بنگی

مدیرجهادکشاورزی شادگان ازآغازکشت شلتوک درسطح اراضی کشاورزی این شهرستان خبرداد حمید مطرودی در گفتکو با خبرنگار اقتصاد(ایسنا)- اظهار کرد: قرار است امسال شلتوک در سطح 4 هزار تار کشت شود که به دلیل عدم تامین آب و محدودیت های منابع 30 درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافته است. وی افزود:عملیات کشت شلتوک تا پایان تیر ماه ادامه دارد و ارقام کشت شده شامل عنبربوی محلی و است که بیشترین رقم کشت شده عنبربو خواهد بود.پیش بینی ما برداشت 20 هزار تن محصولات شلتوک است. البته یه شرط اینکه شرایط جوی مساعد و آب مناسب تامین شود. مطرودی تصریح کرد:از نظر کود و نهادهای تولید مشکل خاصی نداریم و تنها مشکل مربوط تامین اب است. وی در ادامه از اغاز برداشت محصول انگور خبرداد و گفت:سطوح قابل برداشت انگور 50 تار است که پیش بینی ما برداشت 100تن انگور است.این انگور از نوع بنگي و سلطانی است که به ای اهواز و دزفول نیز فرستاده می شود.
ترجمه فارسی و متن ترانه آواز کاوه از آقای کوروش اسدپور جور کاوه دی کری از ملک ایما نی وریسته
از میون ای کر دی چی قدیما نی وریسته

آسمون تنگه غر ز اورا نی وریسته
ار چه اورا اوسنن دی سیچه غوغا نی وریسته

کرگل مالن به خو داسون ز درد دل گریوه
دار وانفسای کری سی حرمت دا نی وریسته

*** علی مردون همو نر شیر میدون
دشمنون هر جا قطارن سیچه حالا نی وریستن

تا عروسیمونه دشمن چی عزا کرده به هر جا
دی به تسکین دلامون بانگ کرنا وریسته

ای دریغا خاک مرگن ری پیایل ***
روزمون و ده چی شو افتو ز کفتا نی وریسته

زنگل و میرگل منه مال خوسون خوگیر اویدن
که خدایون رهدنه بنگي ز حوشا نی وریسته

شیر جنگیم آ ابول نیدس خبر دی زس نوردن
گرت لیله تک سوارونس ز کــُــها نی وریسته آواز کاوه مثل کاوه دیگه پسری از سرزمین ما بر نمی خیزد
از میون این پسر[ها] دیگه مثل قدیم ها بر نمی خیزد

آسمون گرفته، سر و صدای غرشی از ابرها بلند نمیشه
اگه ابرها اینطور باردار هستن دیگه چرا غوغا بر نمی خیزد

پسران مال (روستا، محله) به خواب هستن، مادرشون از درد دل گریه می کنه
دوره ی وانفسا است، پسری برای حرمت مادر، از جا بلند نمیشه

*** «علی مردان خان» همون شیر نر میدان
دشمنان هر جا صف کشیدن، چرا حالا پا نمیشن

تا [وقتی که] دشمن عروسیمون رو مثل عزا کرده به هر جا
دیگه برای تسکین دل هامون صدای ساز کرنا بلند نمیشه

***
روزمون شده مثل شب، آفتاب از قله ها سر نمی زنه

ن و مردان توی مال (محل زندگی) خودشون بی حرکت شدن
کدخداها رفته اند، ص از خونه ها بلند نمیشه

شیر جنگی ام آقا ابوالقاسم خان نیستش، دیگه ازش خبر نیاوردن
گرد و خاک تک سوارانش از کوه ها بلند نمیشه این پست، نیازمند ویرایش است. قسمت های ناقص با ستاره *** علامت گذاری شده اند.
از اینکه وقت خود را برای ارسال نظر و اصلاح مطلب، هدیه می کنید مچکرم.
توجه این لیست به هیچ ترتیبی نیست هر اتحادی از قلم افتاده بگه تا اسمشو بزارم این اتحاد ها ستاره گزاری شدن و هر ستاره نشان قدرت اتحاده برای ستاره گرفتن پی وی بیاین و امار برد ها و افتخار هاتون رو بفرستید .در صورت تایید شدن برد ها و افتخار ها ستاره میگیرین بلک کلونر خالق: مجتبی وکینگ بردیا الفا خالق شایان الفا
صلیب سرخ خالق: کینگ علی حضرت
د ون خالق: شاهین د ون
لاگ جوکر خالق: عرفان
اسپایدر: خالق محمد اسپایدر ارور فتال خالق: مجیک بوی قدمت :2سال کینگ فایر خالق علی اس بی جوکر ارواح خالق : ارمان سگ مخ یاغی نابودگر خالق: حسین نابودگر&ارمان نابودگر کابوس مرتال ابلیس خالق سینا مافیا خفاش خالق خفاش تراما بنگي عقرب کافر ورق خالق ورق کاغذ مورفین فتنه ارازل تروریست د ون لاشی وحشی هارتر هروعین شرارت بویکا وحشی تیتان نفرت فاکر دنجر الون تی ان تی صاعقه قیامت مرگین کله اب اوکتای پادشاه ملتفت پایدار برزخ اسموک شادو سرطان ویروس بلک ولف عقاب شارلاتان کلیر کینه اوج زاخار توجه این اسم ها فقط اسم اتحادها هستن بعضیاشون خیلی چسن بعضی ها هم از قدیمی ها هستن و قوی برای به ثبت رسوندن اتحادتون ادمین پی وی بیاد به طور رایگان لینک گپ ها هم میزاریم . بزودی بعد زیر نظر گرفتن اتحادها و چنل اخبار و برد ها قوی ترین ها به ترتیب لیست میشن
توجه این لیست به هیچ ترتیبی نیست هر اتحادی از قلم افتاده بگه تا اسمشو بزارم این اتحاد ها ستاره گزاری شدن و هر ستاره نشان قدرت اتحاده برای ستاره گرفتن پی وی بیاین و امار برد ها و افتخار هاتون رو بفرستید .در صورت تایید شدن برد ها و افتخار ها ستاره میگیرین بلک کلونر خالق: مجتبی وکینگ بردیا الفا خالق شایان الفا
صلیب سرخ خالق: کینگ علی حضرت
د ون خالق: شاهین د ون
لاگ جوکر خالق: عرفان
اسپایدر: خالق محمد اسپایدر ارور فتال خالق: مجیک بوی قدمت :2سال کینگ فایر خالق علی اس بی جوکر ارواح خالق : ارمان سگ مخ یاغی نابودگر خالق: حسین نابودگر&ارمان نابودگر کابوس مرتال ابلیس خالق سینا مافیا خفاش خالق خفاش تراما بنگي عقرب کافر ورق خالق ورق کاغذ مورفین فتنه ارازل تروریست د ون لاشی وحشی هارتر هروعین شرارت بویکا وحشی تیتان نفرت فاکر دنجر الون تی ان تی صاعقه قیامت مرگین کله اب اوکتای پادشاه ملتفت پایدار برزخ اسموک شادو سرطان ویروس بلک ولف عقاب شارلاتان کلیر کینه اوج زاخار توجه این اسم ها فقط اسم اتحادها هستن بعضیاشون خیلی چسن بعضی ها هم از قدیمی ها هستن و قوی برای به ثبت رسوندن اتحادتون ادمین پی وی بیاد به طور رایگان لینک گپ ها هم میزاریم . بزودی بعد زیر نظر گرفتن اتحادها و چنل اخبار و برد ها قوی ترین ها به ترتیب لیست میشن
توجه این لیست به هیچ ترتیبی نیست هر اتحادی از قلم افتاده بگه تا اسمشو بزارم این اتحاد ها ستاره گزاری شدن و هر ستاره نشان قدرت اتحاده برای ستاره گرفتن پی وی بیاین و امار برد ها و افتخار هاتون رو بفرستید .در صورت تایید شدن برد ها و افتخار ها ستاره میگیرین بلک کلونر خالق: مجتبی وکینگ بردیا الفا خالق شایان الفا
ومپایر خالق عرفان ومپایر

دیکتاتور خالق اهورا ابلیس صلیب سرخ خالق: کینگ علی حضرت
د ون خالق: شاهین د ون
لاگ جوکر خالق: عرفان
اسپایدر: خالق محمد اسپایدر ارور فتال خالق: مجیک بوی قدمت :2سال کینگ فایر خالق علی اس بی جوکر ارواح خالق : ارمان سگ مخ یاغی نابودگر خالق: حسین نابودگر&ارمان نابودگر کابوس مرتال ابلیس خالق سینا مافیا تراما بنگي عقرب کافر ورق خالق ورق کاغذ مورفین فتنه ارازل تروریست د ون لاشی وحشی هارتر هروعین شرارت بویکا وحشی تیتان فاکر الون صاعقه قیامت مرگین کله اب اوکتای پادشاه ملتفت پایدار برزخ اسموک شادو سرطان ویروس بلک ولف عقاب شارلاتان کلیر کینه اوج زاخار توجه این اسم ها فقط اسم اتحادها هستن بعضیاشون خیلی چسن بعضی ها هم از قدیمی ها هستن و قوی برای به ثبت رسوندن اتحادتون ادمین پی وی بیاد به طور رایگان لینک گپ ها هم میزاریم . بزودی بعد زیر نظر گرفتن اتحادها و چنل اخبار و برد ها قوی ترین ها به ترتیب لیست میشن
توجه این لیست به هیچ ترتیبی نیست هر اتحادی از قلم افتاده بگه تا اسمشو بزارم این اتحاد ها ستاره گزاری شدن و هر ستاره نشان قدرت اتحاده برای ستاره گرفتن پی وی بیاین و امار برد ها و افتخار هاتون رو بفرستید .در صورت تایید شدن برد ها و افتخار ها ستاره میگیرین بلک کلونر خالق: مجتبی وکینگ بردیا الفا خالق شایان الفا
ومپایر خالق عرفان ومپایر

دیکتاتور خالق اهورا ابلیس صلیب سرخ خالق: کینگ علی حضرت
د ون خالق: شاهین د ون
لاگ جوکر خالق: عرفان
اسپایدر: خالق محمد اسپایدر ارور فتال خالق: مجیک بوی قدمت :2سال کینگ فایر خالق علی اس بی جوکر ارواح خالق : ارمان سگ مخ یاغی نابودگر خالق: حسین نابودگر&ارمان نابودگر کابوس مرتال ابلیس خالق سینا مافیا تراما بنگي عقرب کافر ورق خالق ورق کاغذ مورفین فتنه ارازل تروریست د ون لاشی وحشی هارتر هروعین شرارت بویکا وحشی تیتان فاکر الون صاعقه قیامت مرگین کله اب اوکتای پادشاه ملتفت پایدار برزخ اسموک شادو سرطان ویروس بلک ولف عقاب شارلاتان کلیر کینه اوج زاخار توجه این اسم ها فقط اسم اتحادها هستن بعضیاشون خیلی چسن بعضی ها هم از قدیمی ها هستن و قوی برای به ثبت رسوندن اتحادتون ادمین پی وی بیاد به طور رایگان لینک گپ ها هم میزاریم . بزودی بعد زیر نظر گرفتن اتحادها و چنل اخبار و برد ها قوی ترین ها به ترتیب لیست میشن
آهنگ با کیفیت (320) آهنگ با کیفیت (128)
new song by sohrab mj called doroogh tatil ( diss back of reza pishro )
متن آهنگ دروغ تعطیل از سهراب ام جی
{ورس 1 } ههه . ام جی . گوش کن . از رو هم نمیره آخه ما این کارو شروع کردیم. پرچمتون رو ما اول فرو کردیم . مثل آفتاب طلوع کردیم آره حقیقتا اینه زاخار دروغ تعطیل . میدونم آرزوت اینه که اسمتو بیارن . ولی نگران نباش چون که مثل تو زیادن یک مشت اوبی موبی همش دورت اسمتو میدادن به من میگن ام جی یعنی زاخار اصلی من چلوکبابم تو مثل سالاد فصلی دیگه بازارت گرم نیست (لای لیزای گروه ها * همش میسازی دروغا به ما میگی اون وری خودت دنبال ویزای اروپا نترس رات میدیم , بیا خواستگاری تنقلات میدیم این چیزا عادیه ,بابا نیا لفط لاتی , بسه داشی , کی بود آورده بودی ؟ آدم قحطه حاجی؟ دماغش باندپیچی , میگه شر داشته ؟ نکنه ابروهاشم اون با چاقو ورداشته ؟ چی میگه ترک کردی دیگه نیستی بنگي ؟ سگ کی باشی که با پلیس بجنگی؟
{کروس}
ما این کارو شروع کردیم . پرچمتونو ما بودیم که فرو کردیم مثل آفتاب طلوع کریم , حقیقت هم اینه زاخار دروغ تعطیل
ما این کارو شروع کردیم . پرچمتونو ما بودیم که فرو کردیم مثل آفتاب طلوع کریم , حقیقت هم اینه زاخار دروغ تعطیل
{ورس 2 }
, اره هنوز راست راست راه میرم , اسف سهله انقدر پشتم گرمه انگار رو آفتاب خو دم من اومدم تو شهر ولی ندیدم ردتو پ نبینم حرف مفت بزنی , چون رو می کنم سریعا دستتو می خواستی یک روز بری تو ام تی وی چی شد زاخار ؟ولی دیدیمت تو جم تی وی تز میدی میگی میخوای توی رینگ بمونی تو کی...ر مونی شرط نمی بندن روت با یک نیم قرونی جلوم جوری می لنگی اینگار شله تاندونت یک بیتم می ارزه به کل آلبومت مثل گل بالکنت دیگه پلاسیدی فک نکن سامان نمی خونه دیگه تو باعثی فکر نکن به خاطر تو بود کردش خ ظی میگردی دنبال کی؟ می خوای بری سراغ چی؟ تو کبریتی عمرا یک وقت خم شی جوابتو ندادیم واسه 10 سال پیشت عقدش مونده هنوز 10 سال پیشت وا کن اخماتو یک کم , پاشو حرفاتو بزن اگه می خوای منو ببینی پ در لپ تاپ رو ببند چییی؟

{کروس} ما این کارو شروع کردیم . پرچمتونو ما بودیم که فرو کردیم مثل آفتاب طلوع کریم , حقیقت هم اینه زاخار دروغ تعطیل
ما این کارو شروع کردیم . پرچمتونو ما بودیم که فرو کردیم مثل آفتاب طلوع کریم , حقیقت هم اینه زاخار دروغ تعطیل

{اوترو} چرت و پرت میگه خالی میبنده ... فک نکن دو ماه کار رو این آهنگ ها , مسافرت بودم واللا بابا حالا برو برس به دوران قهوه ایت جی جی تو حرفی نداری؟
اجرای زنده در مراسمات عروسی،توبد،پایان خدمت توسط محمدحیدریگروه موسیقی سئوگی افتخار دارد با بیش از 10 سال سابقه در زمینه ی اجرای زنده موسیقی در خدمت هم استانیهای عزیز باشد(اذربایجان شرقی و ای نزدیک آذربایجان غربی)هر نوع نوازنده و سازی دوست داشته باشید داریم و میاریم با با کیفیت ترین تجهیزات. نوازنده ارگ؛ نوازنده ویولون،نوازنده ضرب؛نوازنده گیتار، نوازنده باغلاما به همراه خواننده خوش صدا محمد حیدری. نمونه کار ها در صفحه اینستاگرام: mohammadheydarie     تلفن تماس: 09148449266
ابر برچسب های مطلب:عروسی خوی، عروسی در مرند، عروسی یام مرند، جشن تولد مرند، جشن خدمت سربازی مرند، عروسی شبستر،عروسی تبریز؛ خواننده از تبریز، عروسی مرند،جشن عروسی در مرند، عروسی روستاهای مرند،عروسی شهرمرند، عروسی مرند،عروسی تبریز،عروسی یامچی،عروسی کش رای،خواننده یامچی،خواننده مرند،خواننده تبریز،خواننده زنوز،عروسی زنوزعروسی مرکید،عروسی لیوار؛ عروسی کشسرای؛عروسی گلین قیه، عروسی دورجان؛ عروسی زرغان، عروسی جواش ، عروسی اردکلو، عروسی خاروانا"عروسی گلجار"عروسی کندلج"عروسی زنوزاق"عروسی جلفا"عروسی علمدار"عروسی ها هر"عروسی اوریان تپه"عروسی ملایوسف"عروسی دیزج"عروسی دیده بان" عروسی گله بان" عروسی قمیش اغل" عروسی فارفار" عروسی لیوار" عروسی زنجیره" عروسی انامک" عروسی محبوب اباد" عروسی پیربالا"عروسی تازه کند"عروسی درق" عروسی انامق" عروسی اسپیران" عروسی مایان"عروسی الوار"عروسی الوار سفلی" عروسی الوار علیا" عروسی اسفهلان" عروسی اناخاتون" عروسی یکه توکان" عروسی مرند"عروسی توابع مرند" عروسی دوگیجان"عروسی اذربایجان"عروسی اذربایجان شرقی"عروسی  کوه کمر"عروسی گلین قیه" عروسی ت اباد" عروسی بنگي"عروسی بنگين" عروسی حجوان"عروسی هو ان" عروسی ابرغان"عروسی نوه دی" عروسی کوللی "عروسی نوجه ده "عروسی ارزیل"عروسی گلاخور" عروسی قینر"عروسی الن "عروسی طرزم"عروسی مرزآباد"عروسی سینداخور"عروسی میلی "عروسی میلی مرند"عروسی میلی خاروانا" عروسی ورزقان" عروسی قره داغ" عروسی بیارا" عروسی سیه رود"عروسی خسروشاه"عروسی سردری"عروسی سردرود"عروسی ولیعصرتبریز"عروسی روستاهای مرند"عروسی روستاهای تبریز"عروسی ساری تپه " عروسی یکن"عروسی ارباطان" عروسی یکان دیزج"عروسی یکان" عروسی یالقوزاغاج"عروسی قره اغاج" عروسی یالدور"عروسی اغ زمین" عروسی ویلا"عروسی سفره خانه"نوازنده سفره خانه"خواننده سفره خانه" عروسی رگان"عروسی زرقان"عروسی پیام مرند" عروسی دیزج مرند"عروسی دیده بان مرند" عروسی تازه کند مرند" عروسی کش رای"عروسی زنوز" عروسی مهتراحمد"عروسی مهتراحمد صوفیان"عروسی صوفیان"عروسی چله خانه"عروسی چله خانا صوفیان" عروسی امند"عروسی اوغلی" عروسی اوغلی تبریز"عروسی ایوند"" کهل"عروسی کوهول"عروسی مارالان"عروسی ابوریحان تبریز"عروسیجواش" عروسی حواش مرند" عروسی بناب مرند"عروسی الن مرند"عروسی قینر"عروسی ت آباد مرند" عروسی روستای ت آباد" عروسی کلو" عروسی کلو مرند" عروسی گون او"عروسی گون او مرند" عروسی گون اوو" عروسی کولی مرند" عروسی شهرستان مرند"عروسی دهات مرند" عروسی قنبرچشمه" عروسی ناصرابادمرند" عروسی ایستگاه مرند" عروسی یکن مرند"عروسی فهمیده مرند"خواننده کش رای، عروسی آغ زمین مرند" عروسی اسلمز"عروسی اسلمز مرند" عروسی میناخوی مرند" عروسی در مرند"خواننده از مرند" خواننده های مرند" خواننده عروسی مرند
-------------------------------------------------------------------------------- جمله های زیبا بعضی از راننده هاجمله های جالبی مینویسن پشت ماشیناشون ! حالا یا جنبه طنز داره یا جمله های فلسفی و ادبیاته یا عاشقانه است یا … بهر حال زیباست و ارزش خوندن داره ... قربان وجودت که وجودم ز وجودت بوجود آمده مادر اگر خواهی بمیری بی بهانه بخور ماست و خیار و هندوانه! شتاب مکن! مقصد خاک است اگر نداری باورم بنگر به روی آمپرم کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش! آدم دیوانه را بنگي بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است! کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت تند رفتن که نشد مردی! چشم انتظارم که برگردی محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم برنمی دارد دریای غم ساحل ندارد قربون دل غریب پرستت همه از مرگ می ترسند من از رفیق نامرد به مادرت رحم کن کوچولو! تا جام اجل نکرده ام نوش هرگز نکنم تو را فراموش! تا ی نارنجی از من نرنجی! تجربه نام مستعاری است که بر خطاهای خود میگذاریم! جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟! داداش مرگ من یواش امان از دست گلگیر ساز و نقاش! رخش بی قرار! رفیق بی کلک مادر! در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای! دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی! دنبالم نیا اسیرم میشی! دودوتا هفتا کی به کیه! رود می رود اما ریگذارش می ماند! ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود ز شهر و خانه ام آواره بنمود! شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است از خطر باکی ندارم جون خدا یار من است! شو همره بلبل لبلب هرمهوش! (اینو برع هم که بخونی همین میشه) کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد جاده از افتادگی از کوه بالا میرود! گلگیرم ولی گل نمیگیرم! یه بار پریدی موتوری دو بار پریدی موتوری آ می افتی موتوری! گرگی که مرا شیر دهد میش من است بیگانه اگر وفا کند خویش من است نوکرتم ننه! یا علی گفتیم و قسط آغاز شد! نیم کیلو باش ولی مرد باش عاقبت فرار از مدرسه! عاقبت لیسانس گرفتن! این وسیله بهر روزی دست ماست در حقیقت مالک اصلی خداست گشتم نبود نگرد نیست من تماشای تو می و غافل بودم کز تماشای تو خلقی به تماشای منند جوانی المثنی ندارد عاشق بی انتظار مادر علم بهتر است یا ثروت؟ هیچکدام فقط ذره ای معرفت عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت سرنوشت دگران بر تو نخواهند نوشت منم یه روز بزرگ میشم زندگی بر خلاف آرزوهایم گذشت داداش جان به خاطر اشک مادر یواش! افسوس همه اش افسانه بود! من از عقرب نمیترسم ولی از سوسک میترسم من از دشمن نمیترسم ولی از دوست میترسم من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مکن هرچه می خواهی محتاج نامردان مکن! شد شد، نشد نشد برگ از درخت خسته می شه پاییز فقط یه بهانه است در این دنیا که مردانش عصا از کور می ند من بیچاره دنبال مرد می گردم رفاقت قصه تلخی است که از یادش گریزانم از بس خوردم مرغ و پلو آ شدم مارکوپولو 100 بار بدی کردی و دیدی ثمرش را خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی در زندگی عاقبت ما باختیم بس که تکخال محبت بر زمین انداختیم گر پادشاه عالمی، بازهم گدای مادری نمیخام شمع باشم دخترا فوتم کنن میخام سیگار باشم لوطیا دودم کنن همه از من میترسن، من از نیسان آبی (چون ترمزش خیلی بد می گیرد دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم، طوطی صفتی طاقت اسرار نداری به درویشی قناعت کن که سلطانی خطر دارد اسیرتم ولی آزاد ! با ما به ازین باش که با خلق جهانی
وخدا روشکر بالا ه این آرسن بنگر (نمی دونم چه نسبتی با محسن بنگر داره) اون روی پلید و کثیف خودشو نشون داد و عین این ببخشیدا های دبستانی به آقای خاص حمله کرد.البته نباید ازین موضوع گذشت که واقعا درد داره که پشت سر هم ببازی بالا ه بعض ناشی از کینه و حسادتت میزنه بیرون ولی بره خداروشکر کنه که مورینیو بزرگواری کرد وگرنه استمفوردبریج رو سرش اب میشد ویدئوی حمله ی بی شرمانه ی آرسن بنگي به آقای بی همتا مورینیو: هل دادن ونگر کار اشتباهی نبود مورینیو و ونگر در اواسط بازی، پس از تکل گری کیهیل روی ال یس سانچس، دچار درگیری فیزیکی شدند. در ابتدا ونگر مورینیو را هل داد و سپس مورینیو نیز در پاسخ، همین کار را تکرار کرد و مورینیو معتقد است که کار اشتباهی انجام نداده است.

او گفت: "این بازی بسیار مهم و حساس بود . یک بازی بزرگ بین دو رقیب بزرگ. ونگر وارد محوطه ی من شد- یک محوطه ی برای من است و یک محوطه برای او- او وارد محوطه ی من شد و دلیلش اصلا درست نبود. او قصد داشت به داور فشار بیاورد تا کارت قرمز بدهد و من این را دوست نداشتم. گاهی نتوانسته ام احساساتم را کنترل کنم وکارهای اشتباهی در فوتبال انجام دادم ولی این بار نه. این بار او وارد محوطه ی من شده بود برای مشکلی که مشکل من نبود."
آرسن ونگر پس از ش ت تیمش مقابل چلسی در جمع خبرنگاران حاضر شد و به سوالات آن ها پاسخ داد. عملکرد آرسنال چطور بود؟
بازی سخت و بسیار دشواری بود. نباید اشتباه می کردیم و گل اول را می خوردیم. پس از آنکه 1-0 عقب افتادیم موقعیت های خوبی در نیمه اول داشتیم که باید آن ها را تبدیل به موقعیت های خطرناک می کردیم و پس از آن گل می زدیم. در نیمه دوم همه چیز تحت اختیار ما بود و فقط اندکی بدشانس بودیم. بر روی گل دوم هم اشتباه کردیم و گل دوم بازی را تمام کرد. چرا بدشانسی؟
زیرا خطای هند پن ی به سود ما را داور ندید. (برخورد توپ با دست فابرگاس در محوطه جریمه) آیا اعتقاد دارید تکل کیهیل روی ال یس ا اج داشت؟
بله، اگر تصویر را دوباره ببینید غافلگیر نخواهید شد. آیا از درگیری با مورینیو پشیمان هستید؟
نه، آیا پس از آن چیز متاثر کننده ای وجود داشت؟ من می خواستم از نقطه a به نقطه b بروم و با ی روبرو شدم که اجازه نداشت به من دستور دهد. نقطه b کجا بود؟
b ال یس بود، می خواستم ببینم مصدومیت او چگونه است. مورینیو به شما چه گفت؟
صادقانه بگویم، به چیزهایی که او می گوید گوش نمی کنم. یه نظر شما ولبک و کوشیلنی نباید ا اج می شدند؟
شاید. ولی به نظرم اسکار نیز خوش شانس بود که در بازی ماند چرا که خطاهای زیادی انجام داد. او در دقیقه 88 کارت زرد گرفت در حالی که در تمام جریان بازی مدام در حال خطا بود. ایوانوویچ نیز چند خطای بد داشت. این ها به من مربوط نیست. عملکرد فابرگاس چگونه بود؟
او خوب بود ولی به نظر من در میانه زمین همه خوب بودند. در پایان بازی امروز هازارد و دیگو تا تفاوت ها را رقم زدند. نظر شما در مورد ساختار و نظم تیمی چلسی چیست؟
به نظرم ما نیز به خوبی چلسی سازماندهی شده کار کردیم و شما نمی تواند از آن ها انتظار داشته باشید که همچین سازماندهی نداشته باشند. آن ها تیمی فیزیکی هستند و چند بازیکن تکنیکی دارند. ما می دانستیم در این بازی جزئیات کوچک تیم حریف می تواند ما را ش ت دهد. امروز یک بازی بسیار معمولی بود. اگر شما به تعداد واکنش های دروازه بان ما نگاه کنید می بینید که صفر است. دروازه بان آن ها نیز این وضعیت را دارد. این یک بازی بود که باید از موقعیت ها استفاده می کردید که حریف اینکار را خوب انجام داد. آیا شما از نتیجه امروز عصبانی هستید؟
در مجموع نه. به نظرم ما عملکردی خوب و روحیه ای محکم داشتیم و تنها اندکی کم آوردیم. آن ها پیروز شدند. در این لحظه ما هنوز اعتماد به نفس لازم را برای ادامه لیگ داریم. همه چیز برای آن ها خوب پیش رفت و آن ها تیم بهتر بودند، این را نمی توان رد کرد. این یک بازی سخت در سطح بالا بود. ذوق زدگی آبراموویچ از پیروزی در دربی ومن آبراموویچ، مالک ثروتمند این باشگاه که بعد از یک فصل بدون جام، حالا با این نتایج، منتظر قهرمانی های جدید است.

اختصاصی از فایل هلپ تحقیق درمورد خیام شاعر، خیام فیلسوف 33 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 32 خیام شاعر، خیام فیلسوف؛صادق هدایتشاید کمتر کت در دنیا مانند مجموعهی ترانههای خیام تحسین شده، مردود و منفور بوده، تحریف شده، بهتان خورده، محکوم گردیده، حلاجی شده، شهرت عمومی و دنیاگیر پیدا کرده و بالا ه ناشناس مانده. اگر همهی کتابهایی که راجع به خیام و رباعیاتش نوشته شده جمعآوری شود، تشکیل کتابخانهی بزرگی را خواهد داد. ولی کتاب رباعیاتی که به اسم خیام معروف است و در دسترس همه میباشد مجموعهای است که عموماً از هشتاد الی هزار و دویست رباعی کم و بیش دربردارد؛ اما همهی آنها تقریباً جُنگ مغلوطی از افکار مختلف را تشکیل میدهند.حالا اگر یکی از این نسخه های رباعیات را از روی تفریح ورق بزنیم و بخوانیم، در آن به افکار متضاد، به مضمونهای گوناگون و به موضوعهای قدیم و جدید برمیخوریم؛ به طوری که اگر یک نفر صد سال عمر کرده باشد و روزی دو مرتبه کیش و مسلک و عقیدهی خود را عوض کرده باشد قادر به گفتن چنین افکاری نخواهد بود. مضمون این رباعیات روی فلسفه و عقاید مختلف است از قبیل: الهی، طبیعی، دهری، صوفی، خوشبینی، بدبینی، تناسخی، افیونی، بنگي، پرستی، مادی، مرتاضی، لامذهبی، رندی و قلاشی، خ ، وافوری... آیا ممکن است یک نفر اینهمه مراحل و حالات مختلف را پیموده باشد و بالا ه فیلسوف و ریاضیدان و منجّم هم باشد؟ پس تکلیف ما در مقابل این آش درهمجوش چیست؟ اگر به شرح حال خیام در کتب قدما هم رجوع ، به همین اختلاف نظر برمیخوریم.اساس کار ما روی یک مشت رباعی فلسفی قرار گرفته است که به اسم خیام، همان منجم و ریاضیدان بزرگ، مشهور است و یا به خطا به او نسبت میدهند. اما چیزی که انکارناپذیر است، این رباعیات فلسفی در حدود قرن 5 و 6 هجری به زبان فارسی گفته شده.تاکنون قدیمترین مجموعهی اصیل از رباعیاتی که به خیام منسوب است، نسخهی «بودلن» آ فورد میباشد که در سنهی 865 در شیراز کتابت شده، یعنی سه قرن بعد از خیام، و دارای 158 رباعی است، ولی همان ایراد سابق کم و بیش به این نسخه وارد است. زیرا رباعیات بیگانه نیز درین مجموعه دیده میشود.تنها سند مهمی که از رباعیات اصلی خیام در دست میباشد، عبارتست از رباعیات سیزدهگانهی «مونس الاحرار» که در سنهی 741 هجری نوشته شده، و در خاتمهی کتاب رباعیات روزن استنساخ و در برلین چاپ شده. رباعیات مزبور علاوه بر قدمت تاریخی، با روح و فلسفه و طرز نگارش خیام درست جور میآیند. پس در اص این سیزده رباعی و دو رباعی [نقل شده در] «مرصادالعباد» که یکی از آنها در هر دو تکرار شده، شکی باقی نمیماند و ضمناً معلوم میشود که گویندهی آنها یک فلسفهی مستقل و طرز فکر و اسلوب معین داشته، و نشان میدهد که ما با فیلسوفی مادی و طبیعی سر و کار داریم. از اینرو، با کمال اطمینان میتوانیم این رباعیات چهاردهگانه را از خود شاعر بدانیم و آنها را کلید و محکِ شناسایی رباعیات دیگر خیام قرار بدهیم. در این صورت، هر رباعی که یک کلمه و یا کنایه مشکوک و صوفیمشرب داشت، نسبتِ آن به خیام جایز نیست. ولی مشکل دیگری که باید حل بشود این است که میگویند خیام، به اقتضای سن، چندینبار افکار و عقایدش عوض شده، در ابتدا لاابالی و خوار و کافر و مرتد بوده و آ عمر سعادت رفیق او شده، راهی به سوی خدا پیدا کرده و شبی روی مهت مشغول بادهگساری بوده، ناگاه باد تندی وزیدن میگیرد و کوزهی روی زمین میافتد و میشکند. آن وقت خیام برآشفته به خدا میگوید:ابریق می مرا ش تی ربی،بر من در عیش را ببستی ربی،من می خورم و تو میکنی بدمستیخاکم به دهن مگر تو مستی ربی؟خدا او را غضب میکند، فوراً صورت خیام سیاه میشود و خیام دوباره میگوید:ناکرده گناه در جهان کیست؟ بگوآن که گنه نکرده چون زیست؟ بگومن بد کنم و تو بد مکافات دهیپس فرق میان چیست؟ بگوخدا هم او را میبخشد و رویش درخشیدن میگیرد و قلبش روشن میشود. بعد میگوید: «خدایا مرا به سوی خودت بخوان!» آن وقت مرغ روح از بدنش پرواز میکند!این حکایت معجزهآسای مضحک بدتر از های نجمالدین رازی به مقام خیام توهین میکند، و افسانهی بچهگانهای است که از روی ناشیگری به هم بافتهاند. آیا میتوانیم بگوییم گویندهی آن چهارده رباعی محکم فلسفی که با هزار زخم زبان و نیشخندههای تمس دنیا و مافیهایش را دست انداخته، در آ عمر اشک میریزد و از همان خ که محکوم کرده، [با این زبان]، استغاثه میطلبد؟ شاید یک نفر از پیروان و دوستان شاعر برای نگهداری این گنج گرانبها، این حکایت را ساخته تا اگر ی به رباعیات تند او بربخورد به نظر عفو و بخشایش به گویندهی آن نگاه کند و برایش آمرزش بخواهد!از این قبیل افسانهها دربارهی خیام زیاد است که قابل ذکر نیست، و اگر همهی آنها جمعآوری بشود، کتاب مضحکی خواهد شد. فقط چیزی که مهم است به این نکته برمیخوریم که تأثیر فکر عالی خیام در یک محیط پست و متعصب افاتپرست چه بوده، و ما را در شناسایی او بهتر راهنمایی میکند. زیرا قضاوت عوام و متصوفین و شعرای درجهی سوم و چهارم که به او حمله کردهاند از زمان خیلی قدیم شروع شده و همین علت مخلوط شدن رباعیات او را با افکار متضاد به دست میدهد. انی که منافع خود را از افکار خیام در خطر میدیدهاند تا چه اندازه در اب فکر او کوشیدهاند.[با بررسی رباعیهای خیام] میتوانیم به طور صریح بگوییم که خیام از سن شباب تا موقع مرگ، مادی، بدبین و ریبی بوده (و یا فقط در رباعیاتش اینطور مینموده) و یک لحن تراژیک دارد که به غیر از گویندهی همان رباعیات چهاردهگانهی سابق دیگری نمیتواند گفته باشد، و قیافهی ادبی و فلسفی او به طور کلی تغییر نکرده است. فقط در آ عمر با یک جبر یأسآلودی حوادث تغییرناپذیر دهر را تلقی نموده و بدبینی که ظاهراً خوشبینی به نظر میآید اتخاذ میکند.
با
تحقیق درمورد خیام شاعر، خیام فیلسوف 33 ص
اختصاصی از ژیکو تحقیق و بررسی در مورد خیام شاعر، خیام فیلسوف 33 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 32 خیام شاعر، خیام فیلسوف؛صادق هدایتشاید کمتر کت در دنیا مانند مجموعهی ترانههای خیام تحسین شده، مردود و منفور بوده، تحریف شده، بهتان خورده، محکوم گردیده، حلاجی شده، شهرت عمومی و دنیاگیر پیدا کرده و بالا ه ناشناس مانده. اگر همهی کتابهایی که راجع به خیام و رباعیاتش نوشته شده جمعآوری شود، تشکیل کتابخانهی بزرگی را خواهد داد. ولی کتاب رباعیاتی که به اسم خیام معروف است و در دسترس همه میباشد مجموعهای است که عموماً از هشتاد الی هزار و دویست رباعی کم و بیش دربردارد؛ اما همهی آنها تقریباً جُنگ مغلوطی از افکار مختلف را تشکیل میدهند.حالا اگر یکی از این نسخه های رباعیات را از روی تفریح ورق بزنیم و بخوانیم، در آن به افکار متضاد، به مضمونهای گوناگون و به موضوعهای قدیم و جدید برمیخوریم؛ به طوری که اگر یک نفر صد سال عمر کرده باشد و روزی دو مرتبه کیش و مسلک و عقیدهی خود را عوض کرده باشد قادر به گفتن چنین افکاری نخواهد بود. مضمون این رباعیات روی فلسفه و عقاید مختلف است از قبیل: الهی، طبیعی، دهری، صوفی، خوشبینی، بدبینی، تناسخی، افیونی، بنگي، پرستی، مادی، مرتاضی، لامذهبی، رندی و قلاشی، خ ، وافوری... آیا ممکن است یک نفر اینهمه مراحل و حالات مختلف را پیموده باشد و بالا ه فیلسوف و ریاضیدان و منجّم هم باشد؟ پس تکلیف ما در مقابل این آش درهمجوش چیست؟ اگر به شرح حال خیام در کتب قدما هم رجوع ، به همین اختلاف نظر برمیخوریم.اساس کار ما روی یک مشت رباعی فلسفی قرار گرفته است که به اسم خیام، همان منجم و ریاضیدان بزرگ، مشهور است و یا به خطا به او نسبت میدهند. اما چیزی که انکارناپذیر است، این رباعیات فلسفی در حدود قرن 5 و 6 هجری به زبان فارسی گفته شده.تاکنون قدیمترین مجموعهی اصیل از رباعیاتی که به خیام منسوب است، نسخهی «بودلن» آ فورد میباشد که در سنهی 865 در شیراز کتابت شده، یعنی سه قرن بعد از خیام، و دارای 158 رباعی است، ولی همان ایراد سابق کم و بیش به این نسخه وارد است. زیرا رباعیات بیگانه نیز درین مجموعه دیده میشود.تنها سند مهمی که از رباعیات اصلی خیام در دست میباشد، عبارتست از رباعیات سیزدهگانهی «مونس الاحرار» که در سنهی 741 هجری نوشته شده، و در خاتمهی کتاب رباعیات روزن استنساخ و در برلین چاپ شده. رباعیات مزبور علاوه بر قدمت تاریخی، با روح و فلسفه و طرز نگارش خیام درست جور میآیند. پس در اص این سیزده رباعی و دو رباعی [نقل شده در] «مرصادالعباد» که یکی از آنها در هر دو تکرار شده، شکی باقی نمیماند و ضمناً معلوم میشود که گویندهی آنها یک فلسفهی مستقل و طرز فکر و اسلوب معین داشته، و نشان میدهد که ما با فیلسوفی مادی و طبیعی سر و کار داریم. از اینرو، با کمال اطمینان میتوانیم این رباعیات چهاردهگانه را از خود شاعر بدانیم و آنها را کلید و محکِ شناسایی رباعیات دیگر خیام قرار بدهیم. در این صورت، هر رباعی که یک کلمه و یا کنایه مشکوک و صوفیمشرب داشت، نسبتِ آن به خیام جایز نیست. ولی مشکل دیگری که باید حل بشود این است که میگویند خیام، به اقتضای سن، چندینبار افکار و عقایدش عوض شده، در ابتدا لاابالی و خوار و کافر و مرتد بوده و آ عمر سعادت رفیق او شده، راهی به سوی خدا پیدا کرده و شبی روی مهت مشغول بادهگساری بوده، ناگاه باد تندی وزیدن میگیرد و کوزهی روی زمین میافتد و میشکند. آن وقت خیام برآشفته به خدا میگوید:ابریق می مرا ش تی ربی،بر من در عیش را ببستی ربی،من می خورم و تو میکنی بدمستیخاکم به دهن مگر تو مستی ربی؟خدا او را غضب میکند، فوراً صورت خیام سیاه میشود و خیام دوباره میگوید:ناکرده گناه در جهان کیست؟ بگوآن که گنه نکرده چون زیست؟ بگومن بد کنم و تو بد مکافات دهیپس فرق میان چیست؟ بگوخدا هم او را میبخشد و رویش درخشیدن میگیرد و قلبش روشن میشود. بعد میگوید: «خدایا مرا به سوی خودت بخوان!» آن وقت مرغ روح از بدنش پرواز میکند!این حکایت معجزهآسای مضحک بدتر از های نجمالدین رازی به مقام خیام توهین میکند، و افسانهی بچهگانهای است که از روی ناشیگری به هم بافتهاند. آیا میتوانیم بگوییم گویندهی آن چهارده رباعی محکم فلسفی که با هزار زخم زبان و نیشخندههای تمس دنیا و مافیهایش را دست انداخته، در آ عمر اشک میریزد و از همان خ که محکوم کرده، [با این زبان]، استغاثه میطلبد؟ شاید یک نفر از پیروان و دوستان شاعر برای نگهداری این گنج گرانبها، این حکایت را ساخته تا اگر ی به رباعیات تند او بربخورد به نظر عفو و بخشایش به گویندهی آن نگاه کند و برایش آمرزش بخواهد!از این قبیل افسانهها دربارهی خیام زیاد است که قابل ذکر نیست، و اگر همهی آنها جمعآوری بشود، کتاب مضحکی خواهد شد. فقط چیزی که مهم است به این نکته برمیخوریم که تأثیر فکر عالی خیام در یک محیط پست و متعصب افاتپرست چه بوده، و ما را در شناسایی او بهتر راهنمایی میکند. زیرا قضاوت عوام و متصوفین و شعرای درجهی سوم و چهارم که به او حمله کردهاند از زمان خیلی قدیم شروع شده و همین علت مخلوط شدن رباعیات او را با افکار متضاد به دست میدهد. انی که منافع خود را از افکار خیام در خطر میدیدهاند تا چه اندازه در اب فکر او کوشیدهاند.[با بررسی رباعیهای خیام] میتوانیم به طور صریح بگوییم که خیام از سن شباب تا موقع مرگ، مادی، بدبین و ریبی بوده (و یا فقط در رباعیاتش اینطور مینموده) و یک لحن تراژیک دارد که به غیر از گویندهی همان رباعیات چهاردهگانهی سابق دیگری نمیتواند گفته باشد، و قیافهی ادبی و فلسفی او به طور کلی تغییر نکرده است. فقط در آ عمر با یک جبر یأسآلودی حوادث تغییرناپذیر دهر را تلقی نموده و بدبینی که ظاهراً خوشبینی به نظر میآید اتخاذ میکند.
با
تحقیق و بررسی در مورد خیام شاعر، خیام فیلسوف 33 ص
خلاصه کتاب علی محمد ایزدی. چرا عقب مانده ایم ؟ جامعه شناسی مردم ایران. تهران:علم،1382 آقای علی محمد ایزدی در کتاب خودش می گوید: قبول اینکه جامعه عقب افتاده است، به این معنی که در آن جهل و ظلم و فقر وجود دارد.[1] در بخشی از آیه 11 سوره رعد خداوند می فرماید: ... خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند ( و از نیکی به بدی شتابند )... . فرهنگ و راه و روش زندگی مردم که مبتنی بر باورهایشان باشد، در حقیقت تعیین کننده سیستم حکومتی است که بر آنها به صورت حاکم برقرار می ماند.[2] عوامل تشریح شده برای عقب ماندگی ایران در کتاب چرا عقب مانده ایم؟: استعمارگران، سیست سلطنتی، حاکمیت هزار فامیل، منابع نفتی، موقعیت سوق الجیشی کشور، بی سوادی مردم و دین. در کتابهای ازجمله «ما چگونه ماشدیم» صادق زیبا کلام، «چرا ایران عقب رفت و غرب پیشرفت » کاظم علمداری، «جامعه شناسی نخبه کشی» علی رضا قلیو «جامعه شناسی خودمانی» حسن نراقی ضمن اعلام اینکه عوامل غیر فرهنگی از جمله استعمار، جبر جغرافیایی، نفت و غیره بی تاثیر در مشکلات عقب ماندگی ما نبوده اند ، عامل اصلی را «فرهنگ» مردم می دانند. در کتاب «تاریخ ایران باستان» حسن پیرنیا از زبان هرودوت در مورد ایرانیان می گوید:  دروغ گویی را ننگین ترین عیب می دانند و پس از آن شرم آورترین نقص، داشتن قرض است. و جهت عمده آن این است که گویند مقروض مجبور است دروغ بگوید. خلاصه ای از نقل قول های که در مورد ایرانیان در کتاب آقای علی محمد ایزدی آمده است: آمی ین مارسلین (مورخ رومی قرن 4م): ایرانیها بسیار پرگو و خودستا هستند، چه در موقع کامکاری و چه موقع مصیبت. همیشه لفظ تهدید و تفویف برلب دارند. مکار، متکبر و بیرحم اند. نسبت به غلامان و زیردستان و مردم ده پا به استبداد رفتار می کنند... . پوتینگ: با همردیف و هم شان خویش مهربان و مودب اند، ولی در مقابل برتر از خود خاضع و متواضع و نسبت به زیردستان زورگو و متکبرند. جیمس موریه (زمان فتحعلیشاه و مولف کتاب سرگذشت حاجب بابای اصفهانی) ایرانیان را لاف زن، دروغگو، منافق و لبریز از خودپسندی می داند و می گوید دروغ ناخوشی ملی و عیب فطری ایشان است. شاردان (زمان صفویه): ایرانیان بسیار مخفی کار و متقلب و بزرگترین متملقین عالم هستند. و در دنائت (پستی) و وقاحت هم بی همتا می باشند. به غایت دروغگو هستند و کارشانت همه پرگویی و قسم و آیه است... . ال ی سولتیکوف بعد از اینکه می گوید دروغ در ریشه مردم ایران وجود دارد ادامه می دهد که اگر احیانا یک نفر از آنها رفتاری به درستی بنماید و یا به قول و وعده خود وفا نماید، چنان است که گویی مشکلترین کار دنیا را انجام داده است و رسما از شما جایزه و پاداش و انعام توقع دارد. گوبینو( دیپلمات مشهور فرانسوی): زندگی مردم این مملکت سرتا پا عبارت است از یک رشته توطئه و یک سلسله پشت هم اندازی. فکر و ذکر هر ایرانی فقط متوجه این است که کاری را که وظیفه اوست انجام ندهد. سعدی: ابریق (آفتابه) رفیق برمی دارند که به طهارت می رویم و به غارت می برند. دربرابر چو سلیم            در قفا همچو گرگ مردم خوار ابوالقاسم ح : خلاصه مردم ایران تمام مشهورند به عقل سالم و دامان پاک و خلق جمیل نه بنگي‌اند و نه ی و نه هم عرقی نه تنبل و نه ضعیف و نه عاجزند و علیل نه حقه باز و نه خائن، نه رشوه خوار و نه نه بی‌سواد و نه بیکاره و نه هردمبیل. میرزا آقا خان کرمانی: کمتر ی از اهالی ایران است که میرغضبی نداند یا ستم و تعدی نتواند و ظلم و بی انصافی نپرورد. رحیم نامور: مانند خاکشیر به هر مزاجی می سازند و در مقابل هربادی تسلیم می شوند، و این کار را زیردستی و  زرنگی و می دانند. محمدعلی جما اده: با همه قیافه جدی که بخود می دهند هیچ کار دنیا را جدی نمی گیرند، مگر در سه مورد مخصوص: یکی شکم، یکی کیسه و یکی تنبان، وقتی پای این سه چیز به میان آید یوسف را به کلافی و خدا را به مایی می فروشند... . برای حل و فصل معضلات امور و مشکلات دنیا تنها به سه طریق معتقدند که عبارت است از : سرهمبندی، سیاست عالیه ماستمالی و روش مرضیه ساخت و پاخت.[3] : وقتی که سیم حکم کند ، زر خدا شود وقتی دروغ داور هر ماجرا شود وقتی هوا،هوای تنفس هوای زیست س وش مرگ بر سر صدها صدا شود وقتی که در انتظار یکی استخوان هنگامه ای ز دم ها به پا شود وقتی به بوی سفره ی همسایه ، مغز و عقل بی اختیار معده شود ، اشتها شود وقتی که سوسمار صفت پیش آفتاب یک رنگ،رنگ ها شود و رنگ ها شود... وقتی که دامن شرف و نطفه گیر شرم رجاله خیز گردد و زا شود بگذار در بزرگی این منجلاب یاس دنیای من به کوچکی انزوا شود[4] {در موضوع افتخار زیادی به گذشته} حسن این کار برایمان این است که هم ما را از زحمت ب افتخارات جدید راحت می کند و هم احساس سرش تگی از نداشتن افتخارات را از ما سلب می نماید.[5] علی محمد ایزدی رانندگی عامه را در یک اصل خلاصه می کند که : مالی (بی کله) برو جلو. هر مانعت شد ، نهیبش کن، اگر او جا نزد، تو جا بزن (ایزدی، علی محمد،1382) طبق نظریه‌ی تحلیل رفتار متقابل «اریک برن»، شخصیت انسان از سه بخش کودک، والد و بالغ تشکیل شده است.
1- والد: بخش والد، تشکیل شده است از رفتار‌ها و نگرش‌هایی که از پدر و مادر و افراد صاحب قدرت به عاریت گرفته‌ایم.(استبداد) 2- کودک: کودک، بخش عاطفی و احساسی درون ما و احساس درباره‌ی مسائل مختلف زندگی است.(احساسات) 3- بالغ: بالغ، جنبه‌ی منطقی و دمند شخصیت ماست. (منطقی) علی محمد ایزدی بعد از معرفی سه شخصیت نظریه اریک برن و افزودن شخصیت رفاقتی ( شخصیت برگرفته از دوستان و رفقا) می گوید : شخصیت بالغی (منطقی) اطفال ایرانی به سه دلیل عقیم می ماند و یا شدیدا معیوب و ضعیف می شود: اول، تناقض و تباین و دروغ های فراوانی که در بین حرکات و سخنان اطرافیان ملاحضه می کند. دوم، رفتار آدم هاای بزرگ نست به خود کودک که همیشه رفتاری تحت سیطره شخصیت های والدینی و کودکی توام با تحقیر شدید یا حمایت زائد برنیاز و یا شوخی بازی بوده است . سوم، رفتار آدم های بزرگ با خودشان غیر از رفتاری است که با کودک دارن.[6] شخص مقداری از آمار و اطلاعات والدینی را که شخصیت بالغی اش نتوانسته هضم و جذب کند، کورکورانه به عنوان واقعیت قبول کرده است و این همان است که تعصب نامیده می شود.[7]  بخشی از افات از تعصب می باشد، تعصب به گزاره هایی نتوانسته است دلیلی منطقی برای آنها بیابد. علی محمد ایزدی در کتاب خود دروغ را عله العلل عقب ماندگی هایمان می داند. علی محمد ایزدی مشکل ایرانیان در کار گروهی را اینچنین مثال می زند: احزاب که در آنها بعد از مدت کوتاهی یا انشعاب در انشعاب به وجود آمده و خط خط شده اند و یا بکلی از هم پاشیده  و مضمحل گشته اند؛ ولی گروه رفقای منقل و وافور، و گلستان، و ، شعر و شاعری و ... سالیان دراز با هم محشور بوده اند. در احزاب و شرکت های تولیدی حرفهای جدی است و شخصیت بالغی قوی لازم است. در جلسات دیگر، غیبت و تفریح و حظ و لذت مطرح است و شخصیت والدینی و کودکی و رفاقتی کافی است. (ایزدی،علی محمد،1382،ص 322)
[1] - علی محمد ایزدی، چرا عقب مانده ایم؟جامعه شناسی مردم ایران ( تهران:علم،1382) ص 12 [2] - علی محمد ایزدی، چرا عقب مانده ایم؟جامعه شناسی مردم ایران ( تهران:علم،1382) ص 30 [3] -  محمدعلی جما اده، خلاقیات ما ایرانیان، (تهران: کتابفروشی فروغی،1345)  ص 153-155. [4] -   ،دنیای کوچک من، گزینه اشعار (تهران: مروارید، 1367) ص137. [5] - علی محمد ایزدی، چرا عقب مانده ایم؟جامعه شناسی مردم ایران ( تهران:علم،1382) ص 96 [6] - علی محمد ایزدی، چرا عقب مانده ایم؟جامعه شناسی مردم ایران ( تهران:علم،1382) ص 256 [7] - علی محمد ایزدی، چرا عقب مانده ایم؟جامعه شناسی مردم ایران ( تهران:علم،1382) ص 216