بروبچه های سینقان

تا حالا پیش اومده بگی اصن فک نمی اینجوری شه.یهووویی شد ! تو این قضیه یه عده دیگه هم انگار همینو میگن .چن ثانیه فک کن بیشتر معتادان م یگویند: ھرگز فکر ن میکرددم من ھم معتاد شوم. اگه تا حالا مث من و خیلی از بروبچه های مث خودمون هر چی بادا باد زندگی کردی؟ تو این مورد ... خ رما،هم تموم شد... p
از همون اوایل قبولی ام در با توجه به رتبه ی تک رقمی ام در کنکور، مشتاق بودم که به نوجوانان و جوان هایی که دوست دارن رشته ی هنر رو ادامه بدهند کمکی کرده با شم.... خدارا شکر که این فرصت به وجود آمد، الان که نگاه می کنم، متوجه شدم در طول این چهار سال دست کم پنجاه نفر از انی که به هنر علاقه دارند رو به صورت رایگان راهنمایی کنم و عمدتا نتایج خوبی هم در کنکور گرفتند. از این که این فرصت رو پیدا خدارا شکر میکنم و یک بار دیگه هم اعلام می کنم، هنوز آماده ی کمک به بروبچه های هنری هستم، انی که میخوان وارد هنر بشن و کنکور هنر بدهند.....
هوالحی
ای که گذشت، یک رور خاص بود برایم. مجری مراسم «تجلیل از خانواده ی م ع حرم» انجمن ی مستقل بودم. نفس به نفس شدن با خانواده این عزیزان حقیقتا افتخار بزرگ و تجربه عمیقی بود برایم. خاطره ام از این روز دوست داشتنی را قلمی و بروبچه های snn هم خداراشکر بدون اصلاحات نشرش دادند.... امید آنکه توفیق شاد دل این خانواده های بزرگ، بیشتر نصیبمان شود.
متن را از اینجا می توانید بخوانید.
اتاق 106 و وبلاگ کور90 همیشه شاهد لطفهای ی ست که نشانه بزرگی شخصیت و مهربانی اوست بی سخن بگویم...شخصی که شما اورا به اسم "مسافر" میشناسید خیلی بالاتر از اینست که اورا مسافر بخوانیم او جاودانه در قلبهای ی ست که شاهد لطفهای بی کران اوست گاها" نظرهای اورا در بین نظرها میبینید نظرهایی که خیلی متفاوت تر از دیگر نظرهاست نظرهایی از روی یکرنگی از روی دلسوزی شاید فکرکنید که داریم اغراق میکنیم ولی چیزی که ما میگیم رو فقط اعضای اتاق 106 میدونن و انی که دورادور اورا میشناسند ی که بادیدن هر نوع مطلبی از گفتن داداش دریغ نمیکند ی که اگه توی یه مطلب نظری به اسم مسافر نبینیم نگران او میشویم...اما واقعا دلیل این همه تعریف چیست؟؟؟؟ دلیلش واضحه...خوبیها همیشه جاودانه اند افراد خوب همیشه جاشون محفوظه اینجا در دل بروبچه های اتاق106 و... سلام مسافر عزیز سلام آبجی عزیز این سلام رو مثله همه سلام ها نبین...این سلامی ست که از ته دل بیرون اومده و همراه با دعاست سلام مسافری که همیشه از ما ماس دعا داری سلام مسافری که اونقدر دلت پاکه که اگه چیزی از خدا بخای بی وقفه بهت میده ما از تو ماس دعا داریم.در خلوت هات وقتی که داری بامعشوقت(خدا)راز و نیاز میکنی مارو فراموش نکنی خودخواه نیستیم که بگیم فقط برای بروبچه های 106 دعا کن برای همه دعا کن ولی مارو مخصوص به یاد آر... مسافر عزیز این مطلب کوچکترین کاری بود که میتونستیم در جواب محبت هات بهت هدیه کنیم با یک گل... از طرف:سادق،مجتبی،حسین،حسین،فرهاد،قاسم سعید،وحید،صلاح،رضا،محسن،حمید،احسان...
داشتم به این فکر می که چقدر خوبه بروبچه های رسانه ای که دغدغۀ کار واسه نوجوونا و انقلاب رو دارن دست به کار بشن و یه ویژه برنامه توی یکی از شبکه های سراسری صداوسیما مثل شبکه ۲ راه بندازن با موضوع رصد و پخش بیانات ی از ابتدای انقلاب تا کنون واسه نسل نوجوون و جوون در قالب نماهنگ و کلیپ. شامل انتظارات و مطالبات آقا و توصیه های ایشون به این نسل. به نظرم جاش خیلی خیلی خالیه متأسفانه. البته یه کم ریزه کاری هم داره درمورد شیوه های اجرای برنامه که البته اون سلیقه ای هست و دست کارشناسان این عرصه رو هم میبوسه.
داشتم به این فکر می که چقدر خوبه بروبچه های رسانه ای که دغدغۀ کار واسه نوجوونا و انقلاب رو دارن دست به کار بشن و یه ویژه برنامه توی یکی از شبکه های سراسری صداوسیما مثل شبکه ۲ راه بندازن با موضوع رصد و پخش بیانات ی از ابتدای انقلاب تا کنون واسه نسل نوجوون و جوون در قالب نماهنگ و کلیپ. شامل انتظارات و مطالبات آقا و توصیه های ایشون به این نسل. به نظرم جاش خیلی خیلی خالیه متأسفانه. البته یه کم ریزه کاری هم داره درمورد شیوه های اجرای برنامه که البته اون سلیقه ای هست و دست کارشناسان این عرصه رو هم میبوسه.
شاید خیلی به ندرت دیده باشید که کارت های عروسی مذهبی به دستتون برسه! حتی از عزیزان مذهبی! معمولا کارهای داخل بازار هم سبک خاص خودش رو داره و تقریبا خیلی کم پیدا می شه کارت خاص... شاید اگر یک کارت خلاقانه تر هم به دستتون رسیده، ذوق خود طرفین بوده و خودشون ابتکار زدن... پیشنهاد می شه که: اونایی که طراح حرفه ای هستن و روحیه کار فرهنگی مذهبی دارن، یه سری طرح خام برای کارت عروسی بزنن ویژه بروبچه های حزب اللهی یا نه، یه سری کارت عمومی تر، ویژه اونایی که می خوان ک ون پیامی داشته باشه؛ و بعد از طراحی تو فضای نِت پخش کنن... چون خلاء داریم و باید با کارِ خوب، این خلاء پُر بشه... #رفقای_طراح_بسم_الله
شاید خیلی به ندرت دیده باشید که کارت های عروسی مذهبی به دستتون برسه! حتی از عزیزان مذهبی! معمولا کارهای داخل بازار هم سبک خاص خودش رو داره و تقریبا خیلی کم پیدا می شه کارت خاص... شاید اگر یک کارت خلاقانه تر هم به دستتون رسیده، ذوق خود طرفین بوده و خودشون ابتکار زدن... پیشنهاد می شه که: اونایی که طراح حرفه ای هستن و روحیه کار فرهنگی مذهبی دارن، یه سری طرح خام برای کارت عروسی بزنن ویژه بروبچه های حزب اللهی یا نه، یه سری کارت عمومی تر، ویژه اونایی که می خوان ک ون پیامی داشته باشه؛ و بعد از طراحی تو فضای نِت پخش کنن... چون خلاء داریم و باید با کارِ خوب، این خلاء پُر بشه... #رفقای_طراح_بسم_الله

بانهایت تاثروتاسف درگذشت مرحوم زهرا ایل بیگی قلعه نی(فرزندمراد) رابه اطلاع دوستان وآشنایان وهم ولایتی های عزیز میرساند .بدینوسیله به نیابت تمامی بروبچه های دورازوطن مصیبت مولمه وارده را به خانواده محترم ایل بیگی وخانواده های وابسته  تسلیت عرض میکنیم.مراسم : تشییع وتدفین :یکشنبه 94/7/5گ ار ی قلعه نی ترحیم :7/5 و7/6و7/7صبح وبعدازظهرمسجد بقیع تربت حیدریه
هر وقت مطلبی برای نوشتن ندارم و ذهنم از تکاپو می افتد، وبلاگ های به روزشدهٔ بیان را مرور می کنم. گاهی جذب عنوان مطالب می شوم و گاهی گرفتار سه خط اول!
کم پیش می آید تا تهِ متن های طولانی را بخوانم. نه اینکه آن متن بی ارزش باشد؛ فقط حوصلهٔ خواندن متن های طولانی را ندارم؛ به خصوص که انتخابم تصادفی باشد.
از آن طرف هم، برخی متن ها را نخوانده رها نمی کنم؛ مثلاً اگر متنی منشأ الهام باشد یا قلم روان باشد یا واژه های کمیابش کم نباشد، واژه به واژه می خوانمش.
اما همیشه سعی می کنم بیش از سه هدف را نشانه بگیرم: هدف اول الهام گرفتن، هدف دوم واژه ی ، هدف سوم آشنایی با نحوهٔ به کارگیری واژه ها، هدف چهارم آشنایی با دنیای دیگران و هدف پنجم بداهه نویسی.
یک کم گنده گویی و حاشیه رفتم. اصل مطلب خط اول است، به علاوهٔ همین دو خط: بداهه نویسی را توصیه می کنم به خودم؛ بداهه نویسی زیر متن های بروبچه های بیان.
محمدباقر قنبری نصرآبادی ۲۲:۴۵ ۲۲آبان۱۳۹۶
هر وقت مطلبی برای نوشتن ندارم و ذهنم از تکاپو می افتد، وبلاگ های به روزشدهٔ بیان را مرور می کنم. گاهی جذب عنوان مطالب می شوم و گاهی گرفتار سه خط اول!
کم پیش می آید تا تهِ متن های طولانی را بخوانم. نه اینکه آن متن بی ارزش باشد؛ فقط حوصلهٔ خواندن متن های طولانی را ندارم؛ به خصوص که انتخابم تصادفی باشد.
از آن طرف هم، برخی متن ها را نخوانده رها نمی کنم؛ مثلاً اگر متنی منشأ الهام باشد یا قلم روان باشد یا واژه های کمیابش کم نباشد، واژه به واژه می خوانمش.
اما همیشه سعی می کنم بیش از سه هدف را نشانه بگیرم: هدف اول الهام گرفتن، هدف دوم واژه ی ، هدف سوم آشنایی با نحوهٔ به کارگیری واژه ها، هدف چهارم آشنایی با دنیای دیگران و هدف پنجم بداهه نویسی.
یک کم گنده گویی و حاشیه رفتم. اصل مطلب خط اول است، به علاوهٔ همین دو خط: بداهه نویسی را توصیه می کنم به خودم؛ بداهه نویسی زیر متن های بروبچه های بیان.
محمدباقر قنبری نصرآبادی ۲۲:۴۵ ۲۲آبان۱۳۹۶
هر وقت مطلبی برای نوشتن ندارم و ذهنم از تکاپو می افتد، وبلاگ های به روزشدهٔ بیان را مرور می کنم. گاهی جذب عنوان مطالب می شوم و گاهی گرفتار سه خط اول!
کم پیش می آید تا تهِ متن های طولانی را بخوانم. نه اینکه آن متن بی ارزش باشد؛ فقط حوصلهٔ خواندن متن های طولانی را ندارم؛ به خصوص که انتخابم تصادفی باشد.
از آن طرف هم، برخی متن ها را نخوانده رها نمی کنم؛ مثلاً اگر متنی منشأ الهام باشد یا قلم روان باشد یا واژه های کمیابش کم نباشد، واژه به واژه می خوانمش.
اما همیشه سعی می کنم بیش از سه هدف را نشانه بگیرم: هدف اول الهام گرفتن، هدف دوم واژه ی ، هدف سوم آشنایی با نحوهٔ به کارگیری واژه ها، هدف چهارم آشنایی با دنیای دیگران و هدف پنجم بداهه نویسی.
یک کم گنده گویی و حاشیه رفتم. اصل مطلب خط اول است، به علاوهٔ همین دو خط: بداهه نویسی را توصیه می کنم به خودم؛ بداهه نویسی زیر متن های بروبچه های بیان.
محمدباقر قنبری نصرآبادی ۲۲:۴۵ ۲۲آبان۱۳۹۶
بانهایت تاثروتاسف درگذشت مرحوم روح الله چهاردیوار قلعه نی(فرزند خدابخش) باتفاق همسرش براثر سانحه رانندگی درشامگاه 94/06/29 رابه اطلاع دوستان وآشنایان وهم ولایتی های عزیز میرساند .بدینوسیله به نیابت تمامی بروبچه های دورازوطن مصیبت مولمه وارده را به خانواده محترم چهاردیوار وخانواده های وابسته  تسلیت عرض میکنیم.مراسم : تشییع وتدفین :دوشنبه 94/6/30گ ار ی قلعه نی ترحیم :6/31 و94/7/1صبح وبعدازظهرمسجد مهدیه قلعه نی 
به نظرم می شه یه پویش ساده و کاربردی راه انداخت... هر کی تو مجموعه خودش - تو کانال یا فضایی که برای بروبچه هاشون داره - این رو مطرح کنه که: بچه ها بیایم هرکدوممون یه نعمتی که خدا بهمون داده رو بهش بپردازیم... بعدش یه فراخوان تو قالب #پویش راه بندازید به نام #خدایا_شکرت... و بعد همین نعمت هایی که بچه ها می گن رو منتشر کنید... خودش بهونه ای می شه برای اینکه هم فکر کنیم رو نعمت های خدادادی! و هم فضایی ایجاد می شه برای نشر این نعمت هایی که برای خیلیامون هست و ازشون غافلیم... این پیشنهاد تو فضای دانش آموزی برای کانال های مدارس و یا مساجد - مربیان و متربیان - می تونه مفید باشه... حالا بقیه خلاقیتش با خود شما... می تونید به بهترین بازخورد و پیام بچه ها، جایزه هم بدید... می تونید از کتاب توحید مفضّل هم کمک بگیرید!
به نظرم می شه یه پویش ساده و کاربردی راه انداخت... هر کی تو مجموعه خودش - تو کانال یا فضایی که برای بروبچه هاشون داره - این رو مطرح کنه که: بچه ها بیایم هرکدوممون یه نعمتی که خدا بهمون داده رو بهش بپردازیم... بعدش یه فراخوان تو قالب #پویش راه بندازید به نام #خدایا_شکرت... و بعد همین نعمت هایی که بچه ها می گن رو منتشر کنید... خودش بهونه ای می شه برای اینکه هم فکر کنیم رو نعمت های خدادادی! و هم فضایی ایجاد می شه برای نشر این نعمت هایی که برای خیلیامون هست و ازشون غافلیم... این پیشنهاد تو فضای دانش آموزی برای کانال های مدارس و یا مساجد - مربیان و متربیان - می تونه مفید باشه... حالا بقیه خلاقیتش با خود شما... می تونید به بهترین بازخورد و پیام بچه ها، جایزه هم بدید... می تونید از کتاب توحید مفضّل هم کمک بگیرید!
هر وقت مطلبی برای نوشتن ندارم و ذهنم از تکاپو می افتد، وبلاگ های به روزشدهٔ بیان را مرور می کنم. گاهی جذب عنوان مطالب می شوم و گاهی گرفتار سه خط اول!
کم پیش می آید تا تهِ متن های طولانی را بخوانم. نه اینکه آن متن بی ارزش باشد؛ فقط حوصلهٔ خواندن متن های طولانی را ندارم؛ به خصوص اگر انتخابم تصادفی باشد.
از آن طرف هم، برخی متن ها را نخوانده رها نمی کنم؛ مثلاً اگر متنی منشأ الهام باشد یا قلم روان باشد یا واژه های کمیابش کم نباشد، واژه به واژه می خوانمش.
همیشه سعی می کنم بیش از سه هدف را نشانه بگیرم: هدف اول الهام گرفتن، هدف دوم واژه ی ، هدف سوم آشنایی با نحوهٔ به کارگیری واژه ها، هدف چهارم آشنایی با دنیای دیگران و هدف پنجم بداهه نویسی.
یک کم گنده گویی و حاشیه رفتم. اصل مطلب خط اول است، به علاوهٔ همین دو خط: بداهه نویسی را توصیه می کنم به خودم؛ بداهه نویسی زیر متن های بروبچه های بیان.
محمدباقر قنبری نصرآبادی ۲۲:۴۵ ۲۲آبان۱۳۹۶
هر وقت مطلبی برای نوشتن ندارم و ذهنم از تکاپو می افتد، وبلاگ های به روزشدهٔ بیان را مرور می کنم. گاهی جذب عنوان مطالب می شوم و گاهی گرفتار سه خط اول!
کم پیش می آید تا تهِ متن های طولانی را بخوانم. نه اینکه آن متن بی ارزش باشد؛ فقط حوصلهٔ خواندن متن های طولانی را ندارم؛ به خصوص اگر انتخابم تصادفی باشد.
از آن طرف هم، برخی متن ها را نخوانده رها نمی کنم؛ مثلاً اگر متنی منشأ الهام باشد یا قلم روان باشد یا واژه های کمیابش کم نباشد، واژه به واژه می خوانمش.
همیشه سعی می کنم بیش از سه هدف را نشانه بگیرم: هدف اول الهام گرفتن، هدف دوم واژه ی ، هدف سوم آشنایی با نحوهٔ به کارگیری واژه ها، هدف چهارم آشنایی با دنیای دیگران و هدف پنجم بداهه نویسی.
یک کم گنده گویی و حاشیه رفتم. اصل مطلب خط اول است، به علاوهٔ همین دو خط: بداهه نویسی را توصیه می کنم به خودم؛ بداهه نویسی زیر متن های بروبچه های بیان.
محمدباقر قنبری نصرآبادی ۲۲:۴۵ ۲۲آبان۱۳۹۶
هر وقت مطلبی برای نوشتن ندارم و ذهنم از تکاپو می افتد، وبلاگ های به روزشدهٔ بیان را مرور می کنم. گاهی جذب عنوان مطالب می شوم و گاهی گرفتار سه خط اول!
کم پیش می آید تا تهِ متن های طولانی را بخوانم. نه اینکه آن متن بی ارزش باشد؛ فقط حوصلهٔ خواندن متن های طولانی را ندارم؛ به خصوص اگر انتخابم تصادفی باشد.
از آن طرف هم، برخی متن ها را نخوانده رها نمی کنم؛ مثلاً اگر متنی منشأ الهام باشد یا قلم روان باشد یا واژه های کمیابش کم نباشد، واژه به واژه می خوانمش.
همیشه سعی می کنم بیش از سه هدف را نشانه بگیرم: هدف اول الهام گرفتن، هدف دوم واژه ی ، هدف سوم آشنایی با نحوهٔ به کارگیری واژه ها، هدف چهارم آشنایی با دنیای دیگران و هدف پنجم بداهه نویسی.
یک کم گنده گویی و حاشیه رفتم. اصل مطلب خط اول است، به علاوهٔ همین دو خط: بداهه نویسی را توصیه می کنم به خودم؛ بداهه نویسی زیر متن های بروبچه های بیان.
محمدباقر قنبری نصرآبادی ۲۲:۴۵ ۲۲آبان۱۳۹۶
البته که جبهه بود , اول آدم سازی و بعد , آن سرزمین مقدس بروبچه هایی را در خود پرورش داد که بزرگترین مراکز نظامی دنیا هم قادر به ساختن چنین نیروهایی نیستند. پس از یک سال حضور در جبهه , احمد به قول خودش رعیت بود و به جبهه آمد , آنقدر چیز یاد گرفت و همه فن حریف شد که بتواند در عالی سطوح تصمیم گیری برای دفاع مقدس شرکت نماید . بعدها با اینکه جنگ سخت شد و حضور در آن تحملی خ می طلبید باز احمد جبهه را بهتر از همه جای دنیا می دانست . او در یکی از جلسات مهم تصمیم گیری برای ادامه عملیات در شرایط سخت , خطاب به فرماندهان حاضر در جلسه می گوید : \” کجا بهتر از جبهه است ؟ ما هرچه داریم از جبهه داریم . ما یک آدمی بوده ایم که چندسال درس خوانده بودیم و رعیت بودیم و آمدیم این جا , کشاورز بودیم آمدیم این جا که جنگ یاد گرفتیم , مسائل دنیا را سر در آوردیم . کجا بهتر از جبهه است ؟ \”

بانهایت تاثروتاسف درگذشت مرحومه آتوصدیقه دعواتی(همسراکبرحاج خانجان) رابه اطلاع دوستان وآشنایان وهم ولایتی های عزیز میرساند .بدینوسیله به نیابت تمامی بروبچه های دورازوطن مصیبت مولمه وارده را به خانواده محترم مولوی ودعواتی وخانواده های وابسته  تسلیت عرض میکنیم.مراسم : تشییع وتدفین :دوشنبه 94/10/7گ ار ی قلعه نی ترحیم :7 و8و94/10/9صبح وبعدازظهرمسجد مهدیه قلعه نی
منبع خبر:  برادر عزیزمان جناب آقای علیرضامولوی فرزند حاج نوروزمدیریت محترم فروشگاه الکتریکی بابابرقی واقع در فلکه 22بهمن تربت حیدریه


مجله ویدئو گیمینگ apareatives سلام رفقا. ارکین اینجاست با گیم پلی اپیزود دوم بازی ایرانی «غیر قابل تصور»، کاری از بروبچه های استودیوی devl
لینک های : کیفیت 180p | کیفیت 270p | کیفیت 360p | کیفیت |
تیم ملی والیبال ایران با پیروزی مقابل تیم اول رده بندی جهان برای نخستین بار در تاریخ به جمع چهار تیم برتر لیگ جهانی صعود کرد. در پایان این مسابقه غفور به تنهایی 23 امتیاز گرفت و به این ترتیب وی امتیازآورترین بازیکن میدان شد. پس از غفور، لوکارلی از برزیل با 17 امتیاز در جایگاه بعدی قرار گرفت. احسنت و خسته نباشید به بروبچه های تیم ملی والیبال تیم ملی والیبال ایتالیا با پیروزی 3 بر صفر مقابل استرالیا به عنوان تیم اول گروه h به مرحله نیمه نهایی لیگ جهانی صعود کرد. این تیم در مرحله نیمه نهایی از ساعت 23 امروز (شنبه) به مصاف برزیل، تیم دوم گروه i می رود.

به این ترتیب، ایران که با برتری 3 بر یک مقابل برزیل به عنوان تیم اول به نیمه نهایی راه پیدا کرده از ساعت 20 امروز (شنبه) در سالن نلسون ماندلای شهر فلورانس با تیم ملی روبرو می شود.

واقعا از حیث برگزاری و تدارکات باید به آقای آیتی, ناصر یعقوب نژاد, مهدیزاده, رستمی, شکوهی نیا و .... بقیه بروبچه های همایش دست مریزاد گفت که با همه محدودیت ها و سختی ها, همایش را بسیار عالی برگزار د و مهمان نوازیشان فوق العاده بود. خود من قبل از شروع همایش فکر نمی با وجود دوری راه استقبال چندانی از همایش شود اما حضور دانشجویان در این همایش چشمگیر و عالی بود. الحق که همشهریان غلامحسین شکوهی نشان دادند که افرادی توانمند و دانش دوست هستند. در پست اول امسال مجموعه فایل های صوتی تصویری و مقالات را برایتان به اشتراک می گذارم. http://ssmovahed. کلیپ خوشامدگویی همایش فایل صوتی مراسم افتتاحیه مجموعه مقالات پوستری مجموعه مقالات سخنرانی مجموعه مقالات چاپی
امسال به دلیل فشار کاری ، بسیاری از مراسمات مرتبط با روزخبرنگار را نتوانستم بروم. هرچند برخی ادارات مراسم نداشتند . اما یک موردی برایم پیش آمد که نتوانستم نروم و بالا ه امروز با جمعی از دوستان خبرنگار در کنار کارشناسان محیط زیست به دعوت اداره کل محیط زیست استان گیلان به دیدار از تالابهای گیلان رفتیم . من به دو چیز خیلی حساسم یکی صنعت گیلان است و دیگری محیط زیست گیلان و گردشگری گیلان که هم صنعت است و هم به محیط زیست مرتبط ، به همین دلیل وقتی دوستان اطلاع دادند با کمال میل در این سفر همراهشان شدم . دست مریزاد به دوستان و بروبچه های محیط زیست گردشی کوتاه ولی متنوع و پربار ، راستش امروز اصلا دنبال خبر و گزارش نبودم . با این که سوژه بسیار جذ برای مستند بود دوربین نبردم . مزاحم تیم عکاسی و تصویربرداری هم نشدم . امروز خواستم صرفا تماشا کنم و بس . البته دوستان جدیدی هم پیدا . و چند سوژه برای گزارش.  که از فردا کلید می زنم. البته طبق معمول یکی را مستند کار می کنم.بقیه را گزارشی و یا حداقل خبری کار می کنم. فعلا سه گزارش تهیه و دادم به سردبیران برای انتشار . چند ساعتی برای هماهنگی با منابع طول کشید . خیلی دوست داشتم یک مستند با موضوع تالابهایی که امروز رفتیم کار کنم .   امروز وقتی لوکیشنها (( پناهگاه حیات وحش سلکه ، تالاب انزلی ، مرکز اورژانس حیات وحش سلکهو  ، مرکز طبیعت گردی روستای جیرسرباقر )) رو دیدم ، فکر برخی نماهنگها را در این لوکیشنها کار کنیم.https://gilan.doe.ir/portal/picture/?749880/dfgh فوق العاده است . البته باید متن آهنگها رو ببینم و بعد برنامه ریزی کنم . خلاصه امروز روز خوبی بود : دست مریزاد به دوستان و بروبچه های محیط زیست جهت اطلاع :دوستان در روابط عمومی اداره کل حفاظت محیط زیست گیلان روزخبرنگار را مغتنم شمرده و در حاشیه یک تور خبری با حضور مدیر کل حفاظت محیط زیست گیلان از زحمات خبرنگاران پرتلاش تقدیر د . در این تور نیم روزه خبرنگاران از پناهگاه حیات وحش سلکه ، مرکز اورژانس حیات وحش سلکهو ، مرکز طبیعت گردی روستای جیرسرباقر و اقدامات انجام شده برای احیا و حفظ محیط زیست منطقه بازدید د. منطقه پناهگاه حیات وحش سلکه در محدوده ای به مساحت ۳۶۰ تار به عنوان پناهگاه حیات وحش مشخص شده ، که در قسمت جنوب تالاب انزلی و در محدوده  صومعه سرا قرار دارد ، از شمال به تالاب از جنوب به مزارع هنده و صوفیانده از غرب به رودخانه هند و از شرق به رودخانه تراب می رسد . تالاب سلکه و سایر تالابها فقط از جنبه زیستگاهی حائز اهمیت نیستند و بدلیل تأثیرات اکولوژیکی خود وضعیت متعادل و پایداری به منطقه می دهند و به همین جهت عدم حفاظت از آن باعث می شود روند ت یب از حوزه تالاب فراتر رفته و دامنه وسیعتری پیدا کرده و بازتاب آن مستقیماً به وضعیت اقتصادی و اجتماعی منطقه لطمه وارد نماید و گاهی اوقات این صدمات غیر قابل برگشت می باشند. از طرف دیگر تالابها دارای شرایط زیستی ویژه ای می باشند. بطوریکه گونه های خاص و ارزشمندی را به طرف خود جلب می نمایند، در این صورت حفظ این ویژگی ها یکی از هدف های عمده در مدیریت تالاب محسوب می شود.
سلام به همه قبل از هرچیز یه خدا قوت! به بروبچه های گروه جزوه که زحمت میکشند و جزوه ها را تهیه میکنند . اما چند مطلب: 1: کتب ت ت هم از اشتباه مصون نیستند چه برسه به جزوه های ما! از اونجایی که نویسنده جزوه خودش هم تازه مطالب سرکلاس به گوشش خورده و شاید پاک نویس کننده نتونسته یه جاهای دست خط نویسنده را بخونه و همچنین عجله واسه تحویل جزوه سروقت باعث میشه که اشکالاتی به وجود بیاد. الحمدلله اکثر جزوه ها با آماری که من دارم مورد رضایت بوده و تک و توک بد بودند. دوستان خی ون را همین جا راحت کنم که بازبینی نهایی جزوه ها انجام میشه و اصلاحات به دستتون میرسه حتی شده اگه یه جلسه را از نو جزوه بدیم. برنامه ریزی بازبینی جزوه فیزیو جلسات جمالی و نهاوندی داره انجام میشه که جزییاتش را باید توی یه پست جدا بذارم 2:به خاطر امتحان ها جزوات سری هشتم و نهم ،شنبه ها ارائه میشه. 3:به خاطر سبک ی ان بیان مطلب در جلسات فیزیولوژی گردش خون نصری نژاد ، جزوه جلسات باقی مانده از جزوه مهر92 ارائه میشود. لذا فردی که برای جزوات فیزیولوژی در برنامه گروه جزوه نام برده میشود باید صدای را گوش داده و جزوه مهر را تصحیح و تکمیل کند.( اصلاحات و اضافات در برگه پاک نویس مخصوص گروه جزوه نوشته شود لطفا) 4: جزوه های آناتومی و اخلاق و شه هم در حال نگارش اند که تا قبل از امتحان هریک ارائه میشوند 5: این را هم به اطلاعتون برسونم که در صورت غیاب بنده ،خانم معصومی وظیفه هماهنگی گروه جزوه را برعهده دارند. 6: و اما برنامه این چند روز دوشنبه 3/9*بهداشت * زهرا نعیمایی و فرشته میرزایی 4/9*تغذیه* گلاره گل بابایی و فاطمه احمدی چهارشنبه 5/9*فیزیولوژی *عارف ناسوتی چهارشنبه 5/9 *بلوک1*آیدا قربانپور و بیتا دیناروند
درودم را تقدیم بروبچه های سایبری می کنم که هر از چند وقت با اخباری اینچنینی نشان میدهند فضای اینترنت و فضای موبایلی را در رصد کامل خود داشته و با قدرت با جرائم در این محیط مبارزه می کنند دستگیری تعدادی از مدیران گروه ها و کانال های شبکه های اجتماعی موبایلی مدیران 450 صفحه، کانال و یا گروه در شبکه های اجتماعی موبایلی دعوت، احضار یا دستگیر شده اند. به گزارش گرداب تعدادی از افرادی که در حوزه های ضد امنیت اخلاقی، چرخه مدلینگ مجرمانه و توهین به عقاید دینی مردم فعالیت می د، شناسایی و دستگیر شدند. بر اساس این گزارش این اقدام در پی افزایش سطح مطالبات عمومی جامعه برای برخورد با مجرمان مجازی و با هدف حمایت از کیان خانواده و جامعه ی صورت گرفته است. بر همگان روشن است که گسترش روز افزون شبکه های اجتماعی در کنار مزایای آن، آسیب های فراوانی را نیز ایجاد کرده است. افزایش بیش از پیش محتوای ضد اخلاقی و ضد ارزشی که کیان خانواده را هدف قرار داده، از جمله این آسیب هاست.
ادامه مطلب
هم سگ ید و فروش می کرد، هم دعواهاش حس سگی بود!! یک روز داشـت می رفـت سمـت کوهسنگی برای دعوا(!) و غذا خوردن که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش می کنه. شهید چمـران از ماشیـن پیاده شد و دست اونو گرفت و گفـت: ”فکر کردی خیلی مردی؟!“ رضا گفت : بروبچه ها که اینجور میگن…..!!! چمران بهش گفت : اگه مردی بیا بریم جبهه!! به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه……! مدتی بعد........ شهید چمران تو اتاق نشسته بود که یه دفعه دید داره صدای دعوا میاد….! چند لحظه بعد با دستبند، رضارو آوردن تو اتاق و انداختنش رو زمین و گفتن: ”این کیه آوردی جبهه؟!“ رضا شروع کرد به دادن. ( ای رکیک!) اما چمران مشغول نوشتن بود! وقتی دید چمران توجه نمی کنه، یه دفعه سرش داد زد: ”آهای کچل با تو ام…..! “ یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت: ”بله عزیزم! چی شده عزیزم؟ چیه آقا رضا؟ چه اتفاقی افتاده؟“ رضا گفت: داشتم می رفتم بیرون که سیگار ب م ولی با دژبان دعوام شد!!!! چمران: ”آقا رضا چی میکشی؟!! برید براش ب ید و بیارید…..!“ چمران و آقا رضا تنها تو سنگر… رضا به چمران گفت: میشه یه دو تا بهم بدی؟! کِشیده ای، چیزی؟!! شهید چمران: چرا؟! رضـا: مـن یه عمر به هرکی بدی ، بهم بدی کرده….! تا حالا نـشده بود به ی بدم و اینطور برخورد کنه….. شهید چمـران: اشتباه فکر می کنی…..! یکی اون بالاست که هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمی کنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده! هِی آبـرو بهم میده….. تو هم یکـیو داشتی که هِی بهش بدی می کردی ولی اون بهت خوبی می کرده…..! منم با خـودم گفتم بذار یه بار یکی بهم بده و منم بهش بگم بله عزیزم…..! تا یکمی منم مثل اون (خدا) بشم …! رضا جا خورد!…. … رفت و تو سنگر نشست. آدمی که مغرور بود و زیر بار ی نمی رفت، زار زار گریه می کرد! تو گریه هاش می گفت: یعنی یکی بوده که هر چی بدی بهم خوبی کرده؟؟؟؟ اذان شد. رضا اولین عمرش بود. رفت وضـو گرفت. … سر ، موقـع قنـوت صدای گـریش بلند شد!!!! وسط ، صدای سوت خمـ اومد. پشت سر صدای خم هم صدای زمین افتادن اومد….. رضارو خدا واسـه خودش جدا کرد……! (فقط چند لحظه بعد از توبه ش) یه توبه و نمـاز واقعی…
هوالحکیم
تندیس تمام قد اعتماد به «امریکا»
«متعصب»،«دیوانه»،«کله شق»، «وحشی»، «عوام فریب»، «نامعقول»،«فسادگر»،«فریب کار» و چندین صفت مثل اینها، تنها بخشی از توصیفات امریکایی ها و انگلیسی ها از « محمد مصدق» است. مردی که تجسم اراده ی ملت شده بود و تصویری از آرمان ها و امیدهای مردم ش ت خورده ی ایران! «مصدق» پرتره ی یک قهرمان بود در قلب ملت ایران. چنگ انداخته بود بر صورت استعمار و «نفت»، این سرمایه ی عظیم را، به همت مردم،ملی کرده بود. همه، از کارگران رنج کشیده و آفتاب سوخته ی شرکت نفت تا روشنفکران چپگرا و ون مذهبی، به او «امید»بسته بودند. 28 ماه دوران نخست ی او، می توانست طولانی تر باشد و رویاهایی فراتر از ملی شدن نفت را عملی کند؛ اگر «مصدق» قدر حمایت گروه های مختلف را می دانست. اگر به «ف ان » ستم نمی کرد، اگر با شمایلی دیکتاتور مآبانه، مجلس شورای ملی را منحل نمی کرد، اگر بی محابا، از ترس روباه به گرگ، و از هراس انگلیس به امریکا پناه نمی برد. اگر قدر «مردم»را می دانست.
مصدق، در 28 مرداد 32، وقتی اوباش به منزلش حمله د و داشت از پشت بام خانه های اطراف راه فراری می جست، تنها بود. دیگر خبری از مردم 30 تیر 31 نبود. دیگر خبری از فتوای تاریخی آیت الله کاشانی نبود. پیرمرد بلندقد ِ حالا خمیده، دیگر مردمی نداشت که با خون خود بر درودیوار شهر بنویسند«یا مرگ یا مصدق». مصدق، قدر آنها را ندانسته بود، یکه تازی می کرد،تنه به تنه ی دیکتاتورها می زد، دست دوستی به سمت امریکا دراز می کرد و حاصلش شد برباد رفتن آرزوهای یک ملت رنج کشیده و ورود ایران به دالان تاریک 25 سال دیکتاتوری پهلوی. و پیرمرد، کنج خانه ای در احمدآباد،شد تندیسی تمام قد از ثمره ی اعتماد به امریکا!
***
پ.ن: برای آنکه بیشتر از «کودتا» و «آقای نخست » بدانیم، دو پیشنهاد دارم. اولی کت است از یرواند آبراهمیان،نویسنده ی ارمنی،با سوابق فعالیت در حزب توده و از مخالفین جدی ، که با این رزومه ی درخشان(!) هم ناتوان است در تطهیر امریکا و انگلیس و اعتراف می کند به نقش پررنگ این دو اسطوره ی استعمار در سفوط مصدق. دومی هم مستندی است از بروبچه های «سفیر » که دو روز پیش رونمایی شد. راویان این مستند، به جز یک نفر که محمدمهدی عبدخ باشد، همگی از سران و بزرگان سابق و فعلی جبهه ملی و نهضت هستند. شنیدن روایت اشتباهات مصدق، از زبان اینها قشنگ تر است!
من و یه ع به یادموندنی 13به دری

ظهر 13 به در 95 . سیزده به در 95 . منظره پشت خونه-باغمون . مقابل نسیم و زیرِ نم نم ملایم بارون . هوا توپ 2نفره و من طبقِ معمول 1نفره








من در باغ گردو و آلبالو

در عین حال که زندگیمو خیلی دوست دارم همیشه شادم و میخندم احساس میکنم هیچ تعلقی به این دنیا ندارم و با وجدانی پاک و خاطری آسوده هرلحظه آماده رفتنم .










من و تک ستاره زندگیم * * * مادرم * * * ( سرکار خانم قنبری , بازنشسته و مدیر سابق مدرسه غیرانتفاعی دخترانه سما و هدف ورامین )

این مادر بهترین حامیِ من و کاروزندگیمه . 40ساله که مدیر مدارس و دبیرستان های استان تهران و شهر ورامین هستند . 11سال پیش (سال85) بازنشسته شدند . کارشناس ادبیات فارسی هستند . تخصص دیگشون علوم اجتماعیه . علاقه ویژه ای به تدریس و تعلیم دادن دارند . درکنار مدیریت به تدریس دروس ادبیات فارسی ، علوم اجتماعی ، جغرافی و تاریخ مشغول و فعالند . بااینکه 11سال پیش (سال85) بازنشست شدند ولی هنوز دارن به فعالیتشون بعنوان مدیر و مؤسس ادامه میدن . من بیش از 90% پیشرفتای امروزمو مدیون پایه ریزی ها و سرمایه گذاری های پدرومادرم هستم . ( مخصوصاً همین مادرم که تک ستاره زندگیمه )










ع ِ شخصی من با پشت زمینه درخت های گردو










اوایل تابستان95 , نزدیک غروب آفتاب .
من و حسی خاص در دهه اول تیرماه...!

تیرماه برام جزء ماههای خاصه . در این ماه اتفاقات خاصی افتاده . فقط خودم میدونم . چیز بیشتری نمیتونم بگم , جز افسوس افسوس و صد افسوس!!!





roozbeh farhang , roozbeh_farhang , engineer farhang , engineerfarhang , engineer roozbeh farhang , engineerroozbehfarhang , mohandes farhang , mohandes roozbeh farhang , mohandes_roozbeh_farhang روزبه فرهنگ , روزبه فرهنگ , فرهنگ ,, mohandesroozbehfarhang , mohandes_farhang , engineer_farhang , roozbeh_farhang , engineer_roozbeh_farhang , mohandesfarhang , roozbehfarhang ,
سلام بچه ها اول شهریور تولد وبلاگم بود...1 ساله شد امیدوارم تو این یه سال تو وبلاگم بهتون خوش گذشته باشه من تمام سعیمو همیشه ع ای قشنگ بزارم و به وباتون سربزنم و براتون کامنت بزارم...اگه کوچیکی دیگه خودتون ببخشید ماریو هم که رفت امیدوارم هرجا که می ره موفق باشهرفیقه استفان بود اس اس آسیایی هم که بازم طوفان به پا کرد تبریک به همه بروبچه هاس آبی ع ای استفان سمت چپیه استفانه...ع واس سال 2002 امیدوارم خوشتون بیاد