمله هایش دوست نداشت تحت فشار انتظارات مردم باشد.انتظاراتی که از شماره پیراهن او نشات می گرفت. او ترجیح می داد پیراهن شماره ۲۷ را بپوشد زیرا در اسپورتینگ نیز همین شماره را می پوشید.رونالدو همیشه متهم به خودخواه بودن و تکروی است، با این وجود فرگوسن تمام حیثیت کاری خود را بر روی او گذاشته و مجددا با او قراردادی تا پایان سال ۲۰۱۰ به امضا رسانده است.رونالدو در مصاحبه ای با نشریه (ایونینگ نیوز) گفت: (منچستریونایتد همیشه برای کمک به من حاضر است و همیشه از من حمایت می کند. ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو من باید این را تلافی کنم.)ولی رونالدو اغلب در بازی ها، مشکل عصبی پیدا می کند. او نمی تواند اعصاب خود را کنترل کند و زود از کوره در می رود. او یک بار به خاطر رفتار خشونت بار و انگشت تکان دادن به نشانه تهدید به سوی تماشاچیان از بازی ا اج و از یک مسابقه نیز محروم شد.(فیلیپ اسکولاری) مربی تیم ملی پرتغال نیز به او هشدار داد در مسابقات جام جهانی رفتار خودش را کنترل کند.به گزارش پارس ناز کریستیانو رونالدو در سال ۲۰۰۵ به (بازیکن جوان ویژه فیلیپو) معروف شد و از سوی فیفا بیستمین بازیکن برتر تاریخ فوتبال لقب گرفت. او با وجود اخلاق تندش محبوب طرفداران منچستریونایتد باقی ماند. به همین خاطر دوست ندارد هرگز تیم منچستریونایتد را ترک کند. او در بازی های جام جهانی اولین گل خود را با ضربه پن ی به تیم ملی ایران زد.
ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو
زندگی خصوصی
پدر رونالدو که (دینیس آویرا) نام داشت هفتم سپتامبر ۲۰۰۵ و در زمان بازی های مقدماتی جام جهانی از دنیا رفت.رونالدو چند ساعت پس از شنیدن این خبر مجبور بود برابر تیم روسیه بازی کند و این برای او بسیار سخت بود ولی می دانست امکان ندارد در بازی غایب باشد. پس از بازی، سرال فرگوسن خود، رونالدو را مشایعت کرد و به کشورش فرستاد.رونالدوبا زنی به نام (مرچه رومرو) مجری اسپانیایی تلویزیون پرتغال آشنا شد. هر چند اصلیت اسپانیایی دارد ولی در پرتغال به دنیا آمده و رشد کرده است. او با آشنایی خود با رونالدو تنفر خیلی ها را برانگیخت زیرا بسیاری از طرفداران رونالدو او را شایسته نامزدی فوتبالیست محبوب خود نمی دانستند و سایت های اینترنتی علیه او ایجاد د. ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو (مرچه) نه سال از کریستیانو بزرگ تر بود و از همسر اولش طلاق گرفته بود. کریستین همیشه دوست دارد زندگی خصوصی خود را به معنای واقعی آن خصوصی نگه دارد و معتقد است زندگی خانوادگی از زندگی حرفه ای جداست و هیچ گاه در این مورد صحبتی نکرد و نامزدی او با خود را تأیید نمی کرد.سرانجام در بیستم سپتامبر ۲۰۰۶ (مرچه) هم تایید کرد که دیگر رابطه ای با کریستیانو رونالدو ندارد.او هزینه سفر (مارتونیز) پسربچه یازده ساله اندونزیایی و پدرش که از بازماندگان سونامی بودند را پرداخت تا آنها بتوانند به خاطر علاقه پسرک برای دیدن بازی های مقدماتی جام جهانی به اروپا بروند. ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو
دیگر هم تیمی های رونالدو پس از ملاقات این پدر و پسر تقبل د که با کمک یکدیگر هزینه ید یک خانه جدید در اندونزی را برای آنها فراهم آورند. پس از پایان بازی های مقدماتی، رونالدو به اندونزی رفت تا از سرزمین های مصیبت زده آن دیدن و برای آنها کمک های خیریه جمع آوری کند. او در این سفر با (یوسف کالا) رییس جمهور اندونزی نیز دیدار کرد و توانست با به حراج گذاشتن وسایل ورزشی خود در جاکاراتا پایتخت اندونزی، ۱۲۰ هزار دلار کمک جمع کند.رونالدو هم اکنون یک خانه دو میلیون پوندی در (وود فورد) واقع در انگلیس دارد. پس از حضور کریستیانو در تیم ملی کشور پرتغال و بازی مقابل تیم انگلیس در مسابقات جام جهانی آلمان، طرفداران تیم انگلیس به نشانه خشم خود شیشه های خانه گران قیمت کریستیانو را ش تند. ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو رونالدو نیز از این ع العمل غیرمنطقی مردم ناراحت شد و اعلام کرد منچستر را ترک می کند و آینده او در اسپانیاست. (مرچه) سی ساله که در آن زمان هنوز با کریستیانو رابطه داشت گفت: اگر کریستیانو قبل از این که خشم مردم فرو بنشیند به انگلیس بازگردد، کار احمقانه ای کرده است.به گزارش پارس ناز او حتی از ستاره منچستریونایتد تقاضا کرد برای بردن وسایلش هم به آن جا بازنگردد.شایعه رابطه کریستیانو رونالدو با دختری به نام (جمااتکینسون) به تازگی بر سر زبان ها افتاده است. با این وجود نامزد قبلی کریستیانو پیام تبریک خود را برای او فرستاد (مرچه رومرو) که در سال ۲۰۰۵ از کریستیانو جدا شد بهترین آرزوهایش را نثار این زوج کرده است. گفته می شود (جما) نیز به تازگی از نامزد سابقش که اتفاقا او نیز یک فوتبالیست بوده، جدا شده است. رابطه کریستیانو و (جمااتکینسون) ناگهان تیتر درشت صفحه اول تمام نشریات پرتغال شد. ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو (جمااتکینسون) هن یشه نوپای شبکه itv خود اظهار داشته که با کریستیانو رونالدو آشنا شده است.او نخستین بار کریستیانو را همین اوا در یک مهمانی ملاقات و اعتراف کرد از این آشنایی بسیار خوشحال است. وی اظهار داشت: (کریستیانو مرد خیلی خوبی است. شنیده ام خیلی ها به من حسادت می کنند. این موضوع برای من اصلا عجیب نیست.) این هن یشه ۲۲ ساله که پیش از این با (مار بنت) بازیکن تیم (چارلتون) آشنا بود، گفت: (من به فوتبال علاقه خاصی ندارم و اگر با کریستیانو آشنا شده ام به خاطر شخصیت اوست. اصولا فوتبالیست ها همه آدم های خوبی هستند. در ضمن دلم نمی خواهد زیاد درباره این موضوع صحبت کنم چون نامزدی من با مار به خاطر مصاحبه ام با خبرنگارها به هم خورد. نمی خواهم این موضوع دوباره تکرار شود.) ظاهرا از این پس یک زن به جرگه ن خبرساز فوتبالیست های انگلیس افزوده شده است. ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو
سرال فرگوسن همیشه از کریستیانو رونالدو به عنوان یک بازیکن برتر نام می برد. او در یک مصاحبه مطبوعاتی در جواب به این سوال که آیا رونالدو بازیکن سال می شود یا نه، اظهار داشت: (مطمئنم نام او در لیست است. او ۲۳ سال دارد و به نظر من بهتر از این هم می شود. او به بلوغ لازم رسیده و امیدوارم بازیکنان جوان ما مثل او خود را نشان دهند.خیلی کم هستند انی که مانند کریستیانو می توانند برابر بازیکنان هجومی بایستند. م عان نمی توانند این جور بازیکنان را کنترل نمایند؛ به همین خاطر است که همه به او به چشم یک (خطر بزرگ) نگاه می کنند.)
ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو
کوتاه از کریستیانو او در بازی های یورو ۲۰۰۴ و جام جهانی ۲۰۰۶ به عنوان جذاب ترین بازیکن شناخته شد.
در کودکی با نام مستعار (کلویورت) نامیده می شد.
او از سهام داران (نایک)، (پیپ جینز)، (ا ترا جاس) (نوشیدنی انرژی زای اندونزی) و اتومبیل سوزوکی است هر چند که خود یک اتومبیل بی ام و مشکی دارد.
تیم محبوب کودکی او (بنفیکا) بود.
قهرمان کودکی رونالدو (مارادونا) بود.
قهرمان کنونی او (لوییس فیگو) و (تیه ری آنری) هستند.
رونالدو که در لیسبون بزرگ شده است همیشه به خاطر لهجه (مادیرایی) اش مورد تمس بچه ها قرار می گرفت.
رونالدو با (آلبرتو جاردیم) فرماندار زادگاه خود دوست صمیمی است
ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو ع های دیدنی از کودکی تا بزرگسالی کریستیانو رونالدو

 
 
                                         بسم رب المهدی المنتظر
 
با سلام ...


از نزول آدم و حوا به زمین 
 
تا قیامت
 
در این مطلب می خواهم آنچه از از نزول آدم و حوا به زمین  تا قیامت اتفاق افتاده و خواهد افتاد را به طور خلاصه بیان کنم .


قبل ار اینکه بحث را اغاز کنیم باید تکلیف خودمان را با زمان معلوم کنیم .زمان زندگی بشر بر روی  زمین طبق قرآن و احادیث با نزول آدم و حوا به زمین آغاز می شود و تا قیامت ادامه می یابد .ظهور
زمان (عج) که قیامت صغری است نقطه ی عطفی در تاریخ است .در واقع زمان زندگی بشر زمان زندگی ان و ان  است بر روی زمین .نکته ی مهم اینجاست که بر خلاف نظریه ی تکامل داروین که می گوید انسان از نسل دایناسورها ست و در امتداد آنهاست قرآن و احادیث حرف دیگری می زنند و قرآن می گوید ما انسان را از گل آفریدیم .

«و لقد خلقنا الانسان مِنْ سُلالهَ من طین؛ و ما انسان را از عصاره‌ای از گل آفریدیم»(مؤمنون/ 12)

و طبق قرآن  انسان اشرف مخلوقات است و بقیه ی موجودات  از برای تمتع انسان خلق شده اند .
تاریخ زندگی بشر بر خلاف آنچه در کتب تاریخ مدارس در ایران وجود دارد تاریخ سلسله ها و پادشاهان نیست ،بلکه تاریخ ان و ان است که از آدم (ع) آغاز می شود و تا حضرت محمد (ص)ادامه می یابد که همان خط پیوسته ی آدم تا خاتم است و پس از پایان ی آ ین نوبت به ت ان می شود که با ت حضرت علی (ع) آغاز می شود و تا حضرت مهدی (عج)ادامه می یابد و سپس نوبت رجعت ان و ان  می شود در عصر رجعت و آنها حکومت می کنند تا زمان آ ین فردی که رجعت می کند که حضرت محمد (ص) است و پس از پایان حکومت قیامت رخ خواهد داد .و اما شرح ماجرا :

ی حضرت آدم(ع):

حضرت آدم اولین الهی است و به نوعی جد و پدر بنی بشر محسوب می شود .سوالی که شاید پیش آید این است که چگونه نسل بشر پدید آمده ؟
سلیمان بن خالد روایت کرده که :به صادق (ع ) عرض : قربانت گردم مردم می گویند که حضرت آدم دختر خود را به پسرش تزویج کرد؟ حضرت صادق (ع ) فرمود: مردم چنین می گویند، امّا ای سلیمان ! آیا ندانسته ای که پیغمبر فرمود: اگر من می دانستم آدم دختر خود را به پسرش تزویج کرده بود، من هم (دخترم ) زینب را به پسرم (قاسم ) می دادم و از آیین آدم پیروی می کرد..
سلیمان گوید: گفتم قربانت گردم ! مردم می گویند سبب این که ق ل ه ل را کشت ، آن بود که به خواهرش رشک برد. فرمود:ای سلیمان چگونه این حرف را می زنی . آیا شرم نداری که چنین سخنی را درباره پیغمبر خدا آدم می گویی ؟
عرض : پس علت قتل ه ل به دست ق ل چه بود؟ حضرت فرمود:درباره وصیّت بود. آن گاه ادامه داده فرمود:ای سلیمان ! خدای تبارک و تعالی به آدم وحی فرمود که وصیّت و اسم اعظم را به ه ل بسپارد بااین که ق ل از او بزرگ تر بود. ق ل که از موضوع مطّلع شد، غضبناک گشت و گفت : من سزاوارتر به وصیت بودم و از این رو آدم بر طبق فرمان الهی به آن دو دستور داد تا قربانی کنند، و چون به درگاه خداوند قربانی بردند، قربانی ه ل قبول شد، ولی از ق ل پذیرفته نگشت . همین ماجرا سبب شد که ق ل بر وی رشک برد و او را به قتل برساند.
عرض : قربانت ! نسل فرزندان آدم از کجا بیدا شد؟ آیا به جز حوّا زنی و به جز آدم مردی بود؟ حضرت فرمود:ای سلیمان ! خدای تبارک و تعالی از حوّا ق ل را به آدم داد و پس از وی ه ل به دنیا آمد. هنگامی که ق ل به حدّ بلوغ و رشد رسید، زنی از جنّیان برای او فرستاد و به حضرت آدم وحی کرد تا او را به ازدواج ق ل در آورد. آدم نیز این کار را کرد و ق ل هم راضی و قانع بود تا این که نوبت ازدواج ه ل شد و خدا برای او حوریه ای فرستاد و به آدم وحی فرمود که او را به ازدواج ه ل در آورد. حضرت آدم این کار را کرد و هنگامی که ق ل برادرش ه ل را کشت ، آن حوریه حامله بود و پس از گذشتن دوران حمل ، پسری زایید و آدن نامش را هبه اللّه و به حضرت آدم وحی شد که وصیت و اسم اعظم را به او بسپارد.
حوّا نیز فرزند دیگری زایید و حضرت آدم نامش را شیث گذارد. وقتی او به حدّ رشد و بلوغ رسید، خداوند حوریّه دیگری فرستاد و به آدم وحی کرد او را همسری شیث درآورد. آدم نیز این کار را کرد و شیث درآورد. آدم نیز این کار را کرد و شیث از آن حوریه دختری پیدا کرد و نامش را حوره گذارد. وقتی آن دختر بزرگ شد، او را به ازدواج هبه اللّه در آورد و نسل آدم از آن دو به
وجود آمد. در این وقت هبه اللّه از دنیا رفت و خداوند به آدم وحی کرد که وصیت و اسم اعظم را به شیث بسبارد و حضرت آدم نیز این کار را کرد.
ولی مطابق روایات دیگری که شاید پس از این ذکر شود، هبه اللّه لقب شیث یا معنای عربی شیث است ، واللّه اعلم .
ی شیث (ع):
آدم (ع ) پس از حدود هزار سال از جهان برفت و شیث را وصیّ خود گردانید. ق ل که از این موضوع مطلع شد، نزد شیث آمده . او را تهدید کرد و گفت : سبب این که من برادرت ه ل را کشتم،همین بود که او مقام وصایت پدر را داشت و برای آن که فرزندان او به بچه های من در آینده ف فروشی نکنند، من او را کشتم . اکنون تو نیز اگر جایی اظهار کنی که مقام وصایت پدر به تو رسیده ، تو را نیز خواهم کشت .
و همان گونه که ابن اثیر و طبری نقل کرده اند و در احادیث نیز آمده ، خود آدم نیز به شیث سفارش کرد که عِلم خود و مقام وصایت را که پدر بدو داده بود از ق ل پنهان دارد مبادا همان گونه که او به ه ل حسد برد، به وی نیز حسد برده و در صدد قتل او برآید.به همین دلیل شیت پیوسته در حال ترس و تقیّه به سر می برد چنان که گفته اند: شیث پس از که با آن ها مردم زمان خود را که همگی از نوه ها و نواده های آدم بودند، به 912 سال از دنیا رفت و خدای تعالی پنجاه صحیفه بدو داده بود که با آن ها مردم زمان خود را که همگی از نوه ها و نواده های آدم بودند، به خدای یگانه دعوت کند.

ی حضرت ادریس (ع):


چنان که گفته اند، نسب ادریس به چهار واسطه به شیث می رسد. از ابن اسحاق نقل شده که ادریس 308 سال از عمر آدم ابوالبشر را درک کرد و ابن اثیر گفته که 386 سال از عمر ادریس گذشته بود که حضرت آدم از دنیا رفت .
نام عبری آن حضر خنوخ و ترجمه عربی اش اخنوخ است
در بعضی نقل هاست که حکمای یونان نام آن حضرت را هرمس الهرامسه یا هرمس حکیم گذارده اند، هرمس لفظ عربی است و ترجمه یونانی آن ارمیس به معنای عطارد است . برخی گفته اند که نام یونانی او طرمیس بوده است .
محل ولادت او را برخی سرزمین بابل و برخی شهر منف که بایتخت مصر قدیم بوده ذکر کرده اند.
منصب نبوت پس از آدم ابوالبشر و فرزندش شیث به آن حضرت رسیده و ویژگی های نبوت،اسم اعظم و مقام وصایت نصیب وی گردید.
جهت نام گذاری آن حضرت به ادریس نیز در روایات ، کثرت اشتغال وی به درس و کتاب ذکر شده است . طبق روایات و تواریخ ، ادریس نخستین ی است که خط نوشت ، جامه بدوخت و علم خیاطی را تعلیم داد، زیرا قبل از وی مردم با پوست حیوانات خود را می پوشاندند. هم چنین آن حضرت را آموزگار و معلّم بسیاری از علوم مانند نجوم ، حساب ، هندسه ، هیئت و... دانسته اند. عبدالوهاب نجّار در قصص الانبیاء خود می گوید: ادریس به مصر آمد و در آن جا س ت گزید و به دعوت مردم به اطاعت از حق و امر به معروف و نهی از منکر مشغول گردید. مردم آن زمان به هفتاد و دو زبان سخن می گفتند وخدای تعالی همه آن زبان ها را به وی تعلیم فرود.ادریس سیاست ، آداب تمدن و قوانین مملکتی و هم چنین طرز اداره ا و بنای آن ها را به مردم آموخت و براثر تعلیمات آن حضرت 188 شهر در روی کره زمین بنا گردید که کوچک ترین آن ها رها بوده است .
شریعت و آیین ادریس (ع )
ادریس مردم را به دین خدا، توحید و عبادت پروردگار متعال دعوت می کرد و به آن ها می گفت :عمل صالح در این دنیا، موجب از عذاب آ ت می گردد. ادریس مردم را به زهد در دنیا و عد ترغیب می فرمود و آن ها را طبق برنامه خاصی ماءمور به خواندن کرد. هم چنین روزهای معیّنی در ماه را برای روزه گرفتن مقرّر کرد و دستور جهاد به دشمنان دین را به آن ها داد. زکات مال را برای کمک به ضعیفان و دستور تطهیر از جنابت و پرهیز از سگ و خوک را بر آن ها واجب و مشروبات مست کننده را نیز بر آن ها حرام فرمود. هم چنین عیدهایی برای مردم مقرّر کرد که در آن روزها قربانی کنند. ادریس مردم را به آمدن پیغمبران بعد از خود بشارت داد و اوصاف پیغمبر را نیز برای آن ها بیان فرمود .
عمر ادریس
درباره عمر ادریس  اختلاف است . برخی مانند یعقوبی عمر آن حضرت را سیصد سال نوشته اند. ابن اثیر در کامل گفته است که خداوند ادریس را پس از آن که 365 سال از عمرش گذشت ، به آسمان برد. مسعودی در اثبات الوصیه گوید: روزی که آن حضرت را به آسمان بردند از عمر وی 360 و یا 350 سال گذشته بود.
ی حضرت نوح (ع):


از جمله پیغمبران بزرگواری که در راه ترویج توحید و خداپرستی رنج فراوانی کشید و آزار بسیار دید، نوح پیغمبر بود که با وجود عمر طولانی و سالیان بسیاری که میان مردم مشرک و کافر زیست و مجاهدت های فراوانی که در راه تبلیغ دین الهی متحمل شد، به جز چند تن انگشت شمار ی بدو ایمان نیاورد و دعوتش را نپذیرفت .
شاید یکی از علل آن این بود که بت پرستی ، به تازگی میان مردم رسوخ کرده و دام تازه ای بود که سرِ راه بندگان خدا گسترده بود و مانند بسیاری از شیوه های باطل و رسوم غلطی که ابتدا مشتری های زیادی پیدا می کند و آن ها، پافشاری بسیاری روی سخن نابه جا خود دارند، طرفداران بت پرستی نیز با تلاش فراوان مشغول ترویج این مرام باطل بودند و از بت های ودّ، سواع،یغوق و نسر که خدای تعالی نامشان را در قرآن نیز ذکر کرده ، به سختی دفاع می د. به ویژه که اشرف و اعیان نیز روی اغراض شخصی و استفاده هایی که از این راه عایدشان می شد، آن ها را حمایت می نمودند.طبیعی است که با چنین وضعی ، نوح پیغمبر که یاوری نداشت ، برای مبارزه با آن با چه مشکلاتی مواجه شد و تا چه حدّ تحمل و بردباری به ج داد.
در قرآن کریم هم در بیشتر جاهایی که داستان نوح نقل شده است ،به آزارهایی که آن حضرت در راه ترویج دین خداوند کشید، در آن زمان مردم به حدّی به بت ها و پرستش آن ها علاقه پیدا کرده بودند که برطبق بعضی تواریخ ، نوح سال های زیادی از آن ها کناره کرفت و در کوه ها و غارها به تنهایی و دور از آن مردم جاهل به عبادت و پرستش حق مشغول بود.


عمر نوح (ع )
عمر طولانی نوح در ادبیات عربی و فارسی ضرب المثل واقع شده است . تواریخ و روایات عمر آن حضرت را م ن 1000 تا 2800 سال نقل کرده اند و البته برخی هم مانند یعقوبی عمر ایشان را همان 950 سالی که مدّت توقف او میان خود بود و قرآن کریم نیز در سوره عنکوبت نقل فرموده،دانسته اند. مجلسی (ره ) در بحارالانوار گوید که سیره نویسان درباره عمر نوح اختلاف کرده و 1000، 1450، 1470 و نیز 2300 سال گفته اند و البته در اخبار معتبر، عمر نوح 2500 سال ذکر شده است .
قبر نوح (ع ) و اوصیای پس از وی
چنان که پیش از این اشاره شد، مطابق اخبار و تواریخ ، قبرنوح در نجف و در کنار قبر مؤ منان (ع ) قرار دارد و این جمله در زیارت نامه آن حضرت است که زیارت کننده می خواند:السلام علیک و علی ضجیعیک آدم و نوح .
پس از نوح به فرمان الهی فرزندش سام وصی او گردید و به نگهبانی آثار انبیا و وصیت پدر نایل آمد و جمعی او را از پیمبران مرسل می دانند. وی در زمان خود با مخالفت برادارنش حام و یافث و فرزندان ق ل و عوج بن عناق و دیگران مواجه شد و سرانجام چنان که گفته اند، پس از 600 سال ، دار فانی را وداع گفت و فرزندش ارفخشد را وصی خود گردانید و آثار انبیا را به وی منتقل کرد.
عموم مورخان ارفخشد را ابوالانبیا نامیده اند و گفته اند که نسب پیمبران پس از نوح به وی منتهی می شود. گویند ارفخشد برای نگهبانی میراث پیمبران و دعوت مردم به پاکی ، فضیلت و تبلیغ آیین الهی پدران خویش ، رنج فراوانی بد و آزار بسیاری دید تا این که در سن 460 سالگی از دنیا برفت و فرزندش شالخ را وصی خود گردانید. اینان گویند که شالخ پدر حضرت هود است که خداوند نامش را در قرآن ذکر فرموده و یکی از سوره های قرآنی هم به نام پیغمبر بزرگ نامیده شده است .
شالخ به گفته یعقوبی و برخی دیگربه مدت 430 سال در این جهان زنده بود و مردم را به اطاعت پروردگار دعوت می کرد و از نافرمانی خدا برحذر می داشت و عذاب های گناه کاران را به یاد آن
ها می آورد. پس از وی قرزندش هود که نامش را عابر نیز ذکر کرده اند، به تبلیغ الهی وحفظ آثار پیغمبران قبلی قیام نمود.
ی حضرت هود (ع)
حضرت هود(ع ) از پیغمبران بزرگواری است که گذشته از ملکات عالی نفسانی و اخلاق پسندیده انسانی که در وجود او بود، از نظر فضایل ، نسب ، زیبایی صورت و آراستگی اندام نیز میان مردم زمان خود ممتاز بود و خدای بزرگ کمالات ظاهری و معنوی را یک جا در او جمع کرده بود.
از سخنانی که میان آن حضرت و قوم بت پرست و سرکش وی ردّوبدل شده و خداوند در قرآن کریم نقل فرموده ، می توان فهمید که تا چه حدّ برای ارشاد مردم گمراه ، بردباری به ج داد و چه اندازه در برابر نادانی مردم ، صبر و شکیبایی کرد که نظیر آن جز میان پیغمبران الهی دیده نمی شود.
پس از این که چهل سال از عمر هود گذشت ، از جانب خدای تعالی ماءمور شد تا قوم خود را به پرستش خدای یکتا دعوت و اخلاق پست و عادت های ناپسندی را که گریبان گیرشان شده بود به آنان گوشزد فرماید و از عذاب سخت الهی بیمشان دهد.
قوم هود که طبق گفته بعضی سیزده قبیله بودند(و نسبشان به عادبن عوص بن ارم بن سام بن نوح می رسید و به همین سبب به قوم عاد موسوم شده بودند) مردمی ثروتمند، قوی هیکل باعمرهای طولانی بودند.
قوای بدنی آن ها به حدّی بود که می‌نویسند قطعه های بزرگ سنگ را از کوه می کندند و به صورت ستون و پایه در زمین کارگذارده و روی آن ساختمان بنا می د. بلندی قامت آن ها را در روایات به درخت ما تشبیه کرده اند و عمر معمولی آنان را بین 400 و500 سال نوشته اند.
همین ثروت بسیار و عمرهای طولانی و نیروهای زیاد، بیشتر آن ها را به غفلت و بی خبری و ظلم و طغیان کشانده بود. تا آن جا که به نقل قرآن کریم ، ی را نیرومندتر از خود نمی شناختند... و می گفتند کیست که از ما نیرومندتر باشد آیانمی دیدند آن خ که آن ها را آفرید نیرومندتر از آن ها بود.
فاصله طبقاتی میان آن ها زیاد بود. هر قدرت و نیروی بیشتری داشت به زیردستان خود ستم می کرد و برای جمع اموال بیشتر، به بی چارگان زور می گفت و به جای آن که در برابر آن همه نعمت های وافر و نیروی بسیاری که خدای تعالی به آن ها عنایت کرده بود، به سپاس گزاری و شکر وی اقدام کنند تا موجب رست گاری آن ها گردد، به سرکشی خود در زمین افزوده و راه گردن کشی پیش گرفتند.


آغاز عذاب قوم هود
هود پیغمبر روزگاری دراز - که برخی آن را 760 سال نوشته اند - میان قوم خود بماند و رس خود را ابلاغ فرمود. گرچه این مدت بعید به نظر می رسد، ولی از آن قوم ، جز افرادی کمی از فرزندان سام ی به وی ایمان نیاورد تا کم کم مستحق عذاب الهی شدند و خدای تعالی بادهای صرصر و عقیم را ماءمور نابودی آن ها کرد.
سرگذشت هود پس از نابودی قوم عاد
چنان که گفته اند حضرت هود پس از نابودی قوم عاد به حضرت موت آمد و در شهری به نام تریم س ت اختیار کردو بقیه عمر خود را در آن جا به سربرد. او در سنّ 807 سالگی از دنیا رفت و در حضرموت مدفون شد.در روایت دیگری است که آن حضرت پس از هلاکت قوم عاد، بایاران و پیروانش به مکه رفت و در آن جا بود تا از دنیا رفت و در حجر اسماعیل مدفون شد.


ی حضرت صالح(ع)


حضرت صالح میان قوم ثمود زندگی می کرد و از آن ها بود. قوم ثمود از فرزندان ثمود بن عامربن ارم بن سام بن نوح بودند، البته برخی هم نسبت ثمود را ثمود بن عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح ذکر کرده اند. نسبت صالح را نیز برخی صالح بن عبید بن اسلف بن ماشخ (یاماسح ) بن عبید بن حاذر بن ثمود ذکر کرده اند و بعضی هم صالح بن عبید بن جابر بن ثمود نوشته اند.
قوم ثمود در سرزمین حجر که میان حجاز و شام قرار داشت ، زندگی می د و هنوز آثاری از خانه های آن ها در آن سرزمین موجود است و انی که پیش از این به وسیله شتر از راه شام به مکه می رفته اند، در سرراه خود از آن جا عبور کرده و آثار مزبور را دیده اند.


قرآن کریم سرانجام قوم ثمود راچنین بیان فرموده است :و انی را که ستم د صیحه (آسمانی ) فراگرفت و در خانه های خویش بی جان شدند، چنان که گویی هیچ گاه در آن زندگی نکرده اند.
در جای دیگرفرموده است : این است خانه های ایشان که به خاطر آن که ستم می کرده اند، خالی مانده و در این ماجرا برای انی که بدانند، عبرتی است .
و در سوره فصّلت می فرماید: ما قوم ثمود را هدایت کردیم ، ولی آن ها کور دلی را بر هدایت ترجیح دادند و به جرم کارهایی که می د صاعقه عذاب خوارکننده گریبانشان را گرفت ، فقط انی را که ایمان آورده و تقوا داشتند نجات دادیم.
فقط حضرت صالح و پیروانش بودند که خدای تعالی به رحمت خویش از آن عذاب هول انگیز نجاتشان داد و ایمان و تقوا، به دادشان رسید.
صالح و پیروانش پس از نابودی ثمود
در این که ایمان آورندگان به صالح چند نفر بودند، اختلاف است . مرحوم طبرسی در مجمع البیان در تفسیر آیه فوق می گوید: آن ها چهار هزار نفر بودند که صالح پس از هلاکت قوم ثمود آنان را با خود به حضرموت برد.
از برخی دیگر نقل شده که آن ها صدوبیست نفر بودند و از دیار ثمود به رمله فلسطین رفتند. هم چنین قول دیگری است که به مکه رفتند و در آن جا س ت یافتند و برخی هم گفته اند که در همان دیار خود ماندند، واللّه اءعلم

ی حضرت ابراهیم(ع)


ابراهیم خلیل (ع ) از پیمبران بزرگواری است که خدای تعالی بیش از سایر انبیای خود از او به عظمت یاد کرده و اوصاف ستوده و خصال پسندیده ئ او را در قرآن ذکر فرموده و قسمت زیادی از الطاف و عنایات خود را که به او داده است در قرآن کریم تذکر داده است .
خداوند، ابراهیم را با الق چون حنیف ، مسلم ، حلیم ، اوّاه ، منیب و صدیق یاد کرده و یااو را با اوصافی چون شاکر و سپاس گزار نعمت های خدا، قانت و مطیع خالق توانا، دارای قلب سلیم ، عامل و فرمان بردار کامل دستورهای آفریدگار حکیم ، بنده مؤ من و نیکوکار و شایسته و صالح درگاه پروردگار، نام برده و وی را ستوده است . هم چنین ابراهیم را به منصب هایی چون ت و پیشوایی مردم ، برگزیدگی و شایستگی هر دو جهان و مقام خلّت و دوستی خود مفت داشته است .
ابراهیم درصدد ش تن بت ها برآمد
ابراهیمر آغاز با کمال ادب و با منطقی مستدّل و تذکراتی سودمند به دعوت آزر و مردم بت پرست شهر خویش پرداخت ، اما وقتی دید سخنان منطقی او در دل آن مردم فریب خورده اثر نمی کند و به جای استدلال به یک سلسله سخنان پوچ و بی اساس متوسل می شوند و به آن حدّ از رشد نرسیده بودند که وضع ناهنجار خود را از راه تذکرات سودمند وی درک کنند، در صدد برآمد از راه عمل فطرت ه آن ها را بیدار کند تا بفهمند که در مورد پرستش بتان بی جان اشتباه می کنند.
به همین منظور تصمیم گرفت مجسمه های جوبی ، سنگی و ف ی را که منشاء بدبختی و عقب ماندگی مردم شده بود، در هم بشکند و در عمل به آن ها نشان دهد که آن بتان ، مالک چیزی نیستند،سودی به ی نمی رسانند و حتی قادر به دفع ضرر و زیان از خود هم نیستند و در لابه لای سخنان خود این مطلب را به آن ها گوش زد کرد و به ش تن بت ها تهدیدشان نمود
ابراهیم میان آتش نمرودیان
حکم سوزاندن حضرت ابراهیم از دادگاه فرمایشی نمرود صادر شد. قرار شد ابراهیم را به جرم حق پرستی و مبارزه با بت پرستی با سخت ترین شکنجه ها نابود کنند و او را زنده زنده بسوزاند تا عبرتی برای دیگران باشد .
تا جایی که می توانستند هیزم تهیه د و چون به این کار جنبه مذهبی و عقیدتی هم داده بودند، مردم با عنوان یک عمل مقدس در تهیه آن شرکت د .
در تواریخ و روایات آمده است که نمرود دستور داد که در آن ساختمان بلندی برای او بسازند تا از آن جا کیفیت سوختن ابراهیم را تماشا کند و هنگامی‌که ابراهیم را به هوا پرتاب د، آزر را نیز همراه خود به بالای آن بنابرد. ناگهان برخلاف انتظار و با کمال تعجب دید که ابراهیم به سلامت میان آتش نشسته و آن محوطه به صورت باغ سرسبز و می درآمده و ابراهیم با مردی که درکنار اوست به گفت وگو مشغول است . نمرود رو به آزر کرد و گفت : ای آزر! بنگر که این پسر تو تا چه حدّ پیش پروردگارش گرامی است .
اسماعیل و بنای کعبه
ابراهیم گاه گاهی به دیدن فرزندش اسماعیل می رفت و در هر سفر، ماءموریت و داستانی داشت . در یکی از سفرها ابراهیم ماءمور شد خانه کعبه را به کمک اسماعیل بنا کرد.
طبق روایات ، نخستین ی که خانه کعبه را بنا کرد و حج به جا آورد، آدم ابوالبشر بود سپس در توفان نوح ، خدای تعالی اساس و پایه های آن را به آسمان برد و دوباره به زمین آورد. هنگامی که ابراهیم خواست از نو آن را بنا کند، جبرئیل بر وی فرود آمد و با خط کشیدن ، محل آن را به وی نشان داد.
به هر صورت ابراهیم ماءموریت خود را به فرزند ابلاغ کرد.
ی حضرت اسحاق(ع)
فرزند دیگر ابراهیم که نامش در قرآن کریم ذکر شده ، اسحاق است . در روایات ، اسحاق پنج سال کوچک تر از اسماعیل و محل ولادتش شام است . مادرش ساره همسر رسمی ابراهیم و دختر آن حضرت است .
مدت عمر و محل دفن اسحاق و مادرش ساره
بیشتر مورخان عمر اسحاق را 180 سال نوشته اند، ولی ابن اثیر عمر ایشان را 160 سال ذکر کرده است .
مدفن آن حضرت نیز در حبرون - که اکنون به شهر خلیل الرحمان موسوم است - می باشد. چنان که قبر مادرش ساره نیز همان جاست . مورخان عمر ساره را هنگام مرگ 127 سال نوشته اند.
پیامری حضرت لوط(ع)

لوط از انی بود که به ابراهیم ایمان آورد و همراه وی به فلسطین مهاجرت کرد.
در نسب لوط و نسبت وی با ابراهیم اختلاف است . جمعی او را برادر زاده ابراهیم یعنی فرزند هاران بن تارخ می دانند. قول دیگرآن است که گفته اند: لوط پسر ابراهیم و برادر ساره همسر آن حضرت بوده .اما در تورات نقل شده که لوط پسر هارون و برادر زاده ابراهیم بود .
ای قوم لوط و اعمال آن ها
نام لوط در 14 سوره از قرآن کریم ذکر شده که در 11 سوره از آن ها نام قوم او و بحث و گفت وگوی آن حضرت با آن ها نیز به اجمال و تفصیل آمده است . آن 14 سوره عبادت است از: اعراف ، هود، انعام ، حج ، شعرا، حجر، نمل ، عنکبوت ، ص ، ق ، قمر، تحریم ، انبیاء و صافات و به جز صافات ، تحریم ، و انعام ، در سوره های دیگرنام قوم لوط نیز ذکر شده است .
برای فهم آیات روایاتی که در این زمینه رسیده و نیز طریقه استدلال آن حضرت با قوم خود، احتیاج به دانستن وضع اجمالی آن مردم و اعمال و رفتارشان داریم ، از این رو لازم است اشاره ای به زندگی قوم لوط و شهر و دیار آن ها و موقعیت لوطِ پیغمبر میان آن ها بشود.
درباره شهر و مسکن قوم لوط در تواریخ و هم چنین در روایات اختلاف است . معروف است که آن ها در شهری به
نام سدوم در سرزمین قلسطین و م ن مدینه و شام س ت داشتند و لوط پیغمبر نیز در همان شهر س ت داشت ، اما در حدیثی که کلینی  و صدوق (ره )روایت کرده اند، صادق (ع ) فرمود: ای آن ها چهار شهر به نام های سدوم ، صدیم ، لدنا و عمیرا بود.


اما اعمال زشت و کارهای بد آن ها بسیار بود که قرآن به بعضی از آن ها تصریح و برخی را هم به طور اشاره بیان فرموده است . از جمله کارهای ایشان ، عمل زشت لواط بود که طبق روایات ، پیش از آن چنین عملی در دنیا سابقه نداشت و نخستین ی هم که این عمل را بدان ها یاد داد     
بود، که به تفصیل خواهد آمد.
هم چنین آن ها راه زنی می د و مسافران آن چند شهر را به انواع مختلف نموده و اموالشان را به یغما می بردند و انواع آزارها و رسوایی ها را نسبت به آن ها روا می داشتند. 
خلاصه انواع کارهای ناشایست را در نهان و آشکار انجامی می دادند و هیچ شرمی و حیایی از هم نداشتند.
هم چنین از باقر(ع ) از رسول خدا(ص ) روایت کرده که آن حضرت در روایتی فرمود: قوم لوط مردمی بودند که از غائط و مدفوع و نیزاز جانبت خود را پاک نمی د (یعنی غسل جنابت و تطهیر نمی د). مردمانی بخیل و خسیس به طعام و خوراک بودند.                        


علت شیوع لواط در قوم لوط
درباره این که عمل زشت لواط(و به اصطلاح امروز هم جنس بازی ) چگونه میان آن ها شیوع یافت - با این که مطابق روایات و تواریخ تا با آن روز سابقه نداشت - واین که علت آن چه بود، اختلاف است . در حدیثی که کلینی و دیگران از باقر(ع ) روایت کرده اند، آن حضرت فرمود: قوم لوط بهترین خلق خدا بودند و برای گمراهی آن ها پیوسته در تلاش بود و دنبال وسیله ای برای این کار می گشت . از کارهای نیک آن ها آن بود که برای انجام کار به طور دسته جمعی بیرون می رفتند و ن را در خانه ها به جای می گذارند. برای گمراهی آن ها به سراغشان آمد و نخستین کاری که کرد آن بود که چون مردم به خانه ها بازمی گشتند، آن چه ساخته و تهیه کرده بودند همه را ویران و تباه می ساخت .
مردم که چنان دیدند به یک دیگر گفتند: خوب است در کمین بنشینیم و بینیم این کیست که محصول زحمات و دست رنج مارا تباه می سازد. وقتی کمین د، دیدند پسری بسیار زیبا روست که بدان کار دست می زند و چون از وی پرسیدند: آیا تو هستی که محصول کارهای ما را ویران و تباه می کنی ؟ گفت : آری . مردم که جنان دیدند تصمیم به فتل او گرفتند و قرار شد آن شب او را در خانه مردی زندانی کنند و روز دیگر به قتل برسانند.
همان شب عمل لواط را به آن مرد یاد داد و روز دیگر هم از میان آن ها رفت . آن مرد نیز آن عمل را به دیگران یاد داد و به این ترتیب میان مردم رسوخ کرد تا جایی که مردان به یک دیگر اکتفا می د و اندک اندک با مسافرانی که به شهر و دیارشان وارد می شدند این عمل را انجام می دادند. همین کار سبب شد که پای رهگذران از آن جا قطع شود و دیگر ی بدان جا نرود.
عاقبت کارشان به جایی رسید که ی ره از ن روگردان شده و به پسران روی آوردند. که دید نقشه اش در مورد مردان عملی شده ، سراغ نشان آمد و به آن ها گفت : اکنون که مردانتان برای دفع شهود به یک دیگر اکتفا کرده اند، شما هم برای دفع به یک دیگر بپردازید و بدین ترتیب مساحقه را هب آن ها یاد داد                        


بحث و گفت وگوی لوط با قومش
پس از آن که لوط به میان آن مردم آمد یا پس از آن که مدتی میان آن ها توقف کرد و آن اعمال نکوهیده را دید، طبق فرمان الهی به موعظه و اندرز آن ها پرداخت زشتی های اع ان را به آن ها گوشزد فرمود و از عذاب الهی بیمشان داد.
آنان در جواب لوط گفتند:ای لوط اگر دست از این سخنان برنداری از این دیار تبعید خواهی شد، وتو را بیرون خواهیم کرد. و با یک دیگر گفتند که خاندان لوط را از شهر خود بیرون کنید که اینان مردمانی پاکیزه جویند، و رفتار ما را ناپسند می دانند. و حتی بی شرمی را از این حد نیز گذارنده و به لوط گفتند:اگر راست می گویی عذاب خود رابر ما بیاور.
لوط که چنان دید از خدا خواست تا او را بر آن مردم زشت کار پیروز گرداند و خود و خاندانش را از رفتار زشت آن ها نجات بخشد و عذاب دردناک خود را برایشان بفرستد. خدای سبحان نیز دعوت پیغمبر خود را مستجاب فرمود و چند تن از فرشتگان بزرگ خود را ماءمور نابودی آن ها کرد و ایشان را به کیفر اعمال ناشایست خود رسانید و لوط و پیروانش را نجات بخشید.
ی حضرت یعقوب (ع)


نام یعقوب در قرآن کریم ، به جز در داستان ابراهیم خلیل ، بیشتر در سوره یوسف و ضمن سرگذشت آن حضرت ذکر شده و به طور جداگانه از یعقوب کمتر یادشده است ، به ویژه از داستان ازدواج او با دختران لابان وغیره که در تواریخ به اجمال و تفصیل نقل شده ، ذکری به میان نیامده است . فقط بعضی از مفسران گفته اند: آیه 23 سوره نساء که درباره حرمت ازدواج دوخواهر و جمع میان آن دو در نازل شده و جواز آن را در گذشته بیان فرموده ، اشاره به داستان ازدواج یعفوب با دختران لابان است.
اما آن چه در قرآن کریم در خصوص یعقوب ذکر شده ، یکی داستان تحریم یک نوع خوردنی است که یعقوب برخود حرام کرد و در ضمن آن لقب را نیز خدا به وی داد و دیگر وصیت او به پسرانش و گفتاری است که آن حضرت هنگام مرگ به فرزندان خویش فرموده است . در جاهای دیگر قرآن یا نام آن حضرت به دنبال نام ابراهیم و اسحاق ذکر شده یا همراه با نام فرزندانش اسباط و در ضمن سرگذشت یوسف و برادارن او آمده است .        


آن چه یعقوب بر خود حرام کرده
در مورد آنچه یعقوب برخود حرام کرده بود در سوره آل عمران چنین بیان شده است :همه خوردنی ها بر فرزندان حلال بود، مگر آن چه برخود حرام کرده بود پیش از آن که تورات نازل گردد.
دراین که آن چه یعقوب بر خود حرام و تورات آن را حلال کرد اختلاف است و بیشتر مفسران گفته اند: یعقوب مبتلا به بیماری عرق النساء شد و برای برطرف شدن آن نذر کرد که اگر خدا او را شفا دهد،دیگر گوشت شتر، که محبوب ترین غذای او بود، نخورد.
سخن یعقوب با فرزندان هنگام مرگ
موضوع دیگری که در قرآن کریم درباره یعقوب آمده ، وصیتی است که به پسران خود در وقت مرگ کرد و در سوره بقره آمده است :
ابراهیم پسران خود را وصیت کرد و یعقوب نیز به پسرانش وصیت کرد (وگفت :) ای پسران من ! خدا این دین را برای شما برگزید.نمیرید مگر آن که مسلمان باشید. آیا شما حاضر بودید در آن هنگام که مرگ یعقوب در رسید و به پسران خود گفت : پس از من چه می پرستید؟ گفتند: خدای تو و خدای پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق ، خدای یگانه را می پرستیم و تسلیم فرمان اوییم .
چنان که مفسران گفته اند، منظور از این آیات این است که دین حق و آیین درستی که ابراهیم و فرزندان او آوردند، است و این که یهودیان به یعقوب نسبت می دهند که هنگام مرگ خود به فرزندانش سفارش کرد که همیشه بر دین یهود باشید، تهمتی بیش نیست و آن بزرگوار چنین چیزی به پسران خود نگفته است .


وفات یعقوب
یعقوب پس از ناملایمات و اندوه بسیار که در زندگی کشید، در سنّ 140 یا 147 سالگی  در مصر از دنیا رفت . هنگام مرگ به یوسف وصیت کرد که جنازه او را به فلسطین برده و
نزد پدر و جدّش اسحاق واپراهیم دفن کند. یوسف نیز پس از فوت پدر، طبق وصیت او جنازه را به شام برد و در کنار ابراهیم و اسحاق دفن نمود.