حرفی ندارم

من که یاری ندارم چشم انتظاری ندارم قاصدک برو برو که با تو کاری ندارم قاصدک به چشم من قصه ی یک دردی برو میدونم برای من خبر نیاوردی برو توی هفت تا آسمون من یه ستاره ندارم ی که عشق منو به یاد بیاره ندارم ندارم دلی که یه لحظه به یادم بزنه ندارم هیچ یو که فک کنی یار منه قاصدک برو برو که با تو کاری ندارم من که یاری ندارم چشم انتظاری ندارم خیلی وقته اونی که براش میمردم دیگه نیست قاصدک ها رو به یادش می شمردم دیگه نیست خیلی وقته که دارم با تنهاییم سر می کنم همه ی قاصدکای شهرو پر پر می کنم قاصدک برو برو که با تو کاری ندارم من که یاری ندارم چشم انتظاری ندارم ماس دعا....تو این شبا محتاج دل های شمام
من که یاری ندارم چشم انتظاری ندارم قاصدک برو برو که با تو کاری ندارم قاصدک به چشم من قصه ی یک دردی برو میدونم برای من خبر نیاوردی برو توی هفت تا آسمون من یه ستاره ندارم ی که عشق منو به یاد بیاره ندارم ندارم دلی که یه لحظه به یادم بزنه ندارم هیچ یو که فک کنی یار منه قاصدک برو برو که با تو کاری ندارم من که یاری ندارم چشم انتظاری ندارم خیلی وقته اونی که براش میمردم دیگه نیست قاصدک ها رو به یادش می شمردم دیگه نیست خیلی وقته که دارم با تنهاییم سر می کنم همه ی قاصدکای شهرو پر پر می کنم قاصدک برو برو که با تو کاری ندارم من که یاری ندارم چشم انتظاری ندارم ماس دعا....تو این شبا محتاج دل های شمام
پا ل دنیای ی میزاری ک ب اندازه ی من میخوادت رد بشی یا نشی از من باید خاطراتمون برن از یادت همه ی دلخوشیه من بودییی حتی وقتی تورو با اون دیدم ببین انقدر دوست دارم ک گریه هامو ب تو ترجییح میدممم تو کنار اون خوشی حرفی نیس منو داری میکشی حرفی نیییس رفتنتو بهونه کن حرفی نیس باز منو دیوونه کن حرفی نیست باز منو دیوونه کن حرفی نیست!
دیگر نمانده از تو ،جز نقش روی دیوار یک لحظه بی حضورت ماندم به وهم و پندار نا مهربان گذشتی از قاب خاطراتم عهدی ش ته باتو در پای آن سپیدار گفتی برای پرواز من آسمان ندارم دیدم سقوطتت ای یار در آسمان اغیار دیگر برای گفتن حرفی ندارم امشب هر جا که دل سپردی باشد خدانگه دار درود بر بزرگواران ایلی
ناراحتی مهاجم استقلال از عدم پرداخت مطالباتش/قاضی:حرفی ندارم! مهاجم تیم فوتبال استقلال از عدم پرداخت مطالبات خود توسط مسئولان این باشگاه ناراحت است. خبرگزاری فارس: ناراحتی مهاجم استقلال از عدم پرداخت مطالباتش/قاضی:حرفی ندارم! به گزارش خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس، محمد قاضی مهاجم استقلال چهارشنبه برای دریافت مطالبات خود به دیدار معاون این باشگاه رفت اما دست خالی باشگاه را ترک کرد. ظاهرا این بازیکن در توافقات خود با مسئولان این باشگاه باید قبل از دیدار با راه آهن بخشی از مطالبات خود را دریافت می کرده اما این اتفاق تا امروز رخ نداده است. به گزارش فارس محمد قاضی از اظهار نظر در این مورد خودداری کرد و گفت: حرفی در این زمینه ندارم.
کمتر از یه ساعت دیگه به تموم شدن ۹۵ مونده... مرور قبلی ادامه ندارد!! اگرم داشته باشد الان ندارد چون تمرکز ندارم !!!!! خدایا حرفی ندارم ،وقتی خودت میبینی 
به نام خدا حرفی هست که همیشه نگفتنش بهتر از گفتن است دردی هست که در خود خوردنش بهتر از ناله سر دادن است روزهایی هست که در تقویم خط خوردنش بهتر از بودن است و من شاعرانه ترین واژه نگفته ایام خود می شوم حرفی که نه نوشته،نه خوانده می شوم با زخم های تا استخوان خورده، خود پیر می شوم راهی ندارم جز فریاد های مرده در تنگ ریختن با ماهی قرمز در ، به اقیانوس بی کران رسیدن راهی ندارم این آ ین روز های باران است شاید که فصل بارانی ما رو به پایان است حرفی نمی زنم اما معمای من رو به پایان است خو ندیده ام که در آن تعبیر اجبار است.
به نام خدا حرفی هست که همیشه نگفتنش بهتر از گفتن است دردی هست که در خود خوردنش بهتر از ناله سر دادن است روزهایی هست که در تقویم خط خوردنش بهتر از بودن است و من شاعرانه ترین واژه نگفته ایام خود می شوم حرفی که نه نوشته،نه خوانده می شوم با زخم های تا استخوان خورده، خود پیر می شوم راهی ندارم جز فریاد های مرده در تنگ ریختن با ماهی قرمز در ، به اقیانوس بی کران رسیدن راهی ندارم این آ ین روز های باران است شاید که فصل بارانی ما رو به پایان است حرفی نمی زنم اما معمای من رو به پایان است خو ندیده ام که در آن تعبیر اجبار است.
نگاه به خستگی م که میکنم حرفی برای دلگرمی خودم ندارم . من آدم دلداری ِ به خودم . آدم ِ امیدوار به روزهای خوش . آدم جنگیدن برای هر مقصودی . اما این جنگ خسته م کرده . خیلی خسته . گفته بودی طالب اگر باشی , سر هر تیغ را به جان می ی و میتازی تا برسی به مقصود . چقدر دیگر باید میجنگیدم تا رسیدن به مقصودم ؟! چقدر راه باید میدویدم که ندویدم ؟ هنوز سر ِ مقصودم هستم . طالبم و با این تنهایی برای خستگی ِ این دل ِ ش ته از این نیمه ی راه حرفی ندارم . تو که طبیب بودی به من بگو ؛ خستگی و حرفی نداشتن برای دلگرمی یعنی کجای راه ؟ یعنی چقدر تا تو ؟ چند زخم دیگر تا گرمی پناه ِ تو ؟ دلم میخواهد تنها داریی م -تنهاییم- را بردارم و بروم برای برنگشتن . برای دور . گلایه نمیکنم از دردم , که درمانم تویی ، تو . گلایه ازینهمه خستگی نیست . یکی دو روز ِ اول ِ راه نیست که دم از ناتوانی و خستگی میزنم ، تو میدانی . شرم میکنم وقتی عزیز ِ غریب م نگاه به چشمهای سرخم میکند و بغض میکند , دلش میخواهد کاری برای دل ِ خسته م د ولی نمیشود بار میبندد و میرود . شرم میکنم از گریستن ِ نابهنگام بوقت هر نیمه شب از ج . گلایه م از حرفی نداشتن است . از اینکه روی پوست ِ خسته ی تنهاییم دستی , حرفی , برای دلگرمی ندارم . ازینکه نمیدانم اینجا کجای راه است . ازینکه نه راه ِ پس دارم و نه راه ِپیش . ازینهمه طولانی ِ بی جواب . ازینهمه معلق بودن . ازینهمه وقفه . ازینهمه ابر ِ سیاه . ازینهمه تاریک . حرفی ندارم . برای دلگرمی خودم هیچ حرفی ندارم .. برای اینهمه بی جواب حرفی ندارم . کاش بفهمی . کاش بدانی رنجیده گی اینهمه خاطر از این نیمه ی راه چقدر خسته م کرده .. چقدر دل ش ته م کرده .
رئیس سازمان انرژی اتمی گفت: بنده در فصل انتخابات صحبتی در این زمینه ندارم و حرفی نمی زنم.
امروز صبح دیدم فروشگاه دم محلمون ،یه چیزای تو کاغذ نوشته و چسبونده به شیشه که هر کی میبینه ازش ع میندازه و با خنده میره. که اینگونه نوشته بود: قرض نمیدهم زیرا: زور رستم ندارم عمر نوح ندارم صبر ایوب ندارم گنج قارون ندارم لامصب ریشه سخن رو درآورده بود.
عمر نوح م آرزوست آخه من عجله ندارم صبر ایوب میخوام من عجله ندارم برای رسیدن من عجله ندارم نیاز به یه پنجره دارم برای دیدن میدونی من اصلا عجله ندارم. یه صندلی میخوام وسط عقربه های ساعت میدونی اصلا عجله ندارم. دوست دارم از یه طناب از روی یه پل آویزون باشم سالها قرنها چون اصلا عجله ای ندارم. دوست دارم بین دو تا شیشه ساعت شنی گیر م زمان و به اندازه چند تا شن متوقف کنم میدونی چرا چون اصلا عجله ندارم. دوست دارم از تاج ساعت رول لو ت آویزون بشم هر وقت خواست عقربه به 12 برسه یه لگد بزنم دوباره بره روی 6 فکر نکنی مریضم یا آزار دارم حقیقتش اینه که اصلا عجله ندارم دوست دارم یه قوری کنارم باشه تا ابد چای بریزم بخورم ساعتم ایا گیر کرده یا از روی 12 هی بر میگرده روی 6 نمیدونی زندگی چه حالی میده وقتی عجله نداشته باشی و مجبور نباشی همیشه با زمان در حال مسابقه باشی من که اصلا عجله ای ندارم
ترانه ای خدا
ترانه: ایرج جنتی عطایی
خواننده: یاسمین
هر که دیدم یاری داره من ندارم
شب که میشه خانه ای روشن ندارم
برم پیش خدا دادی بر ارم
من از کی کمترم یاری ندارم
من چرا یه گل به صد گلشن ندارم
ای خدا من که دل از اهن ندارم
کاشکی درد غم نداشتم
شب روی سنگ سر میذاشتم
از همه بودم جدا از دیاران اشنا
من که اینجا یار و غمخواری ندارم
دیگه در شهر شما کاری ندارم https://www.youtube.com/watch?v=sc41vhfziz8
ترانه ای خدا
ترانه: ایرج جنتی عطایی
خواننده: یاسمین
هر که دیدم یاری داره من ندارم
شب که میشه خانه ای روشن ندارم
برم پیش خدا دادی بر ارم
من از کی کمترم یاری ندارم
من چرا یه گل به صد گلشن ندارم
ای خدا من که دل از اهن ندارم
کاشکی درد غم نداشتم
شب روی سنگ سر میذاشتم
از همه بودم جدا از دیاران اشنا
من که اینجا یار و غمخواری ندارم
دیگه در شهر شما کاری ندارم https://www.youtube.com/watch?v=sc41vhfziz8


           هوسی است در سر من که سر بشر ندارم


من از این هوس چنانم که ز خود خبر ندارم




          دو هزار ملک بخشد شه عشق هر زمانی


من از او به جز ج طمعی دگر ندارم




          کمر و کلاه عشقش به دو مر مرا بس


چه شد ار کله بیفتد چه غم ار کمر ندارم




          سحری ببرد عشقش دل خسته را به جایی


که ز روز و شب گذشتم خبر از سحر ندارم




         سفری فتاد جان را به ولایت معانی


که سپهر و ماه گوید که چنین سفر ندارم




         ز فراق، جان من، گر، ز دو دیده در فشاند


تو گمان مبر که از وی دل پرگهر ندارم




        چه شکرفروش دارم که به من شکر فروشد


که نگفت عذر روزی که برو شکر ندارم




        بنمودمی نشانی ز جمال او ولیکن


دو جهان به هم برآید سر شور و شر ندارم




        تبریز عهد که چو شمس دین بیاید


بنهم به شکر این سر که به غیر سر ندارم
مولانا

من شما رو دوست ندارم. من نارنگی دوست دارم. راه رفتن زیر بارون و لییتیوم گوش دوست دارم. من شما رو دوست ندارم. برگشتنِ به کتابا بعد از چند روز رها شونو دوست دارم. چای با عطر گل سرخ دوست دارم. خو دن تا ساعتِ ده و بیدار شدن تنهایی رو دوست دارم. من شما رو دوست ندارم. چیزبرگر زغالی دوست دارم. ساعت شنی دوست دارم. من شما رو دوست ندارم. سفر دوست دارم. گریه برای ا رو دوست دارم. خو دن دوست دارم. خو دن و هیچوقت پا نشدن دوست دارم. سگ ها و گربه ها رو دوست دارم. من شما رو دوست ندارم.
من شما رو دوست ندارم. من نارنگی دوست دارم. راه رفتن زیر بارون و لییتیوم گوش دوست دارم. من شما رو دوست ندارم. برگشتنِ به کتابا بعد از چند روز رها شونو دوست دارم. چای با عطر گل سرخ دوست دارم. خو دن تا ساعتِ ده و بیدار شدن تنهایی رو دوست دارم. من شما رو دوست ندارم. چیزبرگر زغالی دوست دارم. ساعت شنی دوست دارم. من شما رو دوست ندارم. سفر دوست دارم. گریه برای ا رو دوست دارم. خو دن دوست دارم. خو دن و هیچوقت پا نشدن دوست دارم. سگ ها و گربه ها رو دوست دارم. من شما رو دوست ندارم.
من موزیک ندارم. هیچ مرجعی هم برای ِ موزیک ندارم. هیچ دوستِ در دسترسی که ازش موزیک بخوام هم ندارم. تلگرام هم ندارم. در نتیجه کانالِ موزیک ندارم.
دستِ یاری برسونین، موزیک معرفی کنین!

+ سبـک ـشم زیاد مهم نیست. هر چی خودتون می پسندیدین. سارو چی دیدین، شاید بعد مدت ها از روی رنیتیو راک موو عان و روی سبک جدیدی قفل زدم! + من دارم جون میدم از شدتِ بی موزیک ـی. خیلی ممنون میشم این لطـف ـو ین.
+فقط معرفی کنین بسه. لینک بدین بزرگوارید ولی.
+ چه قدر تایپِ اسمِ یه موزیک می تونه سخت باشه؟ :|
من موزیک ندارم. هیچ مرجعی هم برای ِ موزیک ندارم. هیچ دوستِ در دسترسی که ازش موزیک بخوام هم ندارم. تلگرام هم ندارم. در نتیجه کانالِ موزیک ندارم.
دستِ یاری برسونین، موزیک معرفی کنین!

+ سبـک ـشم زیاد مهم نیست. هر چی خودتون می پسندیدین. سارو چی دیدین، شاید بعد مدت ها از روی رنیتیو راک موو عان و روی سبک جدیدی قفل زدم! + من دارم جون میدم از شدتِ بی موزیک ـی. خیلی ممنون میشم این لطـف ـو ین.
+فقط معرفی کنین بسه. لینک بدین بزرگوارید ولی.
+ چه قدر تایپِ اسمِ یه موزیک می تونه سخت باشه؟ :|
من به عرصه ای که در آن استعداد ندارم پا نمی گذارم. حس می کنم در بازیگری استعداد ندارم و نمی توانم موفق باشم. البته بازیگران بزرگی در سینمای ایران حضور دارند که اگر من ورود کنم اصلا دیده نخواهم شد.
دروازه بان تیم فوتبال پورتو پرتغال گفت: توقعی از مردم اسپانیا ندارم. آنها باید از من توقع داشته باشند. من هیچ وقت بهترین نبوده ام و ادعایی ندارم.
اصلا دیگ حس و حال اپ - گشت و گزار در نت و.. رو ندارم! اصلا دیگ هیچی! نمیدونم چ مرگم شده! برا همین خواست ی سری حرف بزنم! 1-اینه ک عاشق شدم! اونم بدجور ک ب جنون کشیده منو ! اصلا ی وعضی! همه بهم میگن ک دیوونه شدم! بعضی موقع ها هم نمیفهم دارم چی میگم! گفتم اگ حرفی بهتون زدم ک نارحتتون کرده ب دل نگیرید!! 2- از عشقم خبر ندارم!(فداش شم الهی) ایشا... هر جا ک هست شاد باشه! شما هم براش دعا کنید! 3- ب اون دوستی ک میگفت من دختر یا پسر: من دخترم! 4-دیگ خسته شدم! نمیدونم چ حوری باید ب بعضیا حالی کنم ک مطالب وبم رو بدون اجازه و یا بدون ذکر منبع جایی نزارن! تا حالا چندبار دیدم! چیزی نگفتم! ولی اگ باز اتفاق بیفته ب خدا ملاحظه نمیکنم!!! ادم باشید لطفا!!! 5- فعلا حوصله ی اپ رو ندارم! ولی بتونم ب وب بچه ها حتما حتما سر میزنم ک میزنم! ولی وب بسته نمیشه! اونایی ک وب دارن میدونن ک بهشون سر میزنم دیگ! و ا یش ک شیشمیش میشه: خواهشا برام دعا کنید ک بدجور نیازمند دعا هستم! دم همتون هم گرم!
چشامو میبندم میخوام هرچی غصس بمیره که تو خواب یکی از تنم عطرتو پس بگیره نمیشه…نمیشه.. عزیزم نمیدونی عشقت چقدر سوزه چه سخته آدم چشم به تاریکی شب بدوزه همیشه…همیشه.. شبا بیدار و روزا خیره به ع ت این شده کارم دیگه طاقت ندارم دلم میخواد یجایی اونور دنیا خودمو جا بزارم.. آخه عادت ندارم تو که نباشی خوابم نمیره خیلی دلم میگیره فراموشم نمیشه خاطره هامون واسه من خیلی دیره.. یه آدم چقدر طاقت غصه داره چجوری میشه خنده روی لبام پا بذاره دوباره دوباره به جایی رسیدم که با هیچکی حرفی ندارم نباشی من هیچ حسی به روز برفی ندارم نمیخوام ، بباره شبا بیدار و روزا خیره به ع ت این شده کارم دیگه طاقت ندارم دلم میخواد یجایی اونور دنیا خودمو جا بزارم.. آخه عادت ندارم تو که نباشی خوابم نمیره خیلی دلم میگیره فراموشم نمیشه خاطره هامون واسه من خیلی دیره..
ایسنا نوشت: ابراهیم رییسی با بیان اینکه من رقیب خاصی در انتخابات ندارم، گفت: من آمده ام که فقر مطلق، فساد و بیکاری را از بین ببرم و دغدغه علمای اهل سنت و شیعه را پیگیری کنم.
فردا یکشنبه س. .. برفا داره آب میشه. دیگه استرس ندارم. دیگه تپش قلب ندارم. دیگه هیچ فکری ندارم. ینی اصن حتی حوصله هیچی ندارم... دلم میخاد تنها باشم...فقط دلم میخاد فردا بیای بگی باشه بخاطر تو ... میشه!؟
اگر میشد به سیم آ میزدم و آهنگ غم انگیزی پلی می با بغضی در گلو برایت همه چیز را ضبط می و میفرستادم... اگر مطمئن بودم لحنت سرزنش گونه نمیشود!اگر مطمئن بودم رفتارت عوض نمیشود!اگر شهامتش را داشتم میگفتم و خلاص میشدم...! اما ندارم... ندارم...ندارم...
الان دقیقا حوصله ی هیچیو ندارم. وقتایی که حوصله ندارم انگار بیشتر به چگونگی زندگی فک می کنم. ینی خودش میاد تو ذهنم. بعد می بینم جام هیچ جا نیست. دیروز داشتم فکر می که آره هنر راه ِ منه! و امروز مجبور شدم بین یه سری مبتکر و مخترع باشم ! مث یه تکه ی اشتباهی. همه حرفی واسه گفتن داشتن. منم سرم تو گوشیم بود. البته یه پسره هم اون ور تر نشسته بود هر وقت برمیگردشتم سمتش می دیدم داره منو نگاه می کنه، لابد اونم اشتباهی اونجا بود، لابد اونم فکر می کرد چرا این دختره همش منو نگاه می کنه.  راستش غصه شم نمی خوردم. شاید یه آدم اشتباهی بودم تو یه مسیر اشتباهی، شاید باید تلاش می تا چیزیو که میخوام پیدا کنم. خب نشد دیگه. حوصله ندارم بابتش غصه بخورم. زندگی همینه دیگه. چند وقت دیگه می خوام یه چیز جدیدو شروع کنم. امیدوارم تنبلی نکنم. اونم می تونه یه راه جدید باشه.  می خوام تنها باشم. بعضی وقتا می ترسم ازین که این همه به هیچ ی نیاز ندارم. حوصله ی ی رو ندارم و اگه داشته باشم، حرفی ندارم باهاش بزنم.     پیوست: کاش می تونستم این نوشتنم بندازم دور. خالی ِ خالی. ولی جدیدا یه دلیل واسه نوشتن پیدا . که ربطی هم به نوشتن نداره.       25 band یه آهنگ جدید دادن بیرون که رسما مز فه ! فقط اونجاش که دو نفری می خونن: انقدر بخند که ابرا ببارن ... مقصد جاییه که غم ها نباشن ...   
به نام خدا بهانه ندارم که بگویم جهانم را با نام این همه تنهایی نوشته ام گاهی تلنگر عاشقانه می زند دلم چون قطره های ریز باران که سر می خورد و از گونه شیشه طرد این پنجره و فرو می ریزد خوب می دانی بهانه ندارم چیزی را که به اسم تو می نویسمش حرفی در چمندان حسرت ساده می پیچمش خو که ندیده تعبیرش می کنم با سوزن ،نخ بغض در گلوی خود می دوزمش آن تکه های از قلبی که به نقش و نگار خون می کشمش در گوشه طاقچه خانه تو خاک خورده می بینمش صبحی دوباره در راه مانده است فردا اگر شدو نیامدم این حرف های مشق جاودانه این بهانه نیست هر خط از مشق عشق من جز یک واژه از دیوان عاشقانه نیست تو در زمستان من سر نمی کنی باید نرفته برگردم، این جاده ، رو به قصد و خانه نیست هر روز عمر که می رود حسرت باقی تویی من دیگر از بهانه ها بریده ام وقتی فقط بهانه تویی این لحظه ها مرور سرد تمام روز های مرده است من بی بهانه می روم زیرا بهانه تویی
به نام خدا بهانه ندارم که بگویم جهانم را با نام این همه تنهایی نوشته ام گاهی تلنگر عاشقانه می زند دلم چون قطره های ریز باران که سر می خورد و از گونه شیشه طرد این پنجره و فرو می ریزد خوب می دانی بهانه ندارم چیزی را که به اسم تو می نویسمش حرفی در چمندان حسرت ساده می پیچمش خو که ندیده تعبیرش می کنم با سوزن ،نخ بغض در گلوی خود می دوزمش آن تکه های از قلبی که به نقش و نگار خون می کشمش در گوشه طاقچه خانه تو خاک خورده می بینمش صبحی دوباره در راه مانده است فردا اگر شدو نیامدم این حرف های مشق جاودانه این بهانه نیست هر خط از مشق عشق من جز یک واژه از دیوان عاشقانه نیست تو در زمستان من سر نمی کنی باید نرفته برگردم، این جاده ، رو به قصد و خانه نیست هر روز عمر که می رود حسرت باقی تویی من دیگر از بهانه ها بریده ام وقتی فقط بهانه تویی این لحظه ها مرور سرد تمام روز های مرده است من بی بهانه می روم زیرا بهانه تویی
درد و مرض روحی کمه درد و مرض جسمی اضافه شد
در مورد پست پایین حرفی ندارم واقعا هرجور دوست دارید تخلیه کنید