حسین عابد نمایش

دریافت مقاله مقبره زاده محمد عابد کاخک گناباد نویسنده: عباس زمانی تعداد صفحات : 7
حجم: 1.17 مگابایت
عابد نقیبی حوزه و ، نویسنده و پژوهشگر در زمینه مذاهب ی از شهر مهاباد با حضور در کنفرانس بین المللی "نقش علمای مقاومت در حمایت از مقاومت فلسطین " به گفتگو با سایت پژوهشگاه مطالعات تقریبی پرداخت :

...

آهنگ جدید احمد سلو و سبحان عابد بی تو امسال با همکاری مسعود طیبی new ahmad solo ft sobhan abed – bi to emsal ahmad solo bi to emsal ft masoud tayebi sobhan abed 478x478 آهنگ جدید احمد سلو و سبحان عابد بی تو امسال آهنگ با کیفیت ۱۲۸
احمد سلو و سبحان عابد به نام بی تو امسال آهنگ جدید احمد سلو و سبحان عابد بی تو امسال
تا کی به تمنای وصال تو یگانه * تمنای وصال با صدای مختاباد
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه

رفتم به در صومعه عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ن مسجد
یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه


طی مراسی اولین سالن همایشهای بقعه زاده سلطان محمد عابد (ع) کاخک با حضور جمعی از مسوءلین و اقشار مختلف مردم مورد بهره برداری قرار گرفت.رئیس هیات امنای زاده سلطان محمد عابد (ع) کاخک در این مراسم گفت: آستان زاده سلطان محمد عابد(ع) در ایام تحویل سال نو و شهریورماه شاهد خیل عظیمی از زائران است و در فصول سرد سال محلی مناسبی برای اسکان زائران وجود ندارد. حجت ال ولی خاکشور افزود:این سالن علاوه بر محل برگزاری همایشها و جلسات عمومی محلی برای اسکان موقت زائران نیز می تواند باشد.

وی گفت: برای احداث سالن اجتماعات زاده سلطان محمد عابد(ع) با مساحت 700 متر مربع و ظرفیت یک هزار نفر، بیش از چهار میلیارد ریال هزینه شده که بخش از هزینه آن توسط خیرین و بخشی از محل درآمدهای زاده تامین شده است.

رییس هیات امنای آستان زاده سلطان محمد عابد (ع) کاخک در بخشی دیگر از سخنانش خواستار توسعه بقعه گردید و افزود: بقعه زاده و فضای موجود پاسخگو حضور مردم در ایام خاص سال نمی باشد لذا از خیرین و مردم تقاضا می شود مسوولین را در توسعه آن یاری نمایند.

وی در خصوص طرح مودت بقاع متبرکه گفت: طرح مودت شامل جمع آوری کمک های نقدی و غیر نقدی است و مبالغ جمع آوری شده با نظر خیرین سراسر کشور صرف امورات خود آن بقعه می شود.
تاریخ سفر به زاده محمد عابد: ۱/۱/۱۳۹۳ //مدت سفر : ۲ ساعت //نوع سفر:زیارتی تاریخ سفر به تهران: ۵/۱/۱۳۹۳ //مدت سفر : ۲روز//تعداد افراد گروه: دو خانواده//نوع سفر:شرکت در جشن عروسی ( تالارهای اعیانی تهران با هزینه حدود سی چهل میلیون تومان برای یک شب عروسی) تاریخ سفر به اصفهان: ۸/۱/۱۳۹۳ //مدت سفر : ۳روز//تعداد افراد گروه : سه خانواده (یک خانواده از همسفران , از تهران) نوع سفر:سیاحتی وسیله رفت و برگشت در هر سه سفر : سواری شخصی بقیه در ادامه مطلب...
حاج میرزا احمد عابد نهاوندی مشهور به حاج مرشد چلویی، شاعر متخلص به ساعی و از عارفان معاصر، که در حدود نودسالگی در سال ۱۳۵۷ شمسی در تهران درگذشت. وی در بازار تهران جنب مسجد جامع، طباخی داشت و برای عموم سخنرانی های هفتگی ب ا می داشت. چون با مردم با زبان شعر و پند و اندرز برخورد می کرد به حاج مرشد معروف بود. تنها نسخه دیوان اشعار عرفانی ساعی در زمان خود در آتش سوزی ...
حضرت باقر (علیه السلام ) فرمود زنى هرزه گرد با چند نفر از جوانان بنى مصادف شد. با قیافه به ظاهر آراسته خود،آنها را فریفت . یکى از جوانان به دیگرى گفت اگر فلان عابد هم این زن را ببیند فریفته اش خواهد شد. زن آلوده این سخن را شنید، گفت به خدا سوگند تا او را نفریبم به خانه برنمى گردم . هنگام شب به محل عابد رفت در را کوبید گفت زنى بى پناهم امشب مرا در خانه خود جاى ده . عابد امتناع ورزید. زن گفت چند نفر جوان مرا تعقیب مى کنند اگر راهم ندهى ، آنها برسند از چنگشان خلاصى نخواهم داشت . عابد این حرف را که شنید او را اجازه ورود داد همین که داخل خانه شد لباس از تن خود بیرون کرد و قامت دلاراى خویش را در مقابل او جلوه داد. چشم عابد به پیکر زیبا و اندام دلفریب او افتاد. چنان تحت تاثیر غریزه جنسى واقع شد که بى اختیار دست خود را بر اندام زن هرزه نهاد. در این موقع ناگاه به خود آمده متوجه شد چه از او سرزده دیگى بر سر بار داشت ، براى تهیه غذا زیر آن آتشى افروخته بود. جلو رفت دست خود را بر آتش نهاد. زن پرسید چه کاریست که از تو سر مى زند؟ جواب داد دست من خود سرانه کارى کرد او را کیفر مى دهم . از دیدن این وضع زن طاقت نیاورده ، از خانه او خارج شد در بین راه به عده اى از بنى برخورد، گفت فلان عابد را در خانه ی د که خود را آتش داد. وقتى آمدند مقدارى از دست او را سوخته یافتند.(۱) ۱- جزء ۱۴ بحارالانوار، ص ۴۹۲ چاپ ى . منبع:ندای یک عاشق
حضرت باقر (علیه السلام ) فرمود زنى هرزه گرد با چند نفر از جوانان بنى مصادف شد. با قیافه به ظاهر آراسته خود،آنها را فریفت . یکى از جوانان به دیگرى گفت اگر فلان عابد هم این زن را ببیند فریفته اش خواهد شد. زن آلوده این سخن را شنید، گفت به خدا سوگند تا او را نفریبم به خانه برنمى گردم . هنگام شب به محل عابد رفت در را کوبید گفت زنى بى پناهم امشب مرا در خانه خود جاى ده . عابد امتناع ورزید. زن گفت چند نفر جوان مرا تعقیب مى کنند اگر راهم ندهى ، آنها برسند از چنگشان خلاصى نخواهم داشت . عابد این حرف را که شنید او را اجازه ورود داد همین که داخل خانه شد لباس از تن خود بیرون کرد و قامت دلاراى خویش را در مقابل او جلوه داد. چشم عابد به پیکر زیبا و اندام دلفریب او افتاد. چنان تحت تاثیر غریزه جنسى واقع شد که بى اختیار دست خود را بر اندام زن هرزه نهاد. در این موقع ناگاه به خود آمده متوجه شد چه از او سرزده دیگى بر سر بار داشت ، براى تهیه غذا زیر آن آتشى افروخته بود. جلو رفت دست خود را بر آتش نهاد. زن پرسید چه کاریست که از تو سر مى زند؟ جواب داد دست من خود سرانه کارى کرد او را کیفر مى دهم . از دیدن این وضع زن طاقت نیاورده ، از خانه او خارج شد در بین راه به عده اى از بنى برخورد، گفت فلان عابد را در خانه ی د که خود را آتش داد. وقتى آمدند مقدارى از دست او را سوخته یافتند.(۱) ۱- جزء ۱۴ بحارالانوار، ص ۴۹۲ چاپ ى . منبع:ندای یک عاشق
حضرت باقر (علیه السلام ) فرمود زنى هرزه گرد با چند نفر از جوانان بنى مصادف شد. با قیافه به ظاهر آراسته خود،آنها را فریفت . یکى از جوانان به دیگرى گفت اگر فلان عابد هم این زن را ببیند فریفته اش خواهد شد. زن آلوده این سخن را شنید، گفت به خدا سوگند تا او را نفریبم به خانه برنمى گردم . هنگام شب به محل عابد رفت در را کوبید گفت زنى بى پناهم امشب مرا در خانه خود جاى ده . عابد امتناع ورزید. زن گفت چند نفر جوان مرا تعقیب مى کنند اگر راهم ندهى ، آنها برسند از چنگشان خلاصى نخواهم داشت . عابد این حرف را که شنید او را اجازه ورود داد همین که داخل خانه شد لباس از تن خود بیرون کرد و قامت دلاراى خویش را در مقابل او جلوه داد. چشم عابد به پیکر زیبا و اندام دلفریب او افتاد. چنان تحت تاثیر غریزه جنسى واقع شد که بى اختیار دست خود را بر اندام زن هرزه نهاد. در این موقع ناگاه به خود آمده متوجه شد چه از او سرزده دیگى بر سر بار داشت ، براى تهیه غذا زیر آن آتشى افروخته بود. جلو رفت دست خود را بر آتش نهاد. زن پرسید چه کاریست که از تو سر مى زند؟ جواب داد دست من خود سرانه کارى کرد او را کیفر مى دهم . از دیدن این وضع زن طاقت نیاورده ، از خانه او خارج شد در بین راه به عده اى از بنى برخورد، گفت فلان عابد را در خانه ی د که خود را آتش داد. وقتى آمدند مقدارى از دست او را سوخته یافتند.(۱) ۱- جزء ۱۴ بحارالانوار، ص ۴۹۲ چاپ ى . منبع:ندای یک عاشق
حضرت باقر (علیه السلام ) فرمود زنى هرزه گرد با چند نفر از جوانان بنى مصادف شد. با قیافه به ظاهر آراسته خود،آنها را فریفت . یکى از جوانان به دیگرى گفت اگر فلان عابد هم این زن را ببیند فریفته اش خواهد شد. زن آلوده این سخن را شنید، گفت به خدا سوگند تا او را نفریبم به خانه برنمى گردم . هنگام شب به محل عابد رفت در را کوبید گفت زنى بى پناهم امشب مرا در خانه خود جاى ده . عابد امتناع ورزید. زن گفت چند نفر جوان مرا تعقیب مى کنند اگر راهم ندهى ، آنها برسند از چنگشان خلاصى نخواهم داشت . عابد این حرف را که شنید او را اجازه ورود داد همین که داخل خانه شد لباس از تن خود بیرون کرد و قامت دلاراى خویش را در مقابل او جلوه داد. چشم عابد به پیکر زیبا و اندام دلفریب او افتاد. چنان تحت تاثیر غریزه جنسى واقع شد که بى اختیار دست خود را بر اندام زن هرزه نهاد. در این موقع ناگاه به خود آمده متوجه شد چه از او سرزده دیگى بر سر بار داشت ، براى تهیه غذا زیر آن آتشى افروخته بود. جلو رفت دست خود را بر آتش نهاد. زن پرسید چه کاریست که از تو سر مى زند؟ جواب داد دست من خود سرانه کارى کرد او را کیفر مى دهم . از دیدن این وضع زن طاقت نیاورده ، از خانه او خارج شد در بین راه به عده اى از بنى برخورد، گفت فلان عابد را در خانه ی د که خود را آتش داد. وقتى آمدند مقدارى از دست او را سوخته یافتند.(۱) ۱- جزء ۱۴ بحارالانوار، ص ۴۹۲ چاپ ى . منبع:ندای یک عاشق
نشست فصلی آموزشی با خدام آستانه مقدسه زاده سلطان محمد عابد (ع) در روز یکشنبه 21/6/95با حضور گسترده زائرین ومجاورین و محترم کاخک ورییس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان گناباد در محل سالن اجتماعات بارگاه برگزار گردید در این مراسم حجت ال والمسلمین خاکشور کاخک ضمن خیر مقدم به خدام رسمی و افتخاری پیرامون اهمیت روز عرفه و هم چنین وظایف خدام به ایراد سخن پرداختند و بیان داشتند:روز عرفه از ایام عظیم الشان است که خداوند وعده رحمت خود را داده است لذا عرفه روز نیایش و توجه به درگاه خداوند متعال و ب معرفت نسبت به خداوند و اولیاء خداست. در ادامه حجت ال غیرتمند رییس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان گنابادپیرامون وظایف خدام و...سخنرانی وبه سوالات وپیشنهدات حضار پاسخ دادند. نشست فصلی آموزشی با خدام آستانه مقدسه زاده سلطان محمد عابد (ع) کاخک
عزاداران گنابادی در روز اربعین به سبک حرکت زائران پیاده حسین (ع) در مسیر کربلا، با پیمودن مسیر بیش از 20 کیلومتری گناباد - کاخک، جلوه هایی از عشق و ارادت خود به سوم شیعیان را به نمایش گذاشتند. عزاداران سرور و سالار شهیدان حضرت حسین (ع) در شهرستان گناباد اعم از مرد و زن و پیر و جوان، با اجرای این حرکت که برای دومین سال پیاپی برگزار می شود؛ با ساعتها پیاده روی ثابت د که اگر از قافله زائران پیاده حضرت سیدال (ع) در کربلا بازمانده اند ولی همچنان در طریق آن حضرت و فرهنگ و معارف عاشورا ثابت قدم ایستاده اند.
عزاداران پیاده حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بعد از پیمودن مسیر گناباد تا شهر کاخک به جمع دیگر عزاداران در محل زاده سلطان محمد عابد (ع) پیوسته و به عزاداری و سوگواری پرداختند. تصاویر در ادامه مطالب موجود است
آهنگ سبحان عابد به نام آروم ندارم با و کیفیت ۳۲۰ آهنگ اهنگ ساز ، تنظیم کننده و می و مسترینگ: سبحان عابد
new by sobhan abed arom nadaram
 آهنگ سبحان عابد به نام آروم ندارم ادامه مطلب
اصفهان تاریخ سفر به زاده محمد عابد: ۱/۱/۱۳۹۳ //مدت سفر : ۲ ساعت //نوع سفر:زیارتی تاریخ سفر به تهران: ۵/۱/۱۳۹۳ //مدت سفر : ۲روز//تعداد افراد گروه: دو خانواده//نوع سفر:شرکت در جشن عروسی ( تالارهای اعیانی تهران با هزینه حدود سی چهل میلیون تومان برای یک شب عروسی) تاریخ سفر به اصفهان: ۸/۱/۱۳۹۳ //مدت سفر : ۳روز//تعداد افراد گروه : سه خانواده (یک خانواده از همسفران , از تهران) نوع سفر:سیاحتی وسیله رفت و برگشت در هر سه سفر : سواری شخصی بقیه در ادامه مطلب...
اصفهانتاریخ سفر به زاده محمد عابد: ۱/۱/۱۳۹۳ //مدت سفر : ۲ ساعت //نوع سفر:زیارتیتاریخ سفر به تهران: ۵/۱/۱۳۹۳ //مدت سفر : ۲روز//تعداد افراد گروه: دو خانواده//نوع سفر:شرکت در جشن عروسی ( تالارهای اعیانی تهران با هزینه حدود سی چهل میلیون تومان برای یک شب عروسی) تاریخ سفر به اصفهان: ۸/۱/۱۳۹۳ //مدت سفر : ۳روز//تعداد افراد گروه : سه خانواده (یک خانواده از همسفران , از تهران) نوع سفر:سیاحتیوسیله رفت و برگشت در هر سه سفر : سواری شخصی بقیه در ادامه مطلب...
حضرت عیسی (ع) روزی در دشت و صحرا گذر می کرد، وسط صحرا چشمش به عبادتگاهی بسیار زیبا که چشمه آبی نیز از وسطش گذر می کرد افتاد. وارد معبد شد، چشمش به عابدی افتاد که در عبادتگاه مقیم بود. به او گفت: هان، ای زاهد در این عبادت خانه وسط صحرا چه میکنی؟ عابد گفت: عمری است که در این صومعه به عبادت پرورگار مشغولم، روز و شب به عبادت می گذرانم و از خدا حاجتی می طلبم که خداوند کارساز حاجتم روا نمی کند. عیسی پرسید: حاجتت چیست؟ عابد در جواب با اندوهی بسیار گفت: از او می خواهم که ذره ای از آن محبت را که خاص اوست به من ببخشد. حضرت عیسی دست به دعا برداشت و از خدای خویش خواست که آن عابد را حاجت روا کند، و پس از دعا نیز از آنجا گذشت و به راه خود ادامه داد. بعد از چندی که از آن راه باز می گشت به آنجا رسید که معبد زاهد بود. دید آن عبادتگاه در زیر انبوهی از خاک پنهان شده و از عابد نیز در آنجا خبری نیست. عیسی به درگاه خداوند ندا برداشت که آن عابد چه شد؟ خداوند به او پاسخ داد که: آن عابد اینک بر سر کوه است و در اندوه و غمی بسیار فرو رفته است. عیسی به سر کوه رفت و عابد را در حالی نزار و زرد روی دید، به صورتی که در خون و خاک افتاده بود و هر دو چشمش از ضعف به شدت گودی برداشته بود، مانند آدمی که دیگر جانی در بدن ندارد. عیسی به او سلام کرد، اما از تن همچون بی جان او جو نشنید. خداوند به حضرت عیسی گفت: این عابد از آن محبتی که آرزو می کرد بدین روز افتاد. ذره یی از دوستی می خواست او چون بدادم از همه برخاست او از وجود خویش نا پروا بماند محو گشت و بی سر و بی پا بماند اگر ذره ای دیگر از محبت خود در وجود او می نهادم، بنیاد وجودش از هم می گسیخت. گر زیادت ی یک ذره من ذره ذره گشتی این بی خویشتن
آهنگ جدید مقاره عابد قاب با و کیفیت ۳۲۰ اهنگ ترانه : آناهیتا مستاجران ، آهنگ : محمد جراح و سینا صالحی ، می ومستر : سینا صالحی new amir moghare abed frame cover آهنگ جدید مقاره عابد قاب آهنگ با کیفیت 320

آهنگ با کیفیت 128

آهنگ با کیفیت 64
اهنگ جدید علی بابا وسبحان عابد به نام دختر پاییزی بابالاترین کیفیت از سلطان قلب ها تنظیم :سبحان عابد برای اهنگ به ادامه مطلب بروید. . . ادامه مطلب
اهنگ جدید علی بابا وسبحان عابد به نام دختر پاییزی بابالاترین کیفیت از سلطان قلب ها تنظیم :سبحان عابد برای اهنگ به ادامه مطلب بروید. . . ادامه مطلب
اهنگ جدید علی بابا وسبحان عابد به نام دختر پاییزی بابالاترین کیفیت از سلطان قلب ها تنظیم :سبحان عابد برای اهنگ به ادامه مطلب بروید. . . ادامه مطلب
اهنگ جدید علی بابا وسبحان عابد به نام دختر پاییزی بابالاترین کیفیت از سلطان قلب ها تنظیم :سبحان عابد برای اهنگ به ادامه مطلب بروید. . . ادامه مطلب
این همایش که با حضور 500نفر به مناسبت اربعین حسینی برگزار گردید از مزار ی روستای بهاباد آغاز گردید به مقصد زاده سلطان محمد عابد به پایان رسید. لازم به زکر است بانوان روستای بهاباد در ادامه مسیر به گروه پیاده روی شهرستان گناباد ملحق گردیده و ادامه مسیر را با آنان طی مسید نمودند
بسم الله الرحمن الرحیم نهاد نمایندگی ی در های استان در مرداد ماه 1393 کلاسی با عنوان طرح ضیافت شه اساتید با موضوع نقد وه ت... در جمع اساتید معزز به صورت کارگاهی با تدریس عابد نقیبی برگزار کرد. (گزارش به روایت تصویر در ادامه مطلب)
اصفهان تاریخ سفر به زاده محمد عابد: ۱/۱/۱۳۹۳ //مدت سفر : ۲ ساعت //نوع سفر:زیارتی تاریخ سفر به تهران: ۵/۱/۱۳۹۳ //مدت سفر : ۲روز//تعداد افراد گروه: دو خانواده//نوع سفر:شرکت در جشن عروسی ( تالارهای اعیانی تهران با هزینه حدود سی چهل میلیون تومان برای یک شب عروسی) تاریخ سفر به اصفهان: ۸/۱/۱۳۹۳ //مدت سفر : ۳روز//تعداد افراد گروه : سه خانواده (یک خانواده از همسفران , از تهران) نوع سفر:سیاحتی وسیله رفت و برگشت در هر سه سفر : سواری شخصی بقیه در ادامه مطلب...

حجت ال ولی خاکشور در گفتگو با خبرنگار افتخاری روابط عمومی اداره کل اوقاف و امور خیریه اسان رضوی، افزود: به مناسبت ماه مبارک رمضان ماه بهار قرآن، هیئت امنای این بقعه متبرکه اقدام به برگزاری برنامه جزءخوانی قرآن کریم کرده است.

وی اظهار داشت: این برنامه جزءخوانی و ترتیل خوانی قرآن کریم هر روز ماه مبارک رمضان بعد از اقامه ظهر و عصر با حضور گزاران روزه دار در این بقعه متبرکه برگزار می شود.

رئیس هیئت امنای بقعه متبرکه زاده محمد عابد(ع) کاخک گناباد عنوان کرد: در این برنامه جزءخوانی قرآن کریم، روزانه یک جزء از قرآن کریم توسط قاریان و برادران شرکت کننده قرائت می شود.

خاکشور بیان کرد: اعضای کانون منتظران مهدی(عج) پایگاه مقاومت شهید بروجردی شهر کاخک نیز که هر شب یک جزء قرآن کریم را در یک محل تلاوت می کنند، شب گذشته جزء هفدهم قرآن کریم را در محل بقعه متبرکه زاده محمد عابد(ع) کاخک ترتیل خوانی د.
به گزارش سرویس دینی جام نیوز، در کتاب "جنگ ابلیس علیه انسان" آمده است: « در بنی عابدی بود که همیشه می گفت : الحمد للّه رب ّ العالمین و العاقبة ُ للمتقین . ابلیس که از این حرف او در ناراحتی بود ی را فرستاد که او را وادار کند بگوید: العاقبة للاغنیاء! یعنی عاقبت با پولدارهاست ! مذکور با عابد دیدار کرده و این پیشنهاد را به او کرد ولی عابد قبول نکرد و قرار گذاشتند که راجع به این سخن از یکنفری که می بینند، بپرسند. و هرکه محکوم شد، دست او را قطع نمایند. به یکنفر برخوردند و از او پرسیدند و او گفت : العاقبة للاغنیاء! لذا دست راست عابد قطع شد ولی باز او می گفت : الحمد للّه رب ّ العالمین و العاقبة للمتقین . باز از شخص دیگری پرسیدند و او هم حرف را تأیید کرد، پس دست دیگرش را قطع د اما او مرتب می گفت : الحمد للّه رب ّ العالمین والعاقبة للمتقین . و قرار گذاشتند که این بار هر کدام محکوم شد گردنش قطع شود. خداوند ملکی را فرستاد. آندو از او سؤال د و او گفت :الحمد للّه رب ّ العالمین و العاقبة للمتقین . و گردن را قطع کرد و دست عابد را هم شفا داد.»
سید محمود عابد اطلاعات، آدرس و شماره مطب پزشکان tabibyab.blog.ir
تخصص: جراج و متخصص گوش، حلق و بینی
استان: مازندران
شهر: نور
آدرس: نور - خیابان میدان ساختمان موثقی
تلفن مطب: __
حکایت عابد هفتاد ساله و زن بدکاره عابدی از فرط عبادت خالصانه باعث اذیت شده بود و او هر چه میکرد نمی توانست عابد را از یاد خدا بازدارد ، روزی یکی از یاران نقشه ای زیرکانه کشید و گفت : تنها راه نفوذ بر این عابد از راه عبادت اوست پس به شکل جوانی عابد و درمانده در خانه او را به صدا درآورد ، عابد از دل رحمی جایی برای عبادت به این جوان داد. بعد از گذشت چندین روز عابد تنها از این جوان عبادت می دید ، در عجب شد که خدا بنده های خیلی بهتر از من نیز دارد . هر چه میکرد از جوان سؤال کند ، جوان بعدی را مشغول میشد ، به ناچار عابد جوان را قسم جلاله داد که جواب او را بدهد ، جوان پس از گفت :سؤ را بگو تا به عبادتم برسم . عابد گفت: جوان تو را به خدا بگو چگونه به این مقام و درجه از عبادت رسیدی ؟! جوان عابد( ) پاسخ داد: من گناهی مرتکب شدم و از سوز و گداز و پشیمانی از آن گناه توبه و حالا هر زمان به یاد آن گناه می افتم باز توبه میکنم و به این درجه از به خدا رسیدم ، اگر میخواهی به درجه من برسی باید بروی  با زنی گناه کنی و بعد توبه نمائی تا به این مقام برسی ! عابد به ناچار گفت :هر چه تو بگویی! عابد گفت:پول ندارم چگونه به شهر روم؟ جوان عابد( ) چند دینار به او داد و عابد راهی شهر شد . به شهر رفت و سراغ خانه زن را از مردم گرفت و مردم به خیال اینکه عابد برای نصیحت و ارشاد آمده است نشانی را به او گفته و عابد به منزل زن رسید. زن به سیمای عابد نگریست ، دید که زهد و تقوی از آن میبارد وآمدنش به اینجا عادی نیست .از مرحمت خدا که به دلش افتاده بود از عابد پرسید:برای چه به اینجا آمدی ، تا نگویی نمیگذارم دست بر من بزنی! عابد گفت: تو پول خود را بستان و کار به بقیه چیزها نداشته باش. گفت: تا ماجرا را نگویی نزد تو نمی آیم! عابد ماجرای جوان عابد( ) را برای زن بازگفت. زن پرسید : اگر در حال گناه از دنیا رفتی و فرصت توبه پیدا نکردی چه؟؟!! از آن گذشته پارچه نشده بهتر است یا پارچه شده ای که دوخته شده و وصله شده؟؟ ممکن است آن جوان عابد بوده باشد ! برو به عبادتگاهت اگر آن جوان هنوز در حال عبادت بود من همین جا در اختیار توام. عابد در فکر فرو رفت و به حرف عمل کرد ولی جوان عابد( ) را در خانه اش ندید و یقین کرد او بوده و از این فکر نزد خدا توبه نمود و آن زن را بسیار دعا کرد . آمده است که شب آ عمر آن زن فرا میرسد و از دنیا میرود .صبح به آن زمان وحی میرسد که به تشییع جنازه آن زن برود. وقتی به در خانه او میرسد مردم میپرسند:ای پیغمبر برای چه در خانه این زن آمده ای .نبی میگوید :برای تشییع جنازه زنی از اولیاء حق آمده ام. مردم میگویند: او ای بیش نبود. نبی سرش را به آسمان میکند و میگوید : خدایا تو گویی یکی از اولیای من مرده و مردم گویند او بوده ، قضیه چیست؟؟ وحی رسید : ای نبی من ،هم مردم راست گویند و هم من! او تا چندی پیش بود ولی بعد از اینکه عابد را از گناه باز میدارد ، پشت در خانه خود نشسته و با خود میگوید : ای بدبخت تو به عابد گفتی اگر در حال گناه مردی چه ، حال که خود از او پست تری و عمری دامنت آلوده بوده ، تو چرا توبه نمیکنی قبل از اینکه با این دامن آلوده نزد خدا بروی؟؟ از آن شب آن زن توبه کرد و از گناه برگشت و با من(خدا) آشتی کرد و مشغول عبادت گردید karballa313
 رضا عپدرشان می گفتند:"زیارت رضا مثل زیارت خداست در عرش." خودشان می گفتند:"سه موقع می آیم سراغ تان. اول: نامه های اعمال را که می دهند. دوم : پل صراط.سوم: پای حساب کتاب." پسرشان می گفتند:" از طرف خدا ضمانت می کنم بهشت را برای زائر با معرفت پدرم." ** گنجشک خودش را انداخت روی عبای . جیغ می زد و نوکش را تند تند به هم می زد . رو د به من: "عجله کن این چوب را بگیر برو زیر سقف ایوان مار را بکش." چوب را برداشتم و دویدم . جوجه های گنجشک مانده بودند توی لانه و مار داشت حمله می کرد بهشان . مار را کشتم و برگشتم با خودم می گفتم و حجت خدا باید هم با زبان همه ی موجودات آشنا باشد. ** کوهستان بود ، پیاده شدند از اسب، سیصد نفر هم همراهشان . عابد از غارش امد بیرون . را دید ، رفت به استقبال آقا جان ! چند سال است برای دیدنتان لحظه شماری می کنم می شود کلبه کوچکم را به قدومتان روشن کنید؟ اشاره د . همه وارد غار شدند . عابد مبهوت شده بود . سیصد نفر در غار کوچکش جا شده بودند . چیزی برای پذیرایی نداشت ، ، مهربان نگاهش کرد:" هر چه داری بیاور." سه قرص نان و کوزه ای عسل گذاشت جلوی . عبایش را کشید رویش ، دعا خواند . بعد از زیر عبا به همه نان و عسل داد. همه که رفتند، نان و عسل عابد هنوز آنجا بود........