السابقون

طبق اعتقاد مسلّم اهل سنت ، انی که در قضیه کشته شدن عثمان شرکت داشته اند ، کافر ، ظالم ، فاسق و اهل آتش هستند.

ابن حزم اندلسی می گوید :

فقتلوه ولا خیر من ذلک عند أحد لعن الله من قتله والراضین بقتله فما رضی أحد منهم قط بقتله ... فساق محاربون ساف دما حراما عمدا بلا تأویل على سبیل الظلم والعدوان فهم فساق ملعون .
 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

تا وقتی (صلی الله علیه و آله وسلم ) زنده بودند شیعه وسنی نبود . همه بود .
بعد از ما شیعیان فقه خودمان را از اهل بیت گرفتیم و اهل سنت از چهار تا عالم دیگه ، احمد حنبل ، ابو حنیفه ، مالک و شافعی
هنوز یک دقیقه نشده!!

اولا : ما که فقه مان را از اهل بیت گرفتیم سه تا آیه داریم ،قرآن راجع به اهل بیت (علیهم السلام ) وقتی به کلمهاهل بیت که می رسه می فرماید : یطهرکم تطهیرا ( احزاب ۳۳ )
یطهرکم یعنی معصومند .هیچ نگفته یطهرکم مال ابو حنیفه و شافعی هست .نه شیعه گفته نه سنی .
دوما : اهل بیت قرن اول هجری بودند ، اما چهار تا عالم سنی یعنی ابوحنیفه و شافعی و مالکی و احمد حنبل مال قرن دوم هجری بودند .
اهل بیت یک قرن از اونها جلوتر بودند .
قرآن می فرماید "و السابقون السابقون اولئک المقربون " (واقعه ۱۰و۱۱)
سوما : تمام اهل بیت شهید شدند ، یکی از علماء اهل سنت سیلی نخوردند .
قرآن می فرماید : "فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما " (نساء ۹۵)

یک دقیقه من تموم شد .
ما شیعه هستیم بدلیل اینکه:
یک : ما فقه مان را اهل بیت گرفتیم معصومند (یطهرکم تطهیرا )
دو :یک قرن جلوترند ( و السابقون السابقون )
سوم : همه ائمه شهید شدند ( قتلوا فی سبیل الله )
شما اهل سنت اگر می توانید یک آیه بخوانید که چرا دینت را از ابوحنیفه گرفتید؟

حجت ال محسن قرائتی:
تا وقتی (صلی الله علیه و آله وسلم ) زنده بودند شیعه وسنی نبود . همه بود .
بعد از ما شیعیان فقه خودمان را از اهل بیت گرفتیم و اهل سنت از چهار تا عالم دیگه ، احمد حنبل ، ابو حنیفه ، مالک و شافعی
هنوز یک دقیقه نشده!!

اولا : ما که فقه مان را از اهل بیت گرفتیم سه تا آیه داریم ،قرآن راجع به اهل بیت (علیهم السلام ) وقتی به کلمه اهل بیت که می رسه می فرماید : یطهرکم تطهیرا ( احزاب ۳۳ )
یطهرکم یعنی معصومند .هیچ نگفته یطهرکم مال ابو حنیفه و شافعی هست .نه شیعه گفته نه سنی .
دوما : اهل بیت قرن اول هجری بودند ، اما چهار تا عالم سنی یعنی ابوحنیفه و شافعی و مالکی و احمد حنبل مال قرن دوم هجری بودند .
اهل بیت یک قرن از اونها جلوتر بودند .
قرآن می فرماید "و السابقون السابقون اولئک المقربون " (واقعه ۱۰و۱۱)
سوما : تمام اهل بیت شهید شدند ، یکی از علماء اهل سنت سیلی نخوردند .
قرآن می فرماید : "فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما " (نساء ۹۵)

یک دقیقه من تموم شد .
ما شیعه هستیم بدلیل اینکه:
یک : ما فقه مان را اهل بیت گرفتیم معصومند (یطهرکم تطهیرا )
دو :یک قرن جلوترند ( و السابقون السابقون )
سوم : همه ائمه شهید شدند ( قتلوا فی سبیل الله )
شما اهل سنت اگر می توانید یک آیه بخوانید که چرا دینت را از ابوحنیفه گرفتید؟

++ در یک دقیقه+ با سه آیه قرآن،اثبات خلافت بلافصل،اثبات حقانیت شیعه،علی، المومنین+علیه السلام

  در یک دقیقه با سه آیه قرآن حقانیت شیعه را اثبات میکند
حجت ال محسن قرائتی:
تا وقتی (صلی الله علیه و آله وسلم ) زنده بودند شیعه وسنی نبود . همه بود .
بعد از ما شیعیان فقه خودمان را از اهل بیت گرفتیم و اهل سنت از چهار تا عالم دیگه ، احمد حنبل ، ابو حنیفه ، مالک و شافعی
هنوز یک دقیقه نشده!!

اولا : ما که فقه مان را از اهل بیت گرفتیم سه تا آیه داریم ،قرآن راجع به اهل بیت (علیهم السلام ) وقتی به کلمه اهل بیت که می رسه می فرماید : یطهرکم تطهیرا ( احزاب ۳۳ )
یطهرکم یعنی معصومند .هیچ نگفته یطهرکم مال ابو حنیفه و شافعی هست .نه شیعه گفته نه سنی .
دوما : اهل بیت قرن اول هجری بودند ، اما چهار تا عالم سنی یعنی ابوحنیفه و شافعی و مالکی و احمد حنبل مال قرن دوم هجری بودند .
اهل بیت یک قرن از اونها جلوتر بودند .
قرآن می فرماید "و السابقون السابقون اولئک المقربون " (واقعه ۱۰و۱۱)
سوما : تمام اهل بیت شهید شدند ، یکی از علماء اهل سنت سیلی نخوردند .
قرآن می فرماید : "فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما " (نساء ۹۵)

یک دقیقه من تموم شد .
ما شیعه هستیم بدلیل اینکه:
یک : ما فقه مان را اهل بیت گرفتیم معصومند (یطهرکم تطهیرا )
دو :یک قرن جلوترند ( و السابقون السابقون )
سوم : همه ائمه شهید شدند ( قتلوا فی سبیل الله )
شما اهل سنت اگر می توانید یک آیه بخوانید که چرا دینت را از ابوحنیفه گرفتید؟

++ در یک دقیقه+ با سه آیه قرآن،اثبات خلافت بلافصل،اثبات حقانیت شیعه،علی، المومنین+علیه السلام
باتمام این تفاصیل انسان هایی هم هستند که با کمبودها، گرفتاری ها و مشکلات می سازند و با روحیه ای جهادی به کار خود به خوبی ادامه می دهند. در واقع والسّابقون السّابقون، همین ها هستند.
کارگر آ نیفتاد آن همه انذارها
انحراف از انقلاب است علت هشدارها

قبله چرخاندند از سمت خدا به کدخدا
عبد بزرگ اند قوم خوش پندارها

حمله ور گشتند گرگان در لباس میش ها
قلب پیر ما به درد از دست سازشکارها

بر ولی، قوم منافق گوئیا شوریده اند
در تقابل با امت اند کفتارها

طبل جنگ نهروان گوش فلک را کر نمود
خواب دیگر شد حرام ای لشکر عمارها

مالک و سلمان و مقداد و ابوذرها کجاست
معرکه خالی مباد از قاسم ها

جان و مال و آبرو هستند اگر مقدارها
در دفاع از ولی هستند بیمقدارها

فاطمه نفس علی بودست اما عاقبت
شد سپر ام ها در ره کرارها

آنچه دارد یا ندارد آن سپهسالار داد
تا شنید آ بنفسی انت از دلدارها

*****

گفتن اصل حقیقت خستگی آور که نیست
همصدا با م میگویم از تکرارها

انقل ماندن است رمز بقای انقلاب
ورنه می بلعند ما را جمله استکبارها

انقل یا که غیر انقل !؟ پاسخش؛
شاخص امروزمان شد در صف پیکارها

"انقل ام" اگرچه کفر گوید تندرو
گفته حق "السابقون السابقون" را بارها

تندرو؛ افراطی؛ اینجا نیست جز رد گم کنی
می کشیم از خارج و از این میانه دارها

****

بیش از این خاموش اگر مانند خیل همرهان
کربلایی هست در راه از سر ناچارها

مسعود فریدونی / اسفند 94
related image                                                           ﴿وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً﴾؛[1] این قصّه را که فریقین نقل د این ذوات قدسی روزه داشتند، وجود مبارک فاطمه و حضرت (سلام الله علیهما) هم به همراه حسنین روزه داشتند. سه شب هم متوالی بخشی از سهمیه افطاریه خودشان را به اینها می دادند. ببینید وقتی قرآن یاد می کند می فرماید: ﴿وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً﴾، ما در مدینه اسیر نداشتیم. جنگ هایی که اتفاق می افتاد تحمیل می‎شد بر مسلمان ها؛ هم از ما اسیر می گرفتند هم مسلمین از آنها اسیر می گرفتند. این اسیر جزء کفار حربی بود که آمده برای کشتن مسلمان ها. این علی و اولاد علی(سلام الله علیهم أجمعین) بخشی از افطاریه خود را در آن شب سوم گرسنگی به این اسیر می دهند. اینها را آدم نمی تواند بشناسد. اینکه کافر بود، جنگجو هم که بود، آمده برای از بین بردن ، ولی حضرت می فرماید مادامی که این در دایره مسلمین است و در کشور ی است نباید گرسنه باشد. او را چه ی می تواند بشناسد؟! این است که در این گونه از موارد هیچ چاره ای نیست مگر تکرار همان مبتدا که اگر راهی باشد بخواهد آن مبتدا را معرفی د، آن راه را طی می کند در جاهای دیگر هم این کار را می کند، اما گاهی می گویند که اینها را غیر از خود اینها ی نمی تواند بشناسد، ﴿السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ﴾پی نوشت :1.- سوره انسان آیه 8
هاشمی با اشاره به فناوری های نوین در جهان امروز گفت: «ظالمان به نفسه مرتجع هستند و می خواهند سنتی زندگی کنند و حاضر نیستند تغییری در زندگی آنها اتفاق بیفتد.»
«هاشمی» با اشاره به افکار مرتجعان بیان کرد: برخی می خواهند در گذشته بمانند و سلفی ها، تکفیری ها، و بوکوحرام از این دسته اند که می خواهند آنچه در زمان بوده را اجرا کنند اما به این فکر نمی کنند که در زمان هواپیما، ماشین و تکنولوژی امروزی وجود نداشت و ما به آسمان راه نداشتیم و نمونه سنت پرستی است. آیت الله«هاشمی رفسنجانی» افزود: «نمی توانیم جزیره باشیم و به هیچ جا راه نداشته باشیم و ارتباط برقرار نکنیم. نمی توانیم دنیا را تحریم کنیم و در انزوا را رو به جلو ببریم و مدعی حکومت جهانی باشیم و آنهایی که ظالمون به نفسه هستند، تفکر سلفی دارند و مرتجع هستند.»رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: « انی که به حال و آینده نگاه می کنند، معتدل هستند و تفسیر من از السابقون تفسیر رسمی نیست و اکنون به ذهنم رسید السابقون انی هستند که در آینده تلاش می کنند و افق دیدی برای آینده دارند.»رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین افزود: «فرانسه اعلام کرده که حاضر است در رابطه با گداخت هسته ای نیروهایی را آموزش دهد و این در مذاکرات هسته ای ما هم پیشنهاد شده است.»او با اشاره به اینکه ما نمی توانیم به صورت سنتی فرهنگ فرزندانمان را حفظ کنیم، افزود: «به دلیل وسعت کار و ارتباطات جهانی باید با پیشرفت جهان همسو باشیم.»
پست قبلی باعث شد بفهمم که الحمدلله و المنة دیدگاه دوستان در مورد کارهای جهادی و خدمت به خلق الله در وضعیت کاملاً خیرانه و جهادی گونه ای قرار داره و ی نمیگه که خب اینها وظیفه ی ته و به ما مربوط نیست.
کار خیر و خدمت به طبقات محروم "به ما مربوط نیست" نداره. و هروقت که مطابق استبقوا الخیرات در کار خیر سبقت بگیری ان شالله یه روزی همون السابقون السابقون میشی. انی که در کار خیر می شتابند و پیشتازان امتند. حالا در این پست خواستم شفاف سازی کنم که علت بیان پست قبل این بود که بنده با یک گروه جهادکار لینک شده م که کاملاً از همه جهت مطمئن هستند و تصمیم گرفتن که یه مدرسه ی ویرانه رو بازسازی کنن. مدرسه ای که اونقدر ویرانه ست که سالها دانش آموزان اون منطقه میرفتن شهر مجاور (با فاصله ی 80 کیلومتری!) درس میخوندن. حالا یه نفر(که مورد اعتماد بنده هست) همت کرده میخواد اون مدرسه رو بسازه که بچه ها اینطور سردرگم نباشن. خودش سقفها رو بازسازی کرده، یکی دو تا کلاس رو رنگ کرده، و یه بخشی از سقف رو هم ایزوگام کرده. اما خب طبیعتاً دیگه پول کم آورده! هههه ههه! خیلی از ماها (مثلاً خودم) همیشه دوست داشتیم تو اینطور کارها فعالیت کنیم اما موقعیتش پیش نیومده، یا به خاطر شرایطمون، یا به خاطر اینکه فکر کردیم با ده هزارتومن و صدهزار تومن ما چیزی عوض نمیشه. اما الان موقعیتی پیش اومده که میتونیم مشارکت کنیم و وجوه کمی هم که میتونیم هزینه کنیم هم اثربخش باشه. البته من به اون جناب خیر عرض که بعد از بازسازی مدرسه حتما اگر چیزی باقی موند کار فرهنگی هم انجام بده، چند تا کتاب مفید ب ه تو مدرسه بذاره، مسابقه ی کتابخوانی برگزار کنه و امثالهم که بچه ها به کتابخوانی ترغیب بشن و فقط سازه ی مدرسه تعمیر نشه، بحثهای فرهنگی هم اتفاق بیفته. خلاصه کنم خیلی طولانی شد. اگر "واقعاً" مایل به همکاری و مشارکت در بازسازی این مدرسه ی محروم از حمایت های تی هستید به من پیام بدید براتون شماره ی کارت بفرستم.

قربان شما. :)
برای خوب بودن باید بد نبود.بد را انجام ندهید 1-در نظام زوجیت برای اینکه گناه در خانه نباشد و زوجین تلاش بی وقفه برای این امر داشه باشند،توصیه بر این است که السابقون السابقون اولئک المقربون باشید.با هم مسابقه بگذارید. کارهای مثبت روزانه تان را بنویسید.برای مثال کاغذی تهیه کنید و این نکات را در آن بنویسید و هرکدامش را که انجام دادید جلوی آن برای خود مثبت بگذارید 1- اول وقت 2- حجابِ کامل 3- غذا با تزئین 4- غذا با نیت نذری 5- اخلاقِ خوب 6- ظاهر خوب 7- غر نزدن و.... و هرکاری که درروز انجام دادید و فکر میکنید خوب است برای خود بنویسید و مثبت بگذارید و هرکارِ مثبتی هم که همسرتان انجام داد بنویسید و برایش مثبت بگذارید و در آ ِ شب بخاطرِ کارش تحسینش کنید .برای مثال بگویید به به چه نانِ خوبی یدی... 2- توجه و آرامش بیشترین چیزی ست که اکثریتِ آقایان می خواهند در نظامِ زوجیت برایشان اتفاق بیفتد. 3-برای زندگیتان نقشه ای تعیین کنید.به همسرتان بگویید باید برای زندگیتان نقشه داشته باشید. اساسِ نقشه ی زندگی خود را رضایتِ خدا قرار بدهید.برای مثال برای ید ،غذا درست ، برای مهمانی گرفتن،برای پارک رفتن،برای مسافرت رفتن،برای همه ی کارهای ریز و درشت به نقشه ی زندگیتان نگاه کنید.هدفتان رضایتِ خدا باشد. 4- اگر وقتِ با هم خانه هستید، را به جماعت بخوانید.بین دو یک صفحه قرآن با معنی بخوانید و درباره ی معنی اش با هم حرف بزنید. 5- با همسرتان یک کتابِ دینی که خودش دوست دارد بخوانید.باهم راجع به آن کتاب صحبت کنید.جلسه های مرتبِ دینی هفتگی با هم بروید. را هفته ای یک بار هم که شده در مسجد بخوانید.
جای شما خالی چند روز پیش تصمیم گرفتیم که برای تِد خان زن بگیریم. ابو اسفنجِ خدا بیامرز، که خدا روحش رو قرین رحمت کنه، همیشه توی این موارد جرء السابقون بود. ولی خب پسرش خوب تونسته جای باباشو پر کنه و اولین ی بود که برای تِد آستین بالا زد. اما انگار شوخیش گرفته بود و... . قصه رو خودتون توی ادامۀ مطلب ببینید: ادامه مطلب
هو
شاید این یک توجیه یا گونه ای ناامیدی عمیقِ نامرئی باشه؛ ولی به نظرم هرچه شعور انسان و معرفتش بیشتر می شه وما سعادت مند نیست. سعادت شاید فقط یک جوهر درونی می خواد که می تونه چیزی شبیه لطافت یا رقت قلب یا سبکی روح و خوبیِ درونی باشه یا حتی ندای فطرت؛ و بشر در جهان امروز همه ش رو حاضر شده با پول و و شکم معاوضه کنه از این رو هر تبلیغی، هر کار فرهنگی تیرگی ش رو بیشتر می کنه، لج می کنه... قرآن می گه گروه کمی از آ ا مان مقربند و اکثرا از مردمان نخستین اند این السابقون. پس هرچه بر تعداد ان افزوده شده وما انسان به سمت هدایت بیشتر پیش نرفته...

من اینهارو نمی تونم تحمل کنم. نمی تونم باهاشون حرف بزنم، فقط دوست دارم سرشون داد بزنم! آدمهای خنگ متعصب لجبازِ بی درد... و چقدر ندای فطرت در مستضعفین جامعه قویه... و چقدر کار جهادی برای قشر محروم به نتیجه نزدیک تره تا برای بقیه... و چقدر من بی عرضه ام و بی اراده و سست و بی ایمان. و بی توفیق. و تنها...
- «برو به این مردک ! بگو یا این چند نفر را عزل می کند یا خودم با اردنگی از وزارتخانه بیرونش می کنم.»*
بسم الله
رضا سلام
من از شما عذر می خواهم که تسخیری من -منتخب من؟**- در مقابل ادب و متانت شما، بجز این محتملات مهمل، تراوشاتی ندارد.مقابل شما که دانشمندید، شما که کم حرف و اهل عملید، شما که السابقون دفاع و مقاومت فارس هستید، شما که بورسیه بدون حتی یک برگ cv، بورسیه خارج ادبیات فارسی!! را برنمی ت د.راستش را بخواهید، دوره قبل، سر بزنگاه ورود این آقایان به خانه ملت، به دلایلی، انقدر ناراحت و فورانی بودم که خ ر را محکم روی کاغذ رای کشیدم برای درج یک ضربدر بزرگ. جان، این نوشته را این موقع شب -احتمالا وقت اتمام شبتان- نوشتم که بگویم:«جای آن ضربدر محکم، روی قلبم تیر می کشد. به خاطر خدا عدم حضورم را ببخش!»

* کاش می توانستم مؤدب بودنت را سرزنش کنم، .... که در طریقت ما کافریست رنجیدن :(
** محض اطلاع:http://khabaronline.ir/detail/211402/politics/4389
اصول عقائد ی ( ت) » شیعه یا سنّى؟ در یکى از کشورهاى ى در حضور حدود سیصد نفر از اساتید ، موضوعى را با توجّه به آیات قرآن مورد بحث و سخنرانى قرار دادم. از لطف خدا، مورد توجّه قرار گرفت و یکى از حاضران با صداى بلند گفت: احسنت، خیلى خوب بود ولى حیف که تو شیعه‏اى! بیائید مسلمانان همه با هم یکى بشویم.
گفتم: حرف شما قبول، نه شیعه و نه سنى، فقط قرآن.
تا این مطلب را گفتم مدتى کف زدند و تشویق د. کف زدن‏ها که تمام شد، گفتم: با هم به سراغ قرآن برویم و ببینیم قرآن چه مى‏گوید؟
گفتم: تا زمانى که پیغمبر بود، دوگانگى و اختلاف شیعه و سنّى وجود نداشت و اکرم‏صلى الله علیه وآله الگوى همه بود. «لقد کان لکم فى رسول اللّه اُسوة حسنة»(156)
امّا پس از رحلت دو راه پیدا شد: یکى راه اهل بیت او که ما شیعیان پیرو آنان هستیم و دستمان را در دست آنها گذاشته و فقهمان را از آنها گرفته‏ایم و راه دیگر، راهى است که برادران اهل‏سنت آن را انتخاب کرده‏اند.
دلیل اینکه من شیعه هستم و خط اهل بیت را انتخاب کرده‏ام سه آیه از قرآن است:
1- قرآن در مورد اهل بیت‏علیهم السلام مى‏فرماید: «انّما یُرید اللّه لِیُذهب عنکم الرّجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیراً»(157) خداوند اراده نموده که پلیدى‏ها را از شما اهل بیت دور گرداند و شما را پاک و منزّه گرداند.
خداوند در این آیه به صراحت اعلام فرموده که اهل بیت، از گناه و پلیدى معصومند، آیا راجع به ائمّه اهل سنت چنین مطلبى وجود دارد؟!
2- اهل بیت‏علیهم السلام از همان ابتداى پیش گام بوده و در قرن اول بوده‏اند و قرآن پیشگامان را برترى داده و فرموده است: «و السابقون السّابقون اولئک المقرّبون»(158) در حالى که پیشوایان اهل سنت (یعنى ابوحنیفه، مالک، شافعى و احمد حنبل)، همه سالها پس از آمده و از متولدین قرن دوم هستند.
3- اهل بیت‏علیهم السلام در راه خدا جهاد کرده و به شهادت رسیده‏اند و قرآن مجاهدان در راه خدا را بر دیگران برترى داده است. «فضل اللّه المجاهدین على القاعدین اجراً عظیماً»(159) امّا پیشوایان اهل سنت چنین نبوده‏اند.
آرى، پذیرش اطاعت و ى اهل بیت‏علیهم السلام، مستند به آیات قرآن است، حال شما براى پیروى از دیگران چه دلیل قرآنى دارید؟!
آنان پاسخى جز سکوت نداشتند!
156) سوره احزاب، آیه 21.
157) سوره احزاب، آیه 33.
158) سوره واقعه، آیه 10 و 11.
159) سوره نساء، آیه 95.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) : هر دوستی دنیا و لذائذ آن را بر طلب علم الهی ترجیح
 دهد مستوجب خشم الهی میشود و در پائین ترین درجات آتش دوزخ با جهودان محشور خواهد
بود و درباره چنین افرادی آیه زیر نازل گشته است . سوره بقره آیه 89 : و چون عرضه شد برایشان 
راه راست و شناختند صحیح بودن آنرا پس کفران این نعمت نمودند و از آن روی برتافتند پس لعنت
خدا بر کافران باد.   مکارم الاخلاق صفحه 528
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) : ای بندگان خدا شما همانند بیمارانید و خداوند مانند طبیب 
مصلحت مریض در این است که به دستورات طبیب عمل نماید نه آنکه به چیزی که خود می 
پسندد اظهار تمایل کند پس تسلیم اوامر و دستورات الهی شوید تا به گروه نجات یافتگان بپیوندید
و به خیر و سعادت دست بی د.    مجموعه ورام جلد 2 صفحه 117
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) : در تفسیر قول خدای عزوجل سوره واقعه آیه 10 و 11 (( 
السابقون السابقون اولئک المقربون )) (( سبقت گیرندگان در انجام اوامر الهی همان مقربان 
درگاه الهی هستند )) فرمودند : جبرئیل به من خبر داده سابقون علی (علیه السلام) و 
شیعیانش میباشند آنها هستند که به بهشت سبقت گیرند و به جهت کرامتی که خداوند به آنها
نموده مقربان درگاه الهی می باشند.   امالی شیخ مفید صفحه 339
پیغمبر(صلی الله علیه و آله) : دوستی من و خاندانم در هفت جای پروحشت سودمند است وقت 
مرگ در قبر هنگام زنده شدن موقع تحویل دادن نامه اعمال در وقت حساب و سنجش اعمال و
عبور از پل صراط   کتاب نصایح صفحه 263 حدیث 13
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) : خداوند متعال به هیچ عالم و دانشمندی سرمایه علمی عطا 
نفرمود جز آنکه از او پیمان گرفت نوع همان پیمانی که از پیغمبران گرفت که احکام و دستوراتش را
به مردم ابلاغ نمایند و هرگز از بیان حقیقت دریغ نورزند.   ترجمه منیة المرید صفحه 59
هر سنت حسنه ای را پایه گذاری کند تا زمین برمدار می گردد او نیز در صواب آن عمل شریک است. اصلا برای پیشتازان خیر، شانی چنان بلند قائل شده اند که حضرت خداوند خود به گواهی آمده است تقرب شان را؛ وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولئِک الْمُقَرَّبُونَ به این معنا که؛ سبقت گیرندگان، آنان مقربان درگاهند. این را می شود به تاویل خواند برای روز هایی که سرآغاز نهضت می شوند و در قامت "ایام الله" مردمان را از ظلمت به سوی نور می برند.  روزهایی که در دل عزیز می شوند . واقعیت این است که آدم حسرت می خورد برای روزهایی چنین . برای درک دم به دم ایام انقلاب که هر روز شهادت در نگاه و جان مردمان معنا می شد . برای اشک ها و خون هایی که پای لحظه به لحظه زمان ریخته شد تا زمین شکوفا شود.  و برای لبخند هایی که در میان اشک و خون شکوفا شده است. آنقدر پر جذبه و کشش است، پر از بیم و امید. پر از فریاد و سکوت، پر از حیرت و هیبت که دوست داری ساعت ها پای هر لحظه اش بنشینی. روز های انقلاب را می گویم. روز هایی که با همه روز ها متفاوت بود.  روز هایی که می شد طی الارض کرد، طی العصر کرد و به ایام الله رسید. روزهایی که می شد از یک فرد معمولی و رهگذر کوچه و خیابان به شکوه یک شهید تعالی یافت که کوچه ها و خیابان ها و شهر و کشور و جهان و تاریخ به تو افتخار کنند و مردمان پس از طریق نشانی نام تو به خانه شان برسند و مگر امروز از نشانی نام شهیدان به خانه نمی رسیم در همه شهر هامان؟  مگر در هر دیاری، نام شهیدی ، سند حریت ما را گواهی نمی کند؟ بله در روز های انقلاب، پسرهای ما هم یک دفعه مرد شدند و راه حسین(ع) را در پیش گرفتند.  دختران مان زن شدند و شوکت زینبی گرفتند و عاشورا، پر کاربرد ترین واژه شد در این دیار. عاشورا با همه فراز های بی فرودش. خون دادیم ، زخم خوردیم و در برابر طاغوتیان ابن زیاد ش، حنجره بی بی زینب شدیم که مارئیت من الله الاجمیلا و ما از خدا هر چه دیدیم زیبایی بود. این را می توان از بزرگ تر هایی که آن روزها را به یاد دارند پرسید که چطور یک ملت، یک تن شدند و تاریخ را به کوچه های روشن بردند؟  چه شد که یک تن، ملت شد و راه را نشان داد. چه شد که زن و مرد، پیر و جوان، همه بزرگی د آن روز ها و چه شد که در اوج عسرت، شاهد یسر و آسانی بودیم و لبخند ها از دل اشک ها متولد می شد.  بله روز هایی چنین، باید هم حسرت برانگیز باشد برای ما که امروز ایستاده ایم و دیروز را از دوردست ها می بینیم اما این حسرت را باید با بازخوانی وقایع و مهمتر از آن معارفی که آدم را پای جبهه حق می آورد،  به فرصت باز ایستادن پای انقلاب و در مسیر حق تبدیل کنیم. باید انقل بمانیم تا فجر صادق، سهم بامدادی ما باشد و هیچ طاغوتی نتواند حتی در خیال خود پا به این دیار بگذارد.از آن روز ها 38 سال می گذرد اما خون همچنان تازه است و عهد و پیمانی که با آنان بستیم هم تازه است پس حواس مان "جمع "باشد که با" تفرقه "، تیغ در میان مان ننهند و ما را از هم و از انقلاب جدا نکنند .  حواس مان باشد که ضد انقل ترین رفتار تفرقه است پس انقل و متحد پای انقلاب بمانیم.که هم روز های السابقون این را اقتضا می کند و هم ن و مردانی که با شهادت، در صدر السابقون ایستادند این را از ما می خواهند.  ما هم به خواست شهیدان مان تمکین می کنیم و تا آ ین قطره خون ، پای آرمان می ایستیم.  حیات/ گروه مقاله/ دوشنبه 11 بهمن 1395/ ساعت 14:16/ شماره 132623/چ2 http://hayat.ir/0fa132623idcontent
کوی یکی از سرمایه های ملی کشور است که تاکنون بزرگان زیادی را در عرصه های مختلف تحویل داده است و از این به بعد هم همینگونه خواهد بود ایجاد ارتباط میان بزرگان فعلی کشور و بزرگان آتی کشور در حالی که همگی پسوند کوی نشین دارند می تواند موجی از هم افزایی و همیاری را در رونق و توسعه ب و کار و پیشرفت همه ی اعضا را ایجاد کند کانون فارغ حصیلان می تواند همواره پلی باشد میان بزرگان و السابقون کوی با نخبگان جویای نام کنونی و قطعا فرصت های مناسب اشتغال را پیش روی فارغ حصیلان جدید می گشاید همچنین این طرح می تواند با ایجاد یک دفتر دائمی در کوی به همراه مهمانسرای ویژه شرایطی را فراهم نماید که فارغ حصیلان کوی حتی پس از گذشت سال ها از فارغ حصیلی مدتی را در صورت نیاز در کوی اقامت داشته باشند تا کارهای اداری خود را در تهران انجام دهند. این طرح قطعا مزایای بیشتری دارد که در صورت توفیق در رقابت انتخاباتی به آن می پردازم
پست قبلی باعث شد بفهمم که الحمدلله و المنة دیدگاه دوستان در مورد کارهای جهادی و خدمت به خلق الله در وضعیت کاملاً خیرانه و جهادی گونه ای قرار داره و ی نمیگه که خب اینها وظیفه ی ته و به ما مربوط نیست.
کار خیر و خدمت به طبقات محروم "به ما مربوط نیست" نداره. و هروقت که مطابق استبقوا الخیرات در کار خیر سبقت بگیری ان شالله یه روزی همون السابقون السابقون میشی. انی که در کار خیر می شتابند و پیشتازان امتند. حالا در این پست خواستم شفاف سازی کنم که علت بیان پست قبل این بود که بنده با یک گروه جهادکار لینک شده م که کاملاً از همه جهت مطمئن هستند و تصمیم گرفتن که یه مدرسه ی ویرانه رو بازسازی کنن. مدرسه ای که اونقدر ویرانه ست که سالها دانش آموزان اون منطقه میرفتن شهر مجاور (با فاصله ی 80 کیلومتری!) درس میخوندن. حالا یه نفر(که مورد اعتماد بنده هست) همت کرده میخواد اون مدرسه رو بسازه که بچه ها اینطور سردرگم نباشن. خودش سقفها رو بازسازی کرده، یکی دو تا کلاس رو رنگ کرده، و یه بخشی از سقف رو هم ایزوگام کرده. اما خب طبیعتاً دیگه پول کم آورده! هههه ههه! خیلی از ماها (مثلاً خودم) همیشه دوست داشتیم تو اینطور کارها فعالیت کنیم اما موقعیتش پیش نیومده، یا به خاطر شرایطمون، یا به خاطر اینکه فکر کردیم با ده هزارتومن و صدهزار تومن ما چیزی عوض نمیشه. اما الان موقعیتی پیش اومده که میتونیم مشارکت کنیم و وجوه کمی هم که میتونیم هزینه کنیم هم اثربخش باشه. بنده این مدرسه و وضعیتش رو شخصاً دیده م. و به اون جناب خیر عرض که بعد از بازسازی مدرسه حتما اگر چیزی باقی موند کار فرهنگی هم انجام بده، چند تا کتاب مفید ب ه تو مدرسه بذاره، مسابقه ی کتابخوانی برگزار کنه و امثالهم که بچه ها به کتابخوانی ترغیب بشن و فقط سازه ی مدرسه تعمیر نشه، بحثهای فرهنگی هم اتفاق بیفته. خلاصه کنم خیلی طولانی شد. اگر "واقعاً" مایل به همکاری و مشارکت در بازسازی این مدرسه ی محروم از حمایت های تی هستید به من پیام بدید براتون شماره ی کارت بفرستم.

قربان شما. :)
+بعداً نوشت: دوستان تذکر به جایی دادند که بهتره ع های مدرسه رو بذارم، اما متأسفانه مدیر مدرسه این اجازه رو به من نمیده! :| خب به نظرم ایشون زیادی محافظه کار هست و لابد میترسه که براش مشکلی پیش بیاد که یک مدرسه رو معرفی کنه به ویرانگی!
اما من شخصاً اون مدرسه رو دیده م و فاجعه ی اصلی مدرسه اینه که اصلا سرویس بهداشتی نداره! یعنی داره، اما آب و لوله و شلنگ نداره! :| مدرسه در نداره. بچه ها تو زمستون یخ میزنن.میز و صندلیهاش زنگ زده ست و لوله ی بخاری نداره که بشه بخاری تعبیه کرد!!
در هر حال می پذیرم که این تذکر کاملا به جاست. من هم انتظاری از دوستان ندارم. این فقط یک دعوت هست. که اگر ی بخواد کمکی ه فقط پشتوانه ی کمکش بر اساس اعتمادی هست که به بنده بعد از سه سال وبلاگ نویسی در بیان میتونه داشته باشه! و خ می پذیرم که توقع این اعتماد، انتظار زیادیه برای همین من انتظاری ندارم اما خواستم از این تریبون هم اعلام کنم و اگر ی دوست داره مشارکت کنه حتی در حد ده هزار تومن!
موافقان دیروز و مخالفان امروز بخوانند.. با افتخار و به دور از ندامت اعلام میکنم که به رای داده ام و با افتخاری مضاعف می نویسم:
از عبور کرده ام.. حیا نمی کنم اگر بنویسم برای ما هنوز 84 یک حماسه ملی است(دقت شود 84). مردی که پس از هشت سال ذبح ارزش ها با تیغ تساهل و تسامح در مسلخ وزارت ارشاد ت اصلاحات و دعواها و تحصن های در رینگ بهارستان، با زنده شعارهای انقل ریسک نوشتن املاء هایی سخت از جمله هدفمند یارانه ها، سهمیه بندی بنزین،مسکن مهر، توجه به روستائیان، تغییر دکور برخی سیاستمداران فسیل شده داشت
به درستی می دانیم برخی روش ها و واژه ها غلط نوشته شد از حذف سازمان مدیریت و ضعف در کنترل و نظارت و...، لیکن مثل برخی مستاجران تنبل پاستور در دوران تصدی مسئولیت فقط انشاء نمی خواند و در پایان فقط از حسرت ها و آرزوهایش نمی گفت!!و در مقابل تحصن جوادی آملی ها و ن یتی آقای مظلوم مان از مهاجرانی تمام قددفاع نمی کرد. اما هم از سال 88 دچار توهم قدرت شد و ها خبر از ورود به جاده ی انحراف از جنس فتنه دادند. عدم تبعیت از ولایت، لجبازی، حمایت تمام قد از منحرفین، زاویه گرفتن با اشخاص و شاخص های انقلاب ، ترجیح توسعه ، حاشیه سازی و جنجال سازی، غفلت از مطالبات واقعی مردم، دوری از دیپلماسی فعال وجوه مشترک خط فتنه،استحاله و انحراف است.
ما خطاهای عملکردی و اشتباه راه رفتن را از ا امات امور سنگین اجرایی در همه ت ها دانسته و می دانیم و اشتباهات عملکردی در موازات خطاهای عملکردی در ت هاشمی،خاتمی و تعریف می کنیم.
لیکن فاصله ی ما با از داستان 11 روزخانه نشینی شروع شد.
اینجا دیگر خطای رویکردی و راهی شدن در همان جاده ای است که برخی السابقون رفته بودند و بحث از راه اشتباه رفتن است نه اشتباه راه رفتن..!!
صدالبته نگارنده در حوزه ی انحراف و استحاله با محک عقل و نقل اعتقاد راسخ دارد که السابقون و السابقون؛ اولئک الم بون!! ما هنوز فراموش نکرده ایم کنفرانس برلین و تیترها و لید رو مه های زنجیره ای که به جنگ خدا و حسین(ع)میرفتند.
ما فراموش نخواهیم کرد از قدم زدن ان در کوی تا افطارهای در ل مجلس ششم.
ما فراموش نخواهیم کرد از خیانت ها ،دل پر درد خانواده و چاپ کتاب عالیجناب سرخ پوش و دست دادن ها به نامحرمان
هنوز زبانه های زباله های تهران در فتنه 88 آتش می کشد و تاریخ ثبت کرده است چه انی میخواستند نتیجه آراء را در کف خیابان و با خون مشخص کنند؟!
با تمرد خودش را به لبه پرتگاه برده ، اما به تعبیر آقا چه انی با هشت ماه فتنه گری کشور را به لبه پرتگاه بردند؟
تاریخ ثبت خواهد کردحامیان دیروز با دیدن تمرد از توصیه اعلام برائت د ولی سران خبیث فتنه پس از اوامر تمرد د و برخی حامیانشان با سکوت در گناه هتاکی به پرچم حسین و و حتی کشته شدگان کهریزک شریک شدند! به توصیه ی عمل نکرد ولی مگر آقا نفرمودند چرا حامیان دیروزی فتنه امروز در جلوت از پیشگاه مردم عذرخواهی نمی کنند؟ پس چه انی در مقابل اوامر آقا سالها خانه نشینی اختیار کرده اند؟
ما فراموش نخواهیم کرد که آنها که با هاشمی اختلاف سلیقه داشتند بر پیکر او خواندند ولی خناسان ناجوانمردانه جلوی هلهله می د؟مگر می توانیم متلک پرانی ها علیه ی فراموش کنیم؟؟ این روزها برگ افتخار ماست. ما به مدعیان نشان دادیم که عقد اخوت ما با شاخص ها، ،اصول انقلاب و ولایت است نه اشخاص و بانیان استحاله،انحراف و فتنه... در منطق ما اگر شخصی 24 میلیون رای داشته باشد، اگر با شعار انقل هم آمده باشد، اگر برای پیروزی اش نذر و دعا کرده باشیم و .... آنگاه که از خط اصیل راحل و انقلاب و ولایت فاصله گرفت قبل از ممنوع صویر شدنش خودمان او را ممنوع صویر و حصر می کنیم.
آری؛ ی که زلف خود را به گیسوی منافع حزبی و اشخاص گره نزده است آزاد است و آزاد ش..
ی که در باندهای زر و زور و تزویر گرفتار حب قدرت و ثروت و نشده باشد به دنبال قدیس سازی از صاحبان حقوق های نجومی و بابک ها و... نیست و مفسد اقتصادی را در هر تی تقبیح کرده و میکند و 8 هزار میلیاردی از صندوق ذخیره فرهنگیان مظلوم را به حساب وام دادن به سه نفر نمی گذارد!! وصف ت محبوب و محمود ما سعدی علیه الرحمه اینچنین کرده:
ت آن است که محمود بود پایانش!! والآ دعوانا : این است حکایت پرافتخار ما.. ✍️ محمدصادق سلطانزاده بشرویه
در سررسید، یادش را گرامی بدارند یا ندارند؛ نفری که در ک نه، مافوق وزرا می نشیند، حواسش باشد یا نباشد؛ خود را مدیون خون بداند یا نداند؛ حضرات میدان سیاست «سه راهی شهادت» را به یاد بیاورند یا نیاورند؛ اصلا بشناسند یا نشناسند؛ آقای رئیس، دقایقی از نطق پیش از دستور خود را به «شبهای قدر انقلاب ی» اختصاص بدهد یا ندهد؛ اصحاب بهارستان در باغ باشند یا نباشند؛ «السابقون» را قدربدانند یا ندانند؛ رو مه ها و هفته نامه ها و جراید، از «لندکروز آتش گرفته حاج بخشی» چیزی بنویسند یا ننویسند؛ فریاد «ماشاءالله حزب الله» آن هم در بحبوحه خون و خطر را پوشش بدهند یا ندهند؛ سر نترس دلاورمردان جبهه جنوب را دوباره منع کنند یا نکنند؛ حواس شبکه های اجتماعی، جمع باشد یا نباشد… هیهات! ما ۳۰ سال پیش این روزهای امن و امان خود را فراموش نمی کنیم! و سالگرد عملیات «کربلای ۵» را فراموش نمی کنیم! و «حنابندان شهادت» را فراموش نمی کنیم! و آن جمله معروف و خودمانی شهید سعید شاهدی که «برادر! شلم کجا بودی؟!» را فراموش نمی کنیم! و گریه های سنگر «امن یجیب» را فراموش نمی کنیم! و خنده های شرق ابوالخصیب را فراموش نمی کنیم! و مستند «علمدار» را فراموش نمی کنیم! و «روایت فتح» حاج حسین ازی را فراموش نمی کنیم! و «آن آستین خالی که با باد، این سو و آن سو می رفت» را فراموش نمی کنیم! و خانه کوچک فرمانده اصفهانی در کوچه پس کوچه های شهر زاینده رود را فراموش نمی کنیم! و «اسوه شب شکاران» را فراموش نمی کنیم! و «ف طلایه دارن» را فراموش نمی کنیم! و «بلبل خوش الحان » را فراموش نمی کنیم! و «قاسم و رضا» را فراموش نمی کنیم! و آن «بولدوزرچی را که بر کوهی از ماشین نشسته بود و کوهی از خاک را جابه جا می کرد» فراموش نمی کنیم!
ادامه مطلب
یک رو مه نگار و فعال رسانه ای معتقد است محدودیت حضور آقای خاتمی در رسانه های مجازی و مکتوب سلیقه برخی افراد و نهادها است. به گزارش امید، علیرضاخامسیان رو مه نگار و فعال رسانه ای در گفت وگو با خبرگزاری برنا در ارتباط با محدودیت حضور یکی از روسای جمهوری سابق در رسانه های مجازی و مکتوب، گفت: به اعتقاد من محدودیتهای پیش آمده در این رابطه نمی تواند در راستای سیاست های اصلی نظام باشد و این مساله نشانگر سلیقه ای برخورد برخی از افراد و نهادها است. سیاست اصلی نظام جذب حداکثری است و این سیاستمدار از السابقون نظام و رئیس جمهوری این کشور بوده است و تمام صحبت هایی که مطرح می کند در چارچوب وفاق بین یاران انقلاب و در جهت وحدت نیروهای انقلاب است. وی درمورد تبلیغاتی که اخیرا، تحت عنوان ابلاغ یا نظایر آن از طرف برخی نهادها مطرح شده است خاطر نشان کرد: هیچ ابلاغیه ای برای محدودیت رییس جمهوری اسبق ارسال نشده و صحبت های شفاهی که در این خصوص مطرح شده از طرف برخی رسانه ها بوده و شورای عالی امنیت ملی نیز آنگونه که برخی اعضای آن گفته اند مصوبه ای در خصوص محدودیت رسانه ای وی نداشته است کما اینکه سخنگوی قوه قضائیه نیز گفته است اگر در این خصوص مصوبه ای وجود داشته باشد باید اعمال شود.به اعتقاد من این محدودیت ها جزو سیاست های اصلی نظام نیست. خامسیان در پایان گفت: بسیاری از دوستاران نظام نیز علاقه ای به این گونه تصمیماتی که در ارتباط با یکی از روسای جمهوری پیشین گرفته شده ندارند.
شهید رهنمون بسیار دغدغه داشت! خبرگزاری فارس: 2 میلیون نفر در کشور عضو هلال احمر هستند مهدی عجم ،حسین کاردان ، علی مهتدی اشاره : سرتیپ پاسدار سید مسعود خاتمی را باید براستی از السابقون بهداری و دفاع مقدس دانست ، با کوله باری از تجربه و علم از فرماندهی استان فارس تا مسئولیت بهداری و بهداشت و درمان بنیاد جانبازان گرفته تا موسس و اولین رئیس علوم پزشکی بقیه الله (عج) و ریاست جمعیت هلال احمر ، امروزه در وت ریاست قطب علمی آموزشی تروما و مدیریت گروه جراحی دانشکده پزشکی به تلاش و کوشش علمی و پژوهشی مشغول است ، گفتگویی گه فراروی شماست بخش اول گفتگوی مفصل ما را با در پی دارد که قرار است ان شاء الله به شکل مفصل و تفصیلی در شماره های آتی منتشر شود.
بسم الله الرحمن الرحیم ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِینَ؛ وَ قَلِیلٌ مِّنَ الاَخِرِینَ(واقعه/ 13 و 14) ترجمه آیات: (سبقت گیرندگان در قیامت )گروهى از پیشینیان، و اندکى از متأخّران (خواهند بود). 1. "ثلة" در اصل به معنى قطعه مجتمع از پشم است، و در اینجا به معناى جماعت بسیار انبوه است، و مراد از کلمه" اولین" امت‏هاى گذشته است، و مراد از کلمه" آ ین" بی شک امت است، چون بعد از امت دیگری مبعوث نخواهد شد و در قرآن هم هر جا سخن از اولین و آ ین گفته منظورش از اولین، امت‏هاى گذشته، و از آ ین امت بوده است‏. 2. طبق این دو آیه گروه زیادى از مقربان از امتهاى پیشینند، و تنها کمى از آنها از امت های بعدی هستند. سوال اصلی در فهم این آیات این است که: منظور از امت های پیشین چه انی می باشند و متا ین و امت های بعدی شامل چه انی می شوند؟ عده ای از مفسرین گفته اند: منظور از اولین انی هستند که در ایمان به ان قبل از محمد (ص) پیشی گرفته اند و امت بعدی سبقت گیرندگان در دین هستند مانند حضرت خدیجه و حضرت علی (ع). عده ای از مفسرین گفته اند: هردو گروه از امت حضرت محمد (ص) است و به این حدیث نبوی اشاره کرده اند: عن النبی صلّى اللّه علیه و آله: «الثلّتان جمیعا من امتی» یعنی هر دو گروه از امت من است. مرحوم مغنیه در تفسیر کاشف این نظر را اختیار نموده است. ایشان معتقدند گروه اول مربوط به دوران طلایی است که مسلمانان با دل و زبان و عمل به ایمان داشتند و با روح و جان از دغاع می د. و منظور از گروه دوم دوران افول تمدن ی است که مسلمانان گرفتار استعمار و صهیونیست هستند و افکار و عقائدشان منحرف شده است و دین در زندگیشان نقشی مؤثر ندارد. 3. در بعضى از روایات از باقر ع چنین نقل شده که فرمود: نحن السابقون السابقون و نحن الآ ون: "ما پیشگامان پیشگام، و ما آ ون هستیم". و در روایتى از صادق ع آمده است که به جمعى از پیروان خود خطاب کرد و فرمود: "شما سابقون نخستین و سابقون آ ین هستید، در دنیا پیشگام در ولایت ما بودید و در آ ت پیشگام در بهشتید". 4. طبق روایتی از امت او پرجمعیت ترین امت است. که فرمود: انّ امّتى یکثرون سایر الامم و انا اکثر النّاس تبعا یوم القیمة. عقل هم این روایت را تایید می کند چون هر چه به قیامت نزدیک می شویم آمار جمعیت بسیار رو به فزونی است. ولی این حدیث و دلیل عقلی با آیه منافات ندارد چون آیه در باره پیشگامان و سبقت گیرندگان در اعمال خیر است و بعید نیست که اصحاب سعادت و اهل بهشت مسلمانان از سایر ادیان و پیروان سایر ان زیاد باشد ولی ایثارگران و سبقت گیرندگان از امت کم باشند. هرکدام از ما بخواهد وجدان خود را قاضی کند می پذیرد که دنیا زدگی و مشغولیت به دنیا روح ایثار و از خودگذشتگی و جهاد در راه خدا را در بین متدینین امروز تضعیف نموده است.
بسم الله الرحمن الرحیم دنیادا الله بیزه لطف فراوان آرتریب او محمد مصطفانی نور تابان آرتریب اشرف مخلوق ایدیب هم سیدپیغمبران ترک وفارس کرد و عرب هر دیلده انسان آرتریب علم قرآنی قویوب قلب نبی اکرمه هم اونا محمودمقام خلاق سبحان آرتریب چون یازیب تاریخ بیزیم پیغمبری امی لقب اقرأباسم ربک شأنینده شایان آرتریب ک شان و راه شیری یدی گوی دوققوز فلک عرش و فرش دوزخ بهشت هر دیلده انسان آرتریب انجمی,زینت گویه ایچون تیر شهاب منع ائده ابلیسی گویدن چوخ نگهبان آرتریب یازدی قرآن ثبت ائدوبدور لعلی خلق عظیم دین ی بیزه ختم نبیان آرتریب خلق ائدوب دور او ایکی دریا بیری شیرین و شور ائتمه سین طغیان اونا مانع فراوان آرتریب اول خلقت وربدور داغ داشی محکم یره اولماسن لرزان یر,انسان هراسان آرتریب موسی و عیسا محمدهربیری الده دلیل دنیادا تبلیغ دینی بونبیان آ رتریب ایلسین اکمال دین بعد از نبی بیر پیشوا ثبت ائدوبدور مائده آیات قرآن آرتریب رطب و یابس آیه سین قرآن یازیب پیغمبره هم زبور تورات و انجیل هم ده فرقان آرتریب تخت بلقیسی سبأدن حمل ائدن بیر آنیده اولسا کیم آگاهیدی اوعلم قرآن آرتریب ,احدی,,گر اولماسا الده دلیل تفسیره باخ رحمتن للعالمینه گور نه بر هان آرتریب روحی شاد یمون علم اورگدیب قرآن منه هر ایکی دنیاده ماشا الله نه احسان آرتریب (مرحوم ماشاالله سلیمی قرآن آقای احدی بوده) عبدالاحد احدی شاعر, قرآن وپیش مسجد حضرت ابالفضل العباس (ع)است شبها گرمای وجود ذیجود ایشان محفل قرآنی رامنورمیسازد آیات نور چنان با گوشت وخون وی در آمیخته که مصرعی از ایشان نیست که بوی نور ندهد شعر فوق از احدی به اصرار حقیر, بتاریخ4بهمن ماه ثبت گردید, ومن الله وفیق کلان
قرآن در صحنه پست 6704 وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا. و آنان که می گویند: پروردگارا! ما را از سوی همسران و فرزندانمان خوشدلی و خوشحالی بخش، و ما را پیشوای پرهیزکاران قرار ده. (سوره ۲۵: الفرقان - جزء ۱۹ - آیۀ 74. ترجمه انصاریان) مرحوم علامه طباطبایی در دیدار با مرحوم آیت الله سیدعبدالله تفسیر علامه طباطبایی راغب در مفردات مى گوید: وقتى مى گویند (فلان قرت عینه)، معنایش این است که: فلانى خوشحال و مسرور شد، و به ى که مایه مَسرّت آدمى است نور چشم و قره عین گفته مى شود، همچنان که در قرآن کریم فرموده: قره عین لى و لک و نیز فرموده: (هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قرة اعین). بعضى از علما گفته اند: اصل این کلمه از (قر) به معناى خنکى و سردى گرفته شده و معناى (قرت عینه) این است که: دیدگانش خنک شد و از آن حرارتى که در اثر درد داشت، بهبودى یافت. بعضى دیگر گفته اند: از باب بهبودى یافتن از حرارت درد چشم نیست، بلکه از این بابت است که اشک شادى خنک، و اشک اندوه داغ است، و به همین جهت به ى که به او نفرین مى کند مى گویند: خدا چشمش را داغ کند. بعضى دیگر گفته اند: این کلمه از قرار گرفته شده، و معناى جمله (قرت عینه) این است که : خدا به او چیزى داد که چشمش آرامش و قرار یافت، و دیگر چشمش به دست این و آن نمى افتد. و مراد بندگان رحمان، از اینکه در دعاى خود در خواست مى کنند به اینکه همسران و ذریه هایشان قره عین ایشان باشد، این است که : موفق به طاعت خدا و اجتناب از معصیت او شوند و در نتیجه از عمل صالح آنان، چشم ایشان روشن گردد. و این دعا مى رساند که بندگان رحمان غیر از این، دیگر حاجتى ندارند. و نیز مى رساند که بندگان رحمان اهل حقند و پیروى هواى نفس نمى کنند، (زیرا هر همسر و هر ذریه اى را دوست نمى دارند، بلکه آن همسر و ذریه را دوست مى دارند که بنده خدا باشند). وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا: یعنى ما را توفیق ده تا در راه انجام خیرات و به دست آوردن رحمتت از یکدیگر سبقت گیریم، در نتیجه دیگران که دوستدار تقوایند از ما بیاموزند و ما را پیروى کنند، همچنان که قرآن کریم درباره ایشان فرموده: (فاستبقوا الخیرات ) و نیز فرموده: (سابقوا الى مغفرة من ربکم و جنة) و نیز فرموده: (و السابقون السابقون اولئک المقربون). و گویا مراد از دعاى مورد بحث، این است که : بندگان رحمان همه در صف واحدى باشند، مقدم بر صف سایر متقین. و به همین جهت کلمه ( ) را مفرد آورد و نفرمود: (و اجعلنا للمتقین ائمه). بعضى از مفسرین گفته اند: مفرد آوردن کلمه مذکور از این جهت بوده که این کلمه هم در یک نفر و هم در جمع، مفرد مى آید. بعضى دیگر گفته اند: در اینجا، جمع (آم) به معناى قاصد است، همچنان که کلمه (صیام) جمع صائم مى آید و معناى آیه این است که: خدایا ما را قاصدین متقین قرار ده تا همواره ایشان را قصد کنیم، و به ایشان اقتدا نماییم، همچنان که اهل بیت (علیهم السلام) آیه را (و اجعل لنا من المتقین ا) قرائت کرده اند. المیزان.
به گزارش ارگ نیوز،در این دیدار احمد حائری نژاد رئیس اداره تعاون ، کار و رفاه اجتماعی شهرستان بم انتصاب اشک را به فرمانداری بم تبریک گفت و افزود امروز شهرستان دارالصابرین بم بیش از هر زمانی نیاز به وحدت ، همدلی و هم افزایی داشته و ضرورت دارد که همه مسئوولین و مردم برای پیشرفت و اعتلای این دیار کهن دست به دست هم داده به کمک فرماندار و سایر مسئوولین شهری آباد و رو به توسعه داشته باشیم وی گزارشی از عملکرد اداره تعاون ، کار و رفاه اجتماعی را ارائه و گفت: اشتغال یکی از مباحث مهم شهرستان بم است که بایستی در جلسات کارگروه اشتغال بطور جدی و مفصل رصد و پیگیری نمائیم و افزود من از فرماندار محترم استدعا دارم که کارگروه اشتغال و سرمایه گذاری شهرستان را در اولویت کاری خود قرار دهند .
سپس اشک فرماندار بم ضمن تشکر از حضور رئیس و پرسنل اداره بم بیان داشت: آقای حائری نژاد از السابقون هستند که از اوائل انقلاب در جهاد سازندگی فرهنگ انقلاب ی را با کارهای فرهنگی و اجرایی در روستاها منتقل و ترویج نمودند و امروز هم بنده نیاز توانمندی و همکاری ایشان دارم که در راستای تشکیل مثلث توسعه و تاسیس شرکت تعاونی بزرگ ماداران اقدام نمائیم .
اشک تصریح کرد بنده بعنوان یک خدمتگزار در فرمانداری بم تمام تلاش و همت خودم را برای توسعه و تعالی شرق استان بکار بسته و با توفیق خداوند ، همفکری و همکاری همه مردم شریف خواهیم توانست به جایگاه اصلی خود نایل آییم و در پایان برای موفقیت رئیس و کارکنان اداره تعاون ، کار و رفاه اجتماعی و مردم دارالصابرین دعا کرد .
به گزارش ارگ نیوز،در این دیدار احمد حائری نژاد رئیس اداره تعاون ، کار و رفاه اجتماعی شهرستان بم انتصاب اشک را به فرمانداری بم تبریک گفت و افزود امروز شهرستان دارالصابرین بم بیش از هر زمانی نیاز به وحدت ، همدلی و هم افزایی داشته و ضرورت دارد که همه مسئوولین و مردم برای پیشرفت و اعتلای این دیار کهن دست به دست هم داده به کمک فرماندار و سایر مسئوولین شهری آباد و رو به توسعه داشته باشیم وی گزارشی از عملکرد اداره تعاون ، کار و رفاه اجتماعی را ارائه و گفت: اشتغال یکی از مباحث مهم شهرستان بم است که بایستی در جلسات کارگروه اشتغال بطور جدی و مفصل رصد و پیگیری نمائیم و افزود من از فرماندار محترم استدعا دارم که کارگروه اشتغال و سرمایه گذاری شهرستان را در اولویت کاری خود قرار دهند .
سپس اشک فرماندار بم ضمن تشکر از حضور رئیس و پرسنل اداره بم بیان داشت: آقای حائری نژاد از السابقون هستند که از اوائل انقلاب در جهاد سازندگی فرهنگ انقلاب ی را با کارهای فرهنگی و اجرایی در روستاها منتقل و ترویج نمودند و امروز هم بنده نیاز توانمندی و همکاری ایشان دارم که در راستای تشکیل مثلث توسعه و تاسیس شرکت تعاونی بزرگ ماداران اقدام نمائیم .
اشک تصریح کرد بنده بعنوان یک خدمتگزار در فرمانداری بم تمام تلاش و همت خودم را برای توسعه و تعالی شرق استان بکار بسته و با توفیق خداوند ، همفکری و همکاری همه مردم شریف خواهیم توانست به جایگاه اصلی خود نایل آییم و در پایان برای موفقیت رئیس و کارکنان اداره تعاون ، کار و رفاه اجتماعی و مردم دارالصابرین دعا کرد .
کاربران محترمی که مباحثات و مناظرات شبکه وه "کلمه" با شیعیان را دیده اند، خط مشی این شبکه در مناظرات را به خوبی می دانند. به گزارش سرویس دینی جام نیوز، کاربران محترمی که مباحثات و مناظرات شبکه وه "کلمه" با شیعیان را دیده اند، خط مشی این شبکه در مناظرات را به خوبی می دانند. کارشناسان شبکه‎های وه ادعاهای گزافی در مورد مناظره و دست پر بودن در مناظرات دارند، اما به هیچ عنوان حاضر نیستند با متخصصان و بزرگان و علمای مسلط بر مبانی دینی شیعه مناظره کنند و در کمال پررویی، طرف مقابل را به حاضر نشدن و ترسیدن از مناظره متهم می کنند. حجت الإسلام و المسلمین حاج آقای قرائتی از شناخته شده ترین شخصیت های دینی کشور هستند که به جرأت می‎توان گفت ی از مردم ایران نیست که سخنان ایشان را نشنیده باشد و تحت تأثیر شخصیت با اخلاص و کلام ساده و گرم ایشان قرار نگرفته باشد. ایشان در برنامه "سمت خدا" مطلبی را فرمودند که ظاهرا برای کارشناس شبکه وه کلمه بسیار گران آمده و از روی عصبانیت راه سفسطه و تمس را پیش گرفته است. قبل از دیدن ویدیوی مربوطه از جناب آقای قرائتی پوزش می طلبیم. اما در اینجا ذکر چند نکته لازم است: 1- آقای قرائتی در ابتدای بحث خود، وه ت را از اهل سنت جدا کرده و عقیده وه ت نسبت به شیعه، یعنی مشرک و کافر دانستن شیعه از نظر آنان را بیان می‎کنند. در ادامه هم می‎گویند که وه ت تا به حال یک سیلی به صورت نزده است، اما مبارزه با ما شیعیان را واجب می داند. این یک مطلب کلیدی در مورد وه ت و رسانه‎های وه است که آنان خود را جزو بدنه اهل سنت جلوه می‎دهند و در شبکه‎هایشان واژه "وه " را ساخته و پرداخته شیعیان قلمداد می‎کنند؛ در صورتی که تفکر آنان بر مبنای عقائد انحرافی "ابن تیمیه" و "محمد بن عبدالوهاب" قالب گیری شده است و این دو نفر را " " خطاب می‎کنند. مبلغان وه ، بی اعتنایی وه ت به ظلم و ستم رژیم غاصب صهیونیستی را با پنهان ساختن خود زیر سایه اهل سنت توجیه می‎کنند و اقدامات ضد ی آنان را به حساب خود می نویسند. حال آنکه مصادره مجاهدان فلسطینی به نفع وه ت، بسیار بی‎ربط و بیشتر به لطیفه شبیه است؛ به چند دلیل: 1- فلسطینیان وه نیستند، بلکه غالب آنان اهل سنت و شافعی مذهب می‎باشند. 2- آزادسازی بیت المقدس و فتوحات مسلمین زمانی انجام گرفت که "محمدبن عبدالوهاب" هنوز متولد نشده بود و فرقه وه ت وجود خارجی نداشت؛ حتی رژیم صهیونیستی موجودیت نیافته بود. 3- "سیدحسن نصرالله" به عنوان یک مجاهد مسلمان، امروزه بزرگترین خار چشم صهیونیست‎هاست و جالب اینکه وجود شریف این سید بزرگوار برای وه ‎ها نیز مایه خشم و نفرت است. خلاصه اینکه فرقه ضاله وه ت به هیچ وجه نمی‎تواند خود را با و اهل سنت پیوند بزند. اما حجت ال و المسلمین قرائتی نقل می‎کنند که در پاسخ به اظهارات تحقیرآمیز یک عالم وه گفته‎اند: تا زمانی که پیغمبر بود اختلافی بین امت نبود. ایشان برای اثبات کلام خود آیه شریفه (لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة) را قرائت می‎کنند. بعد برای شیعه بودن خویش سه دلیل قرآنی اقامه می‎کنند: الف- شیعه فقهش را از اهل بیت (علیهم السلام) می‎گیرد. اهل بیت در قرآن به عنوان معصومین و پاکترین مردم معرفی شده اند. ب- اهل بیت از فقهای چهارگانه یک قرن جلوترند. آن حضرات در قرن اول متولد شده‎اند و در زمان پیغمبراکرم(ص) می‎زیسته‎اند و به وجود مقدس ختمی مرتبت(ص) نزدیکترند. در قرآن کریم آمده است: (السابقون السابقون اولئک المقربون) ج- اهل بیت علیهم السلام همگی شهید شدند و به مرگ طبیعی از دنیا نرفتند. طبق نص قرآن کریم: (فضل الله المجاهدین علی القاعدین) کارشناس وه شبکه کلمه که عصبانیت از قوت استدلال قرائتی در رفتار و گفتارش هویداست، از سر درماندگی به "بهانه گیری" متوسل می شود و مدت زیادی را به تخطئه اضافه شدن یک «واو» به آیه مورد استناد قرائتی اختصاص می‎دهد؛ در حالی که «واو» مورد اشاره هیچ خللی در استدلال حجت ال و المسلمین قرائتی وارد نمی کند. در واقع مبلغ وه با این مستمسک از ارائه پاسخ عقلایی و منطقی شانه خالی کرد. از این مورد که بگذریم، این چهره وه به دروغ ادعا می کند که «ما دینمان را از رسول الله(ص) می‎گیریم». اما پیروی آنان از فتاوای "ابن تیمیه" و "محمدبن عبدالوهاب" به‎عنوان ان فکری جریان تکفیری، ثابت می‎کند که این جماعت هیچ نسبتی با رسول مکرم (ص) ندارند و با قرآن و سنت بیگانه هستند. وه ‎ها دنباله‎رو منحرفانی هستند که با فهم ناقص و مریض خود از ، شریعت آسمانی را به قیاس و افه آلودند و زمینه‎ساز جنایات امروز موجودات وحشی همچون " " شدند.
اگه یه سنّی ازتون پرسید:«چرا شیعه شدید؟» چی می گین؟ اثبات حقانیت شیعه در یک دقیقه با سه آیه ی قرآن: تا وقتی صلی الله علیه و آله و سلم زنده بودند شیعه و سنّی نبود. همه بود. بعد از ما شیعیان فقه خودمان را از اهل بیت علیهم السلام گرفتیم و اهل سنّت از چهار تا عالم دیگه ، احمد بن حنبل، ابو حنیفه، مالک، و شافعی. اولاً:ما که فقه مان را از اهل بیت گرفتیم سه تا آیه داریم ، قرآن راجع به اهل بیت علیهم السلام وقتی به کلمه ی اهل بیت که می رسه می فرماید:«یطهرکم تطهیرا(احزاب آیه33). یطهرکم یعنی معصومند. هیچ نگفته یطهرکم مال ابوحنیفه و شافعی هست. نه شیعه گفته نه سنّی. دوماً:اهل بیت قرن اول هجری بودند ، اما 4 تا عالم سنّی یعنی ابوحنیفه و شافعی و مالکی و احمد بن حنبل مال قرن دوم هجری بودند. اهل بیت یک قرن از اونها جلوتر بودند. قران می فرماید:«والسابقون السابقون* اولئک المقربون.»(واقعه آیات10 و 11) سوماً:تمام اهل بیت علیهم السلام شهید شدند، اما حتی یکی از علماء اهل سنّت سیلی هم نخوردند. قرآن می فرماید:«فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجراَ عظیما.»(نسا آیه 95) روزی عالم سنّی به علامه امینی که داشت از منبر پایین می آمد ، گفت:«شما شیعه ها به علی غلو می کنید و او را یدالله می گوئید!» بلافاصله علامه امینی پاسخ داد:«اگر عمر گفته باشد قبول می کنی؟» علم سنّی گفت:«سخن عُمر برای ما حجت است.» علامه، سریع یکی از کتب اهل سنّت را خواست و صفحه ای را به او نشان داد که این حدیث در آن بود:(روزی مردی به طواف کعبه اشتغال داشت ؛ در همان جا به زن نامحرمی نگاه نامشروعی کرد و حضرت علی او را در این حال دید و با دست، ضربه ای به او زد و او را مجازات کرد. او هم به عنوان شکایت نزد عمر رفت و داستان را گفت. عمر بن الخطاب به او گفت: «قد رَای عینُ اللهِ و ضَرَبَ یَدُالله.»(چشم خدا دید و دست خدا زد.) آن عالم سنّی مات و مبهوت شد... منابع: النهایه ابن اثیر عبدالرزاق ، ج 10 ص 410 کنزالعمال ج5 ص 462 مدینه دمشق ج 17 ص 42 جواهرالمطالب ج 1 ص 199 جامع الاحادیث ج26 ص 29 جامع معمر بن الراشد ج 1 ص 144
رو مه اعتماد نوشت: آیت الله جنتی از بزرگانند . مقام شامخ آیت الله بر ی پوشیده نیست، پیش از آنکه صاحب منصب باشند در زمره السابقون انقلابند و از حیث مبارزه و فعالیت انقل کمتر ی را بتوان یافت که با ایشان برابری کند. مع ذلک نطق اخیرشان در خبرگان و تاکیدشان بر امر مهم و ضروری پاسخگویی گستاخ مان کرد، بهتر بگویم، به ما این اجازه را داد تا متواضعانه و خیرخواهانه به ایشان عرض کنیم که اگرچه در پاسخگو بودن روسای قوا با شما هم آواییم، اما آیا بهتر نیست هر هر کجا هست پاسخگویی را از خود و از نهاد تحت امر خود شروع کند؟ آیا حضرتعالی هیچ وقت شده است که در مقام پاسخگو، سوالات مردم، لااقل سوالات رو مه نگاران و اصحاب رسانه را جواب دهید و در اقناع منطقی جامعه بکوشید؟ آیا مردم در طی این چهل سال فقط از ت، آن هم فقط از ت سوال دارند؟ آیا فقط در این ت است که مشکل اقتصادی مثل آوار بر سر مردم فرود آمده و جز آن هیچ مشکل دیگری، بلکه هیچ سوال دیگری در ذهن پیر و جوان این مملکت نقش نبسته؟ ما از ت و از مجلس و از قوه قضاییه سوال داریم و البته که ایشان قانونی و شرعی و عرفی و عقلی موظف به پاسخگویی اند. قوه مجریه که هم موظف است هم مکلف. جواب ندهد، مجلس زیر اخیه اش می کشد و سین جیمش می کند. دستگاه قضا هم اگرچه هنوز در این امر تازه کار است اما به هر حال خود را مقید کرده که سوالات را بی جواب نگذارد. اما آیا شورای نگهبان هیچ شده است که به انبوه سوالات مردم جواب بدهد؟ سوالاتی که از شورای نگهبان در اذهان مردم نقش بسته یکی، دوتا نیست. از دهه هفتاد که بحث نظارت و انواع و اقسام نظارت مطرح شد، سوالات متعددی روی هم تلنبار شده و ی در مقام جواب شان برنیامده. سهل است در مقام رفع سوءتفاهم هم برنیامده. شورای نگهبان نهاد مهمی است و تصمیماتش سرنوشت ساز است. پس طبیعی است که مردم بخصوص طبقات تحصیلکرده و ی، به ویژه اقشاری که سودای مشارکت در سر می پرورانند، درباره عملکرد و نحوه نظارت شورا مطالباتی داشته باشند. اگر مطالبات یک جور زیاده خواهی تلقی می شود. لااقل باید حق بدهید که سوال و ابهام داشته باشند. از آن طرف ضدانقلاب و معاندها و دشمنان هم بیکار ننشسته اند. آنها این همه کانال و شبکه و عامل نفوذی را برای این عَلَم کرده اند که بین ملت و مسوولان کشور شکاف بیندازند و اگر زورشان برسد، مردم را علیه حاکمیت بشورانند. برای همین هم هست که ضرورت پاسخگویی مسوولان دوچندان می شود و ضرورت پاسخگویی نهادی مثل شورای نگهبان صدچندان بلکه هزار چندان مردم و خبرنگاران به کنار، بسیاری از مدیران و سیاستمداران بلندپایه هم درباره نحوه عملکرد شورای نگهبان نقد دارند و دست برقضا ی به آنها اعتنا نمی کند. درباره خبرگان هم همین طور. مدتی است که در شبکه های مجازی ی دست به دست می شود از آقای سعید زیباکلام. سعید زیباکلام صد و هشتاد درجه با برادرش «صادق» فرق دارد و متعلق به اردوگاه اصولگرایان است. هم اصول ت، هم انقل و هم حزب اللهی. مع الوصف برایش ابهاماتی وجود دارد که بنده خدا به زبان آورده، اما آیا ی جو هم به آن داده؟ ...