ارزی خودم رسیدن به اه آینده

سر می کشم در آینه حیرانم از خودم
بر من چه رفته است که پنهانم از خودم؟

خود را مرور می کنم و فکر می کنم
من جز حدیث رنج چه می دانم از خودم؟

عمری است هر چه می کشم از خویش می کشم
باید دوباره روی بگردانم از خودم

آن م که گرچه همه رهروم شدند
برگشته در هوای تو ایمانم از خودم

باید دگر به خویش بگویم که عاشقم
تا کی همیشه چهره بپوشانم از خودم؟

از تن به تیغ عشق سرم را جدا نما
تا چهره ای دوباره برویانم از خودم

هر روز می روم سر آن کوچه ی قدیم
آن قدر پر شتاب که می مانم از خودم

شاید دگر نبینی ام اما برای توست
این آ ین ترانه که می خوانم از خودم

امشب چگونه از تو بگویم، چگونه آه...
چیزی ندارم از تو، پشیمانم از خودم
محمد سعید میرزایی
چقدر خسته ام از زندگی بدونِ خودمچقدر دور شدم، دور از جنون خودم
چقدر کفری ام، این ارتدادم از خود چیست؟چقدر تشنه ام این روز ها به خون خودم
از این نقاب موقر چقدر بیزارمعزیز عالم و آدم شدم... زبون خودم
نیاز نیست به زحمت برادران عزیز!کدام چاه مرا بدتر از درون خودم؟
به جز سکوتِ خودم مهر بر دهانم نیستنبسته پای مرا هیچ جز س خودم
دو موج مانده به مرداب رود با خود گفت:چگونه وارهم از بختِ واژگون خودم؟
سیدصابر

چقدر خسته ام از زندگی بدونِ خودمچقدر دور شدم، دور از جنون خودم
چقدر کفری ام، این ارتدادم از خود چیست؟چقدر تشنه ام این روز ها به خون خودم
از این نقاب موقر چقدر بیزارمعزیز عالم و آدم شدم... زبون خودم
نیاز نیست به زحمت برادران عزیز!کدام چاه مرا بدتر از درون خودم؟
به جز سکوتِ خودم مهر بر دهانم نیستنبسته پای مرا هیچ جز س خودم
دو موج مانده به مرداب رود با خود گفت:چگونه وارهم از بختِ واژگون خودم؟
سیدصابر

چقدر خسته ام از زندگی بدونِ خودمچقدر دور شدم، دور از جنون خودم
چقدر کفری ام، این ارتدادم از خود چیست؟چقدر تشنه ام این روز ها به خون خودم
از این نقاب موقر چقدر بیزارمعزیز عالم و آدم شدم... زبون خودم
نیاز نیست به زحمت برادران عزیز!کدام چاه مرا بدتر از درون خودم؟
به جز سکوتِ خودم مهر بر دهانم نیستنبسته پای مرا هیچ جز س خودم
دو موج مانده به مرداب رود با خود گفت:چگونه وارهم از بختِ واژگون خودم؟
سیدصابر

می خواستم بنویسم «یلدا» و از عشق و آرامش حرف بزنم ولی قرار نیست سر خودم را شیره بمالم. همان طور که قرار نبود این چنین بی محابا بیگانه ترین باشم با خودم و دنیای بیرون از خودم. احساس می کنم مثل این وطن که سنت را به زور چادر کشیدن از سرش از آن زدودند، «من» هم از خودم زدوده شدم. مثل شعری که از وسط نخوانی آش، مثل رمانی که پیش از رسیدن به اوج رهایش کنی. شدم مثل ی که نیمه مست می کند، مثل گریه ای که بغض را فقط در حد ت شدن درد گلو آرام می کند. و این منم. به دنبال مقصر می گردم و همه مقصرند و نیستند؛ من مقصرم.
امشب نه علی اومد دنبالم، نه من دلم میخواست برم مغازه. البته ب بهش گفته بودم که دیگه خسته شدم از این مدلی. گفت خب یه مدت نیا. ( جدای اون حرفایی که به شوخی زد).........مامان اینا هم خونه نیستن. تنهایی نشستم تو ایوون، شیر نسکافه مورد علاقه م رو میخورم و قرص کامل ماه رو نظاره میکنم. البته یه کتاب هم یه ساعتی هست کنار دستم گذاشتم اما هنوز یه صفحه ش رو هم نخوندم!..........دارم فکر میکنم به آیندهبه آینده نه چندان دوربه سبک زندگیمبه تصمیماتمبه خودمبه علیبه ...دارم فکر میکنم به آیندهآینده ایی نه چندان دوربه شغل علیبه نبودن هایشبه مشغله هایشبه عروسکبه ماندنشبه خودمبه علیبه ....فکر میکنم به آیندهآینده ایی نه چندان دوربه درامد علیبه قسطا و وام ها به اجاره هابه هزینه و ج زندگیدو دوتا؟ انگار نمیشود چهارتابه بچه دار شدن یا نشدنبه خودمبه علیبه ...دارم فکر میکنم به هزار و یک چیز.............امان از این فکرای مس هامان از وسوسه امان از دنیامهربان خدای خوبمخودم، علی و عشقی که در قلبهایمان هست  را به تو میسپارممراقبشان باش!
مرگ وقتی بشود چاره ی ازار خودم،
میروم تا که نباشد به سرم دار خودم!

میگذارم بروم ، هر چه که شد هم بشود
که فقط ته بکشد سردی دلدار خودم!

درد یعنی نگذارند به رفتن دم در
مادرم گریه کند ، بر من و اصرار خودم!

درد یعنی که بمانم که شود ختم به صبر
غصه و گریه و آه و غم بسیار خودم!

درد یعنی نکنم فاش در پیش ی
راز شب بیداری و سرخی *چشمان خودم!

...

پ ن : *اشتباه عمدی است!
مربی تیم ملی کشتی آزاد روسیه سطح رقابت های جام جهانی ایران را بالا ارزی کرد و گفت: بارها به ایران آمده ام و این کشور را مانند خانه خودم می دانم.

می‌توانم این سؤالات را همین‌طور ادامه دهم اما حدس می‌زنم که متوجه‌ی منظورم شده باشید. من در مورد عادت‌هایی که دارم، از خودم سؤال می‌پرسم.

مهم نیست که چه چیزی می‌خواهید، مسئله‌ی مهم این است که برای رسیدن به آن چه کاری انجام می‌دهید؛ آن هم نه در آینده، بلکه همین امروز.

من حالا می‌توانم صادقانه به خودم در آینه نگاه کنم و به تمام سؤالات بالا پاسخ مثبت دهم. اما اگر بخواهم کاملا صادق باشم، باید اعتراف کنم که همیشه این‌گونه زندگی نکرده‌ام. من سال‌های زیادی، یادگیری را جدی نگرفتم، روی مهارت‌هایم سرمایه‌گذاری ن ، به‌قدر کافی ورزش ن ، پولم را پس‌انداز ن و …

اما در حال حاضر سعی می‌کنم دائما چیزهای جدیدی به عادات روزانه‌ام اضافه کنم. به‌عنوان مثال اخیرا شروع به به‌کارگیری مهارت‌ها و توانایی‌هایم کرده‌ام که می‌توانم در آنها بهتر شوم و سعی می‌کنم در هر ماه، حداقل روی یکی از آنها کار کنم.

به‌یاد داشته باشید که شما در هر زمان فقط می‌توانید روی یک چیز تمرکز کنید. بنابراین نمی‌توانید همه‌ی کارها را همین امروز انجام دهید. با‌این‌حال آنچه امروز انجام می‌دهید، قطعا روی آینده‌ی شما تأثیر می‌گذارد.
حتما بخوانید: چگونه برای آینده برنامه ریزی کنیم؟
به روزتان نگاه کنید

در نظر گرفتن عادات روزانه

    آیا هله‌هوله و غذاهای ناسالم می‌خورید؟

می‌توانم به شما بگویم که در 10 سال آینده، چاق‌تر و بیمارتر خواهید شد.

    آیا ناله و شکایت می‌کنید؟
من به دوستی شک دارم. به حرفهایی که آدم ها می زنند شک دارم. به خلوص نیتم وقتی ستایش را می بوسم شک دارم. به خوبی خودم شک دارم. به عشق به خودم شک دارم. به عشق شک دارم. به افتخاری که mace به من می کند شک دارم. به نفرتی که از خدا دارم شک دارم. به خوبی ریاضی شک دارم. به کاربردی بودن نجوم شک دارم. به فاصله ی خدا از زمین شک دارم. به حس خودم به مامان٬ به حس مامان به من شک دارم. به شک دارم. به افغانستان شک دارم. به نفرت خودم از آدم ها شک دارم. به علاقه ی خودم به آدم ها شک دارم. به فردینا شک دارم. به پارمیدا شک دارم. به مموش شک دارم. به رنگ زررد شک دارم. به آسمان شک دارم. به زیبایی ستاره ها... به زیبایی مسحور کننده ی ستاره ها شک دارم. به دلقک ها شک دارم. به کتاب ها شک دارم. به پاکی خودم در آن شب پنج سالگی که با گریه بیدار شدم و گفتم -نمیخوام برم جهنم- شک دارم. به آینده ی خودم شک دارم. به فردا شک دارم. به روز شک دارم. به دلتنگی خودم به آغای شک دارم. به دلتنگی خودم به آغای شک دارم. به علاقه ی خودم به مادربزرگ شک دارم. به نفرت خودم از خدا شک دارم. به وجود خدا شک دارم. به دنیای بی خدا شک دارم. به سوال هایی که دارم شک دارم. به زن ها شک دارم. به مرد ها شک دارم. به دوست ها شک دارم. به خالص بودن این نوشته شک دارم. به بیقراری خودم٬ به آهنگ های ایناودی٬ به زیبایی دنیا٬ به ارزش زندگی٬ به عد خدا٬ به نامردی خدا٬ به پـــــــچــــــیده بودن شرایط شک دارم. به قبول داشتن قیافه ام شک دارم. به ترسم دم غروب وقتی از بیحس می شوم و خورشید نمی تابد و خدا نیست شک دارم. به نبودن خدا شک دارم. حتا یک اتمینان در طمام ششسد و چند عظله و دوسد و چند استخان بدنم نیست.


پاو وینت بازار ارز و عملیات ارزی
پاو وینت-بازار-ارز-و-عملیات-ارزی پاو وینت با موضوع بازار ارز و عملیات ارزی، در قالب ppt و در 10 اسلاید، قابل ویرایش، شامل: بازار ارز چیست؟ ریسک های داد و ستد و مشارکت در بازار ارز ریسک تغییر نرخ ریسک نرخ بهره ریسک کشور ماهیت بازار ارز عملیات بازار ارز ارتباط موسسات فایل



پاو وینت بازار ارز و عملیات ارزی
پاو وینت-بازار-ارز-و-عملیات-ارزی پاو وینت با موضوع بازار ارز و عملیات ارزی، در قالب ppt و در 10 اسلاید، قابل ویرایش، شامل: بازار ارز چیست؟ ریسک های داد و ستد و مشارکت در بازار ارز ریسک تغییر نرخ ریسک نرخ بهره ریسک کشور ماهیت بازار ارز عملیات بازار ارز ارتباط موسسات فایل

یک عمر ما را با
دیر رسیدن ، بهتر از هرگز نرسیدن است گول زدند
دیر رسیدن فایده اى نداشت
دیر رسیدن یعنى وقتى چراغ ها را خاموش میکنند
یعنی وقتى که چایى ات از هواى بیرون هم سردتر است
یعنى صندلى هاى برع ِ روى میز ؛در کافه آنطرف ولیعصر
دیر رسیدن فایده اى نداشت
کاش هرگز نمى رسیدیم تا نمى دیدم
آن حجم تنهایى بزرگى را که به انتظارمان نشسته بود
تا دیر برسیم ...
دوباره سفره ی اشک است و فیض ماه خودم دوباره نیمه شبی و بساط آه خودم رسیدم اول کاری که معترف بشوم نشان به ندهم نامه ی سیاه خودم ی به جز تو خبردار نیست از حالم میان محکمه آرم که را گواه خودم ؟ قشون اشک فرستاده ام به درگاهت ذلیل عفو توام با همه خودم گریه و اشک به من تو راه نشان دادی و نفهمیدم فقط دویدم و رفتم به کوره راه خودم چه ظلم ها که ن به خود در این دنیا چه چوب ها که نخوردم من از نگاه خودم حیا ن و دنبال معصیت رفتم شدم من عبد فراری و دل بخواه خودم چه صبر داری و خسته نمی شوی از من خودم که خسته ام از این همه گناه خودم تمام ترس من این است مرگ من برسد که پی نبرده ام آن دم به اشتباه خودم به دست های خودم ساختم قفس ها را ببین که حبس شدم در میان چاه خودم " بجز حسین مرا ملجا و پناهی نیست " بگو به من که : بیا بنده در پناه خودم میان قبر بگویم حسین و گریه کنم دلم خوش است به این اشک گاه گاه خودم
خب   موارد من اینه که..   من خودم تا حالا نخواستم ازدواج کنم تا خودم رو قربانی خواهرم م. که بعدش بگم، من فداکاری تا زودتر ازدواج نکنم. این بزرگترین مورد قربانی من هستش.   من تا حالا هر چی رابطه عاطفی داشتم.. خودم شرایطی رو به وجود آوردم یا خودم آدم هایی رو به سمت خودم جذب که نادیده گرفته شم و اینطوری به حس قربانی شدنم اضافه بشه.   من خودم نخواستم لاغرتر بشم. تا به افراد دور و برم حس چاق بودن ندم،، و اینطوری خودم رو قربانی اطرافیانم .   این لیست در حال تکمیله...
ینی گاهی خندم میگیره بس که در درونم اتفاق میفته و من بیرون جیزی نمیگممثلا دلم واسه یکی تنگ میشه بعدش سعی میکنم رفع دلتنگی کنم به هر طریقی یا مثلا ذوق زده میشم بعدش ابراز میکنم ولسه خودم... ناراحت میشم از یکی بعدش حلش میکنم تو خودم حتا میرم با خودم قدم میزنم و با خودم حرف میزنم میخندم و گریه میکنم و شاید باور نکنید اگه بگم بهترین پیاده روی های زندگیم پیاده روی های من با خودم بودن... خیلیییی باحالم من :))))
تمام قصه ام این است "نسیه جان کندن"
چه نقدها که ندارم به داستان خودم... ستاره ای شده ام سر به زیر روی زمین
ی مرا بفرستد به ک شان خودم
غریبه ای شده ام بین دوستان خودم
که یک ستاره ندارم در آسمان خودم
چقدر زود مرا راهی زمین کرده
نیافریده مرا وصله ی زمان خودم
تمام قصه ام این است "نسیه جان کندن"
چه نقدها که ندارم به داستان خودم...
"همه قبیله ی من عالمان دین بودند"
زبانه می کشد آتش ز دودمان خودم
عسل برای من از دست دیگران زهر است
چه شربتی است همان جام شوکران خودم
ستاره ای شده ام سر به زیر روی زمین
ی مرا بفرستد به ک شان خودم
تیموری
بسمه تعالی
شاید بری شما پیش آمده باشدچگونه مصیر زندگی خود را پیدا کنیم تا در آینده پشیمان نشویم.
در این مقا له را اری را برای انتخاب راه موفق شدن درآینده را گذاشته ام که امید وارم به انتخاب مصیر زندگی شما عزیزان  کمک کند.
 
ما در کشوری زند گی می کنیم که متا سفا از امنیت شغلی خوبی بر خوردار نیست و این وضع به دغدغه ی فکری تبد یل شده که مانند ویروسی هر لحظه فکر جوانان بخصوص دانشجویان را به خود مشغول و دچار استرس و افسردگی زیادی برای افراد می شود.
یکی از را ار های که انسان را  در رسیدن به هدفش کمک می کند انتخاب چند هدف در راستای هم است .
و ب مهارت هایی است که انسان را در رسیدن به اه ش کمک می کند.
این امر باعث کم بودن استرس  افسردگی و ترس انسان از آینده است.
ابتدا بگذار یک مثال برای شما بزنم:
شخصی را در نظر بگیر که به چند هدف در آینده علا قه مند هست اما استرس دارد که کدام را انتخاب کند .
1ـ این شخص به تحصیل در روسیه وآشتغال در این کشورعلا قمند است.
2ـ وبه جذب در نیز علا قه دارد.
3ـ وی به زبان های خارجه نیز علا قه دارد و دوست دارد در آینده یک مدرس زبا ن شود.
4ـ این شخص از بچه گی به رشته های ورزشی علا قه زیادی نشا ن می داد.
این شخص نمی داند کدام هدف را دنبال کند و کدام بهتر و متمعا تر است برای آینده شغلی او ....
برای این کار او باید خود را برای رسیدن به همه ی این اه آماده کند و مهارت ب کند.
انتخاب رشته تربیت بدنی برای  رسیدن به سه علا قه مندی اول
فرا گیری زبان انگلیسی امتیازی برای همه ی علا قه مندی های وی 
در صورت امکان فراگیری زبان روسی برای برای رسیدن به مورد  1تا3
و دیگر فر صت های شغلی دیگر برای ب این مهارت ها
پس ما باید به جای فکر درباره ی آینده خود باید تلاش کنیم تا آینده خود را طوری بسازیم که خودما می خواهیم 
آینده را خود ما هست که می سازیم نه سرنوشت ما
موفق با شید
نویسنده:علیر ضا اشیری
هر شب که سکوت می شود همه جا و روانم آرام تر، فکر می کنم به اطرافی که آزارم می دهد، به همه ی حرفهایی که هر کلمه اش ضربه ای ست به اعماق وجودم از جانب خودم و دیگران، خودم، خودم، خودم ... می خوام رها بشم از بند این زندگی سراسر لجن و تصنعی، اما همین که این وجود لعنتیِ متعلق به من، چشمهاش رو باز می کنه و بیدار میشه، باز تکرار شنا در دریای لجن، از سر گرفته میشه. من افتادم در سراشیبی نابودی، به دست خودم؛ در عین حال این دست، دست من نیست، دست پر قدرت روزگار، سرنوشت، شرایط یا هر چیزی ست از این جنس ...
 ما را در تلگرام دنبال کنید.....>   

 
عملیات ارزی , روابط کارگزاری و بانکی
 
 عملیات ارزی
عملیات ارزی یعنی آن بخش از فعالیت های روزانه بانک که با ارز انجام می شود شامل ید و فروش ارز، افتتاح حساب های بانکی به ارز (انواع حساب ها از نظر مدت)، نقل و انتقالات ارزی ، عملیات مربوط به اعتبارات اسنادی، وصولی ها ،ضمانت نامه ها، اوراق قرضه، چک های مسافرتی و …. می شود.
8hac_3.jpg
 
جهت ب اطلاعات بیشتر بر روی لینک زیر کلیک کنید.
ادامه مطلب ...
دلم خوش است به این اشک گاه گاه خودم دوباره سفره ی اشک است و فیض ماه خودم دوباره نیمه شبی و بساط آه خودم رسیدم اول کاری که معترف بشوم نشان به ندهم نامه ی سیاه خودم ی به جز تو خبردار نیست از حالم میان محکمه آرم که را گواه خودم ؟ قشون اشک فرستاده ام به درگاهت ذلیل عفو توام با همه خودم گریه و اشک به من تو راه نشان دادی و نفهمیدم فقط دویدم و رفتم به کوره راه خودم چه ظلم ها که ن به خود در این دنیا چه چوب ها که نخوردم من از نگاه خودم حیا ن و دنبال معصیت رفتم شدم من عبد فراری و دل بخواه خودم چه صبر داری و خسته نمی شوی از من خودم که خسته ام از این همه گناه خودم تمام ترس من این است مرگ من برسد که پی نبرده ام آن دم به اشتباه خودم به دست های خودم ساختم قفس ها را ببین که حبس شدم در میان چاه خودم " بجز حسین مرا ملجا و پناهی نیست " بگو به من که : بیا بنده در پناه خودم میان قبر بگویم حسین و گریه کنم دلم خوش است به این اشک گاه گاه خودم
با سلام جلسه با دو غایب برجسته یعنی حسین و حسن تشکیل شد. در ابتدا طبق قرار قبلی چند دقیقه ای صرف آموزش روخوانی قرآن شد که بسیار مفید بود. زحمت این کار رو محمد کشید. بعد از آموزش قرآن جلسه رسما شروع شد. همه حاضرین موضوعات و دغدغه هایشان را گفتند که به شرح زیر تقدیم می کنم. عباس: هدف از زندگی، معنای زندگی، نسبت ما با زندگی، فرار از روزمرگی محمد: روشهای رسیدن به ثبات قدم در دینداری، ثبات حالات معنوی، ثبات فضایل اخلاقی، ثبات شخصیت احمد: اخلاق ی، پلایش درونی، پالایش بیرونی، ترک گناه فرهاد: فلسفه و حقیقت پس هر چیزی علی الخصوص مفاهیم و دستورات دینی مهدی: ضعف های انسان، روشهای کشف ضعفها، شیوه برخورد با ضعفها، روشهای کمک به دیگران برای پی بردن به ضعفهایشان قرار شد هفته آینده روی موضوع و دغدغه عباس تمرکز کنیم. اگر در یک جلسه تکلیف دغدغه عباس روشن نشد قرار شد تا رسیدن به نتیجه دلخواه دغدغه عباس همچنان موضوع جلسه باشه. و به ترتیب نوبت، موضوعات دوستان دیگر هم مطرح و راجع به اونها بحث بشه. جلسه با دعای فرج تمام شد. قرار شد از هفته آینده جلسه راس ساعت 6 و نیم شروع بشه. با تشکر از خودم و همه بزرگواران و دوستان و سلام به عزیز جناب آقای بردبار دامت افاضاته
گفتم بریم باغ، ه بادوم بخوریم، حالم عوض بشه، رفتیم، خوردیم، ولی حالم خوب نشد! حرص خوردم!وقتی داشتم بر می گشتم، به خودم می گفتم، منم باید خودم آینده ام رو بسازم...
"بسم اللّه الرحمن الرحیم" دیروز بین خاطرات گمشده بین کتابهای قدیمی یه نقاشی ازخودم پیدا و راستش کلی هم لذت بردم از دیدنش. اصلا اون روزا رو به یاد نداشتم و فکر نمی با نقاشی آینده خودم رو ترسیم کنم. من از روی عواطف پاک کودکیم چیزی رو برای خودم خواسته بودم که الان باعث شده احساس آرامش داشته باشم.... ادامه مطلب
هیچی. و دارم از ایین حس متلاشی میشم. هیچ امیدی به هیچ یک از کارایی که میکنم ندارم نه به خودم نه به زندگی نه به آیندم. هیجی. دلم میخواد نباشم اما این کارو نمیکنم خسته شدم. از خودم از خودم دلم میخواد ولم کنه. ولم کنه ولم کنه. از زندگی متنفرم اما توانایی تموم شو ندارم و واسه همینم از خودم متنفرم. فقط دلم میخواد این خودو از بدنم جدا کنم. دلم میخواد ولم کنه دست از سرم برداره. ازش خسته شدم.
یکی از مواردی که در نرم افزارهای حسابداری حائز اهمیت است ، پشتیبانی نرم افزار حسابداری از سیستم چند ارزی است. برخی از نرم افزارهای حسابداری چند ارزی هستند به این معنی که شما می توانید سندهای حسابداری را که در آنها ثبت می کنید به صورت ارزی ثبت کنید. یعنی هم ریال را وارد کنید و هم دلار و یا یورو.
خیلی از ب و کارها هستند که برای ید و فروش و یا هزینه های خود از ارزی غیر از ارز پایه استفاده می کنند. در هر کشوری ارز پایه ، همان ارز رایج آن کشور است. مثلا در ایران ریال ارز پایه به حساب می آید. اگر ب و کاری در ایران ید خارجی داشته باشد آنگاه باید ید خود و برخی از هزینه های مربوط به ید را با ارزی غیر از ریال انجام دهد. این ب و کار برای ثبت عملیات مالی خود باید از نرم افزار حسابداری استفاده کند که دارای قابلیت ثبت اطلاعات به صورت چند ارزی باشد.
یعنی علاوه بر ثبت اطلاعات به صورت ریال معادل ارزی آنرا نیز در نرم افزار وارد نماید تا بتواند بعدا با استفاده از سند تسعیر ارز میزان سود یا زیان خود را که بر اثر نوسانات نرخ ارز ایجاد شده است محاسبه نماید.
در بازار ایران نرم افزارهای حسابداری زیادی هستند که امکان ثبت اطلاعات حسابداری به صورت چند ارزی را دارا می باشند. یکی از نرم افزارهایی که این قابلیت را دارا می باشد ، نرم افزار حسابداری باتیز محصول شرکت داده پردازان ارگس می باشد.
این نرم افزار که به صورت 6 سطحی می باشد می تواند مورد استفاده خیلی از ب و کارهای بازرگانی ، صنعتی و پیمانکاری قرار گیرد.
این نرم افزار همچنین قابلیت ثبت اسناد به صورت ارزی را دارا می باشد و دارای فاکتور ید و فروش ارزی نیز می باشد. در این نرم افزار می توان انواع ارز را تعریف نمود و نرخ ارز را در تاریخ های مختلف وارد کرد و در اسناد حسابداری از آنها استفاده کرد.
داشتم با خودم فکر می چرا من این قدر فکر الکی می کنم؟ فکرای الکی. یکی به هدف زندگی انسان فک می کنه مثلا، یکی به گرمایش جهانی. من؟ به خودم. به خودم و روابطم. به آدمام. از خودم می پرسیدم واقعا چرا دوست نمی خوام، چرا حوصله م سر نمی ره، چرا با همیشه همیشه م فرق ، چرا به روابط عجیب وغریب معتاد شدم، چرا دوست خوب دارم ولی ارتباط نه و غیره و غیره. بعد از خودم پرسیدم واقعا کدوم آدمی در طول روز این همه به این چیزا فک می کنه؟!
داشتم با خودم فکر می چرا من این قدر فکر الکی می کنم؟ فکرای الکی. یکی به هدف زندگی انسان فک می کنه مثلا، یکی به گرمایش جهانی. من؟ به خودم. به خودم و روابطم. به آدمام. از خودم می پرسیدم واقعا چرا دوست نمی خوام، چرا حوصله م سر نمی ره، چرا با همیشه همیشه م فرق ، چرا به روابط عجیب وغریب معتاد شدم، چرا دوست خوب دارم ولی ارتباط نه و غیره و غیره. بعد از خودم پرسیدم واقعا کدوم آدمی در طول روز این همه به این چیزا فک می کنه؟!
با خودم می جنگم. اساساً بلد نیستم خودم را ببخشم. دیگران را چرا. هر جا هم سر می چرخانم حرف اول این است که برای پیشرفت و آرامش و فلان، باید خودت را ببخشی و سعی کنی بگذری و فراموش کنی و خلاصه مته به خشخاش نگذاری. نمی توانم. خب من از خودم انتظار دارم. انتظار دارم هر قولی که به خودم می دهم - ریز یا درشت- ، پایش بایستم، و وقتی نمی شود، یعنی چه شده؟ زرشک!
به سلامتی خودم
be salamati khodam


ب سلامتی خودم که
از خواسته هام میگذرم تا دیگرون
به خواستشون برسن!!!


به سلامتی خودم
be salamati khodam


ب سلامتی خودم که
ب هرکی رسیدم خندیدم تا طرف با دیدنم
واسه دو دقیقه هم شده غم و غصشو بریزه دور!!!


به سلامتی خودم
be salamati khodam


ب سلامتی خودم که
هرکی شونه خواست شونش شدم
و هروقت شونه خواستم یه بُرِس هم به ما
ندادن!!!! برای مشاهده ادامه اس ام اس ها به ادامه مطلب بروید.....