تمام حرف این است که خوبم

خدای خوبم منو ببخش...

خدای خوبم...
بخاطر تمام لحظه هایی که منتظرم بودی ومن نیومدم منو ببخش...
بخاطر تمام لحظه هایی که منو دیدی و من ندیدمت منو ببخش...
بخاطر تمام لحظه هایی که برام خوب خواستی و من بد منو ببخش...
بخاطر تمام لحظه هایی که امیدتو ناامید منو ببخش...
بخاطر تمام لحظه هایی که تنهام نگذاشتی و من خودمو تنها دیدم،بخاطر تمام لحظه هایی
که بیه مهربون بودنت،بخشنده بودنت،آمرزنده بودنت،بزرگ بودنت و بودنت شک
منو ببخش...
بخاطر تمام لحظه هایی که اشکهام برای ی جز تو بود؛بخاطر تمام لحظه هایی که
خواهش ها و ماسام برای ی جز تو بود؛بخاطر تمام لحظه هایی که لذتها و شادی هام برای ی جز تو بود...منو ببخش...
منو ببخش خدای خوبم...
من خوبم...خسته نیستم فقط گاهی..... دستم به این زندگی نمیرود... من خوبم.. فقط...دلم یک آغوش باز میخواهد...آغوشی گرم که پناه گریه هایم باشد.. من خوبم..خوب خوب.. فقط دلم حس امنیت میخواهد...آرامش میخواهد..سکوت میخواهد...تنهایی نمیخواهد من خوبم..خوب خوب...سرد سرد...آروم و ت...گوشه گیر و تنها... نه گرسنه ام و نه تشنه... ی چه میداند... شاید مرده ام...کاش.. بچه ها ببخشید بهتون سر نمیزنم..حالم اصلا خوب نیست..دوستون دارم..مواظب خودتون باشید..نظرای این چندتا پست رو خودم بستم...اگه دوس داشتین تو پستای پایین تر نظر بزارین..
اینطور نیست که هرچی تعداد آدمهای زندگیت بیشتر بشه، بهتر درک بشی و تنهایی هات کمتر بشه، فقط تعداد انی که نمی فهمندت و ناچاری جلوشون ماسک بزنی که خوبم، بی خیال، خوبم، بیشتر میشه. کلا سخت تر میشه، راحت تر نمیشه
جمشید مشایخی: من خوبم اما برای جوان ها نگرانم! . . .آن موقع من، جمشید مشایخی نبودم و شناختن جامعه برایم کار راحت تری بود. وقتی به خیابان می رفتم چون ی مرا نمی شناخت نه فقط آنچه برخی از مردم دوست دارند وجود داشته باشد را بلکه تمام آنچه بود را می دیدم. الان آنها مرا می شناسند. یا از من خوششان می آید یا مرا دوست ندارند. ع العملی که آنها در مقابل من از خود نشان می دهند واقعی نیست ..............
سلام به همه ی دوستای خوبم ببخشید که چند وقتی نبودم می دونم که شاید نظر دادید ولی ثبت نشده که این مشکل از خود ست خب حالا از امروز با کمک دوست خوبم سمیه بابایی مقاله های پزشکی از سایت های معتبر خارجی رو ترجمه و در اختیار شما قرار می دیم اگر شما هم مترجم هستید یا یه چیزی توی این مایه ها در صورت تمایل بگید تا نویسنده ی اختصاصی تیم ما شوید
سلام. من برگشتم با کلی انرژی :) با مغز گرامی کنار اومدیم، به این نتیجه رسید اگه اجازه بده من کنترلش کنم خیلی بهتره :) واقعأ روزای خیلی اعصاب خوردکنی داشتم، دوست داشتم سرمو از گردن بزنم بندازم دور انقد که عاجز شده بودم!! :) به قول یارو گفتنی: من خوووووووووووووووبه خوبم؛ گیتارم کجاست؟؟( البته من که گیتار ندارم در اصل باید بگم میل بافتنیم کجاست! اما خب قافیه به هم می ریزه! :) )
http://dl.hashemiyoon.ir/upload/2015/11/moarefi-1.mp3 از نگاه من، تشنگی رو خوندی، رفتی علقمه ، تنها جون سپردی، بعد رفتنت، هیچ آب نمیخواد، پرکشیدی و، قلبمو سوزوندی. تموم خیمه، از تو بهونه دارن، ماتم و شکوه، از این زمونه دارن، تموم آبا ، از تو نشونه دارن. [عموی خوبم، برگرد پیشم دوباره، علی اصغر(علیه السلام)،بی تو آروم نداره، ببین که بی تو، دلم چه بیقراره.] بعد تو شده، بابا قد خمیده، بی صدا عمود خیمت و کشیده، من نمی دونم، که بر سرت چی اومد، تو بگو ،بابا تو علقمه چی دیده؟!. بی تو عموجون، دنیا برام سرابه، نبودن تو، فقط شبیه خوابه، منتظرتو، ز چشمه ها ربابه(سلام الله علیها). [عموی خوبم، برگرد پیشم دوباره، علی اصغر(علیه السلام)،بی تو آروم نداره، ببین که بی تو، دلم چه بیقراره.] این صدای داده ، ناله های باده ، که عمو افتاده، (وای عمو،وای عمو) دست خود را داده، چشم را بنهاده ، پای مشک جان داده، (وای عمو،وای عمو) [عموی خوبم، برگرد پیشم دوباره، علی اصغر(علیه السلام)،بی تو آروم نداره، ببین که بی تو، دلم چه بیقراره.] ماه پ رم، چرا آبی نخوردی؟ ریختی آب و آبروش و بردی، کاش نمی شدی، سقای حرم تو، توی خیمه ها، پیش من می موندی. سقای خوبم، تو آ ین امیدی، میون خیمه، تنهاترین شهیدی، می دونم آ ، تو مادرت رو دیدی. [عموی خوبم، برگرد پیشم دوباره، علی اصغر(علیه السلام)،بی تو آروم نداره، ببین که بی تو، دلم چه بیقراره.] شاعر:نسترن صمدپور
با سلام خدمت اولیا محترم و عزیز از امروز تصمیم گرفتم بخش جدیدی رو در سایت اضافه کنم به کمک دوست و همکار خوبم جناب آقای حبیبی ، به این ترتیب که شما عزیزان مسائل و مسکلات و اختلالات یادگیری دانش اموزانتان را مطرح نمایید و بنده به کمک همکار خوبم پاسخ آنها را ارائه نماییم.
«من خوبم، نگران نباش» نوشته اولیویه آدام با ترجمه راحله فاضلی از سوی نشر هیرمند منتشر شد. این رمان، نخستین کتاب نویسنده فرانسوی است که سال 2002 به چاپ رسید و مورد استقبال قرار گرفت. سال 2006 به کارگردانی فیلیپ لیوره اقتباسی از این رمان ساخته شد. نامه این را خود آدام نوشت که موجب شد سال 2007 جایزه ستاره طلایی برای نامه را از آن خود کند. «من خوبم، نگران نباش»، ماجرای دختری به نام کلر را روایت می کند که برادرش خانه را ترک کرده است. کلر دلیل این کار را نمی داند و تلاش می کند برادرش را بیابد. او هرازگاهی کارت پستال هایی از طرف برادرش دریافت می کند که نشان می دهد حالش خوب است و جای نگرانی نیست. کلر به امید جستن برادر، راهی شهری می شود که آ ین کارت پستال از آنجا پست شده اما چیزی در انتظار اوست که شگفت زده اش می کند. پیش از این رمان «در پناه هیچ» از همین نویسنده با ترجمه راحله فاضلی منتشر شده بود که نشر هیرمند آن را به چاپ رساند. «من خوبم، نگران نباش»، 152 صفحه دارد و با قیمت 9500 تومان منتشر شده است
اونقدر به اینجا عادت انس گرفتم..به نوشتن..نمیدونم خوب یا بدش رونمیدونم..نمیدونم این میل نوشتنه یا سرگرمی و تفنن..هیچ نمیدونم..چطور و چگونه اینهمه وابسته این دنیای مجازی عجیب و غریب و دور و نا اشنا اما ملموس شدم رونمیدونم..اینروزها..اینروزهای عجیب و غریب حال غریبی دارم..یک حال عجیب و نگفتنی شبیه کلافی پیچ پیچ که میپیچد و میپچید و باز میپیچد...شبها و این سکوتهای ممتد و دنباله دار..و حال نگفتنی اینروزهایم..شبهایم..این عمر پیچ پیچم...این عمر غریب و دور و دراز ..اینروزها نه اونقدر خوبم نه اونقدر بد..نه شادم نه غمگین..گاهی خیال میکنم..جسمم را تنم را همه خودم را باد برده جایی و هیچ نیستم..هیچ میان من نیست..هرچه هست روحی سرگردان و خیال انگیز است...نمیدانم چه برسرم امده..خوبم بدم..فقط معلقم میان هوا و زندگی..و تمام حسم را به باد داده ام..خودم رازندگی ام را...هستم اما هیچ جا نیستم..حرف میزنم اما صدای خودم رانمیشنوم..سکوت میکنم اما همیشه فریادم...اینروزها هرچه هستم..خودم نیستم..شاید هم خود خودمم...فقط روی دیگر سکه زندگی ام..راستی من که هستم..یا چیستم..یا کیستم؟
اونقدر به اینجا عادت انس گرفتم..به نوشتن..نمیدونم خوب یا بدش رونمیدونم..نمیدونم این میل نوشتنه یا سرگرمی و تفنن..هیچ نمیدونم..چطور و چگونه اینهمه وابسته این دنیای مجازی عجیب و غریب و دور و نا اشنا اما ملموس شدم رونمیدونم..اینروزها..اینروزهای عجیب و غریب حال غریبی دارم..یک حال عجیب و نگفتنی شبیه کلافی پیچ پیچ که میپیچد و میپچید و باز میپیچد...شبها و این سکوتهای ممتد و دنباله دار..و حال نگفتنی اینروزهایم..شبهایم..این عمر پیچ پیچم...این عمر غریب و دور و دراز ..اینروزها نه اونقدر خوبم نه اونقدر بد..نه شادم نه غمگین..گاهی خیال میکنم..جسمم را تنم را همه خودم را باد برده جایی و هیچ نیستم..هیچ میان من نیست..هرچه هست روحی سرگردان و خیال انگیز است...نمیدانم چه برسرم امده..خوبم بدم..فقط معلقم میان هوا و زندگی..و تمام حسم را به باد داده ام..خودم رازندگی ام را...هستم اما هیچ جا نیستم..حرف میزنم اما صدای خودم رانمیشنوم..سکوت میکنم اما همیشه فریادم...اینروزها هرچه هستم..خودم نیستم..شاید هم خود خودمم...فقط روی دیگر سکه زندگی ام..راستی من که هستم..یا چیستم..یا کیستم؟
ابراهیم خوشتیپ من قلبم عشق خوبم ابراهیم کی میای؟ خیلیییییییی دلم برات تنگ شده ابراهیمقلب خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی ب هم با گریه خوابم برد ابراهیم ناراحت ابراهیم کاش یه دقیقه این بی خبری ها نبود گریه دلم برات تنگ شده ابراهیم من خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دلم می خواد دستای عاشقت همیشه توی دستم باشه ابراهیم دلم می خواد سرم و بذارم روی قلب عاشقت مثل قرار ابراهیم بیا همیشه تمام زندگی با هم هستیم هر هر هفدهم هر پاییز همیشه خودم و خودت ابراهیم از خودت بی خبرم نذار ناراحت عاشقتم ابراهیمقلب ابراهیم خدا قلب های ما رو برای هم ساخته ابراهیم جفت خوبم هر نفس با هم هستیم ابراهیمقلب عاشقتم ابراهیم هر روز بیشتر
دیروز عصرم:سلام
امروز صبحمن: سلامم:خوبی بی معرفت؟-خوبم.توخوبی؟+خوبم.دلم تنگ شده بود.گفتم ح و بپرسم-ممنون.خوب کردی.+من میخامت مث اون موقع ها-اون موقع ها مگه میخاستی منو؟-آره.اگه نداشتم چرا بهت گفتم؟+همینجوری.رفع تنهایی-من تو رو از ته دل میخاستم و میخام.+عجب...


همینطور به عشقم و عزیزم گفتنش ادامه میده و من میخندم و میگم نگو.من باور ندارم.میگه چطور اثبات کنم؟


و این چطور اثبات کنم جمله عجیبیه....میدونم دوستم داره اما نمیتونم بپذیرم...و این تنها برای *م* نیست...میدونم فلانی خوشش میاد..دوستم داره...تا اونوقت خوبه همه چی!همینکه میاد مستقیم میگه تمام باورهام میریزه پایین و میگم نمیتونم باور کنم...و اولین سوال طرف:چطوری اثبات کنم؟و من میرم توی اغما و سکوت و اغلب میگم نمیدونم...یک طوری که باورم بشه دوستم داری....

تمام اعتماد و باورهام از دوست داشتن فرو ریخته....
معذرت خواهی حامد بابت یک ع عذر خواهی گوینده خبر ورزشی ،سر حامد مجری اخبار ورزشی در حادثه با لبه دیوار برخورد کرد و خوشبختانه به خیر گذشت اما سرش چندین بخیه خورده است.حامد گوینده خبر ورزشی ع ی از سر خونینش را منتشر کرده بود، در اینستاگرامش بابت این اقدام عذرخواهی کرد.حامد در اینستاگرامش نوشت:قبل از هرچیز ، بسیار بسیار عذرخواهم به خاطر پستی که ب گذاشتم (ع ش مناسب نبود)دوم اینکه ممنون از لطف تک تک شما دوستای خوبم، حالم خوب بود با احوال پرسی شما خوبان بهتر هم شدم.سوم اینکه الان هم خوب خوبم خدا رو شکر، فقط یه هفته ای مزاحمتون نمی شمو حداقل این هفته صدا و تصویر من رو مجبور نیستین تحمل کنین.چهارم اینکه خدا رو صد هزار مرتبه شاکرم که به خیر گذشت. قدر سلامتیمونو بدونیم دوستای خوبم. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
معذرت خواهی حامد بابت یک ع عذر خواهی گوینده خبر ورزشی ،سر حامد مجری اخبار ورزشی در حادثه با لبه دیوار برخورد کرد و خوشبختانه به خیر گذشت اما سرش چندین بخیه خورده است.حامد گوینده خبر ورزشی ع ی از سر خونینش را منتشر کرده بود، در اینستاگرامش بابت این اقدام عذرخواهی کرد.حامد در اینستاگرامش نوشت:قبل از هرچیز ، بسیار بسیار عذرخواهم به خاطر پستی که ب گذاشتم (ع ش مناسب نبود)دوم اینکه ممنون از لطف تک تک شما دوستای خوبم، حالم خوب بود با احوال پرسی شما خوبان بهتر هم شدم.سوم اینکه الان هم خوب خوبم خدا رو شکر، فقط یه هفته ای مزاحمتون نمی شمو حداقل این هفته صدا و تصویر من رو مجبور نیستین تحمل کنین.چهارم اینکه خدا رو صد هزار مرتبه شاکرم که به خیر گذشت. قدر سلامتیمونو بدونیم دوستای خوبم. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
خدایا سپاس بابت قصیده ی غزلگونه زندگی ام ... سپاس... خدایا سپاس که هر روز گوشه ای از دلم را با تمام مهربانی ات شاد می کنی ... سپاس... بنده همان به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدای آورد ورنه سزاوار خداون نتواند که به جای آورد **************************************************** من خوبم و خوشحالم و اگر روزی دریچه غمگین روزهایم را به رویت گشودم گمان بد نکن من خوبم و تو این را باور کن... + از داشتن مادر و همسر و خواهرانم خوشحالم + از داشتن خانواده آرام و هر چیزی که به آرامم مربوط است خوشحالم + از بودن همیشه پدر در لحظه هایم خوشحالم ... حتی با چشمان بسته ... + از داشتن هاجر رفیق همیشه ام که خود اقاقیا است خوشحالم + از کامنت های مریم و سندس و عاطفه و تمام دانش آموزانم خوشحالم + از بودن سگ مادر و سگ های فرزند که در ابه پشت خانه هستند و امروز با سر و صداهایشان باعث شدند که صبح بخوانم و در خواب نمانم، خوشحالم + از بودن روشای کوچک در ساختمانمان خوشحالم که هر روز بعد از ظهر، خداحافظی اش با پدرش مثل یک دوبیتی عاشقانه است برای من و گوش تیز می کنم که وقتی می آید دم در و پدرش را بدرقه کند بشنوم ... + از بودن مهسا و آیدا و سحر و سارا و مهناز در کلاس سوم انسانی خوشحالم + از ویرایش کت که به من س شده خوشحالم + از خواندن صدباره بیژن نجدی خوشحالم + از بهبود نسبی مرضیه و از محکم بودنش خوشحالم + و خدایا سر همه اینها بابت تمام مهربانی ات و تمام خ ت خوشحال و سپاسگزارم. * و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید...
با سلام طی تماسی که دوست خوبم آقای سعید جعفری با بنده داشتند متوجه شدیم که ایشون رتبه نخست کشوری رو در پیام نور در مقطع کارشناسی ارشد دررشته مدیریت ب د. به ایشان و خانواده محترمشون تبریک عرض میکنم و آرزوی موفقیت روز افزون برای ایشون و تمامی دوستان تلاشگر پیام نور از خداوند متعال خواستارم و از ایشون تقاضا دارم تجربیاتشونو در اختیار بقیه دوستاشونم قرار بدن تا این موفقیت ها تکرار بشه.
عید مبارک
دوستان خوبم عیدتان مبارک اول از همه این عیدی ها تقدیم حضورتون:) هر کی یکی یه عیدی برداره که به همه برسه :)) اینم عیدی اول من به تمام دوستان خوبم :)) ایشالا تو این عید خوب روزی تون پربرکت بشه:) عیدتون مبارک ادامه مطلب
بعضی از مردها فکر می کنند فقط ! زن باید خوب و حرف گوش کن و بساز باشد و مرد را در هر شرایطی که هست و با هر رفتار و اخلاقی دوست داشته باشد.سین هم اینطور فکر می کند.
بارها مستقیم و غیر مستقیم گفته ام که ازدواج یک بده بستان است.خوب باشی خوبی می بینی.امروز لیست یدم را تمام و کمال یده بود ، یدها را که از دستش گرفتم گفتم: دستت درد نکنه حالا شدی شوهر دوست داشتنی خودم.نامبرده قبل رفتن گفته بود دستکش نمی م ، ظرفها را بدون دستکش بشور و برای یدهای دیگر هم اما و اگر آورده بود.گفت: بله دیگه.اگه ید کنم خوبم.گفتم: بله دیگه.همونطور که من اگه به حرف تو گوش بدم و مطابق میل تو رفتار کنم خوبم و دوستم داری ، تو هم همینطور ، اگه به خواسته های من توجه کنی برام دوست داشتنی میشی.تعارف که با هم نداریم.حقیقت خیلی از ازدواج ها همین است.
فداکاری آملی حاج کمیل نظافتی به کودک دسال. من این حاج آقا را از کودکی می شناسم و خیلی فوق العاده و بزرگوار است. حاج کمیل نظافتی کار زیبایی را انجام داده اید... به آدرس زیر بروید و فداکاری دوس خوبم را ببینید.http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930125000908
خوشحالم در مدرسه ای کار می کنم که دانش آموزانش برایم نظر می گذارند و با دنیای مجازی من بیگانهنیستند .امروز به رسم قدردانی وبلاگ دوستانی که برایم نظر گذاشتند معرفی می کنم:1- وبلاگ http://7gam.mihanblog.com با عنوان :آموزش کلیه دروس هفتم که توسط دانش آموزان خوبم فریبرز جلوه گر و علیرضا شیبانی مدیریت می شود. 2- وبلاگ http://amirs. با عنوان دوست که توسط دانش آموز خوبم حسین شربتدار به روز می شود.و با سپاس فراوان از دانش آموزان خوبم رضا نو حسینی و علیرضا خیر دوست که با نظرات و ایمیل های محبت آمیز شرمنده ام د
14 سالگی : تا پارسال هر کی بهشون می گفت چطوری؟ میگفتن ... خوبم مرسی ... حالا میگن مرسی خوبم
سن 15 سالگی : هر کی بهشون بگه سلام ... میگن علیک سلام ... نقاشیشون بهتر میشه » بتونه کاری و رنگ آمیزی
سن 16 سالگی : یعنی یه عاشق واقعیند ... فردا صبح هم میخوان خودکشی کنن ... شوخی هم ندارن
سن 17 سالگی : نشستن و اشک می ریزن ... بهشون بی وفایی شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگی : دیگه اصلا عشق بی عشق ... توی خیابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن
سن 19 سالگی : از بی توجهی یه نفر رنج می برن ... فکر می کنن اون یه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگی : نه , نه ... اون منو نمی خواست آ ش منو یه کور و کچلی می گیره ... می دونم
سن 21 سالگی : فقط سن 27-28 سالگی قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگی : خوش تیپ باشه ، پولدار باشه ، تحصیلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چی نباشه
سن 23 سالگی : همهء خواستگارا رو رد می کنن
سن 24 سالگی : زیاد مهم نیست که چه ریختییه یا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چیزی که نرسیدیم برسونه
سن 25 سالگی : اااااااه ، پس چرا دیگه هیچکی نمی یاد... هر کن میخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگی : یه نفر می یاد ، همین خوبه ، بله
سن 27 سالگی : آخیش
سن 28 سالگی : کاش قلم پات می ش ت و خواستگاری من نمیومدی
تو که ارباب و دلبری منم و یه عمری نوکری باور نمیکنم که تو منو کربلا نبری آقام حسین آقام حسین من ندیدم بین الحرمین پیاده توی اربعین اونم با ذکر یاحسین پس چی شد آقاجون اشک های من اینجا آرزو دارم که ببینم نجف و کربلا رو یکجا آقام حسین ارباب خوبم زوّار کربلا از همین روضه ها رهسپار می شوند به سوی کربلا با چشمانی گریون به یاد تو آقاجون که بودی غرق در خون میایند به کربلا پس من چی میشم لابد لیاقت ندارم لایقم کن آقا که ببینم کربلا را آقام حسین ارباب خوبم
سلام به همه دوستان من واسه اینکه بتونم یک وبسایت کامل و مرجع برای رشته علوم کامپیوتر و رشته های کامپیوتر و زیر رشته های این ها ، ایجاد کنم فقط و فقط به تو دوست خوبم نیاز دارم. دوست عزیز من برای مدیریت سایتی که می خوام درست کنم به تنهایی نمیشه این سایت بزرگ و مرجع رو مدیریت کرد پس از تو دوست خوبم می خوام که بیای و هر کاری از دستت می یاد در نظر خصوصی به من بگی و باهم این سایت رو مدیریت کنیم. پس منتظر نظرت هستم راستی عیدت هم مبارک
سلام خدای خوبم منم همون بنده ... خدایا تو این لحظه های آ افتادم رو دور تند و دارم فرصت ها رو از دست میدم ... خدایا خوب و بد بنده توییم اگه تو مارو نبخشی ما چه خاکی به سرمون بریزیم ... کجا بریم،در کی رو بزنیم ... خدایا اگر در روزهایی که از شعبان گذشت هنوز من رو نبخشیدی،در این ساعت های باقی مونده از شعبان من رو ببخش هممون رو ببخش ای خدای بزرگ و بخشنده ی ما
درصد های شاگرد خوبم هانیه رتبه یک ارشد آزاد و سراسری!به ترازش توجه کنید !هانیه دوتا رکورد ثبت کرده : اول  اینکه من یادم نمی یاد ی تا حالا تونسته باشه هم آزاد و هم سراسری رتبه یک آورده باشه دوم اینکه این تراز بالاترین ترازیه که من به چشم دیدم اگر ی تراز بالاتری سراغ داره با ذکر سند اعلام کنه !
امروز عصر وقتی داشت گلوم میسوخت و باد خنک میخورد تو صورتمو موهامو میزد کنار و سرم یکم گیج میرفت،حس یه بادکنک پر باد رو داشتم که بادش داشت خالی میشد...شاید یه زن زائو که بچشو داده بودن بغلش...شایدم برع ... یه بچه که تازه متولد شده... نمیدونم ...یا مثلا یه س فانتزی که رو ابرا لم داده دستشو زده زیر چونه ش لبخند رضایت بخش میزنه (فکر کنم س مهربون بود!)یا ...نمیدونم یه چیزی که معلقه تو فضا همینجوری برا خودش...یه چیزی که رو هواست همش ولی از رو هوا بودنشم راضیه.انگار طبیعتش اصلا همینه که معلق باشه.
من کماکان خوبم...خیلی خوب!هیچی تو سرم نیسانگار تهی ام.و دیگه اینکهآره واقعا خوبم!عجیبه نه؟ :)
تقدیم به تمام دوستهای خوبم که مرا شرمنده ی نظراتشان می کنند
زیبایی انسان در چیست؟
سلام خدایا چرا یک روز خوب هم برای من نمیاد چرا باید تنها باشم چرا درکم نمیکنی چرا من باید سنگ صبور همه باشم ولی من خودم خودم رو چطور آروم کنم .دیگه به حدش رسیده شدم مثل قبل ان زمانی که عزیزم مادر بزرگم رو ازدست دادم خدایا تودیگه تنهام نزار واقعا رو به اتمامم .خودت میبینی مجتبی اونطوری همش باهاش میحرفم اما دل خودم از اون بدتره ولی دارم وانمود میکنم خوبم همه هم فک میکنن خوبم .خدایا یک کاری برام مرا ببر با باد نسیم خورده همراه کن و از این دنیا مرا بدور کن که خوشم نیومد همش دیوانگی و زشتی درش نهفته . زیبایی هیچ رنگ و بوی پیدا نمیکنه در این دنیا هیچ زیبایی رو نمیبینه و زیبایی همیشه زیر خاک باید پنهان بشه
دوست عزیزم خانم شین نازنین امروز روز مهمی برای توست نمیدانم برایت متن شاد باش بفرستم یا پیغامی پر از اندوه و تسکین هر چه که من حس کنم در مورد زندگی تو مهم نیست ، مهم این است که در هر دو قطب از شرایط روحی که باشی پا به یک زندگی جدید گذاشتی فصلهای گذشته زندگی را ببند و بخند و آزاد باش تو در تمام طول عمرت فقط یک بار ٢٠ ، ٣٠ یا ٤٠ ساله میشوی فقط یک بار به دنیا می آیی و فقط یک بار میمیری پس افسار زندگیت را محکم بکش که تو تک سوار این نبردی هیچ صدای در هم کوبیده شدن ستونهای زندگیت را نمیشنود هیچ تو را راهی نمیکند و تو تنهایی
دوست خوبم خانوم شین عزیز آینده را برایت پر از شادی و ارامش ارزو میکنم