حس غریب من

پرسپولیس با غریب ترین ترکیب خود از زمان حضور برانکو حتی غریب تر از ترکیب بازی برابر قشقایی شیراز به مصاف حریف خود یعنی سیاه جامگان در گام آ می رود.
پرسپولیس با غریب ترین ترکیب خود از زمان حضور برانکو حتی غریب تر از ترکیب بازی برابر قشقایی شیراز به مصاف حریف خود یعنی سیاه جامگان در گام آ می رود.
دلم حزین شده،دلم اقا یه جوریه
یواش یواش یواش، داره محرمت میاد
دوباره باز علم،بیرق و پرچم عزات
دوباره باز منو کتیبه های محتشم

خدا خدا بزار،زنده باشم محرمو
چشم انتظارم این،سیصدو شصت وپنج روزو
تمومه ارزوم،اینه بیام تو هییتت
بشینم و فقط،گریه کنم برات حسین

//حسین اقام اقام غریب اقام اقام اقام//


بند2

میدم سلام به تو ،اقای خوب و بامرام
همش تو فکرمه،خواب و خیال کربلات
به جون مادرت،حسین عزیز فاطمه
منو ببر حرم،حرمه تو بهشتمه

هرجا میرم اقا،محل بهم نمیزارن
همه بهم میگن،دیوونه ای دیوونه ای
منم میگم اره،دیوونه توام حسین
همه میگن حسین،سگ نمیخاد ادم میخاد
ولی بازم میگم،سگه رقیتم حسین

//اقام اقام حسین غریب اقام اقام اقام//

اگر صد میلیارد دلار داشتم، شب اول وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب دهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب یازدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب دوازدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سیزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهاردهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پانزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شانزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هجدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نوزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیستم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم.شب بیست و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و هستم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی ام وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهلم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتادم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتادم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نودم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. صدمین شب وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب صد و یکم باز هم وسط میدان شهر می بودم، تک و تنها. بوی باران می آمد و هوا قدری سرد بود. روی ج های نمناک کنار خیابان می نشستم و در عبور بی اعتنای رهگذران غرق می شدم. سیگاری آتش می زدم و در دود غم انگیز آن بر سالهای از دست رفته می گریستم... شب صد و دوم سیگاری هم نبود. شب صد و سوم همان میدان، همان ج ، همان پاییز. شب صد و چهارم پنجم ششم هفتم...
می بینی جانِ جان حال و روز ما را؟
اگر صد میلیارد دلار داشتم، شب اول وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب دهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب یازدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب دوازدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سیزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهاردهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پانزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شانزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هجدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نوزدهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیستم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم.شب بیست و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و هستم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب بیست و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی ام وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب سی و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهلم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب چهل و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب پنجاه و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب شصت و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتادم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هفتاد و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتادم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب هشتاد و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نودم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و یکم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و دوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و سوم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و چهارم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و پنجم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و ششم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و هفتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و هشتم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب نود و نهم وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. صدمین شب وسط میدان شهر یک میلیارد از آن را آتش می زدم و در گرمای غریب و نور بی سویش خیال خیس لبخند تو را جستجو می و ناامیدانه به خواب می رفتم. شب صد و یکم باز هم وسط میدان شهر می بودم، تک و تنها. بوی باران می آمد و هوا قدری سرد بود. روی ج های نمناک کنار خیابان می نشستم و در عبور بی اعتنای رهگذران غرق می شدم. سیگاری آتش می زدم و در دود غم انگیز آن بر سالهای از دست رفته می گریستم... شب صد و دوم سیگاری هم نبود. شب صد و سوم همان میدان، همان ج ، همان پاییز. شب صد و چهارم پنجم ششم هفتم هشتم نهم...
می بینی جانِ جان حال و روز ما را؟
چه غریب م ای دل ! نه غمی, نه غمگساری
نه به انتظار یاری, نه ز یار انتظاری

غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری

چه چراغ چشم دارد دلم از شبان و روزان
که به هفت آسمانش نه ستاره ای است باری

دل من ! چه حیف بودی که چنین زکار م
چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری

نرسید آن که ماهی به تو پرتوی رساند
دل آبگینه بشکن که نماند جز غباری

همه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد
دگر ای امید خون شو که فرو خلید خاری

سحرم کشیده خنجر که: چرا شبت نکشته ست
تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری

به سرشک همچو باران ز برت چه برخورم من؟
که چو سنگ تیره م همه عمر بر مزاری

چو به زندگان نبخشی تو گناه زندگانی
بگذار تا بمیرد به بر تو زنده واری

نه چنان ش ت پشتم که دوباره سر برآرم
منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باری

سر بى پناه پیری به کنار گیر و بگذر
که به غیر مرگ دیگر نگشایدت کناری

به غروب این بیابان بنشین غریب و تنها
بنگر وفای یاران که رها کنند یاری... هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)
رحلت جانسوزحضرت رسول اکرم(ص)وشهادت غریب مدینه آقاحضرت حسن مجتبی(ع)را به عموم مسلمین جهان تسلیت می گوییم. هیئت فرهنگی مذهبی غریب مدینه حضرت حسن مجتبی(ع)پایگاه مقاومت بسیج (حفظه الله)مسجدجامع ستاد حوزه مقاومت بسیج حضرت المومنین(ع) ناحیه مقاومت بسیج کاشمر

عجیب و غریب ترین ات و حیوانات طبیعت موسسه ای تحقیقاتی در نیویورک سالانه لیستی درباره انواع گوناگون موجودات عجیب و غریب منتشر می کند. آ ین لیست این پژوهشگران که متعلق به سال ۲۰۱۳ است، حاوی مجموعه ای از ات و حیوانات عجیب و غریب است.خزنده ای شبیه هیولا این خزنده در جنگل های استرالیا بر روی سطوح سنگی زندگی می کند. او به دلیل داشتن لکه هایی قهوه ای و سفیدرنگ و دمی صاف به دشواری دیده می شود. این نوع خزنده کمیاب است.
مسابقه بین المللی ریش و سبیل های عجیب و غریب در اونگرشیم فرانسه برگزار شدپایگاه خبری تحلیلی انتخاب (entekhab.ir) :
  تصاویر : مسابقه ریش و سبیل های عجیب غریب  تصاویر : مسابقه ریش و سبیل های عجیب غریب  تصاویر : مسابقه ریش و سبیل های عجیب غریب  تصاویر : مسابقه ریش و سبیل های عجیب غریب  تصاویر : مسابقه ریش و سبیل های عجیب غریب   تصاویر : مسابقه ریش و سبیل های عجیب غریب  تصاویر : مسابقه ریش و سبیل های عجیب غریب  تصاویر : مسابقه ریش و سبیل های عجیب غریب  تصاویر : مسابقه ریش و سبیل های عجیب غریب  تصاویر : مسابقه ریش و سبیل های عجیب غریب  تصاویر : مسابقه ریش و سبیل های عجیب غریب  تصاویر : مسابقه ریش و سبیل های عجیب غریب  تصاویر : مسابقه ریش و سبیل های عجیب غریب  تصاویر : مسابقه ریش و سبیل های عجیب غریب  تصاویر : مسابقه ریش و سبیل های عجیب غریب 
مشهدی باشی و هیجده سال کنار آقا نفس کشیده باشی اما شب قدر فرسنگها دور باشی , تلنگر عظیمی ست به روح غافلت... آخ که دل مسجد نرفتن نداشتم نشسته ام جلوی تلویزیون زل زده ام به مراسم حرم مطهر... پانوشت: خواستم دلم را بدهم پرستوها با خودشان ببرند گفتند سنگین است و زحمت پرواز! سلام میدهم! دل خود با پای پیاده راهی میشود ... السلام علیک یا علی بن موسی الرضا... السلام علیک یا غریب الغربا ... یا غریب الغربا ! یا غریب الغربا ! یا غریب الغربا ! اصل حرف : الغوث الغوث ! خلصنا من النار , خلصنا ... یارب ! فراموش نشود : القدس لنا ... پس خواهیمت گرفت ...
عصر (علیه السلام) به خواست خداوند متعال ولی نعمت همه ی مخلوقات هستند و بیشترین حق را بر همه دارند ایشان فراگیرترین ، پایه ای ترین ، فراوان ترین و باکیفیت ترین وعظیم ترین نعمتی هستند که خداوند نصیب ما فرموده است . لذا باید طبیعتاً ذکری که از ایشان به میان می آید نیز فراوان تر ، شدید و غلیظ تر و با انواع بیشتری تحقق یابد وگرنه ایشان غریب می مانند ...

تصاویر عجیب و غریب با 2 دهان در گوش هایش

 




تصاویر عجیب و غریب با 2 دهان در گوش هایش

این عجیب الخلقه به صورت مادرزادی دارای دو دهان می باشد که در ادامه تصاویر این مطلب از سایت فراناز مشاهده خواهید کرد. حیوانات و موجودات عجیب الخلقه زیادی در جهان به دنیا می آیند که شاید از وجود این حیوانات و جانوران بی خبرید.
حیوانات عجیب و غریبی در دنیا وجود دارند شاید با اندامی اضافی که اگر آنها را ببنید متعجب خواهید شد یک که در ترکیه زندگی می نماید صاحبش به تازگی متوجه شده است که یک دهان با چند دندان در داخل گوشش وجود دارد و حتی آب دهان هم داخل گوشش ترشح می نماید  عجیب الخلقه که داخل گوشش دهان و دندان دارد ، پدیده ای عجیب در خلقت یک حیوان که تصاویر آن در فضای مجازی منتشر شد.
کشاورزی با دیدن گوش یکی از انش وحشت کرد چرا که شاهد یکی از عجایب خلقت بود ، گوشی که داخلش دهان و دندان داشت.
تصاویر عجیب الخلقه 2 دهان
تصاویر عجیب و غریب با 2 دهان در گوش هایش
تصاویری از عجیب و غریب با 2 دهان در گوش هایش
تصاویر عجیب و غریب با 2 دهان در گوش هایش
تعجب کشاورز از دیدن عجیب الخلقه اش
عجیب الخلقه ای که 2 دهان دارد
“علی دمان” دامدار و کشاورز ترکیه ای صاحب عجیب الخلقه و منتشر کننده تصاویر آن می گوید:یک روز که تصمیم گرفته بودم پشم های ان را کوتاه کنم متوجه چیز عجیبی شدم .
پشم دوتا از ان را تراشیدم نوبت به سومی رسید ، در همان حال که مشغول تراشیدن پشم بودم ناگهان احساس که اشتباها گوش حیوان را ب اما خونی جاری نشد ؛ وقتی با دقت بیشتری نگاه متعجب شدم صحنه ای که می دیدم برایم باور ی نبود.
من داخل گوشش یک دهان داشت ، دهانی که دندان و حتی قدرت “بلع رفلا ” یا همان قورت دادن را داشت.
تصاویر عجیب و غریب با 2 دهان در گوش هایش
تصاویری از عجیب و غریب با 2 دهان در گوش هایش
تصاویر عجیب و غریب با 2 دهان در گوش هایش
ع دهان و دندان هایی که داخل گوش عجیب رشد کرده است
با دامپزشک تماس گرفتم که به سرعت خودش را به خانه من برساند ، دامپزشک بعد از معاینه کامل گفت که حدس من درست بوده است و او یک دهان دارای دندان و قدرت بلع است که داخل گوش حیوان وجود داشته.صاحب بعد از اطمینان گفت :قصد فروش و قربانی حیوان را ندارم تا زمانی که نتیجه بررسی ها و علت اصلی این پدیده مشخصی شود.




شد اربعین و میسوزد از غم زینب دوباره کرببلا شد بر آل عصمت دار ا یاره سالار زینب عطشان زینب غریب حسینم گشته معطر باغ دلم از بوی حسینم اینجا خضاب از خون گلو شد روی حسینم هفتاد دو گل گردیده پ ر این گلستان سالار زینب عطشان زینب غریب حسینم بی سایه تو ای نازنینم ای مهربانم دراین چهل روز رنج چهل سال آمد به جانم بال و پرم سوخت بی شمع رویت در محفل جان سالار زینب عطشان زینب غریب حسینم گرد غریبی با اشک خون از قبرت بشویم از قصه های رنج اسارت با تو بگویم دانی چه بگذشت بر خواهر تو در شام ویران سالار زینب عطشان زینب غریب حسینم تا بر سر نی دیدم سرت را از پا نشستم در پای نیزه هم گریه هم سر ش تم میمردم از غم بشنیده بودم گر صوت قرآن ؤسالار زینب عطشان زینب غریب حسینم
عروه الوثقی ، خلاصه داستان: پسران ابو غریب the boys of abu ghraib، جک فارمر پسری است که برای جنگ داوطلبانه به عراق می رود. او با هم گروهانش که همه سربازان عادی هستند به زندان ابوغریب منتقل می شود تا در پشت جبهه خدمت کنند. جک که از وظایف عادی خود خسته شده داوطلبانه به بخش خطرناک می رود و مسئول زندانیانی می شود که باید شکنجه شوند. او با یکی از زندانیان به نام قاضی حمود که جانش را نجات می دهد مخفیانه دوست می شود و…


صفحه
امروز صبحم رو خیلی دوس داشتم
خب دلیلش¿¿¿
بغضم،چشمام واس حسینم بازم با کلامم به نام نازنینش خیس شد...
صبحی داشتم حاضر میشدم واس حوزه
یکهو شروع  واس افسان ب تعریف
* افسان ب خواب خیلی بدی می دیدم
م داشت میسوخت،دلم داشت می ترکید،اینقدر گریه تو خواب و ضجه زدم به دهن دهن زدن و نفس تنگی افتاده بودم بس که داشتند ظلم می د بهم ...
حرفم نمی رسید،جیغم،زورم نمی رسید بهشون...همشون دست به یکی کرده بودند...مستاصل و بی پناه،دستم از همه جا کوتاه ک  شدم ، زار زدم  و چنگ زدم به طنابِ حسین:
____به حسین واگذارتون می کنم_____
اسم "حسین" که اومد،پلک هام خیس شد...صورتم خیس شد...از نگاه افسان قایم شدم....هر چند،افسان خوب می دونست در خواهرش عجیب نیست نام " حسین" رو آوردن و پلک چشم تَر شدن...
آخخخخ که شکر خدا ...
من غریب بودم
در خواب غریب بودم
غریب بودم و غریب صدا زدم
هنوز هم دارم می نویسم...در بیداری هم غریب که می شوم ،غریب رو صدا می زنم...هنوز هم که دارم می نویسم،همین امشب که آنی گفتم "حسین" باز جونم واسش در رفت...باز این چشما  غصه ش شد
چقد صبح امروزم رو دوست داشتم خدا
صبحی که با "حسینت" شروع شود یک جور دیگر می چسبد خدا...مگر نه¿¿¿
و باز هم منت گذاشت خداوند عزوجل
 
 
 
+ خوبه که هنوز بلافاصله گوش ها از شنیدن "حسین " تصویر تو رو دارند و پلک هام راه نمِ تو...
 
+ همه ی خواب های زندگیم بمیرد برای همان یکبار به خواب دیدنت آقا...سال 90_شب تولد ارباب_ ریحانی پر گناه و تنها_ شفایی مبهم_هنوز گیجی پس از 6 سال گذشت زمان_همانجا بود که بذر مهرت را کاشتی نه¿¿¿ _ دیگر تکرار نشدی چرا_ انسان نشدم چرا¿¿¿ _______________
 
+ 12 ماه حالا کمتر و بیشتر...من دیگه اون ریحان حسینی نیستم...خبر داری اقا¿¿¿ همین دردمه آقا¿¿¿
دلم برای همه اون تپش های نامنظم مکرر تنگه...
تکرار می شود یعنی¿¿¿¿
تکرار می شوی یعنی¿¿¿
تکرار می شوم یعنی¿¿¿
 
آرزو که بر جوانان عیب نیست...هست¿¿¿
آرزوی تو که بر جوانان عیب نیست...هست¿¿¿
 
عصر (علیه السلام) به خواست خداوند متعال ولی نعمت همه ی مخلوقات هستند و بیشترین حق را بر همه دارند ایشان فراگیرترین ، پایه ای ترین ، فراوان ترین و باکیفیت ترین وعظیم ترین نعمتی هستند که خداوند نصیب ما فرموده است . لذا باید طبیعتاً ذکری که از ایشان به میان می آید نیز فراوان تر ، شدید و غلیظ تر و با انواع بیشتری تحقق یابد وگرنه ایشان غریب می مانند ...
خدا نکند روزی بگویند مهدی غریب بود که آیندگان لعنتمان کنند
وقتی می گوییم علی غریب بود لعنت می کنیم مردمان آن زمان را وقتی می گوییم حسین غریب بود لعنت می کنیم مردمان آن زمان را خدا نکند روزی بگویند مهدی غریب بود که آیندگان لعنتمان کنند
حس غریب یا آسمونی یادم میاد اولین بار که همدیگه را دیدیم ،حدود مرداد ماه سال 88، من و اون یار سفر کرده همدیگر را دیدیم اون بی اختیار مقابل من از جاش پاشد و من تو همون نگاه اول یه دل نه صد دل خواستمش. بعدنا باهم در مورد اون روز صحبت میکردیم میگفت تا منو دیده یه حس غریب بهش دست داد بی اختیار و خارج از عرف جلوم پاشد و من که وارد شده بود بی اختیار محو نگاه شدم و من گفتمش بهم یه حس آسمونی دست داد.قلب بعد باهم تفاهم کردیم حس غریب آسمونی بود،ما نیمه گمشدمونو پیدا ،اما افسوس...گریه
مد عجیب و غریبمد عجیب و غریب , فضای مجازی در کنار خوبی هایش بدی هایی دارد که تبدیل به دردی جهانی شده است و گاهی اوقات جوانان به دلیل تعلیم نادرست از آن و برای دیده شدن دست به اقدامات عجیبی می زنند.یکی از چالش های اساسی که اخیرا گریبان گیر جوانان کشور شده انجام عمل ها و جراحی های زیبایی است.عمل های زیبایی که به اسم مد در جامعه جا خوش کرده است. عمل هایی که از گونه، لپ، لب و بینی تا فرو اجسام در بدن را شامل می شود.اما موضوع عجیبی که اخیرا ذهن جامعه را به خود درگیر کرده،مد های عجیب و غریبدختران و پسرانی است که با دیدن آن شاید از تعجب شاخ در بیاوریم. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
ماهی تن عجیب و غریبماهی تن عجیب و غریب ,در کل جهان افرادی وجود دارند که حاضرند هر مبلغی را برای موضوع مورد علاقه خود بپردازند. این بار نیز فردی ژاپنی به نام “کیوشی کیمورا” که کمپانی “kiyomura” را در اختیار دارد، در حراجی بازار ماهی سوکیجی، یک ماهی تن بلوفین ۲۱۲ کیلوگرمی را با قیمت سرسام آور ۶۴۲ هزار دلار (۲,۴۴۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان) یداری کرده است.ماهی تن عجیب و غریب وی با این کار دومین ید گران قیمت در تاریخ این بازار را رقم زد. رکورد قبلی نیز در اختیارهمین فرد است. آقای کیمورا در سال ۲۰۱۳ همین نوع آبزی را با قیمت ۱٫۸ میلیون دلار یده بود.ماهی تن عجیب و غریب  این گونه قیمت ها در بازار ماهی سوکیجی کاملا عادی شده و هر ی پول بیشتری بپردازد،می تواند کالای مورد نظر خود را یداری نماید. طرفداران محیط زیست، ژاپنی ها را تشویقمی کنند که مصرف بیش از حد ماهی تن خود را کاهش دهند.ماهی تن عجیب و غریب  

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
چرا رضا علیه السلام را غریب الغربا می نامند؟ در مورد این مسئله که چرا رضا علیه السلام را غریب الغربا می نامند باید به نکات زیر توجه نمود:

1. زیرا ایشان را به اجبار از مدینه خارج کرده و به سوی مرو بردند. در این مورد در کتاب «عیون اخبار الرضا» آمده است: قسم به خدا رضا به میل خود چنین نکرد.[1]

2. وقتی می خواست به اسان برود، هیچ کدام از افراد خانواده اش را به همراه نبردو این خود دلیل روشنی بود بر این که این مسافرت از نظر آن حضرت هیچ آینده روشنی نداشته و سفری از روی امید نیست. آن حضرت خانواده شان را جمع کرده و دستور دادند که بر ایشان گریه کنند.[2]

3. از دنیا رفتن ایشان در غربت. که خود حضرت نیز پیش از وج از مدینه به این نکته نیز اشاره فرموده اند.[3]

4. دفن شدن پیکر ایشان در غربت و از آن دردناک تر در کنار بدن هارون الرشید. مجموعه علل فوق ( وج اجباری، همراه نداشتن و دوری از خانواده، در گذشت در سرزمینی دور دست، دفن در کنار قبر دشمنان و ...) باعث آن شد تا ایشان را غریب الغربا بنامند. مجموعه علل فوق در سایر ائمه وجود ندارد. آنان یا در سرزمین خود به شهادت رسیدند، یا در اگر هم در خارج از شهر خود بودند لااقل در میان شیعیانشان و همچنین خانواده خود بودند.

[1] . عیون اخبار الرضا، ج2، ص140. [2] مسعودی، اثبات الوصیه، ص203. [3] . عیون اخبار الرضا، ج2، 218.

منبع : www.eideha.com
میلاد کریم سبزپوش آل فاطمه، تنهاترین لشکر حیدر و غریب شهر تهنیت باد. ماه دل آرای نیمه رمضان را، پانزده روز است به انتظار نشسته ایم و به کرامت و مهربانی اش محتاجیم. می خواست تا چشم و چراغ دین، شما باشی بعد از علی میراث دار مصطفی باشی مثل نسیمی مهربان و مثل باران، سبز آمیزه ای از رحمت و جود و سخا باشی
بهروز غریب پور این روزها آ ین مراحل اپرای عروسکی خیام را پشت سر می گذارد تا بعد از ماه رمضان، اوا داد، آن را در تالار فردوسی اجرا کند. با او درباره مناظره های نامزدهای ریاست جمهوری و اینکه چرا باید به فرهنگ هم در آن بپردازند، گفت وگو کرده ایم.
موجودات عجیب و غریبموجودات عجیب و غریب , بر اساس گزارش mirror، موجودات عجیب و غریبی که در این خانهپیدا شدند سری شبیه گربه و بدنی مثل موش داشتند. اعضای خانه که این موجودات عجیبرا در سرداب خانه پیدا د با یک مذهبی برای چگونگی برخورد با آنها م دو در نهایت این موجودات را از بین بردند. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
پیج جناب اقای اموزگار / چنین امیدواری ای که فردا قراره برم یونی و از این خمودگی ِِ غریب خوابگاه خارج میشم .
بهروز غریب پور، کارگردان تئاتر، عصر امروز در مراسم گشایش موزه اپرای عروسکی در بنیاد رودکی، از عشق و سختی کار در حوزه هنرهای نمایشی گفت.
روی تو ندید و هزارت رقیب هست
در غنچه ای هنوز و صدت عندلیب هست

گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست
چون من در آن دیار هزاران غریب هست

در عشق خانقاه و ابات فرق نیست
هر جا که هست پرتو روی حبیب هست

آن جا که کار صومعه را جلوه می دهند
ناقوس دیر راهب و نام صلیب هست

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد؟
ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست

فریاد حافظ این همه آ به هرزه نیست
هم قصه ای غریب و حدیثی عجیب هست حافظ
فردا شبی بود که بقیع، آ ین بار گنبد و بارگاه رو مزار اهل بیت دید...
تو کوچه غریب بودین آقا
تو خونه ی خودتون غریب بودین
زمان شهادت غریب بودین
بعد شهادت غریب بودین
هنوزم غریبین...
غربتتون تو بقیع جا گله نداره اینجا هم مجلساتون غریبه...
یعنی میشه ببینم زمان عج الله فرجه الشریف بیان و از غربت دربیاین :'( http://www.afsaran.ir/payamak/1613274
مراسم یادواره ی غریب پنج شنبه 7 اردیبهشت ماه در قطعه 26 بهشت زهرا(س) ساعت 17:30 برگزار می شود.
زندگی کارگران مهاجر در مستند «سرزمین هیچ » به کارگردانی و تهیه کنندگی سیدحمید میرحسینی روایت می شود. ادامه: مستند زندگی مهاجرانی که به دوبی رفتند/ قصه غریب «سرزمین هیچ »